خيلي وقتها آدم میخواهد آسيبي را برطرف كند، اما آسيبشناسياش عميق نيست. راه مبارزه با منكر مقابله با دستگاهي است كه منكر را اقامه میكند؛ مقابله با اولياء طاغوت و سلطه است.
در موضوع آسيب شناسي باید دید ريشه اشكالات كجا است. چون خيلي وقت ها آدم می خواهد آسيبي را برطرف كند اما آسيب شناسي اش عميق نيست مثلا يك بيماري خوني جدي تظاهرات پوستي هم دارد و او مرتب می خواهد از طريق تدابير ظاهري اين بيماري را رفع بكند اما تا ريشه اش را نخشكاني، عفونت از اينجا پاك می شود و از جاي ديگر سر درمی آورد. در آسيب شناسي فرهنگي هم همينطور است ما اول بايد ريشه ها را شناسايي بكنيم. ما هم در حوزه خيرات و هم در حوزه بدي ها سه دسته آدم و مواجهه داريم؛ اول اینکه عده ای از آدم ها نسبت به خوبي ها يا نسبت به بدي ها اهل ارتکاب هستند؛ خودش نماز می خواند، زكات می دهد، حقوق مالي اش را می دهد، به برادرانش احسان می كند، صله رحم می كند و اهل خيرات و اخلاق حميده است. اين عده اهل اقدام و ارتكاب خوبي ها هستند. آن طرف هم همينطور است يك آدمي داريم حسود که اعمال حسادت می كند، گناه می كند، معتاد است و شرب خمر و ميگساري می كند و اشكالاتي دارد و غیره، اين می شود اهل ارتكاب بدی ها. دوم چيز بالاتري است كه اگر در حوزه خوبي ها باشد از ارتكاب بهتر است و اگر در حوزه بدي ها باشد از ارتكاب بدتر است و آن اشاعه است؛ عده اي اشاعه گناه و صفات رذيله و بدي ها می كنند، عده ای هم اشاعه خيرات می كنند. مثل اينكه يك كسي غیر از اینكه نماز می خواند به مسجد هم می رود، غير از اينكه اهل كتاب و مطالعه است كتابخانه هم می زند، غير از اينكه اهل صله رحم است ديگران را هم به آن تشويق می كند، مؤسسه خيریه و بيمارستان تأسيس می كند که این ها می شود اشاعه يعني كارهاي خوب را گسترش دادن و خوبي ها را منتشر كردن. در ناحيه بدي ها هم همينطور است يك آدمي خودش مبتلا به مواد مخدر و معتاد است، ولی دیگری اشاعه می دهد و شبكه توزيع مواد مخدر يا كارخانه توليد مواد مخدر درست می كند، يك كسي خدايي نكرده ميگساري می كند ولی دیگری ميكده به پا می كند، يك كسي خودش گناه می کند ولی دیگری بزم گناه به پا می كند و ديگران را هم دعوت می كند. سوم و مرحله بالاتر از این ها اقامه خيرات مانند نماز «اقيموا الصلاة» يا اقامه بدي ها است. اقامه يعني تلاش كند كه تمايلات جامعه را به طرف خوبي ها یا بدی ها ببرد. در اقامه بدي ها کاری کند که فرهنگ جامعه به يك نقطه اي برود كه آرام آرام بدي ها در جامعه جا پيدا كنند و بلكه شرافت بشوند. خوبي ها از چشم بيافتند و موجب تنقيص و تحقير انسان بشوند لذا این اقامه زشتی ها بدترين نوع عمل است؛ اينكه وجود مقدس نبي اكرم صلی الله عليه وآله در حديثی با توصيف آخرالزمان که چه اتفاقاتي می افتد در پایان فرمودند: «شَرٌّ مِنْ ذَلِكَ كَيْفَ بِكُمْ إِذَا رَأَيْتُمُ الْمَعْرُوفَ مُنْكَراً وَ الْمُنْكَرَ مَعْرُوفاً»(1) بدتر از همه این ها اینکه معروف، منكر می شود و منكر، معروف می شود اين يعني اقامه؛ خوبي ها بشود بدي و بدي ها بشود خوبي. اقامه در خیرات و بدی ها گاهی در مقياس خانه است، گاهي در مقياس يك شهر است، گاهي در مقياس يك كشور است و گاهي در مقياس جامعه جهاني است. نقش حکومت در فرهنگ جامعه كار حكومت ها اقامه است نه ارتكاب؛ حكومت هاي مادي، فرهنگ مادي را در جهان اقامه می كنند و حكومت الهي بايد دين داري را در جهان اقامه بكند. مردم كه مجبور نيستند و اگر كسي بخواهد گناهی بكند بالاخره در نهان گناه خودش را می كند و نمی شود جبر مطلق ايجاد كنيم ولي گاهی جامعه را طوري می سازيد كه گناه كردن ضد شرافت و ترك معصيت شرافت است و اگر كسي بخواهد گناه كند بايد روي شرافت اجتماعي خودش پا بگذارد، گاهی بر عكس جامعه را طوري درست می كنيد كه معصيت می شود شرافت. حكومت هاي حق بايد اقامه حق بكنند و حكومت هاي باطل اقامه باطل و آن وقت از طريق اقامه در كشورهاي ديگر نفوذ می كنند، کشوری مسلمان هستند ولي فرهنگي كه آنجا اقامه شده فرهنگ مادي است؛ فرهنگ بي حجابي و بي مبالاتي به دين است. نحوه مبارزه با منکرات و جریان اقامه ما گاهي می آييم با معلول مبارزه می كنيم و آن آخر صف را می گيريم؛ حال از شما سؤال می كنم آدمي كه دنبال اقامه گناه است يعني نيتش مبارزه با خداست و نه فقط خودش گناه می كند بلکه مثل ابليس به دنبال اين است كه مردم را هم به گناه بكشاند؛ در اینجا آن گناه شر اصلي است يا اين آدم؟ اين آدم شر است و آن گناه فرع بر اين است. شرور فرع بر اولياء طاغوت هستند. ائمه فرمودند: «نَحْنُ أَصْلُ كُلِ خَيْرٍ وَ مِنْ فُرُوعِنَا كُلُّ بِرٍّ... وَ عَدُوُّنَا أَصْلُ كُلِّ شَرٍّ وَ مِنْ فُرُوعِهِمْ كُلُّ قَبِيحٍ وَ فَاحِشَة»(1) اصل خيرات ما هستيم و همه خيرات فرع بر ما است و اصل شرور دشمن ما است. منكر حقيقي كه ما بايد با آن مبارزه كنيم، آن نظام استكباري است كه اخلاق مادي، شهوات و ميل و رغبت به دنيا را در عالم اقامه می كند يا آن جواني كه تحت تأثير فرهنگ آن ها گناهي را مرتكب می شود؟ راه مبارزه با منكر مقابله با دستگاهي است كه منكر را اقامه می كند؛ مقابله با اولياء طاغوت و سلطه است. آن نظام باطل است كه محور اقامه است و اصل باطل خود آن ها هستند. يعني اگر به من بگويند شر اصلي را در عالم نشان بده من می گويم شر اصلي سران استكبار هستند، این فرعون هاي سياسي و فرهنگي و اقتصادي که خيلي وقت ها با هم هستند؛ فرعون و قارون و وزيرش هامان اصل شر هستند و شما بايد با این ها و دستگاه شان بجنگيد. هم بايد با فرعون بجنگيد و هم بايد با قارون و دستگاه اقتصادي اش بجنگيد و هم با هامان و هم با مثل بلعم باعور، این ها منکر را اقامه می كنند. نمی شود که شما این ها را رها كنيد و بعد خيال كنيد که می شود جلوي فساد اخلاقي را در جامعه بگيريم، جلوي بي حجابي را بگيريم ولي با آن هايي كه اقامه می كنند، مقابله نكنيم. باید قدرت جهانی پیدا کنیم بنابراين دولت اسلامي بايد اقتداري در جهان داشته باشد، همكاران و همدستان و ياراني در جهان براي خودش پيدا بكند و قدرتي به هم بزند كه شياطين عالم از قدرت او بترسند که با او جنگ فرهنگي بكنند و در حريم فرهنگي او بيايند و بدانند که اگر شروع كنند، او هم شروع می كند. همانطوري كه او بمب اتم دارد، شما هم داريد از این رو ديگر جرأت نمی كند که بزند؛ وقتي هم که احساس كرد شما قدرت مقابله فرهنگی با او را داريد و اگر او فرهنگ خودش را گسترش بدهد، شما هم فرهنگ خودتان را در خانه او نفوذ می دهيد، این کار را نمی كند. اگر دست از اسلام برداريم تمام است و با ما كاري ندارند ما بايد قدرتي داشته باشيم كه آن ها بترسند كه اگر متعرض فرهنگ ما شدند و با دين ما جنگيدند، ما با همه دنياي آن ها می جنگيم و آن وقت جرأت نمی كنند. امام رحمة الله علیه فرمود: بايد دنياپرستان عالم بدانند اگر با دين ما جنگيدند، ما با همه دنيايشان می جنگيم. حالا جريان هايي كه در دنياي اسلام هست از جمله در كشور ما بعضي هايشان بي خيال اين مسئله هستند و خيال می كنند که غربي ها آدم هاي خوش اخلاقی هستند و آن دشمني و نفرت باطني شان را پشت اين تبسم شان نمی بينند که با همه وجود تلاش می كنند که اسلام را محو كنند و البته از صلح و حقوق بشر و این ها هم صحبت می كنند. نمی دانم بعضي ها ساده هستند يا نه خودشان را به سادگي می زنند. بعضي از جريان هايي كه در كشور ما وجود دارند به این ها خوش بين هستند و خيال می كنند که می شود با این ها زندگي مسالمت آميز داشته باشيم، اما وقتي زندگي تان به زندگي مسالمت آميز با آن ها می كشد كه صد در صد از دينتان دست برداريد و تمام آيين دنياپرستي غرب را بپذيريد «وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ»(بقره/١٢٠) امام رحمة الله علیه می فرمود: جنگ با ما نه به خاطر ايراني بودن بلکه به خاطر اسلام است و اگر دست از اسلام برداريم تمام است و با ما كاري ندارند. پی نوشت: 1-الكافي (ط - الإسلامية)، ج5، ص: 59 منبع: سخنرانی آیت الله میرباقری با عنوان "آسیب شناسی مشکلات فرهنگی و مسئله اقامه منکرات/ مقابله با تهاجم فرهنگی غرب"/ سایت سید محمدمهدی میرباقری


