یکی از بازیهای سنتی ایرانیان که در فرهنگ و هنر ایران نشانه های زیادی گذاشته است، کبوتر بازیست. به طوری که در شعرهای قدیمی هم چون مسعود سعد سلمان از عشق کبوتر آورده شده است و از تیمور لنگ گرفته تا شاهان قاجار ارادت ویژه ای به این پرنده داشته اند.
در فرهنگ ایرانیان برخی کبوتر بازی را معادل عشق بازی معنا میکنند، که در تاریخ معاصر بیشتر به نکات منفی این علاقه پرداخته شده اما این علاقه در پس یک تاریخی نهفته شده است... «کبوترباز چه آدمی است؟» اسماعیل کهرم، بومشناس و فعال محیط زیست با طرح سؤال «کبوترباز چه آدمی است؟» می گوید: «طبق تحقیق انجام شده، گفتند افرادی که از بچگی حیوان در خانه دارند، مهربانترند، اینها نسبت به بچههای خود هم مهربانترند. به چهارراه مولوی رفتم تا کفتر بخرم. آنجا مرا میشناسند، انتخابش کردم، یک نر شایسته و خوشتیپ سینه کفتری، پاهای بلند، چشمها آگاه (مانند چشم سگ که در آن کنجکاوی است، چشم ناآگاه مانند گوسفند است.) فروشنده پاکتی کاغذی آورد تا کبوتر را در آن بگذارد. یک نفر که این قفس را تمیز میکرد و به کبوترها غذا میداد گفت: داداش! ذلیلش نکن، دستت بگیر و در ماشین رهاش کن. من این را برای حیواندوستان انگلیسی که میگویند میزان تمدن هر کشوری را باید با رفتارشان با حیوانات بسنجیم، تعریف کردم. آن زمانی که سعدی بزرگوار گفت میازار موری که دانهکش است/ که جان دارد و جان شیرین خوش است/ سیاه اندرون باشد و سنگدل/ که خواهد که موری شود تنگدل. شاگرد مغازه برای کبوتر شخصیت قائل بود. آنها برای راحتی کبوترهایشان هزینه میکنند. علی آخرتی در برگزاری مراسم «شب کبوتر و کبوتربازی در ایران» صحبتش را با شعری از مسعود سعد سلمان به عنوان یکی از اولین اشارات کبوتر و کبوتربازی در ادبیات ایران آغاز کرد: «انس تو با کبوتر است همه / ننگری از هوس به چاکر خوی هم به ساعت بر تو باز آید / هر کبوتر که رانی از بر خویش رفتن و آمدن به نزد رهی / چون نیاموزی از کبوتر خویش پس از آن و تا به امروز هم میشود نشانی از کبوتر و کبوتربازی را در آثار ادبی دیگر سراغ گرفت، از جمله در دوران معاصر در داستان معروف «کفترباز» صادق چوبک و «کچل کفترباز» صمد بهرنگی و حتی در این شعر مهدی اخوان ثالث که مرد را بینم که پای پرپری در دست، با صفیر آشنای سوت، سوی بام خویش خواند، تا نشاندشان، بالهاشان نیز سرخ است، آه شاید اتفاق شومی افتادست. استاد شفیعی کدکنی نیز در کتاب «حالات و مقامات م. امید» دو صفحه درباره کبوترهای اخوان و علاقه او به کبوتر شرح دادهاند. البته خود ایشان هم از این علاقه و انس با کبوتر بیبهره نبودند و شعر «کبوترهای من» استاد محصول دور افتادنشان از کبوترهای مورد علاقهشان است. دیگار عنوان میکند که اگرچه از زمان دقیق اهلی شدن کبوتر اطلاعی در دست نیست، اما استفاده از کبوتر به عنوان قاصد در ایران و مصر از ابتدای هزاره اول قبل از میلاد مورد تایید قرار گرفته است. ابن اثیر نیز در کتاب «الکامل فی التاریخ» به دستور عثمان برای بریدن بال کبوترهای مدینه در هشتمین سال خلافتش اشاره میکند. جاحظ (۲۵۵-۱۵۰ ق) در جلد سوم کتاب «الحیوان» که به کبوتر اختصاص دارد در شرح خرید و فروش کبوتر در بازار بغداد میگوید: «بهای کبوتر گاه تا ۵۰۰ دینار هم میرسد و بهای آن از باز و شاهین و قوش و عقاب و قرقاول و خروس و حتی شتر و الاغ و قاطر بیشتر است.» همچنین همانجا از گردآمدن جمعیتهای زیاد برای تماشای مسابقات کبوتربازی صحبت میکند. بنابر کتب تاریخی و اسناد موجود، در میان حاکمان، خلفای عباسی، خلفای فاطمیان، المالک المظفر حاکم مصر در سده هشتم قمری، حسنمیرزا پادشاه تیموری و اکبرشاه سومین پادشاه گورکانیان هند همه از علاقهمندان به کبوتر بودهاند. در تاریخ سیستان هم به علاقه طاهر بن محمد فرمانروای صفاریان به کبوتر اشاره شده، اگرچه در انتهای داستان او با نگاهی نه چندان مثبت میگوید: «پادشاهی با کبوتربازی دیر نماند.» در کتیبهای به تاریخ ۶ جمادیالثانی ۱۰۴۷ (۴ آبان ۱۰۱۶) یکی از درآمدهای میرشکارباشی مالیات کبوتربازهای استرآباد عنوان شده (رابینو، ۲۴۰) که البته اینجا مراد از کبوترباز احتمالا صاحبان کبوترخانههاست. در دوران اخیر هم ما شرح علاقه شاهان و شازدههای قاجار به این فعالیت را داریم. در همه این سالها کبوتربازی همراه با انواع محدودیتها و ممنوعیتها بوده، که این هم موضوعی است که در اسناد تاریخی به آن اشاره شده و ضمنا همین ممنوعیتها و محدودیتها خود گواهی است بر حضور و رواج این پدیده در دورههای مختلف.» آخرتی با اشاره به اینکه گروهی از محدودیتهای کبوتربازی مبانی دینی دارند، توضیح داد: «در حدیثی در کتاب «سنن ابی داوود» چنین آمده که: ان رسولالله رای رجل یتبع الحمامه فقال شیطان یتبع شیطانه. در کتاب بحرالوفائد اگرچه حرمت کبوتربازی را رد کرده اما آن را مکروه دانسته است. حتی در منابعی شهادت کبوترباز و کبوتردار را جایز ندانستهاند. (ابن قدامه القدسی: ۹/۱۷۲؛ زحیلی: ۶/۵۶۶) البته در دفاع از کبوتربازی هم جابهجا از مطالبی با رنگمایههای مذهبی استفاده شده، از جمله نقش کبوتر در طوفان حضرت نوح و نیز لانهسازیاش در جلوی غار حرا و محافظتش از جان پیامبر اسلام نمونههایی هستند که رویکردی همراه با احترام به این حیوان دارند. در این زمینه میتوان به احادیثی در توصیه به نگهداری کبوتر در منزل اشاره کرد، یا جایگاه کبوتران حرم که نه تنها از شکار شدن در امان هستند بلکه بوسیله نذورات مردم تغذیه میشوند. حوالی سال ۵۷۵ ق حسامالدوله اسپهبد طبرستان، عوائد یک ده و گرمابه و آسیای آن را وقف کبوترهای مکه کرد. در کنار این محدودیتها و احکام دینی، شماری محدودیتهای حکومتی هم همواره در برابر فعالیت کبوتربازها قرار داشته است. برای مثال مقتدی عباسی حکم به ممنوعیت کبوتربازی و تخریب کبوترخانهها داد. شاهطهماسب در ربیعالاول ۹۴۱ ق در کنار منکراتی مانند شرابخانه، بنگخانه، بوزخانه، قوالخانه، بیتاللطف و قمارخانه، حکم به ممنوعیت کبوتربازی داد. شاه سلطان حسین هم در حکمی دستور داد: «قدغن شد که جهال بیکمال به کبوتر پرانیدن که عبثترین شغلها و بیفایدهترین کارهاست بال نشاطافشانی مرغ طبع نجویند» که گویا بال نشاطافشانی مرغ طبع ممنوع بود. حتی در دوران قاجار که کبوتربازی میان شاهان و شاهزادههای قاجار هم رواج داشت، کریمخان منظمالسلطنه رئیس نظمیه مظفرالدینشاه در اعلانی در تاریخ ۲۵ دی ۱۲۷۶ برای اهالی دارالخلافه تهران فرمان به «منع و سیاست و تنبیه» کبوتربازها داد. البته هنوز هم به طرقی این مشکلات و محدودیتها پابرجاست. این محدودیتها در مواردی به خاطر شرایط فعالیت خود کبوتربازها و انگهایی است که به آنها زده میشود، انگهایی که میتوان گفت قدمتی به درازای عمر کبوتربازی دارد. انگها و تهمتهایی همچون چشمچرانی، دزدی و ایجاد مزاحمت برای همسایهها. امام محمد غزالی در کیمیای سعادت در کنار نرد و قمار و شطرنج به عنوان عادتی ناشایست از کبوتربازی نام میبرد. عطار هم در تذکرهالاولیا در داستان ابوعلی ثقفی به همسایه کبوترباز شیخ و مزاحمتهایی که از جانب او متوجه شیخ بوده میپردازد. یکی از دلایل اتصاف این صفات شیوه فعالیت کبوتربازها از جمله صرف وقت زیاد کبوتربازها روی پشتبام، صرف هزینه زیاد برای نگهداری از کبوترهایشان و استفاده از سوت و ایجاد صدا برای تحریک کبوترها به بیشتر پریدن بود. در مقابل در باورهای عامیانه مردم نقاط مختلف ایران به این موضوع برمیخوریم که کبوترداری و کبوتر جایگاهی مثبت و حتی گاه مقدس دارد. از جمله باور به خوشیمن بودن حضور کبوتر در خانه یا لانهسازی آن در پشتبامها، باوری که خواندن کبوتر در صبحگاه را نیایش میداند، شکار نکردن کبوتر در بسیاری مناطق ایران با وجود حلال بودن گوشتش. همچنین مردم لرستان و ایلام بر این اعتقادند که کبوتر سفید را نباید کشت چون پریان گاهی در پیکر کبوتر جلوه میکنند. مردم گیلان بال زدن و بقبقوی کبوتر را عامل فرار اجنه از خانه میدانند و رنگ سرخ پای کبوتر را ناشی از سرخی خون امام حسین میدانند که کبوتر در ظهر عاشورا بر پیکر ایشان فرود آمده و مویه کرده است. در خصوص استفاده از کبوتر در ابتدا میشود به دو استفاده عمده که در گذشته رواج داشته اشاره کرد: کبوترخانهها و کبوتر به عنوان قاصد یا کبوتر نامهبر. این دو شیوه استفاده صورتهایی از حضور کبوتر در حیات اجتماعی ایران بود که امروز دیگر چندان رواج ندارد. پی نوشت: 1- آنچه در «شب کبوتر و کبوتربازی در ایران» گذشت، تاریخ ایرانی


