سه روش وحی ابلاغ وحی
در قرآن آمده که خداوند به سه روش بر پیامبران خود وحی میکرده است: در قرآن آمده که خداوند به سه روش بر پیامبران خود وحی میکرده است: بدون واسطه (وحی مُشافِهی) - از طریق حجاب- با واسطه فرشتۀ وحی (جبرئیل) یک. مستقیم و بدون واسطه (وحی مُشافِهی) دو. از طریق حجاب (مثلا درخت در داستان تکلم موسای نبی با خداوند) سه. با واسطه فرشتۀ وحی (جبرئیل) در آیه 51 سوره شوری به این سه روش ابلاغ وحی اشاره شده است: وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیاً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکِیمٌ (و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی میفرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی میکند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است!) اینکه دقیقا چه مقدار از قرآن را جبرئیل آورده و چه مقدار مستقیما بر قلب پیامبر صلی الله علیه و آله، نازل شده، چندان روشن نیست. آنچه در متون معارف مکتوب آمده، بیشتر ناظر به حالتهای جسمی و دگرگونیهای روحی پیامبر صلی الله علیه و آله در هنگام وحی مستقیم است. مثلا گفته شده: «هنگام وحي، درد شديدي به پیامبر دست ميداد، حالت بیهوشی بر وي عارض ميشد، سر او به زير ميافتاد، رنگ صورتش تغيير ميكرد و عرق از روي او جاري ميشد، حاضران در جلسه نيز تحت تأثير اين وضع قرار ميگرفتند و بر اثر اين منظرة ترسناك سرهاي آنان نيز به زير ميافتاد، خداوند متعال ميفرمايد: «إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلاً ثَقِيلاً» يعني: ما گفتار سنگيني را به تو القاء كرديم.» (درسهايي از علوم قرآن، طاهری، ج ۱، ص ۲۵۱ـ۲۵۸) در روایتی دیگر آمده: هنگامی که سورهی مائده بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد، حضرت سوار بر قاطرش، شهبا بود. وحی چنان بر حضرت سنگین بود [و فشار آورد] که قاطر ایستاد و شکمش به سمت پایین کشیده شد؛ به گونهای که نزدیک بود به زمین بخورد و حال اغما بر رسول خدا صلی الله علیه و آله عارض شد [و چنان بی حال شدند که] دست خود را بر شانههای شیبة بن وهب جمحی گذاشتند. پس از مدتی این حال از رسول خدا صلی الله علیه و آله برطرف شد؛ سپس حضرت سورهی مائده را بر ما قرائت کرد (بحارالانوار؛ ج 18، ص 271) همینطور از قول زُاره بن اَعین نقل شده که از امام صادق(ع) پرسیدم: « آن حالتی که به پیغمبر هنگام نزول وحی دست میداد چطور بود؟ چطور حضرت بیتاب میشد؟ امام فرمود: این حالت غشیه (از حال رفتن) زمانی بود که میان پیامبر صلی الله علیه و آله و خدا واسطهای نبود و هنگامی بود که خداوند بر ایشان تجلی میکرد. آن همان نبوت است ای زاره! آنگاه نزدیک بود که امام به خشوع دچار شود و حالتش دگرگون گردد.» ( التوحید، شیخ صدوق، ص115)
مشاهده بخشهایی از قرآن در شب معراج
علاوه بر این در پارهای روایات آمده که پیامبر صلی الله علیه و آله بخشهای از قرآن را در شب معراج بر لوحههایی مشاهده کرد. عین این روایت چنین است: «در شب معراج دو لوح را ديدم. در يکي فاتحه الکتاب و در لوح ديگر قرآن که نورهاي سهگانه ساطع بود. از جبرئيل پرسيدم: آن نورها چيست؟ فرمود: قل هو الله احد، سوره يس و آيهالکرسي» ( جامع الاخبار و الآثار، ج1، ص 9 و مستدرک الوسائل، ج 4، ص 334). طبق روایت یادشده، حضرت، بخشهایی از قرآن را در شب معراج مشاهده کرده. اما این آیا بدین معناست که خداوند مستقیما و بدون واسطه با پیامبر صلی الله تکلم کرده است؟ این احتمال وجود دارد که منظور از لوح، معنای عرفی کلمه نباشد بلکه منظور تعبیر قرآنی لوح محفوظ است که همان مقام علم پروردگار است که معانی وحیانی مندرج در آن، در صفحۀ دل پیامبر صلی الله علیه و آله نقش میبندد.