
جالب اینکه در همین سال ها 1879 میلادی به یک باره و کاملا اتفاقی، استوانه ای از گل پخته به نام منشور کوروش به دست یک میسیونر مسیخی کلدانی و تبعه بریتانیا به نام "هرمزد رسام" پیدا شد!
بررسی متون کهن تاریخی و نیز ادبیات سرزمین ایران بزرگ، نام و نشان روشنی از کوروش به دست نمی دهد.
البته تلاش های زیادی در حال انجام شدن است که برخی اسامی را به کوروش نسبت دهند، ولی این تلاش ها تنها گمانه زنی هایی ضعیف است که برای رد آن ها ادله متعددی می توان آورد.
به راستی کوروش کیست؟
کوروش هیچ جایی در ادبیات ایران نداشته و برای نمونه فردوسی در شاهنامه خود که در وصف احوالات شاهان ایرانی است در حالی از افتخارات و کرامات اسکندر تعریف و تمجید کرده که حتی اشاره ای به نام کوروش نیز ننموده است!کشف کوروش!
به گواهی تاریخ تا حدود 70 الی 80 سال پیش نام کوروش در ایران رواج نداشته و مقبره ای به نام کوروش برای مردم ایران شناخته شده نبوده است.آنچه از کوروش برای ما گفته شده، مأخوذ از آثار مورخان یونانی مانند هرودوت، گزنفون و کتزیاس و نیز کتب مقدس یهودیان است که البته آن هم به صورت گزینشی و جهت دار بوده است!
در آثار تاریخی و ادبی فارسی، مقبره ای که اینک به عنوان مقبره کوروش معرفی می شود به عنوان مقبره مادر سلیمان معرفی می شد و هیچ اثر کلاسیکی وجود ندارد که جز این گفته باشد.
به عنوان نمونه "فارس نامه" ابن بلخی از کهن ترین آثار فارسی به این بنا با همین نام اشاره کرده است.

تمدن هفت هزار ساله
از بدو ورود فراماسونری به ایران و ظهور اولین تربیت شدگان و وابستگان آن در کشور، شاید بتوان باستان گرایی کوروشستایانه را مهم ترین ویژگی فکری آن دانست. این نوع باستان گرایی ویژه، همواره با ستایش افراطی و شوونیستی از تاریخ 2500 ساله ایران همراه است که از دوره کوروش آغاز می کند و تعمدا تاریخ 5000 ساله پیش از آن را نادیده می گیرد!گفتمان "باستان گرایی کوروش بنیاد" نه تنها دوران پیش از کوروش که دوره شکوهمند اسلامی این تاریخ را نیز نادیده گرفته و با تحویل مسلمانان به اعراب، آنان را عامل نابودی این تاریخ باستانی و انسانی معرفی می کند!
"یان استرایس" جهانگرد هلندی که در قرن هفدهم میلادی از پاساردگاد بازدید کرده از مشهد مادر سلیمان به عنوان زیارتگاه نام برده است.
شهرت این مکان به این عنوان قرن ها پا برجا بوده تا اینکه کمتر از دو قرن قبل، انگلیسی ها این مکان را به عنوان "مقبره کوروش کبیر" کشف نموده اند!
از این زمان کم کم در سخنان و مکتوبات انگلیسی ها، مقبره کوروش کبیر پررنگ تر می شود! با این حال تا سال ها آغازین قرن بیستم هنوز عموم مردم ایران، این مکان را مقبره مادر سلیمان می دانستند و برخی از مردم از جمله زنان به زیارتش می رفتند و حاجت می طلبیدند.

پیداش کوروش توسط انگلیس ها
الیوت کروشی ویلیامز دولتمرد انگلیسی که در اوایل قرن بیستم به ایران سفر کرده بود در این مورد با ابراز نگرانی از رواج خرافات، در ایران می نویسد:به نظر می آید ایرانی افاسنه را به تاریخ و خرافات را به هر دو ترجیح می دهد. از این رو امروز آرامگاه کوروش در سرزمین خودش با نام تخت مادر سلیمان شناخته می شود. یا در همین دوران "پرسی سایکس" مورخ و ژنرال انگلیسی با ساخت ترکیب "شاه جهان، شاه بزرگ" می گوید:
من دوبار از این آرامگاه بازدید کرده ام؛ و هر باراحساس کرده ام که دیدن اصل مقبره کوروش " شاه جهان، شاه بزرگ" چه افتخار بزرگی برایم بوده است!
یکی از مهم ترین موضوعاتی که درباره کوروش که این روزها از سوی برخی با عنوان "کوروش کبیر" از او یاد می شود و سخنان زیادی به وی نسبت داده می شود می بایست مورد توجه قرار گیرد، منابع و مستندات تاریخی درباره این شخصیت است.
جالب اینکه در همین سال ها 1879 میلادی به یک باره و کاملا اتفاقی، استوانه ای از گل پخته به نام منشور کوروش به دست یک میسیونر مسیخی کلدانی و تبعه بریتانیا به نام "هرمزد رسام" پیدا شد! به راستی چگونه به یک باره مقبره کوروش کبیر و نیز منشور وی توسط انگلیسی ها کشف شد و این شخصیت از لا به لای صفخات تورات یهودی و آثار یونانی یهودی زده ای چون "تاریخ هرودو" که مملو از جعلیات و تاریخ سازی با اهداف پنهان است، سر برآورد و خود را در جایگاه هویت سازی با اهداف پنهان است، سر برآورد و خود را در جایگاه هویت سازی برای ایرانیان دید؟!
به ویژه اینکه این بازنمایی از کوروش با نگاه گزینشی و نادیده گرفتن بخش مهمی از توصیفات این کتاب ها از وی همراه است! سوال مهم این است که تا چه حد می توان به کوروش معرفی شده توسط یونانیان، یهودیان و انگلیسی ها اعتماد کرد؟
منابع و ماخذ
- تاریخ ایران باستان؛ میرزا حسن خان پیر نیا- فارس نامه؛ ابن بلخی
- کتاب خاطرات جهانگرد هلندی؛ یان استرایس
- گذر از ایران؛ الیوت کراوشی ویلیامز


