«معکوس» اولین ساخته پولاد کیمیایی، از ابتدای تولید، توجه بسیاری را به خود جلب کرد. از طرفی عده‌ای منتظر بودند ببینند کیمیایی قرار است پا جای پای پدر بگذارد یا خیر. از طرف دیگر داستانی با موضوع مسابقات زیرزمینی ماشین‌سواری سوژه جذابی برای مخاطبان به شمار می‌آید.

دوشنبه ۹ دی ۱۳۹۸ - ۰۰:۰۰
جنون عشق و سرعت
فیلم، روایتگر داستان مردی به نام سالار است که در یک حادثه تصادف همسر خود را از دست داده. دادگاه وی را در مرگ همسرش مقصر دانسته و به این بهانه حضانت پسر خردسالش را از او گرفته است. سالار اکنون در تکاپوی تأمین پول دیه برای رهایی از حکم دادگاه است؛ او در این مسیر خود را به آب و آتش می‌زند اما تلاش‌هایش فرجام ثمربخشی به همراه ندارد، تا اینکه در نهایت تصمیم به انجام ریسکی بزرگ می‌گیرد. «معکوس» در قامت نخستین تجربه فیلمسازی پولاد کیمیایی، فیلم قابل قبولی به شمار می‌آید اما بی‌شک این فیلم می‌توانست با کارگردانی و اصول فیلمسازی قوی‌تری در گام اول خود همراه باشد. کیمیایی پسر مانند پدر، رویای قهرمان‌سازی از شخصیت‌هایش را در سر دارد؛ قهرمانانی که در اوج و ناملایمات روزگار، پرده از چهره فرو کشیده و به واکنشی طغیانگر دست می‌زنند. اگرچه قهرمان در «معکوس» به‌طور تمام‌عیار شکل نگرفته، با این‌وجود تلاش فیلمساز در خلق قهرمان به تلاشی عبث خلاصه نشده است. بازی‌ها از جمله نکات مثبت فیلم پولاد کیمیایی است اولین اثر کیمیایی مانند بسیاری از آثار سینمای ایران از مشکلات فیلمنامه ضعیف و نبود تکنیک‌های کارگردانی رنج می‌برد. شخصیت سالار که نقش اصلی داستان به حساب می‌آید به‌خوبی به مخاطب شناسانده می‌شود اما هیچ‌ شخصیت‌پرداز درستی درباره باقی شخصیت‌ها از سیا و رضا دردشتی گرفته تا ندا و پیمان در این فیلم صورت نگرفته است و مخاطب با سردرگمی درباره داستان‌های پیش‌آمده درباره گذشته این افراد وارد رقابت میان آنها می‌شود. عدم‌شناخت مخاطب از پیشینه کاراکترها موجب می‌شود تماشاگر نتواند با تمام خرده‌روایت‌های به‌تصویرکشیده‌شده در فیلم همراه شود و منطق روایی حاکم بر این روایت‌ها را کشف کند. بدین ترتیب، در پایان پرسش‌هایی از این جنس که ندا و پیمان چه گذشته‌ای را با یکدیگر سپری کرده‌اند یا پیش از این میان پیمان و رضا سردشتی چه گذشته است که آنها اکنون در چنین فضای رقابتی و حیثیتی رو در روی یکدیگر قرار گرفته‌اند، در ذهن مخاطب بی‌پاسخ و بی‌سرانجام باقی می‌ماند! «معکوس» در اکران عمومی خود با استقبال چندان خوبی از طرف مخاطبان سینما مواجه نشد اما یک اثر قابل قبول در کارنامه کاری پولاد کیمیایی به حساب می‌آید «معکوس» در اصول تکنیکی نیز خالی از مشکل نیست. قاب‌بندی‌ها و شیوه فیلمبرداری از سکانس‌های پرهیجان که اتفاقا جزو لحظات حیاتی فیلم است، چنگی به دل نمی‌زند. در کنار همه این‌ها باید گفت که خود مسابقه(چه مسابقه اول و چه دوم) به تکراری‌ترین حالتی که تا به حال در فیلم‌ها دیده شده، پیش می‌رود و موضوع تقلب آن هم از طرف شخصیت منفی داستان دور از انتظار نیست. بلاتکلیفی کارگردان با مخاطبان هم از جمله نقطه ضعف‌های فیلم است. سرگردانی‌ای از این بابت که فیلم مدام در حال تبدیل‌شدن به یک فیلم ملودرام یا یک فیلم اکشن حادثه‌ای متغیر است و تا پایان نیز ژانر خود را مشخص نمی‌کند . معکوس در سکانس‌هایی به یک ملودرام تبدیل شده و در سکانس‌هایی یک فیلم اکشن-حادثه‌ای می‌شود تغییر و تحولات ناگهانی هم مخاطبان را گیج و هم از مسیر اصلی گمراه‌تر می‌کند. افت و خیز و ریتم کند خصوصا در نیمه ابتدایی فیلم بر پررنگ‌تر نشان‌دادن این قضیه تاثیرگذار است. بازی‌ها از جمله نکات مثبت فیلم پولاد کیمیایی است. بابک حمیدیان به‌عنوان نقش اصلی و قهرمان فیلم، عناصر و صفات یک قهرمان بی‌انگیزه را دارد و این بی‌انگیزگی بیش از هر چیز به چشم مخاطب می‌آید. اکبر زنجانپور بهترین انتخاب برای ایفای نقش رضا دردشتی است و بیش از هر چیز سینمای مسعود کیمیایی را به ذهن تماشاگران می‌آورد. لیلا زارع، شهرام حقیقت‌جو، علیرضا کمالی، سیاوش طهمورث و پروانه معصومی نیز به‌خوبی از عهده نقش خود برآمده‌اند و بازی آنها در فیلم قابل قبول است. «معکوس» در اکران عمومی خود با استقبال چندان خوبی از طرف مخاطبان سینما مواجه نشد اما یک اثر قابل قبول در کارنامه کاری پولاد کیمیایی به حساب می‌آید. این حضور نسبتا موفق نتیجه حضور چندین‌ساله او در کنار پدر و کسب تجربه از اوست. منبع: روزنامه صبح نو

پربازدیدها

پربحث‌ها