گفت‌وگو با دکتر افراسیاب‌پور، گردآورندۀ کتاب: «قرآن کریم به‌همراه تفسیر شاعران پارسی‌گو»

دوشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۱ - ۰۰:۰۰
تفسیر شاعرانۀ قرآن
میراث عظیم ادب پارسی، گنجینه‌ای ناب از معارف دینی و آموزه‌های انسانی است. در این میان، شاعرانی که سر زلف هنر را با این همیشه‌ترین کتاب هستی، قرآن کریم، پیوند زده‌اند، از رهگذر این چشمه فیاض، به سخن خود غنای بیشتری بخشیده‌اند. آنها با لقمه‌چینی از سفرۀ رنگین قرآن، حلاوت این کتاب آسمانی را در کام مخاطبان خود، دوچندان کرده‌اند. این اشعار که تا پیش از این، مثل دانه‌های تسبیح، در پهنۀ شعر فارسی، پراکنده‌ بوده است؛ اینک اما با همتی مردانه، در مجموعه‌ای نفیس به صورت یکجا گردآوری شده است. دکتر علی اکبر افراسیاب‌پور نویسنده و استادیار دانشگاه شهید رجائی، سال‌هایی مدید از عمر گرانبهای خود را صرف مطالعه و پژوهش در میراث ادب فارسی نموده و رهاورد این سفر معنوی و رنج ستودنی، تدوین اثری دو جلدی با عنوان: «قرآن کریم به‌همراه تفسیر شاعران پارسی‌گو» بوده است؛ کتابی که می تواند مرجعی جامع برای پژوهش‌گران، گویندگان، و عموم قرآنیانِ‌‌ ادب‌‌‌دوست باشد. با دکتر افراسیاب‌پور،‌ گردآورنده اثر، به گفت‌وگو نشسته‌ایم تا پیرامون این کتاب نوانتشار، بیشتر بدانیم. لطفا بفرمایید ایده این کار از کجا شکل گرفت؟ ایده اولیۀ این کار در بحث‌های ادبی با استاد قدمعلی سرامی، استاد برجسته ادب پارسی شکل گرفت و نکته این بود که اثبات گردد قرآن کریم به گروه خاصی اختصاص ندارد و محدود نمی‌شود بلکه همه انسان‌ها مورد خطاب خداوند هستند و همه حق دارند قرآن را بخوانند و بفهمند و نظر خود را ابراز کنند و هر کس به اندازه درک خود از این دریای معنوی بهره ببرد. متأسفانه دسته‌ای خود را متولی درک و فهم قرآن فرض کرده‌اند و برداشت‌های سطحی و اغلب ناصواب خود را بر مردم و قرآن تحمیل کرده‌اند و این کتاب نشان می‌دهد که چنان انحصاری وجود ندارد. قرآن برای نجات انسان‌ها از زنجیرهای مختلف و آ‌زادی انسان‌ها آمد و متأسفانه نباید از آن زنجیر ساخت و روح و جسم انسان‌ها را با آن زندانی ساخت. این با روح قرآن تعارض کامل دارد. گویا در کنار جمع‌آوری اشعار مفسر قرآن، ترجمانی هم از قرآن شریف به دست داده‌اید، لطفاً کمی درباره ویژگی‌های این ترجمه و تفاوتش با ترجمه‌های موجود توضیح دهید. در ابتدا قرار نبود ترجمه‌ای از قرآن کریم تقدیم گردد. اما در ضمن کار متوجه شدم که ترجمه‌های موجود که برخی قوی هم هستند به نوعی نیاز این کار را برآورده نمی‌کردند و نیاز به ترجمه‌ای دقیق و متعهد به متن بود که بسیاری از اشعار را روشن نماید لذا ناچار به‌ ارائه ترجمه‌ای شدم که از کم و زیادهای برخی به دور باشد. در مواردی برای یک عبارت چند ترجمه ارائه شده است تا با دقت بیشتری گفته‌های شاعران هم بهتر فهمیده شود. این ترجمه به‌طور جداگانه قابلیت چاپ دارد و اگر ناشر آن را جداگانه چاپ کند از بسیاری از ترجمه‌های دیگر پائین‌تر نخواهد بود و چه بسا اغلب مخاطبان، ترجمه دقیق و بی‌کم و کاست را ترجیح بدهند. اگر اجازه دهید برویم سراغ بخش دوم. آیا میراث معارف ادبی ما اینقدر غنی بوده است که بتوانید برای 6236 آیه قرآن، شواهد شعری بیاورید؟ ادبیات فارسی در دو بخش منثور و منظوم خود چنان غنایی دارد که اکثر علومی اسلامی و معارف قرآنی از صرف و نحو عربی تا فلسفه و منطق را ایرانیان نوشته‌اند و عمدۀ فرهنگ اسلامی در زبان فارسی تدوین شده است. ایرانیان نسبت به اقوام دیگر بافرهنگ‌تر و باسوادتر بوده‌اند یعنی اگر تاریخ را ملاحظه بفرمایید تمدن ایرانی پیشینه‌ای عجیب دارد که از عصر ساسانی دانشگاه‌هایی داشته که از سراسر جهان دانشجو می‌پذیرفته است، در حالی‌که بسیاری از اقوام تا صد سال پیش، اغلب هیچ کارنامه تمدنی ندارند. به همین دلیل ایرانیان قرآن کریم را چون فرهیختگان خوانده‌اند و بر اساس آن پیشینۀ فرهنگی درکی بسیار برتر از دیگران داشته‌اند و همین کتاب اثبات می‌کند که شاعران ادب فارسی از هزار سال پیش چنان دریافت‌هایی از قرآن داشته‌اند که اقوام دیگر هنوز هم به ابتدای آن نرسیده‌اند. کتاب «قرآن کریم به‌همراه تفسیر شاعران پارسی‌گو»؛ کتابی است که می‌تواند مرجعی جامع برای پژوهش‌گران، گویندگان، و عموم قرآنیانِ‌‌ ادب‌‌‌دوست باشد. با توجه به اینکه پاره‌ای از اشعار با آیات فراوانی می‌تواند نسبت داشته باشد، تطبیق آن ابیات با آیه‌ای خاص بر اساس چه معیاری صورت گرفته است؟ تطبیق اشعار با آیات، معیار داشته است و از ظاهر واژه‌ها به باطن معانی پیش رفته است یعنی ابتدا اگر کسی عین واژۀ قرآنی را در شعر آورده، اولویت داشته است. در مرحله بعد، ترجمۀ آیه در شعر مورد نظر بوده سپس به ترتیب، به سراغ گردآوری اشعار دربرگیرندۀ تضمین، تلمیح، اقتباس، تفسیر و بالاخره تأویل آیات رفته‌ام. مشکل‌ترین بخش، همین تأویل بود چرا که با قصد و منظور اصلی پیام کار دارد و به نوعی روح آن پیام را در بر می‌گیرد. ممکن است در ظاهر گمان شود که مربوط به آیه نیست اما اگر آیه و شعر با هم مطالعه شود، به روشنی دریافت می‌شود که همین مطلب، مورد نظر بوده است. به‌ نظر می‌رسد بسیاری از شاعران در اشاراتی که به قرآن داشته‌اند، قصدشان بیشتر تلمیح بوده است تا تفسیر قرآن. عنوان «قرآن همراه با تفسیر شاعران پارسی‌گو» کمی اغراق‌آمیز نیست؟ این بیان‌های قرآنی شاعران نه تنها اغراق‌آمیز نیست که کشف بسیاری از زیبائی‌های قرآن را دربر دارد و چنین نیست که شاعران فقط تلمیح داشته باشند بلکه به شیوه‌های جالبی به تفسیر پرداخته‌اند مثلاً در آیۀ «وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا» (بقره:31) که می‌فرماید: همۀ نام‌ها را به آدم آموخت، اینها بهترین تفسیرهاست. من تو را بخریده و آموخته / تو زنااهلی مرا بفروخته (عطار) از آن داشته‌ای تو جمله اسما /  که هستی صورتِ عکسِ مسمّا (شبستری) یک سخن گفته دو عالم زان سخن جان یافته / یک نظر کرده بر آدم گشته بر عالم امیر (عراقی) اسم حق پیش صاحبِ عرفان / نیست الا حقایق اعیان (مولوی) بیا ای یار روحانی، بگو اسمای انسانی / چو می‌دانم که می‌دانی طریق عَلّمَ‌ الاَسْماء (قاسم انوار) آدم خاکی ز حق آموخت علم / تا به هفتم آسمان افروخت علم (مولوی) با توجه به فرآیند سخت‌گیرانه ممیزی آثار قرآنی در نهادهای متولی نشر ترجمه و تفسیر قرآن، آیا برای انتشار این اثر، چالش یا مخالفت‌هایی هم داشتید؟ در مراحل کسب مجوز چاپ، مراحل قانونی طی شد و اغلب از ظواهر امور فراتر نرفتند و متأسفانه نامه‌نگاری‌های اداری، همۀ سرمایه‌های کشور را هدر می‌دهد اما خوشبختانه در کار انتشار این کتاب چالش یا مخالفتی رخ نداد. نگاه‌های سطحی و محدود جامعه و فرهنگ را سطحی می‌کند و از رسوخ در عمق باز می‌دارد،  ناباروری فرهنگی به همین ترتیب ایجاد می‌شود. تفسیر علی‌القاعده باید تبیین‌گر پیام قرآن باشد، از طرفی، اشعار برخی از شاعران که رویکرد عرفانی به قرآن دارند مثل مولانا، گاهی چنان پیچیده است که خودش نیاز به تفسیر دارد، آوردن این اشعار به منظور تفسیر قرآن، ‌نقض غرض نیست؟ بله شاعران تفسیر کرده‌اند و نمونۀ آن را آوردم. آنچه در نزد عموم، تفسیر گمان شده است که برخی واژه‌های قرآن را از کتاب لغت معنا می‌کنند و گفته‌های پیشینیان را به عنوان تفسیر می‌آورند، اگر دقت شود، این کار، تفسیر نیست بلکه نوعی ظاهرگرایی و گم شدن در معنای واژه‌ها و فراموشی و غفلت از پیام اصلی است. در تفسیرهای اسمی تکراری در ده‌ها جلد کمترابتکار و نوآوری دیده می‌شود؛ در حالیکه شاعران به اصل پیام توجه کرده‌اند و آن محتوای معنوی را دریافت نموده و به‌یادگار نهاده‌اند. به نظر می‌رسد در بسیاری از آیات که بیش از یک منظور را بیان می‌کند، کار تشخیص ارتباط اشعار با بخش‌های مختلف یک آیه، به مخاطب وانهاده شده است و این امر، اثر را کمی سخت‌خوان کرده است. آیا این امکان وجود نداشت که روشن شود هر بیت دقیقا در مقام تبیین کدام فراز از آیه است؟ تعیین دقیق این که هر بیت به کدام آیه مربوط است، در مورد ابیاتی که تضمین یا تلمیح یا ترجمه و بیان عین واژه‌های قرآن صورت گرفته است، امکان دارد و این امر انجام شده است. یعنی شماره آیات و شماره ابیات یکی است و واضح است. اما در مواردی که تأویل  و برداشت عمیقی در بین بوده که ارتباط ظاهری واضحی ندارد و نیاز به مطالعة کامل آیات و آشنایی با زبان شاعر دارد،  این کار دشوار بوده و نیاز به توضیح و تشریح دارد که ناشر محترم از عهده دو برابر شدن متن برنمی‌آید و همین دو جلد هم آنقدر هزینة انتشار بالایی دارد که علاقه‌مندان الان نمی‌توانند کتاب را بخرند و اغلب گلایه دارند که کتاب به دست علاقه‌مندان نمی‌رسد اما اگر بتوان حجم کتاب را افزایش داد در چاپ‌های بعدی، نگارنده آمادگی دارد که هر بیت را دقیق با وجه تناسب و ارتباط آن با آیه  مشخص نموده و شرح دهد تا آن دشوارخوانی، آسان گردد. 

پربازدیدها

پربحث‌ها