گروه «مُقام» از کشور آذربایجان، نخستین گروه موسیقی بخش بین‌الملل در سی و چهارمین جشنواره موسیقی فجر بود که شامگاه چهارشنبه 24 بهمن ماه در فرهنگسرای نیاوران روی صحنه رفت؛ اجرایی که ازاستقبال خوبی برخوردار بود.

شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷ - ۰۹:۲۳
 موسیقی با هیچ مرزی محصور نمی‌شود
صاحب پاشازاده سرپرست این گروه موسیقی و نوازنده ساز تاراست که همزمان با اجرای این گروه، پدر این هنرمند - آقاوردی پاشایف- نیز با ارکستر ملی ایران در تالار وحدت اجرای برنامه داشت. قرار بود صاحب هم در این برنامه شرکت داشته باشد اما به‌دلیل همپوشانی و همزمانی این دو برنامه میسر نشد. پاشازاده می‌گوید: «بیش از50 کنسرت درسرتاسر دنیا و در کشورهایی چون ترکیه، آلمان، فرانسه، ایتالیا، چین، امریکا، روسیه، سوئد و نروژ برگزار کرده‌ام و تقریباً 20 بار هم به کشور ایران آمده‌ام و در شهرهای مختلفی چون اصفهان، شیراز، تبریز، مازندران و... به اجرای برنامه پرداخته ام.» او همچنین بارها با ارکستردولتی جمهوری آذربایجان به ایران سفر کرده و سلو نوازی داشته است. این گروه در کنسرت چهارشنبه شب علاوه براجرای کارهای آذری چون «ساری‌گلین»، «حیراتی»، قطعه «مرغ سحر»ساخته زنده‌یاد مرتضی نی داوود را با خوانندگی آبگل میرزا علی اف به زبان آذری و همچنین قطعه «حیدربابا» سروده شهریار، شاعرپرآوازه و پارسی گوی آذری زبان را به اجرا درآورد که بسیار مورد استقبال قرارگرفت. البته او بنا داشت قطعه «سپیده» اثر زنده‌یاد محمد رضا لطفی را هم اجرا کند که اینچنین نشد. گفت‌و‌گو با صاحب پاشازاده سرپرست گروه موسیقی مُقام را درادامه می‌خوانید: ارزیابی شما از برگزاری جشنواره‌های موسیقی فجر در ایران چیست؟ طی سال‌هایی که از برگزاری جشنواره موسیقی فجر می گذرد، گروه‌ها وهنرمندان بزرگی از کشور آذربایجان دراین جشنواره شرکت و حضور داشته‌اند از هابیل علی اف گرفته تا رامیز قلی اف و... من نیز سعادت داشتم در سن جوانی دراین جشنواره شرکت کنم و سلو بنوازم و حتی جایزه جشنواره را هم دریافت کنم. جشنواره موسیقی فجر در این سال‌ها رشد بسیار خوبی داشته و با حضور گروه‌های معتبر از کشورهایی چون فرانسه، چین و... سطح کیفی آن ارتقا یافته است، البته نه فقط جشنواره موسیقی فجر بلکه به‌طور کلی جشنواره‌های هنری فجر پیشرفت خوبی داشته‌اند. پیش ازشرکت دراین جشنواره من در آلمان بودم و ازآنجا به ایران آمدم، وقتی به دوستان آلمانی گفتم می‌خواهم در این جشنواره شرکت کنم هنرمندان آلمانی بخوبی با این جشنواره آشنا بودند و برایشان ناآشنا نبود. من و دیگر آذربایجانی‌ها بسیارخوشحال و مفتخریم که به این جشنواره دعوت شده‌ایم. اشتراکات و تبادلات فرهنگی و هنری بین ایران و جمهوری آذربایجان چقدر دراین باره مؤثر بوده است؟ بین کشور ایران و جمهوری آذربایجان اشتراکات فرهنگی عمیق و ریشه‌داری وجود دارد و از زمانی که به یاد دارم رادیو آذربایجان موسیقی ایرانی پخش می‌کرد و همین امر سبب شد با موسیقی ایرانی آشنا شوم. استاد شجریان هنرمندی نام آشنا و محبوب در جمهوری آذربایجان است و بسیاری به او علاقه‌مندند. من حتی آثار پسر ایشان را هم دنبال می‌کنم و بسیار دوست می‌دارم. همچنین آثاردیگر هنرمندان بزرگ ایران چون جلیل شهناز و حسین علیزاده را گوش می‌کنم و لذت می‌برم. آقایان کیوان ساکت نوازنده تار و اردشیر کامکار نوازنده کمانچه هم از دوستان خوب من هستند. بنابراین، این ارتباط فرهنگی و نزدیکی بین این دو کشور وجود دارد و خواهد بود. موسیقی ایرانی در درون ما ریشه دارد چرا که موسیقی زبان مشترک و بین‌المللی دردنیا است و در مرزها محصور نمی‌شود. باتوجه به شناخت و آشنایی شما با هنرمندان ایرانی چرا تا به امروز کنسرت مشترکی برگزار نکرده‌اید؟ بسیارعلاقه‌مند هستم این اتفاق بیفتد. البته آقای کیوان ساکت با استاد رامیز قلی اف اجرای مشترک داشته و من نیز با دوستانی چون کیوان ساکت، اردشیر کامکار و حسین علیزاده اجراهایی خصوصی داشته‌ام اما به‌صورت یک کنسرت بزرگ در کنار هم کار نکرده‌ایم. مطئمن هستم اگر این کنسرت برگزار شود یک برنامه بسیار زیبا و فوق‌العاده خواهد بود. از نگاه شما چه تفاوتی بین تار ایرانی و تار آذربایجان وجود دارد؟ کارکرد تار ایرانی و تار آذری اگرچه یکی است اما صدادهی این دو متفاوت است. همچنین به لحاظ استفاده فیزیکی، در جمهوری آذربایجان ما تار را روی سینه می‌گذاریم و می‌نوازیم اما تار ایرانی روی زانو نواخته می‌شود، کما اینکه تعداد سیم‌های آنها نیز متفاوت است. من به کارهایی که با تار و سه‌تار ایرانی نواخته شده بسیار گوش می‌کنم و بهتر است بگویم اگرچه این سازها شبیه یکدیگر هستند اما هر کدام ظرافت‌ها و ظرفیت‌های خاص خود را دارند. به‌طور مثال سازهای ایرانی در پرده‌های مختلف نواخته می‌شود اما در سازهای آذری این‌گونه نیست؛ به‌طور کلی همه این سازها زیبا هستند و علاقه‌مندان خود را دارند. اختلاف نظردرخصوص ثبت تار به اسم ایران یا جمهوری آذربایجان بسیار است اما به نظر شما خاستگاه ساز تار به کجا برمی‌گردد؟ پاسخ به این سؤال دشوار است اما این را می‌دانم ساز تار تاریخ دیرینه‌ای دارد و در آثار شاعرانی چون نظامی گنجوی، خاقانی شروانی، قطران تبریزی، محمد فضولی و... به این ساز اشاره شده است. مقام‌های موسیقی درایران با مقام‌های موسیقی کشور آذربایجان چه شباهت و تفاوت‌هایی دارد؟ موسیقی ایرانی در دستگاه‌هایی چون بیات اصفهان، بیات ترک، بیات شیرازو... نواخته می‌شود و در آذربایجان هم کم و بیش این گونه است منتها با کارکردهای متفاوت و البته محدودتر؛ به‌طورمثال بیات اصفهان در آذربایجان کاربرد بسیار محدودی دارد اما در موسیقی ایرانی عرصه بسیارگسترده تری دارد. در واقع اسامی مشترک است اما تفاوت‌هایی وجود دارد. موسیقی ایرانی در این سال‌های اخیر با نوآوری و تلفیق همراه بوده آیا در موسیقی آذربایجان هم این‌گونه است؟ بله. درموسیقی کشور ما هم کارهای تلفیقی بسیار انجام گرفته است و در کارهایمان از آثار موزیسین‌های بزرگ چون چایکوفسکی، برامس، بتهوون و شوپن کمک می گیریم و دراجرا در کشورهایی چون ایتالیا، مجارستان، اتریش و... مانند موسیقیدانان و نوازندگان آن کشورها نواخته‌ایم که حتی موجب تعجب آنها شده است. ما از آثار بزرگان موسیقی غرب در تدریس و نوازندگی بهره می‌بریم و در ساخت آثار موسیقی از اطلاعات آنها استفاده می‌کنیم. کشور ایران مهد شعر و ادبیات و هنراست، چه میزان از فرهنگ و ادبیات ایران الهام گرفته‌اید؟ من آثار شاعران ایرانی چون نظامی گنجوی، سعدی، فردوسی و حافظ را خوانده‌ام و آشنایی دارم و از اشعار شعرای آذری زبان چون شهریار بسیار بهره برده‌ام و بسیار محبوبیت دارند. اصولاً زبان فارسی زبان شعر است به همین دلیل ایران مهد شعرای بزرگ است. البته ناگفته نماند ادبیات و موسیقی ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند وهر موسیقیدان ملزم است که با ادبیات کشورش آشنا باشد و از آن تأثیر بگیرد. آیا نگاه سیاسی بر ارتباط فرهنگی کشور‌ها اثر‌گذار است؟ اصولاً موسیقیدان کاری به سیاست ندارد و در سفر به سایر کشورها نیز دیده‌ام موسیقی از سیاست به دور است. من نیز به‌عنوان یک موزیسین تلاشم براین است که ازسیاست دوری کنم و از زیبایی آن بهره ببرم که می‌تواند در زندگی تأثیرگذار باشد. موسیقی ایران درعرصه بین‌الملل چه جایگاهی دارد؟ چه به لحاظ موسیقی‌سازی و چه موسیقی آوازی؟ به عقیده من موسیقیدانان ایرانی – نوازنده و خواننده- توانسته‌اند خود را به دنیا معرفی کنند. من به هر کشوری که سفر می‌کنم آثاری از موسیقی ایرانی اجرا و شنیده می‌شود. چندی پیش به ازبکستان رفته بودم قرار بود نخستین جشنواره بین‌المللی مقام در این کشور برگزار شود که اتفاقاً یک گروه ایرانی به‌ نام «نستار» دراین جشنواره شرکت داشت و مقام دوم را کسب کردند. در سمرقند هم با یک خواننده بسیارخوب ایرانی آشنا شدم که صدای زیبایی داشتند، حتی در جشنواره‌ای که در ژاپن برگزار شد هنرمندان موسیقی ایرانی شرکت داشتند و در همه جا با احترام از موسیقی ایرانی یاد می‌شود. آیا تدریس موسیقی هم در ایران داشته‌اید؟ بله. درتهران و تبریز مسترکلاس برگزار کرده‌ام که البته پیش از من هنرمندان بسیاری در ایران حضور و تدریس داشته‌اند. از نگاه من موسیقی زبان ندارد و آزاد است. وقتی نواختن ساز هنرآموزان را با 20 سال گذشته مقایسه می‌کنم می‌بینم که سطح نوازندگی آنها بسیار تغییر کرده و رشد بسیار خوبی داشته‌اند و این پیشرفت را می‌توان در تارنوازی آنها مشاهده کرد. اما یک زمان یک هنرآموز از جیب خود هزینه می‌کند تا موسیقی بیاموزد و یک زمان دولت این هزینه را برعهده می‌گیرد و ازما می‌خواهد آموزش بدهیم و چه خوب است که با حمایت دولت این آموزش‌ها صورت بگیرد. نظر شما در مورد ارکسترهای موسیقی ایران چیست؟ بسیار خوب است البته پیشتر با آقای فرهاد فخرالدینی آشنایی داشتم و قرار بود یک کنسرت مشترک داشته باشیم که برنامه‌ای پیش آمد و این اتفاق میسر نشد، اما همچنان مشتاق هستم این همکاری صورت بگیرد و بهتر است بگویم یکی از آرزوهای من است. منبع: روزنامه ایران /ندا سیجانی

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها