در مواجهه میان نگاه‌های به علم دو تفکر در نزاع دائم با یکدیگر قرار دارند. تفکری که علم را مبنای قدرتمند شدن کشور می‌داند و آن را در جهت کاهش وابستگی تعریف می‌کند و نگاهی که علم و تکنولوژی را هم می‌خواهد از خارج وارد کند تا شاید مسیر پیشرفت در کشور ایجاد شود.

چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۷ - ۰۰:۰۰
علم، قدرت و تحریم؛ کدام نگاه می‌تواند مشکلات کشور را حل کند؟
«شتاب حرکت علمی کشور نباید کاهش یابد و یا متوقف شود، بلکه این شتاب باید برای سال‌های طولانی و تا رسیدن به نقطه‌ی اوج علمی حفظ و تقویت شود.» این فرمانی است که روز گذشته رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان و محققان ستاد توسعه علوم شناختی صادر کردند. تاکید رهبر انقلاب بر حفظ و افزایش سرعت حرکت علمی کشور همواره صورت می‌گرفته و ایشان در برهه‌های زمانی مختلف، تنها راه برون رفت از مشکلات را روی‌آوری به دانش بومی کشور عنوان کرده‌اند؛ یک جمله از حضرت علی(ع) پشتیبان این ایده است: «العِلمُ سُلطانٌ مَن وَجدَهُ صالَ بِهِ وَ مَن لَم يَجِدهُ صيلَ عَلَيه» پیشرفت، تنها راه خروج از وضعیت موجود در آخرین دیدار نخبگان جوان با رهبر انقلاب، ایشان پیشرفت علمی را تنها راه مقابله با دشمن تعریف و تشریح کردند: «ما احتیاج داریم به اینکه از لحاظ علمی پیشرفت کنیم؛ این نیاز قطعی ما است. اگر از لحاظ علمی پیشرفت نکنیم، تهدید دشمنانِ تمدّنی ما و دشمنان فرهنگی و سیاسی ما، تهدید دائمی خواهد بود؛ آن وقتی این تهدید متوقّف میشود یا خطرش کم میشود که ما از لحاظ علمی پیشرفت کنیم. علم، قدرت است. از این نظر هم نگاه به نخبگان اهمّیّت پیدا میکند. نخبگان میتوانند علم کشور را پیشرفت بدهند و کشور را به موضع اقتدار و عزّتی برسانند که آسیب‌پذیری‌هایش کاهش پیدا کند.» شاید به همین دلیل بود که در پیام اخیر مقام معظم رهبری به جوانان عضو انجمن‌های اسلامی اروپا، به «بازگشت نخبگان» تاکید شد. ایشان در این پیام حضور نخبگان در کشور و خدمت در وطن را به جهاد فی سبیل الله تعبیر کردند؛ پیامی که اگرچه برای دانشجویان نخبه خارج از کشور صادر شد، اما یک مخاطب دیگر هم داشت تا طعم شیرین خدمت به وطن به دست آید؛ مسئولین وزارت علوم و تحقیقات و بنیاد ملی نخبگان که باید به بازگشت دانشجویان شتاب بخشند و دولتی که باید راه ورود آنها به شرکت‌های تخصصی و دانش بنیان را فراهم کند. علم قدرت آفرین یا علم وارداتی؟ این نگاه رهبر انقلاب را می‌توان در تقابل با ایده‌ای دانست که در برهه‌های زمانی مختلف و البته در قالب‌های گوناگون در کشور وجود داشته است. در دوران قاجار، عدم فهم شاهان قاجار موجب می‌شد تا نفت را یک ماده «سیاه و عَفِن» بنامند که نبودنش بهتر از بودن آن است؛ در دوران رژیم پهلوی نیز نخست وزیر کشور، ملت را تا به غایت ناتوان می‌دانست و معتقد بود که «ملت كه لیاقت لولهنگ سازی ندارد» شاید تصور بر این باشد که این نگاه با پایان یافتن دوران شاهنشاهی به پایان رسید اما حقیقت آن است که تفکر «ما نمی‌توانیم» این بار، از میان به ظاهر روشنفکران نشر پیدا کرد و از «هسته‌ای می‌خواهیم چکار» به «فقط در آبگوشت بزباش و قرمه‌سبزی می‌توانیم رقابت کنیم» و «ای کاش می‌توانستیم دوچرخه بسازیم» رسید. در مواجهه میان نگاه‌های به علم این دو تفکر در نزاع دائم با یکدیگر قرار دارند. تفکری که علم را مبنای قدرتمند شدن کشور می‌داند و آن را در جهت کاهش وابستگی تعریف می‌کند و نگاهی که علم و تکنولوژی را هم می‌خواهد از خارج وارد کند تا شاید مسیر پیشرفت در کشور ایجاد شود. هنگامی نگاه دوم به عرصه سیاسی ورود پیدا می‌کند به تغییر