یکی از نگرانیهای بسیاری از والدین ، دورغگویی کودکان است که ممکن است به دلایل مختلفی اتفاق بیفتد. بسياري از كودكان گاهي بين تخيل و واقعيت فرقي نمي گذارند و سخني مي گويند كه به نظر ما دروغ است.
سهشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۰۰:۰۰
والدین نقش مهمی در کمک به فرزندان خود برای یادگیری صداقت دارند. بنابراین اگر والدین با نحوه دروغگویی در کودکان آشنا باشند، خیلی راحت می توانند این مشکل را برطرف کنند. دروغ بيان سخن و مطلبي است كه مطابق با واقع وحقيقت نيست. معمولا كسي كه دروغ مي گويد آگاهانه چیزی را تعریف و تاييد مي كند كه وجود خارجي ندارد. البته اين امر هميشه براي كودكان صادق نيست. چون بسياري از كودكان خردسال و آن هايي كه در مرز سن تشخيص هستند، گاهي بين تخيل و واقعيت فرقي نمي گذارند و سخني مي گويند كه به نظر ما دروغ است. كودكاني كه آگاهانه دروغ مي گويند، معمولا با زمينه سازي ها و تدابيري از پيش تعيين شده اين كار را انجام مي دهند. در اين دروغ گويي ها، نقشه كشي و حساب مطرح است و كودك آن را به خاطر رسیدن به هدف و مقصد مورد استفاده قرار مي دهد. والدین نقش مهمی در کمک به فرزندان خود برای یادگیری صداقت دارند. بنابراین اگر والدین با نحوه دروغگویی در کودکان آشنا باشند، خیلی راحت می توانند این مشکل را برطرف کنند.
علل دروغگویی کودکان
یکی از مسائل اخلاقی سرنوشت ساز برای والدین، راستگویی و دروغگویی فرزندانشان است. بیشتر والدین فکر می کنند که کودکان دروغ می گویند برای که اینکه چیزی را که می خواهند بدست آورند، از پیامدی جلوگیری کنند یا از کاری که نمی خواهند انجام دهند طفره روند. اینها انگیزه های متداول است، اما دلایل کمتری نیز وجود دارد که باعث می شود بچه ها حقیقت را نگویند و یا حداقل تمام حقیقت را. یکی از دلایل دروغ گفتن بچه ها دلیل این است که آنها این ایده جدید را کشف کرده اند و سعی می کنند آنرا انجام دهند، دقیقاً مانند اکثر رفتارها، تا ببینند چه اتفاقی می افتد. آنها شگفت زده هستند، اگر من در مورد این وضعیت دروغ بگویم چه اتفاقی می افتد؟ با اینکار چه چیزی را به دست خواهم آورد؟ چه چیزی را از دست خواهم داد؟ زمانی که پدر و مادر به صورت منطقی به نیازهای کودک پاسخ ندهند، کودک دروغگو میشود. گاهی ضعف شخصیت و مورد تحقیر واقع شدن کودک به توسط پدر و مادر و اطرافیانش، باعث دروغگویی کودک می شود. همچنین زمانی که کودک از سوی والدین و اطرافیان مورد توجه قرار نگیرد ، کودک برای جلب توجه دیگران و والدین دروغ میگوید. کودکانی که اعتماد به نفس ندارند، ممکن است دروغهای گرانقدر بگویند تا خود را چشمگیرتر، خاص یا با استعداد تر جلوه دهند و عزت نفس خود را تحریک کنند و خود را در نگاه دیگران خوب جلوه دهند. ممکن است این دروغ ها باورنکردنی و به هیچ وجه در حد قابل قبول نباشند. برای مثال ، یک پسربچه ممکن است بگوید که وقتی به مهمانی رفته بود و همه به جلوی در آمدند و شروع به شعار دادن از او کردند. گاهی هم ممکن است کودک از اطرافیان خود تقلید کند ، زمانی که ببیند پدر و مادر و اطرافیانش دروغ می گویند ؛ کودک هم به راحتی دروغ می گوید. زمانی که کودک به شدت توسط والدین و اطرافیانشان سرکوب و تنبیه میشوند، به دروغ گویی روی می آورد. در مواقعی که والدین و اطرافیانشان ازکودک انتظارات بیش از حد دارند، کودک به خاطر ترس از انتقاد دروغ میگوید. بیتوجهی والدین دربرخورد با کودکان هم باعث دروغگویی کودکان می شود. بهعنوان مثال والدین گاهی به شوخی دروغ میگویند. پدر و مادرها نباید فرزندشان را در موقعیت دروغگویی قرار دهند. والدین گاهی حقیقت رفتار را میدانند اما برای اینکه کودک را شرمنده یا تحقیر کنند ناخواسته از او سوالهایی میپرسند که کودک مجبور میشود برای دفاع از خود، دروغ بگوید و آنها هم عصبانیتر میشوند. در نتیجه این دور باطل تکرار میشود. بنابراین کودکتان را در چنین موقعیتهایی قرار ندهید.
بهتر است وقتی با دروغگویی کودکان مواجه می شویم، آن را نادیده بگیریم. گفتم جملاتی مانند این دروغ است. من می دانم که چنین اتفاقی برای شما نیفتاده است. به هیچ وجه توصیه نمی شود
انواع دروغ های کودکان
دروغگویی در کودکان به هیچ عنوان شبیه دروغگویی در بزرگسالان نیست. برخی از این رفتارها برای کودکان کاملا طبیعی است و این نحوه برخورد والدین با آنهاست که نتیجه را مشخص می کند. در ادامه انواع دروغگویی کودکان را بیان می کنیم: دروغ بازی : دروغی که با آن کودک حوادث تخیلی را به دیگران میباوراند. مثلا کودک ۴ سالهای تحت تاثیر تماشای یک فیلم، شروع به تعریف یک داستان دروغی میکند و تنها هدف او سرگرم شدن است. دروغ مبهم: این نوع دروغ از ناتوانی کودک در گزارش دقیق جزییات یا مطالعه کردن یک مساله بنا به پیشنهاد و تشویق فرد دیگر ناشی میشود. مثلاً یک کودک ۴ ساله از اتفاقی که دیشب در اتاقش افتاده است و باعث ترس او شده، صحبت میکند اما برخی از گزارشهایش با دروغ همراه است. دروغ پوچ: در این حالت کودک دروغ را برای جلب توجه دیگران به کار میبرد. مثلاً وقتی کودک ۸ ساله متوجه بازی مادر و برادرش میشود، شروع به تعریف کردن یک حادثه دروغی در مکتباش میکند تا توجه مادرش را به خود جلب کند. دروغ انتقام جویانه: این نوع دروغ از ناراحتی کودک ناشی میشود. مثلاً کودکی برای انتقام از برادرش که او را اذیت کرده است، وقتی پدر به منزل برمی گردد، ماجرایی را همراه با دروغ علیه برادر به پدر میگوید. دروغ محدود: کودک بهخاطر ترس از محدود شدن شدید، قوانین سختگیرانه والدین یا تنبیه بدنی، دروغ میگوید. مثلاً کودک ۵ ساله از ترس تنبیه بدنی مادر، شکستن ظرف را به گردن فرد دیگری میاندازد. دروغ خودخواهانه : دروغی حساب شده است که برای فریب دادن دیگران استفاده میشود تا کودک آنچه را میخواهد به دست آورد. مثلاً کودک ۹ سالهای در بازار به مادرش میگوید که دوستش برای تحفه تولد، یک بازیچه بزرگ گرفته و او ناراحت شده است. کودک از این طریق سعی میکند مادر را برای خرید آن بازیچه ترغیب کند. دروغ وفادارانه: کودک از این دروغ به منظور حفظ و مراقبت از فردی که دوستش دارد، استفاده میکند. به طور مثال، شکسته شدن ظرف به وسیله خواهرش را به گردن میگیرد تا برای خواهرش مشکلی پیش نیاید.
دروغگویی در بین سن 3 الی 4 سال
در این سن است که کودک دروغ گفتن را شروع میکند. این موضوع این نکته را بیان می کند که شخصیت انسان از همان ابتدا حتی نزد پدر و مادرش هم شفاف نیست و هیچ کس قادر به شناخت کلی طرف مقابلش نیست. دروغ گفتن بچه ها در سن 3 الی 4 سال، فقط به عنوان یک سرگرمی و امتحان کردن پدرو مادر است، زیرا هنگامی که بچه های این سن دروغی را میگویند و والدین متوجه دروغ شان میشوند برای آنها بمانند یک تفریح است.
دروغگویی در کودکان پیش دبستانی
در این سن بچه ها در دروغ گفتن پیشرفت زیادی میکنند و یاد میگیرند همه فکر هایی را که دارند و یا تمام کارهایی را که انجام میدهند را نباید به پدرو مادر خود بگویند و برای آنها توضیح بدهند. اما آنها هنوز در دروغ گفتن نوپا هستند و از تغییر صدای و رنگ صورتشان میتوان فهمید که دروغ میگویند.
با کودک دروغگو چگونه رفتار کنیم؟
در ابتدا مهم است که درباره عملکرد دروغ فکر کنیم. باید تشخیص بدهیم که این دروغ کودک از چه نوعی هستند و شرایط دروغ چگونه است. دروغ گفتن به رفتار و عملکرد و شدت مسئله بستگی دارد. بهتر است وقتی با دروغگویی کودکان مواجه می شویم، آن را نادیده بگیریم. گفتم جملاتی مانند این دروغ است. من می دانم که چنین اتفاقی برای شما نیفتاده است. به هیچ وجه توصیه نمی شود. این راهکار به ویژه در مورد دروغ گفتن هایی که ازعزت نفس پایین ناشی هستند، صدق می کند.مثلا وقتی می گویند من 10 گل در فوتبال امروز زدم و همه مرا روی شانه های خود قرار دادند و بسیار شگفت انگیز بود و شما فکر می کنید که این درست نیست، پس هیچ چیزی نگویید. این نوع دروغ های سطح پایین به کسی آسیب نمی رسانند اما رفتار خوبی نیست نادیده گرفتن و هدایت به چیزی که می دانید واقعی تر است، بهترین روش است. همچنین یک نمونه دروغ های خیالبافی وجود دارد. در این موارد کودک شروع به گفتن داستان های بلند خواهد کرد. وقتی کودک در حال تعریف کردن بود به آرامی به او بگویید این مثل یک داستان بلند است، چرا دوباره سعی نمیکنی به من بگویی چه اتفاقی افتاده است؟ این کودک را تشویق می کند دوباره امتحان کند و خیالبافی آن را کاهش دهد. اگر چیزی جدی تر باشد، مانند بچه های بزرگتر که دروغ می گویند که کجا بوده اند یا اینکه آیا تکالیف خود را انجام داده اند، والدین باید در این موارد بیشتر فکر کنند. بچه ها تا زمانی که ندانندبه خاطر این نوع دروغ پیامدهایی اتفاق خواهد داد، از آن دست نمی کشند. مانند همه پیامدها این هم باید چیزی کوتاه مدت باشد که به کودک این فرصت را می دهد تا دوباره به سمت انجام رفتارهای بهتر برگردد. برخی از پیامدها می تواند گرفتن تلفن او به مدت یک ساعت یا مجبور شدن به انجام کار سخت و طاقت فرسا.
چه باید کرد:
زمانی که با دروغگویی کودک مواجهه می شوید، همیشه آرام باشید و آن را به مثابه فرصتی برای آموزش و تربیت در نظر بگیرید. میتوانید بگویید: «من تقریبا مطمئن هستم که این اتفاق رخ نداده است. مطمئنی که اینطور شده است؟» اگر دروغی که میگوید ناشایست و خطرناک است بگویید: اگر یه نفر این حرفو به خودت بگه چه حسی پیدا میکنی؟ سعی کنید مشکل را با هم حل کنید. برای نمونه اگر فرزندتان روی دیوار نقاشی کرده است، بگویید: «جای نقاشی در دفتر نقاشی یا کاغذه» و از او بخواهید کاغذی بیاورد تا با همکاری هم روی آن نقاشی کنید. به هیچ وجه بچهها را تنبیه نکنید. کودکانی که از تنبیه شدن میترسند، بیشتر دروغ میگویند. با علم به اینکه تنبیه و مجازات انتظارشان را میکشد، درصدد گریز از تنبیه هستند و دست به مخفیکاری و دروغگویی میزنند. اگر تنبیه کردن را از برنامهی تربیتی خود حذف کنید درهای ارتباط با کودک را میگشایید و در نتیجه سادهتر میتوانید مشکل را میان خود حل کنید. وقتی بزرگترها راست بگویند و در عمل از دروغگویی پرهیز کنند، کودکان بیشتر متوجه اهمیت راستگویی میشوند. فرض کنید برای بردن کودک به سالن سینما یا استفاده از بازیهای خاصی در شهربازی، دربارهی سن او به مسئول کنترل دروغ میگویید؛ در این حالت انتظار گزافی است که کودک راستگو بشود و برای تأمین منافعش دروغ نگوید. کودکان نکات تربیتی را در عمل و رفتار شما میجویند و یاد میگیرند.
راهکارهای عملی که والدین را یاری می کند بچه هایی راستگو بار بیاورند:
مفهوم حقیقت را آموزش دهید: از همان کودکی (2 تا 5 سالگی) هنگام بازی کردن با کودک، تماشای تلویزیون یا هنگام کتاب خواندن تفاوت میان حقیقی و غیرحقیقی بودن را به کودک بیاموزید. این فرصت ها می توانند مقدمه ای برای شروع بحث هایی در درک مفهوم حقیقت باشند. آیا اگر یک سگ زیر غلتک آسفالت برود، مثل کاغذ پهن می شود و بعد به حالت اول برمی گردد و می دود؟ یا اینکه بابا گفت چه بچه شیرینی! می خورمت... شوخی بود و نمی خواهد تو را بخورد. معلم خوبی باشید: بچه ها از همان کودکی مانند دوربین فیلمبرداری هر چه از والدین می بینند و می شنوند، ضبط و تقلید می کنند پس الگوی راستگویی باشید. وقتی برای ندادن پول بلیت سن کودک را به متصدی کمتر می گویید، او موضوع را می فهمد و شاید با تعجب بگوید: «من که 3 سالم نیست، بابا! 4سالمه!» پس با گفتن دروغ های کوچک و بزرگ از همان کودکی دروغگویی را به او نیاموزید. دروغ گفتن پشت چراغ قرمز، پای تلفن و... از چشمان او دور نخواهد ماند. لاف زدن و پز دادن را دروغ گفتن ندانید: به فرزندتان کمک کنید تفاوت رویا و واقعیت را درک کنند و بفهمند و بدون اینکه او را دروغگو بخوانید، سعی کنید روی لاف زدن او اسم بگذارید. مثلا وقتی فرزندتان در مورد ماشین کنترلی پرنده اش با دوستانش حرف می زند و آن را توصیف می کند، می توانید به او پیشنهاد دهید که به دوستانش بگوید شوخی کرده و واقعیت را توضیح دهد. یادتان باشد همه بچه ها گاهی «چاخان» می کنند ولی نگذارید لاف زدن آنها با این توجهات زیاد و رفتارهای غلط به یک مشکل تبدیل شود.
وقتی بزرگترها راست بگویند و در عمل از دروغگویی پرهیز کنند، کودکان بیشتر متوجه اهمیت راستگویی میشوند.
باعث دروغگویی نشوید: گاهی والدین پس از دیدن کارهای ناشایست کودک، برخورد تندی دارند و طوری از او توضیح می خواهند که مجبور به دروغگویی می شود اما هیچ وقت سوال نکنید؛ به جای اینکه بپرسید تو شیشه مربا را شکستی و به دلیل فریادی که می زنید، ترس ایجاد کنید، بگویید: واقعا عصبانی شدم چون رفتی روی کمد و شیشه مربا رو شکستی. جریمه دروغگویی با جریمه کار نادرست متفاوت است: به کودک توضیح دهید اگر راست بگوید، کمتر عصبانی می شوید چون دروغگویی جریمه اش را 2 برابر می کند و واقعا به حرفتان پایبند باشید و آن را انجام دهید. اگر نوجوان شما به جای رفتن به منزل دوستش، از جای دیگری سر در آورده و می خواهید او را تا 2 روز از بیرون رفتن از خانه محروم کنید، توضیح دهید اول به دلیل رفتارت 2 روز محرومی و بعد به دلیل دروغگویی 2 روز دیگر هم جریمه می شوی. با این کار خواهد فهمید با راستگویی، جریمه اش نصف زمانی می شود که دروغ بگوید. از اجرای مجازات دروغگویی کوتاه نیایید. راستگویی اش را تحسین و تقویت کنید با توجه به سن کودک، صداقت او را تحسین کنید. مثلا زمانی که کودک 4، 3 ساله شیشه مربا را شکسته، مکث کوتاهی می کند و به جای اینکه بگوید «من نکردم» می گوید: «ببخشید». در این صورت فورا بگویید از راستگویی ات خوشحالم و رفتار او را تحسین کنید و بعد از تحسین رفتار ، جریمه شکستن شیشه مربا را تعیین کنید. اگر فرزند شما به خانه می آید و در مورد اینکه کجا بوده راست می گوید، او را مطمئن کنید که به عنوان پاداش این راستگویی، از این پس اجازه می دهید همراه دوستانش بیشتر بیرون برود. به او آرامش بدهید تا از ترس مجبور به دروغگویی نشود. اگر قبل از اینکه بفهمید، در مورد کاری که کرده به شما گفت، او را کمتر از حالت معمول تنبیه کنید. در مورد این ارفاق مراقب باشید تا بچه ها برای فریبتان از این روش استفاده نکنند، به خصوص در صورتی که سابقه دروغگویی دارند. کمک گرفتن از متخصص و مشاور بهتر است والدین برای بچه های بزرگتر از ده سال که مدام دروغ می گویند ، از متخصص و مشاور کمک بگیرند.این بچه ها باید از نظر مشکلات عاطفی و روانی بررسی شوند. برخی از آنها می دانند دارند رویا بافی می کنند اما اصلا از این موضوع ناراحت نیستند. این گروه هم به پیگیری نیاز دارند.
فاصله شما با تبیان تنها یک کلیک است! در همه شبکههای اجتماعی حاضریم و محتواهای داغ و دسته اول را با بهترین کیفیت در اختیارتان میگذاریم؛ ما را در شبکههای اجتماعی دنیال کنید.