امروزه ایران یکی از قدرتهای تاثیرگذار در خاورمیانه است که با ایستادگی در برابر استعمار و استکبار جهانی، سعی در گسترش ثبات و امنیت منطقه دارد.
منطقه خاورمیانه، در عصر حاضر به دلیل ویژگیهای خاص جغرافیایی و همچنین وجود قدرتها و واحدهای گوناگون که گاه متعارض و گاه همپیمان هم هستند، همواره در عرصه جهانی و در معادلات اقتصادی، ارتباطی، سیاسی، نظامی و ... نقش بسیار مؤثر و تعیینکنندهای داشته است. وجود منابع عظیم انرژی در این منطقه، اهمیت آن را دوچندان میکند. این ویژگیهای حیاتی و مهم در منطقه، باعث حضور قدرتهای جهانی نظیر آمریکا در خاورمینه شده است. بهطوریکه حضور اسرائیل در خاورمیانه برای آمریکا به لحاظ نظامی مهم و تعیینکننده است. ایران در این منطقه، بهعنوان یکی از قطبهای اصلی قدرت محسوب میشود. این قدرت ناشی از چندین فاکتور و عامل تأثیرگذار است که کشورهای دیگر را در رابطه با ایران حساس کرده است. اما این نقش تعیینکننده ایران در منطقه، ناشی از چیست؟ چه عواملی باعث میشود آمریکا در این منطقه حساس شود و سعی کند به این منطقه دسترسی داشته باشد؟ قدرت ایران در خاورمیانه را در چند جنبه میتوان بررسی کرد: ۱- وجود منابع انرژی: وجود منابع غنی انرژی در ایران نظیر نفت، گاز که در عرصه جهانی، بهعنوان اصلیترین نیاز بشر از آن یاد میشود، یکی از بازوان قدرت در ایران محسوب میشود. همچنین دسترسی ایران به دریاهای آزاد (که بعداً اشاره خواهد شد) باعث میشود که صادرات آن ممکن شود. ۲- موقعیت ژئوپلیتیکی: ایران در یکی از خاصترین مناطق ژئوپلیتیکی جهان گرفته است. این موقعیت ژئوپلیتیک، تعیینکننده منابع و منافع ایران در منطقه محسوب میشود. "تنگه هرمز" در جنوب ایران، باعث عمیق شدن وجههی استراتژیک قدرت ایران در منطقه شده و این همان مهمی است که قدرتهای غرب و شرق از آن در هراسند، چرا که این تنگه یکی از شاهراههای عبور کشتیهای نفتی از شرق به غرب بوده و کوچکترین تعرض سیاسی نسبت به ایران، تبعات سنگینی را برای دریافتکنندگان نفت دربر خواهد داشت. وجود منابع غنی انرژی در ایران نظیر نفت، گاز که در عرصه جهانی، بهعنوان اصلیترین نیاز بشر از آن یاد میشود، یکی از بازوان قدرت در ایران محسوب میشود. موارد تعیین کنندهی "عمق استراتژیک" از تعیینکنندهترین فاکتورهای قدرت در یک کشور به حساب میآید که امکان بازدارندگی را حتی بدون داشتن بفاکتورهای اصلیِ بازدارندگی سنتی، نظیر بمب اتمی را برای یک کشور فراهم میکند. همچنین عمق استراتژیک تعیینکننده منافع اساسی در میزان قدرت یک کشور است. در واقع این ظرفیتی قلمداد میشود که بهدلیل موقعیت جغرافیایی ایران، فارغ از سیاستهای اتخاذ شده این کشور، فراهم شده است. حال باوجود بهرهمندی از این عوامل قدرت، میتوان این تحلیل را ارائه کرد که آمریکا چرا در منطقه دست نگهداشته است و درواقع افول کرده است، در صورتی که به راحتی میتواند اعمال نفوذ کرده و خواستههای خود را عملی کند. همچنین متحدانی نیز در این منطقه دارد که میتوانند اهرم فشار بر ایران باشند. آمریکا در زمان حضور نظامیاش در منطقه خاورمیانه بهراحتی میتوانست، دست به تجزیه کشورهایی نظیر عراق که قومیتها در آن فراوان هستند و امکان تجزیه را فراهم آوردهاند، بزند. حتی در زمان جنگ افغانستان نیز با تضعیف این کشور، بهراحتی میتوانست نفوذ خود را در منطقه افزایش دهد. اما تنها عامل بازدارنده در منطقه ایران است. قدرت ایران و مقاومت این کشور در منطقه تمامی نفوذ و حضور آمریکا را در منطقه بیاثر میکند. در واقع تا تکلیف ایران و سیاست خارجی این کشور مشخص نشود عملاً آمریکا نمیتواند به سمت اهداف خود پیش رود. این سری اعمال که آمریکا اگر در منطقه دست به انجام آن میزد، بهطورقطع باعث قدرتمندتر شدن ایران در منطقه و حتی در عرصه جهانی میشد، زیرا در اطراف خطری از سمت خود کشورهای همسایه آن را تهدید نمیکرد و به یگانه قدرت منطقهای تبدیل میشد. همان چیزی که در روابط بینالملل از آن بهعنوان هژمون منطقهای یاد میشود و امکان آن در روابط نوین بینالمللی بیش از سایر انواع قدرتمندی بینالملل مدنظر است. بیشتر بخوانید روزهای آخر عمر گاو شیرده منطقه تحلیل برجام بر اساس بازی برد-برد در نگاه کلیتر، باید چنین بیان کنیم که آنچه قدرت آمریکا را در منطقه کاهش داده است، گسترش قدرت ایران در خاورمیانه است. این قدرت از یکسو به دلیل عواملی که ذکر شد و از دیگر سو، به دلیل مقاومت و پافشاری ایران در قبال سیاستهای جنگطلبانه آمریکا و خواستههای سلطهجویانه دولتمردان آن کشور است. اینک، بهراحتی میتوان فهمید که دلیل مقاومت ایران در قبال غرب، درواقع در راستای جلوگیری از دست رفتن قدرت منطقهای ایران است. جنگ در مناطق خارج از ایران نیز به دلیل همین مسئلهی نگرانی از کاهش قدرت است. طبیعتاً ایران نمیخواهد با نفوذ سایر کشورها در منطقه قدرت و عمق استراتژیک خود را از دست بدهد. بهطور مثال با از دست رفتن یمن عملاً عمق استراتژیکی برای ایران باقی نمیماند. به همین دلیل است که کشورهای غربی خواهان خروج ایران از سوریه، یمن و سایر مناطق هستند. این جنگها بر سر حفظ عمق استراتژیک و افزایش قدرت برای مقاومت و همچنین جلوگیری از فروپاشی قدرت منطقهای ایران ضروری و مورد نیاز است. مقاومت در برابر خواستههای آمریکا و تلاش در راستای افزایش قدرت در منطقه خاورمیانه در یک دید کلی و آیندهنگر میتواند ایران را به قدرت بیبدیل منطقهای و هژمون منطقهای تبدیل کند که در عرصه جهانی نیز حرفی برای گفتن داشته باشد.