تعاملات میان کشور با ابرقدرت‌ها و تنزل جایگاه کشور منجر می‌شود؛ در مدل اول اگرچه تعاملات علمی با قدرت‌ها صورت می‌گیرد اما این به معنای واردات علم و وابستگی نیست؛ اما این نگاه برای دشمنان یک کشور سخت تمام می‌شود دو سال پیش و در بهمن۹۵ بود که اداره کنترل دارایی‌های خارجی خزانه داری آمریکا موسوم به OFAC یک لیست شامل تجهیزات پزشکی و تجهیزات آزمایشگاهی ارائه داد که شامل تحریم‌های دولت ایالات متحده می‌شدند؛ اما این بار خبر تحریم‌ها نگران کننده نبود و یک مصاحبه دلگرمی مردم را دوچندان می‌کرد. محمد وجگانی رئیس جامعه علمی-آزمایشگاهی در گفت‌وگویی که با خبرگزاری مجلس داشت، گفت: «خوشبختانه ما از فهرست جدید تحریمی آمریکا علیه ایران بی‌نیازیم و سال‌هاست که با اتکا به دانش جوانان‌مان در شرکت‌های دانش‌بنیان توانسته‌ایم بخش اعظم این فهرست را تولید کرده و به خودکفایی برسیم.» علم در خدمت وطن، روشنفکر در سنگر خیانت به کشور پروژه بر هم زدن رابطه میان علم و قدرت چند وقتی است در کشور آغاز شده. علم و دانش از عناصر افزایش اقتدار است و طبعا حرکت علمی، مسیر نیل به قدرت را هموار می‌کند اما برهم خوردن این رابطه، یعنی آغاز وابستگی. اگرچه بر طبق تعریف معمول از روشنفکری، روشنفکر در خدمت جامعه تعریف می‌شود اما آنچه که از کنش (به ظاهر) روشنفکران جامعه امروز در قبال علم و رابطه آن با قدرت، به دست می‌آید چیزی خلاف این قاعده را اثبات می‌کند. جامعه شبه‌روشنفکری ایران که در دانشگاه‌ها نیز کرسی‌های علمی را در دست گرفته‌اند، به دنبال بر هم زدن رابطه میان علم و قدرت هستند. رهبر انقلاب در دیداری که در سال ۹۵ با مردم قم و به مناسبت قیام ۱۹ دی داشتند به معرفی این عناصر می‌پردازند: «همان عناصر بومی‌ای که آن انگلیسیِ خبیث توصیه کرد و تأکید کرد که باید در داخل کشورها اینها را به کار بگیریم و مجهّزشان بکنیم، همان عناصر گاهی در دانشگاه‌ها سعی میکنند جوان ما را مأیوس کنند، برای اینکه حرکت علمی انجام ندهد؛ اگر بااستعداد است، او را کوچ بدهند به طرف خارج‌؛ [میگویند] «آقا! برو فلان‌جا، اینجا مانده‌ای که چه؛ خودت را ضایع میکنی»؛ و پول هم بدهند، پاداش هم بدهند‌. البتّه جوانهای مؤمن ما ایستاده‌اند‌؛ این را من میتوانم شهادت بدهم. علی‌رغم خباثتهایی که بعضی از عناصر خود‌فروخته‌ی دشمن در سطح دانشگاه‌ها و بیرون دانشگاه‌ها انجام میدهند برای اینکه بذر نومیدی را بپاشند‌، جوانهای ما، جوانهای مؤمن ما ایستاده‌اند. چند روز قبل از این، مدال‌گیران و برجستگان یک دانشگاه برجسته‌ی کشور آمده بودند، جوری حرف می‌زدند که انسان واقعاً مبهوت میمانْد از زیبایی و صحّت و اتقان حرف زدن اینها. حالا عرض خواهم کرد که اینها مردم ما را نشناخته‌اند امّا توطئه‌هایشان را باید شناخت. یکی از راه‌های مقاوم کردن کشور عبارت است از حرکت علمی، که نه باید متوقّف بشود، نه باید شتاب آن کاهش پیدا بکند.» اگرچه اشاره رهبر انقلاب به لزوم حرکت علمی، همواره صورت می‌گرفته اما یادآوری مجدد ایشان نسبت به لزوم حفظ سرعت رشد علمی و جلوگیری از کند شدن آن در شرایط تحریم، نشان از لزوم توجه بیشتر به این عرصه دارد. در واقع دونگاه متضادی که پیش‌تر درباره آن صحبت شد، در خصوص تحریم‌ها و راه برون رفت از آنها نیز خودش را نشان می‌دهد! یک نگاه خود را مقهور غرب و مجبور به پذیرش قدرت آن می‌داند و معتقد است برای حل تحریم‌ها باید رضایت قدرت‌ها را به دست آوریم و نگاه دیگر که حل تحریم را جز با ایستادن بر روی عناصر قدرت‌بخش داخلی، که عرصه علمی یکی از آنها است، امکان پذیر نمی‌داند

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها