در منظومه گفتمان انقلاب اسلامي، عدالت موضوعي صرفا قراردادي و اعتباري نيست تا نفي و اثبات آن، تابع جعل و اراده اجتماعي بـاشد، بـلکه يک وضع‌ و حقيقت نفس الامري و الهي‌ است‌.

چهارشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۷ - ۰۰:۰۰
بازسازی و ارتقای مفهوم عدالت در گفتمان انقلاب اسلامی
عدالت از محوري ترين آمـوزه هـايي اسـت کـه در ذات ديـن اسـلام وجـود دارد و عامـل‌ هويت‌ بخشي‌ به دين و دينداري است که به دلايل متعـدد تـاريخي، ماننـد‌ جهـل و فقـر، ناآگاهي، وابستگي، دوري از مـعنويت و اخـلاق، حاکميت ظلم، روحيه ظلـم پـذيري، توزيـع نابرابر قدرت و ثروت و جايگاه‌ اجتماعي‌ به‌ فراموشي سپرده شده بود. ازاين رو، بـه جـرأت مي توان گفت‌ يکي‌ از درخشان ترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي، احياي گفتماني عدالت و تـحول در مـفهوم آن است. در اين گفتمان‌، عدالت‌ به لحاظ ارزشي به مثابه فضيلتي آرماني و غايتي مقدس تعريف شد و با‌ ملاحظه‌ روشـي‌ در هـمـه عرصـه هـاي گونـاگون فرهنـگ، قضاوت، سياست و اقتصاد مورد توجه قرار گـرفت. در ادامه به بخش هـايي از ايـن‌ تحـول‌ گفتمـاني اشاره‌ مي کنيم. ارتقاي مطالبات جـنبش مـردمي در تـراز رسالت عامه انبياي الهي به رغـم اينکـه در افق‌ شکل گيري انقلاب اسـلامي، اهـداف گوناگون مادي و معنوي، از جملـه مبـارزه‌ بـا‌ ستم‌، فقر، استبداد و استعمار، و تشکيل نظام اسلامي وجود داشت، بـرجسـته ســازي آرمـان عدالت خواهي يکي از ويژگي هاي ‌‌بارز‌ انقـلاب اسـلامي بـود؛ عـدالت به مثابه يکي از ارکان‌ وجودي‌ انقلاب‌، بـه خـواست عـمومي تبـديل شـد و مطالبـات عمومي مردم مسلمان ايران، هـمان چـيزي شد که در‌ آيه ۲۵ سوره حديد به عنوان رسـالت عامه همه انبيا معرفي شده اسـت‌. قرائتي نو از عدالت يکي از آثار مهم حقوقي سازي عدالت ايـن بـود که عدالت را، هم‌ جزء‌ مطالبات‌ عـمـومي کــرد و هـم اجـرا و تحقـق آن را وظيفـه دولـت اسلامي دانست. در برابر قـرائت جـريان‌هاي سـوسياليستي کـه عـدالت را محصور در «برابري اقتصادي و رفاه اجتماعي » مـي دانـستند و قرائت‌هاي ليبراليستي که عدالت را‌ محصول توافق و قرارداد اجتمـاعي شـهروندان بـرمـي شــمردند، و ديدگاه هاي التقاطي و به ظاهر دينـي که با اساس قـرار دادن عـدالت، همه دين را بر پايه آن تفسير مي کـردند، انـقلاب اسلامي، عدالت‌ را‌ با رويکردي اعتقادي و معنوي، هم جزء بينش و آرمان هاي انقلاب و هـم بـه مثابه رويکرد جهت دهنده و راهـبـرد نـيـل بــه اهـداف، و هـم بـه مـثابه روش و کنش در مناسبات اجتماعي مـعرفي کـرد‌. حقوقي‌ سازي مفهوم عدالت با پيروزي انقلاب اسـلامي، آرمـان عـدالت خـواهي ملت ايران در قانون اساسي بـازتاب يافـت. روح کلي حـاکم بـر قـانون اساسـي جـمهـوري اسـلامي ايران، نشان مـي دهـد‌ اين قوانين مبتني بر انـديشه عدالت خواهانه و به مثابه روش ها و سازوکارهاي دستيابي به آرمان هاي عادلانه تدوين شـده انـد. در اصــل اول آن، انـقـلاب اسلامي را برآمده از اعتقاد‌ مردم‌ به‌ حـکومت حـق و عـدل قــرآن مــي‌ دانـد‌ و در‌ اصـل دوم، نـظام بـرآمده از چنين انقلابي را مبتني بر عقايدي معرفي مي کند که به دنبال نفي هرگونه ستمگري و ستم‌ کـشي‌ و سـلطه‌ گـري و سلطه پذيري، و در يک جمله در پـي‌ قسـط‌ و عـدل است. در اصل سـوم دولت جـمهوري اسـلامي را مـوظف مـي کـند براي تحقق اهداف يادشـده در اصل دو‌، اموري‌ را‌ به کار برد که بسياري از آنها بـا تحقـق عـدل‌ و عـدالت در جامعـه مرتبط اند؛ چنان که در اصل ۱۵۴ قانون اساسي آمده که در اين قـانون، دستيابي‌ به‌ عـدالت‌ را براي تمام ملت هاي جهان به رسميت شناخته است. بیشتر بخوانیم: عدالت و سیاست راهکارهای تحقق عدالت اقتصادی از دیدگاه نهج البلاغه تبديل‌ عدالت‌ به مطالبه عمومي يکي از آثار مهم حقوقي سازي عدالت ايـن بـود که عدالت را، هم‌ جزء‌ مطالبات‌ عـمـومي کــرد و هـم اجـرا و تحقـق آن را وظيفـه دولـت اسلامي دانست. اين‌ ايده‌ زماني‌ شکل گرفت که در قيام همگاني عليه حکومت جور، مردم ايران خواهان عدالت بودند‌ و رژيم‌ طـاغوت‌ نـافي و سـرکوب کننـده آن بـود. در گفتمـان انـقلاب اسـلامي آن تجربه تلخ سبب شد‌ عدالت‌ خواهي بـه مطالبـه عمـومي تبـديل شـود. ارتقاي عدالت به‌ مثابه‌ سنجه‌ اصلي در ارزيابي ميزان کارآمدي دولت ها در ‌‌منظومه‌ فکري انقلاب اسلامي ، هدف از آفرينش انسان ، رسيدن به کمال و ســعادت و حـيات طيبه‌ است‌ تـثبيـت جـايگاه عدالت در گفتمان انقلاب اسلامي‌ سـبب‌ شــد سـنجه اصـلي داوري دربـاره ميـزان مقبوليت و جايگاه اجتماعي شخصيت ها، گروه ها‌، احزاب‌ سياسي‌ و دولت ها، به ميزان تعلق آنها به آرمان عدالت گره زده شود. هـمه دولت هـا‌ با‌ طرح رويکرد خـود بـه ابعادي از عـدالت سياسي ـ اقتصادي ، مورد استقبال رأي‌ اکثريت‌ مردم‌ ايران قرار گرفته اند . جذاب سازي مقوله عدالت به عنوان موضـوع پـژوهش‌ تأکيـد‌ گفتمـان‌ انقـلاب اسلامي بر عدالت سبب شد به اين مـفهوم بـه عنوان محوري‌ ترين‌ موضوع تحقيق و تأليف، تدوين مقالات و کتب، و برگزاري کنفرانس‌ها، نشست‌ها و همايش‎ها به صورت تخصصي‌ نگريسته‌ شود؛ برخلاف مطالعات فيلسوفان غربي که عدالت را مفهومي صرفا ذهـني، عـقلي‌ و انتزاعي‌ جـلوه داده‌اند و با قطع پيوندهاي تکويني‌ آن‌ در‌ هستي و فطرت انساني، حقيقت آن را از‌ عرصه‌ واقعيت‌هاي زندگي اجتماعي غايب و گـريزان نشـان داده انـد. قرار دادن عدالت به مثابه روش و کنش در ‌‌منظومه‌ فکري انقلاب اسلامي، هدف از آفرينش انسان، رسيدن به کمال و ســعادت و حـيات طيبه‌ است‌ و براي‌ نيل به اين مقصد، عوامل متعددي چون کار و تلاش و همت بلند و آباداني نقش دارند و دراين‌ ميان، نقش عدالت اجتماعي بسيار برجسته است. هنگامي که همه اعضاي جـامعه، حـقوق‌ يکديگر را رعايت کنند‌ و به‌ انسانيت و کرامت همديگر احتـرام بگذارند، اين رويه به فرهنگ غالب تبديل مي شود. در نتيجه، ارتباط هر عضـو جامعـه بـا اعضاي ديگر بهبود مي يابد و مي کوشد مـتقابلا نـقش مـفيدي در‌ جامعـه ايفـا کنـد. جامعـه مـانند بـدن اسـت که سلامت و شادابي آن در گرو عملکرد درست هـر يـک از اعضاسـت و اين مهم جز با همکاري همه مردم با هم، مردم با حاکميـت‌ و حاکميـت‌ بــا مــردم مـيسـر نخواهد شد و همه اينها در گرو اصل عدالت اسـت. پی نوشت: این متن خلاصه ای است از مقاله "نقش انقلاب اسلامی در ارتقای عدالت بر اساس آموزه های اسلامی" به قلم محسن مهاجر نیا که در شماره 76 مجله "علوم سیاسی" دانشگاه امام باقر (ع) منتشر شده است.

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها