در ارتباطات، نظریهای داریم با عنوان نظریه تزریقی. این نظریه میگوید رسانه میتواند شبیه یک سرنگ، پیام را به مخاطب تزریق کند؛ یعنی تاثیر مستقیم بر افراد بگذارد. این نظریه حدودا 90 سال پیش، ارائه شده و الان دیگر مطرح نیست؛ چون کم کم با تنوع و گسترده شدن رسانهها و بلوغ فکری مخاطب، این اثرگذاریِ زیاد به چالش کشیده شد؛ اما شواهدی نشان می دهد هنوز هم رسانه میتواند اثر مستقیم بر ذهنیت افراد بگذارد.
از ماجرای کارآگاه رکس تا ملوان زبل
رسانهها میتوانند کلیشههایی را به ذهن مخاطب منتقل کنند که تا سالها اثر آن باقی بماند تا جایی که تغییر آن خیلی سخت باشد؛ مثلا اگر به یاد بیاورید در سریال کاراگاه رکس، از سگ نژاد شپرد برای زندهیابی استفاده شده بود و اولین تصویر رسانهای از یک سگ زندهیاب در کشور ما این سگ بود. همین باعث شد که مردم فکر کنند فقط این نژاد میتواند زندهیابی کند! در حالی که همه سگها این توانایی را در صورت آموزش دیدن دارند یا مثلا تصاویر کلیشهای که درباره کشورها و شهرهای مختلف داریم. شاید خیلی از ما تصورمان از آفریقا هنوز تصور کلیشهای زندگی قبیلهای باشد؛ در حالی که واقعیت این نیست. همین تصور کلیشهای غلط درباره ایران هم وجود دارد و خیلی از کسانی که از دور ایران را میشناسند، تصویری عقبمانده از ایران دارند.
حواسمان باشد بچهها چه محتوایی میبینند و رفتارهایشان را از کدام تولیدات رسانهای تقلید میکنند و تا جایی که میتوانیم محتواها را برایشان غربال کنیم
بچهها زودتر باور میکنند
هر چقدر مخاطب منفعلتر، در محیط بستهتر، کمسنوسالتر و کم سوادتر باشد، رسانه اثرگذاری بیشتری دارد. برای همین است که کودکان، مخاطبان اثرپذیرتری نسبت به بزرگسالان هستند. بچهها تجربه و سن کمی دارند و معمولا هر چیزی که در سالهای اولیه زندگی خود ببینند را باور میکنند. از طرفی هم اثرات پیامهایی که افراد در کودکی دریافت میکنند، ماندگارتر است. برای همین رسانهها یک نقش مهمی که در تمام کشورها دارند، بحث آموزش به کودکان است ؛ مثلا در سالهای ابتدایی قرن بیستم در آمریکا بیشتر بچهها مشکل کمبود آهن داشتند؛ برای همین به فکر ساختن برنامهای افتادند که بچهها را به خوردن یک منبع غنیِ آهن، تشویق کنند. ملوان زبل در همان سالها برای ترغیب بچهها به خوردن اسفناج، ساخته و نمایش داده شد. اتفاقی که باعث شد این ماده غذایی در رتبه سوم محبوبترین خوراکی بچههای آمریکایی قرار بگیرد! البته بعدها مشخص شد میزان آهن اسفناج آنقدرها هم بالا نیست و یک اشتباه محاسباتی باعث شده اسفناج را مهمترین منبع آهن بدانند!
چطور از بچه ها مراقبت کنیم؟
حالا که متوجه شدیم رسانهها اثر مستقیم روی بچهها دارند باید چکار کنیم؟ راه حل اول این است که در سنین کم مراقب خوراک رسانهای فرزندانمان باشیم و اجازه ندهیم در معرض محتواهای مربوط به بزرگسالان قرار بگیرند. راه حل دوم مربوط به محتواهای ویژه سن کودکان است. حواسمان باشد بچهها چه محتوایی میبینند و رفتارهایشان را از کدام تولیدات رسانهای تقلید میکنند و تا جایی که میتوانیم محتواها را برایشان غربال کنیم. راه حل سوم که هم وظیفه پدر و مادرهاست هم مدرسه هم رسانه، آموزش تفکر انتقادی به بچههاست. کودکان باید آموزش ببینند هر چیزی میبینند باور نکنند. بتوانند محتواها را آگاهانه انتخاب کنند. دربارهاش فکر کنند و واکنش مناسب داشته باشند.
بیشتر بخوانید
حق با شماست فرزندم! با این بازی به رشد فرزندتان کمک کنید چند فرمول برای محبت به فرزندان



