در این نظام دو قطبی حاکم بر جهان که انتظار میرود در هر انقلاب و تحول سیاسی – اجتماعی روشنفکران سوسیالیست یا لیبرال دموکراتهای سکولار، حاکمیّت را به دست گیرند، امری که صاحب نظران عرصهی سیاسی را متحیر کرده این است که چگونه و طی چه فرآیند تاریخی، دوره یا پروژه ی معنویتگرایی سیاسی به رهبری روحانیّون احیا گردید وتئوکراتها یا به تعبیر دقیقتر تئو – دموکراتهای شیعه، دولت را تسخیر کردند و مردم سالاری دینی خاص خود را بنا نهادند؟! هماکنون که در دههی چهارم انقلاب هستیم بیش از هر زمان دیگری نیاز به حضور هوشمند و شایستهی روحانیّت متعهد در عرصههای مختلف نظام احساس میشود. از اینرو، حضور فعال نداشتن روحانیّت در میدان سیاست، سبب خشنودی سیاست بازان و امری به مثابه واگذاری تفکرها و اندیشه های سیاسی به استعمارگران، شبهه پردازان و تئوری بافان خواهد بود؛ تئوریسازانی که تلاشی وسیع در ارایهی چهره ی اسلام غیر سیاسی دارند و هماکنون با اظهار نظر درباره ی آیات قرآن، مستنداتی می جویند تا به اذهان و اندیشه های نا آشنای به هویت سیاسی اسلام، بباورانند که اسلام با سیاست الفتی ندارد و سیاست، دنیا مداری است و دنیا مداری دون شأن حاملان شریعت است. امام خمینی (ره) در این باره معتقد است: «اینهایى که با اصل روحانیّت ولو به صورت این که نه، ما مى خواهیم احترام این ها محفوظ باشد، اگر اینها وارد در سیاست بشوند، احترامشان از بین مى رود پیش مردم و ما میل داریم احترامشان محفوظ باشد با این دوز و کَلَک ها مى خواهند روحانیّت را از صحنه بیرون کنند و کشور شما را تسلیم کنند یا به طرف شرق، یا به طرف غرب،...» از دیدگاه امام خمینی(ره)، تبلیغات غلط زمان گذشته در مورد روحانیّت سبب دور نگه داشتن آنان از سیاست شده بود: «شما آقایان و همهی ملت باید توجه کنید که سابقاً ما را آنطور تربیت کرده بودند و به واسطهی تبلیغاتى که قدرتهاى چپاول گر درست کرده بودند که ما را از سیاست جدا کنند و ما دخالت در هیچ امر اجتماعى مردم، در هیچ امر سیاسى مردم نکنیم و آنهایى که مى خواهند انجام بدهند وظیفه شان را براى ابرقدرتها، به دست بگیرند؛ سیاست را و حکومت را و همه چیزها را و بکشانند مردم را به طرف آن مرتبه اى، آن چیزى که خودشان مى خواهند...» اهتمام به امر مسلمین این نیست که من بروم نماز بخوانم و اقتدا کنم؛ اینکه امر مسلمین نیست، این امر خداست. امور مسلمین عبارت از امور سیاسى و اجتماعى مسلمین است. تمام انبیا از صدر بشر و بشریّت، از آن وقتى که آدم (علیهالسلام) آمده تا خاتم انبیا(صلىاللَّهعلیهوآله) تمام انبیا براى این بوده است که جامعه را اصلاح کنند؛ فرد را فداى جامعه مى کردند. ما فردى بالاتر از خود انبیا نداریم. ما فردى بالاتر از ائمه (علیهمالسلام) نداریم. این فردها خودشان را فدا مى کردند براى جامعه.» از دیدگاه امام خمینی(ره)، دخالت روحانیّت در سیاست نه تنها میبایست منوط به ایران نباشد بلکه علمای متعهد اسلامی باید در جای جای کشور های اسلامی این امر را وظیفهی خطیر خود بدانند: «در همهی ممالک اسلامى این مطلب لازم است بلکه فرض است که مردم را بیدار کنید و به مردم بفهمانید این معنا را که این نغمهاى که در همهی ممالک اسلامى بلند است که علما نباید دخالت در سیاست بکنند، این یک نقشه اى است مالِ ابر قدرتها. مجرىاش این ها هستند که در داخل کشورها هستند. به حرف اینها گوش ندهید و بخوانید به گوش ملت که ملت بفهمد این معنا را که این نغمه، نغمهاى است که مىخواهند علما را از سیاست کنار بزنند و آن بکنند که در زمانهاى سابق بر ما گذشته است. بیدار باشیم و همه توجه به این معنا داشته باشیم و نسلهاى آینده هم توجه به این معنا داشته باشند که راهشان را یک وقت، این راهى که الآن مسلمین خودشان این راه را پیدا کرده اند، این راه را آنها هم گم نکنند» با این باور داشت است که از دیدگاه امام(ره)، عدم حضور روحانیّت در سیاست، منجر به تحقق نقشهی شوم دشمن برای سیطره بر کشور میگردد و سبب میشود شبه روشنفکران بی مایه و کم سواد از این فرصت استفاده کرده و سکولاریسم منحط و آزمون پس دادهی غربی را معقول ومنطقی نشان دهند، بنابراین روحانیّت متعهد می بایست بیش از گذشته به صورت حضوری معقول و منطقی عرصه و تحولات دهه ی چهارم انقلاب را رصد و مدیریت کند. منبع: یادداشت "نغمهای شوم در راه انزوای دین" به قلم محمد تهرانی؛ اندیشکده برهان