فوکو معتقد است مردم ایران با مذهب شیعی و اسلامی خود قدرت و نیرویی تولید می‌کنند که به واسطه این نیرو رژیم تا دندان مسلح پهلوی وادار به تسلیم می‌شود.

سه‌شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ - ۰۰:۰۰
قدرت انقلاب اسلامی از نگاه میشل فوکو
انقلاب اسلامی ایران واقعه‌ای بود که توجه جهانیان را به سمت خود جلب نـمود؛ رخـدادی که‌ سبب‌ شد‌ فیلسوف برجسته معاصر، میشل فوکو‌ دست‌ به‌ قلم ببرد و بنویسد: «ایرانیان چه رؤیایی در سر دارند؟»؛ انقلاب ایران،بدون اینکه بخواهیم کلیشه‌ای و شعاری سخن بگوییم، منشأ اثرات زیادی چه در عـرصه‌ نـظر‌ و چـه‌ در میدان عمل بود. نهضت‌ها و حرکت‌های زیـادی بـا الهـام‌ گرفتن‌ از انقلاب ایران پا به عرصه وجود نهادند و یا اینکه به حرکات خود سرعت بخشیدند.در عالم تئوری و نظرات سیاسی‌ و انقلابی‌ نیز‌ شاهد تـأثیرات انـقلاب ایـران بودیم. چه بسیار تئوری‌ها و پارادایم‌هایی که‌ به واسـطه حـرکت مردمی ایران تولید و ایجاد شد و چه نظراتی که با انقلاب ایران توان پاسخگویی و توجیه نداشتند. در‌ میان‌ این‌ تئوری‌ها، به نـظر مـی‌رسد، نـظریه میشل فوکو از جایگاه رفیع و مهمی برخوردار‌ باشد‌. البته فوکو نـظریه‌پرداز انقلاب نیست ولی چون شخص برجسته و قابل توجهی در عرصه اندیشه می‌باشد نظرات وی‌ درخور‌ توجه‌ و امعان نظر می‌باشد.از این رهـگذر اسـت کـه به نظرات فوکو و خصوصا‌ نظر‌ وی‌ درباره انقلاب اشاره می‌کنیم. فوکو و انقلاب ایران میشل فوکو در هنگام وقوع انقلاب ایران و دو بار در سال 1357 به ایران می‌آید. دراین سفرها به شهرهای تهران‌،قم و آبادان می‌رود و بـا مـردم آن شهرها مـصاحبه می‌کند که حاصل این مصاحبه‌ها و گفت‌وگوها را طی مقالاتی برای روزنامه معتبر کوریه ره دلاسرا در ایتالیا می‌فرستد. ما ویژگیهای بسیار مهمی را در نگاه فوکو به انـقلاب ایـران شـاهدیم. وی بر نکات بسیار جالب و شایان توجهی‌ اشاره‌ می‌نماید که در خصوص هر کدام اندک توضیحی ارائه مـی‌شود. رویـکرد‌ فـرهنگی‌ فوکو‌، از منظر فرهنگی، انقلاب ایران‌ را‌ تحلیل‌ می‌کند. دین به عنوان یکی از عناصر تشکیل دهنده فرهنگ، به زعـم‌ فـوکو‌، نقش اساسی را درآگاهی ملی ایرانیان ایفا می‌کند. اندیشمندان مختلف و برجسته‌ای از مناظر متفاوت به پدیده انقلاب نگاه‌ کرده‌اند گروهی عامل وقوع انقلاب را اقتصادی، گروهی سیاسی، گروهی روانشناختی‌(فردی‌ و جمعی‌) و...دیده‌اند؛ ولی فوکو بـه عامل فرهنگ امعان نظر دارد‌. او‌ از فرهنگ اسلامی و شیعی، از این پتانسیل قوی سخن به میان می‌آورد و معتقد است مردم ایران با مذهب شیعی و اسلامی‌ خود‌ قدرت‌ ونیرویی تولید می‌کنند که به واسطه این نـیرو و رژیـم تا‌ دندان مسلح پهلوی وادار به تسلیم می‌شود. او در مقاله‌ای تحت عنوان «دین بر ضد شاه» می‌نویسد: «هویت واقعی‌ خود‌ راکجا‌ باید سراغ گرفت؟ جز در این اسلامی که قرنها پیش زندگی روزانه، پیوندهای خانوادگی‌ و روابط‌ اجـتماعی را، بـا مراتب تمام، سامان داده است؟ اسلام این بخت را به سبب خشکی و بی‌تحرکی خود به دست‌ نیاورده‌ است‌.» دین به عنوان یکی از عناصر تشکیل دهنده فرهنگ، به زعـم‌ فـوکو‌، نقش اساسی را درآگاهی ملی ایرانیان ایفا می‌کند. فوکو در جاهای مختلف‌ و در‌ مقالات متعددی به نقش تاریخی امـام حـسین‌(ع) و قـیام‌ او در برابر فساد‌ و ظلم‌ و نیز ایام‌ و مراسم‌ مذهبی‌ چون محرم، عاشورا و...اشاره مـی‌کند و مـعتقد‌ اسـت‌ این مفاهیم به مثابه قدرت نرم‌افزاری هستد که پتانسیل مقابله با قدرت‌های عریان‌ و خشن‌ را دارا مـی‌باشد. بیشتر بخوانیم: میشل فوکو و انقلاب اسلامی فوكو و معنویت سیاسی مفهوم‌ قـدرت در انـقلاب ایـران گفتیم که برای فوکو قدرت معنای خاص خود را دارد. وی با‌ این‌ فهم‌ از قـدرت و مـاهیت آن از تعاریف کلاسیک‌ و سنتی‌ قدرت‌، خود‌ را‌ رها‌ می‌سازد. برای فوکو چهره نرم‌افزاری و پراکنده قدرت در بین آحاد مردم، کـه بـه صورت رابطه‌ای و شبکه گسترده وپراکنده شده‌اند، بسیار حائز اهمیت است. در انقلاب ایـران نـیز فوکو‌ به ظهور این چهره نرم و در عین حـال، بـسیار تـأثیرگذار از قدرت اشاره می‌کند و بر این باور اسـت کـه شاه قدرت‌های عادی و رسمی را حذف کرده بود؛ ولی دریغ از اینکه قدرت‌ شبکه‌ای‌ و پراکنده را تقویت کـرده بـاشد. فوکو صف‌آرایی دو تعریف و دو چهره از قـدرت را بـه خوبی می‌نمایاند. آنـجا کـه شـاه و ارتش را نماد قدرت عریان و خشونت مـحض مـی‌داند و درمقابل اراده عموم‌ مردم‌ و قدرت تمرکز یافته آنان را جنبه نرم‌افزاری قدرت می‌داند: «آنـچه در ایـران مرا شگفت‌زده کرده است این اسـت که مبارزه‌ای میان عـناصر مـتفاوت وجود‌ ندارد‌. آنچه به همه ایـنها زیـبایی‌ و در‌ عین حال اهمیت می‌بخشد این است که فقط یک رویارویی وجود دارد: رویارویی میان تـمام مـردم و قدرتی که با سلاح‌ها و پلیـس خود، مـردم را تـهدید می‌کند‌. لازم‌ نـیست خـیلی دور برویم‌: این‌ حقیقت را مـی‌توان آشـکارا دریافت؛ در یک سو کل اراده مردم و در سوی دیگر مسلسلها» نـقش رهبری در انقلاب‌ اسلامی‌ ایران تفاوت‌ نگاه فـوکو بـا نگاه اکثر اندیشمندان غربی در این نکته نهفته است که وی به مسئله رهبری و هدایت‌ عـملی انـقلاب عنایت ویژه و مخصوص دارد. شاید مهم‌ترین بحث فوکو و عصاره مباحث وی را در تأثیر انقلاب بر‌ سـیاست‌ روزگـار دانست‌. فوکو معتقد است که ایـرانیان بـا انقلاب خود خواستار بازگرداندن معنویت‌ درعرصه‌ سیاست می‌باشن. فوکو در کـنارعوامل و عـلل مختلف‌ وقـوع‌ انـقلاب‌ در ایـران، به عامل مهم رهبری و نقش بـرجسته امـام خمینی(ره) اشاره می‌نماید. در خصوص اینکه افراد و یا ‌‌به‌ تعبیری سوژه یا انسان در تـحولات اجـتماعی و سیاسی و حتی در ساختن تاریخ به چـه‌ میزان‌ و اندازه‌ای‌ می‌تواند ایفای نـقش بـکند، بحث‌های عمیق و گسترده فلسفی، سـیاسی و جـامعه‌شناختی‌ای صورت گرفته است. به هر حال، فوکو‌ نقش امام را پررنگ و پرتأثیر می‌داند. فوکو ایـن مـطلب را درمقاله «رهبر اسطوره‌ای‌ شورش ایـران» بـیان مـی‌نماید‌. فوکو‌ از امام بـه «قـدیس پیری که[در]پاریس است»،تـعبیر مـی‌کند. فـوکو مـعتقد است امام خمینی به عنوان رهبری کـاریزما، بـا مـردم ارتـباط شـخصی وعـاطفی دارد: «شخصیت آیت الله خمینی پهلو به افسانه‌ می‌زند‌. امروز هیچ رئیس دولتی و هیچ رهبر سیاسی، حتی به پشتیبانی همه رسانه‌های کشورش نمی‌تواند ادعا کند که مردمش با او پیوندی چـنین شخصی و چنین نیرومند دارند.» انقلاب ایران و معنویت در عرصه سیاست شاید مهم‌ترین بحث فوکو و عصاره مباحث وی را در تأثیر انقلاب بر‌ سـیاست‌ روزگـار دانست‌. فوکو معتقد است که ایـرانیان بـا انقلاب خود خواستار بازگرداندن معنویت‌ درعرصه‌ سیاست می‌باشن. فوکو در ادامه معتقد است معنویتی‌ که‌ ایرانیان آن را مطرح می‌نمایند‌ «جست‌وجوی‌ آن چیزی‌ است‌ که‌ ما غربی‌ها امکان آن را پس‌ از‌ رنسانس و بحران بزرگ مسیحیت از دست داده‌ایم.» من [فوکو] دوست ندارم که حکومت اسلامی‌ را‌ ایده یا حتی آرمان بنامم؛ اما بعنوان خواست سـیاسی مـرا تـحت تأثیرقرار داده است...چون از‌ این‌ جهت کوششی است برای اینکه سیاست یک بعد معنوی پیدا کند.» فـوکو‌ ایجاد‌ این روحیه معنوی و عرفانی را در ایرانیان‌ حاصل‌ عوامل متعددی‌ می‌داند؛از جمله این موارد تـأثیری است‌ که‌ نوشته‌های عـلی شـریعتی در جامعه ایران داشته است. فوکو در ادامه معتقد است معنویتی‌ که‌ ایرانیان آن را مطرح می‌نمایند‌ «جست‌وجوی‌ آن چیزی‌ است‌ که‌ ما غربی‌ها امکان آن را پس‌ از‌ رنسانس و بحران بزرگ مسیحیت از دست داده‌ایم.»21این مطلب دقیقا حلقه مفقوده‌ای‌ اسـت‌ که انسان باتحولات مدرنیته آن را‌ از دست داد؛ یعنی‌ توجه‌ بیش از حد به علم‌، عقل‌ و تجربه در عین حال کنار گذاردن محبت، عشق، معنویت و دین...فوکو معتقد است بازگشت‌ معنویت‌ به عرصه سیاست به توسط دین‌ صـورت‌ مـی‌گیرد‌؛ ولی این دین‌ نیز‌ ویژگی‌های خاص خود را دارد‌ و آن‌ دین ارتجاعی و واپس‌گرا نیست: «اسلام در سال 1978 افیون مردم نبوده است، دقیقا روح یک‌ جهان‌ بی‌روح بوده است.» آنچه در آخر گفتنی است ایـنکه‌ انـقلاب ایران‌، به‌ هر حال، نقطه‌ای روشن در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران معاصر است که توجه بـسیاری را بـه خـود مشغول ‌‌داشته‌ است؛ ولی آنچه باید برای ما مهم باشد توجه به مراحل بعدی انقلاب و خصوصا‌ آسـیب‌شناسی‌ انـقلاب‌ است که از این رهگذر آسیب‌ها، آفات و موانع فراروی این انقلاب را که مـی‌تواند جـریان‌ اصـل انقلاب را منحرف کند بازشناسیم و از این آفات جلوگیری کنیم. پی نوشت: این متن خلاصه‌ای است از مقاله "‌ ‌‌‌مـیشل‌ فوکو و انقلاب اسلامی ایران" به قلم احسان شاکری که در شماره 37 مجله "تاریخ معاصر ایران" منتشر شده است.

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها