یکی از چالش‌های اساسی پیش‌رو، برای هرکس که به مطالعۀ عمیق مدرنیته می‌پردازد، این است که بدون تسلیم‌شدن به وسوسۀ نفیِ مطلق مدرنیته، موضع انتقادی خود را نسبت‌به آن حفظ کند.

یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷ - ۰۰:۰۰
مدرنيته را با حفظ موضع انتقادي بدون نفی مطلق بخوانید
«وحدت و کثرت، زیبایی و زشتی، اصالت فرد و جمع، پاکدامنی و فساد، انقلاب و ارتجاع، صلح و جنگ، و زندگی و مرگ» همگي، به صورتي پرتناقض، فرزندان یک دوره‌اند که انتظار داریم آنها را یکنواخت بفهمیم. اما اصولاً توقعمان از مدرنیته بی‌جاست. مدرنیته یکپارچه نیست. برخلاف تصورعامه «مدرنیته یکپارچه نیست، و از لایه‌های متنازع بسیار تشکیل شده»، از مدارا و تجارت گرفته تا خویشتن‌یابی، مهندسی‌ِ اجتماعی در ابعاد وسیع، و مفهوم دولت-ملت. درواقع پیوند مستقیمی بین مباحث تسلط بر نفس، استقلال رأی و ارادۀ شخصیِ مورد تأکید ماکیاولی و دکارت با نقد مذهبِ هابز و اسپینوزا، اخلاقیات اتکای به نفس در نزد فرانکلین، تلقی کانت از کرامت انسانی، با تجلیل هگل از جامعۀ مدنی وجود ندارد. این سرشت چندگانۀ پروژۀ تجدد (یا روشنگری) را آشکار می‌سازد و از ما می‌خواهد در پی کشف تصویری جامع‌تر از مدرنیته برآییم. باید به اين نكته توجه كنيم که ثروتمند شدن اروپا (و جهان) به هیچ وجه حتمي الوقوع نبوده است. با تغییرات نسبتا جزئی در شرایط اولیه، و یا حتی حوادث در طول مسير، ممکن بود هيچ وقت اروپا ثروتمند نشود. اگر تحولات سیاسی و نظامی در اروپا تغییرات متفاوتی مي‌كرد، ممكن بود نیروهای محافظه کار غلبه پيدا كنند و موضع خصمانه تری نسبت به تفاسیر جدید علمي و پیشرفته از جهان داشته باشند. در پیروزی نهایی پیشرفت علمی و رشد اقتصادی چیزی از پيش تعيين شده و تسليم نشدني وجود نداشت. موفقیت اروپا در نتیجه برتری ذاتی فرهنگ اروپایی نیست معجزه اقتصادی مدرن اروپا نتیجه پيامدهاي نهادی تصادفي است موفقیت اروپا در نتیجه برتری ذاتی فرهنگ اروپایی نیست. به جای آن، چیزی است که به عنوان ویژگی ضروري دوره کلاسیک و نتیجه پیچیده و غیرمنتظره تعاملات ساده‌تر در يك کل شناخته شده است. معجزه اقتصادی مدرن اروپا نتیجه پيامدهاي نهادی تصادفي است. كه نه طراحی و نه برنامه ریزی شده بود. اما این اتفاق افتاد و هنگامی که شروع شد، پویایی خودمحور در پیشرفت اقتصادی ایجاد کرد و رشد دانش بنياد را امکان پذیر و پایدار ساخت. مزاياي «نظام ایالات» به طور خلاصه، تقسیم بندی سیاسی اروپا باعث رقابت تولیدی ميان ايالت ها شد. این بدان معنا بود که حاکمان اروپایی برای بهترین و مولّدترين روشنفکران و صنعتگران با يكديگر رقابت می کردند. اریک جونز، مورخ اقتصادی، این سيستم را «نظام ایالات» نام گذاري كرد. هزینه های تقسیمات سیاسی اروپایی به چندین کشور رقیب قابل توجه بود: آنها شامل جنگ تقریبا بی وقفه، حمایت از توليدات داخلي و دیگر شکست های هماهنگ بود. با این حال، بسیاری از محققان معتقدند که در بلندمدت مزایای رقابت ايالت‌ها با يكديگر ممکن است بيشتر از هزینه هايش باشد. به طور خاص، وجود چندین کشور رقیب، نوآوری علمی و تکنولوژیکی را تشویق مي‌كند. تکه تکه شدن سیاسی در کنار وحدت معنوی و فرهنگی با این حال، در اروپای مدرن، تکه تکه شدن سیاسی در کنار وحدت معنوی و فرهنگی قابل توجه بود. اروپا یک بازار كم و بيش یکپارچه برای ایده‌ها بود؛ ، به همراهي شبکه قاره اي گسترده از مردان و زنان عالم که در آن ایده های جدید توزیع و پخش می‌شد. اتحاد فرهنگی اروپایی در میراث کلاسیک خود و در میان روشنفکران، در استفاده گسترده از لاتین به عنوان زبان معيار، ریشه دارد. ساختار کلیسای مسیحی قرون وسطی نيز عملا، مسيحيت را به عنوان عنصري مشترك در سرتاسر قاره به اشتراک گذاشت. در واقع، مدتها قبل از اين كه اصطلاح "اروپا" به طور معمول استفاده شود، آن را "جامعه مسيحيت " مي‌نامیدند. تقسیمات كشورهاي اروپايي و عدم هماهنگی ميان حاكمان كشورها، آزادی های فکری را افزایش دادند اهميت كم مرزهای ملی در جامعه روشنفکران اروپايي درحالی که شدت فعالیت‌های فکری در اغلب اوقات قرون وسطی (از لحاظ تعداد شرکت کنندگان و گرمای بحث ها) نسبت به آنچه که در سالها بعد، تبديل به بحث هاي فراملی شدند؛ خفيف و اندك بود. در اوایل اروپای مدرن، مرزهای ملی در جامعه روشنفکران اندك اما پر جنب و جوش اروپايي، بسیار کم اهمیت بود. علیرغم مسافرت‌های آهسته و دشوار، بسیاری از رهبران روشنفکري اروپا بین ایالت‌ها دائم در سفر بودند. این تحرک در میان روشنفکران قرن 17 بیشتر هم شد. ترکیب منحصر به فرد تقسیم بندی سیاسی در اروپا و نهادهای آموزشي گسترده ي آن " اگر روشنفکران اروپایی با فرکانس و سهولت بی سابقه ای حرکت می کردند، ایده های آنها حتی سریعتر حرکت می کرد. از طریق مطبوعات و سیستم پستی پيشرفته، دانش نوشتاری به سرعت در حال گسترش بود. در محیط نسبتا كثرت گراي اروپای مدرن، به ویژه در تقابل با شرق آسیا، برای سرکوب ایده های جدید، تلاش های محافظه کارانه بسياري انجام مي گرفت اما شهرت ستاره های فکری مانند گالیله و اسپینوزا چنین بود که اگر سانسور محلی سعی در ممنوعیت انتشار آثار آنها داشتند، به راحتی می توانستند ناشراني را در خارج از کشور پیدا کنند. کتابهاي "ممنوع" گالیله به سرعت از ایتالیا قاچاق و در شهرهای پروتستان منتشر شدند. در اين صورت مي توان گفت كه تقسیمات كشورهاي اروپايي و عدم هماهنگی ميان حاكمان كشورها، آزادی های فکری را افزایش دادند که به سادگی نمی توانست در چین و امپراتوری عثمانی وجود داشته باشد." ترکیب منحصر به فرد تقسیم بندی سیاسی در اروپا و نهادهای آموزشي گسترده آن موجب تغییرات فکری چشمگیر در راه گسترش ایده های جدید شد. کتاب‌هایی که در بخشي از اروپا نوشته شده بودند؛ به مرور راه خود را به سایر قسمت ها بازكردند آنها به زودی در همه جا خوانده شدند، از آنها نقل قول شد، مورد بحث و نظر قرار گرفتند و حتي برخي، سرقت ادبي كردند. وقتی روشنفکران اروپایی تقریبا همه چیز را تقبیح کردند هنگامی که یک کشف جدید در نقاط مختلف اروپا ساخته مي شد، در سراسر قاره مورد بحث و بررسی قرار مي گرفت. ستاره های فکری این دوره در ميان كل اروپای و نه مخاطبان خاص محلی، مشهور شدند و از شهرت گسترده ي خود ميان مردم يك قاره اي مشعوف بودند. آنها خود را به عنوان شهروندان جامعه اي آزاد و امپراتوری حقیقت، در نظر مي گرفتند. بالاتر از همه، روشنفکران اروپایی تقریبا همه چیز را تقبیح کردند. آنها با هم تعهدي به سوي گشودگي و استقبال از علم ایجاد کردند. مزایای جامعه دانشگاهی فراملیتی و نظام رقابتی ایالتی، برگ برنده اروپاييان در همین راستا از نظر موكير دو عامل بسيار مهم وجود دارد: "جامعه فکری اروپایی بهترین چيزها را از دو دنياي متفاوت به دست آورد: مزایای جامعه دانشگاهی فراملیتی و نظام رقابتی ایالتی. این سیستم بسیاری از مولفه‌های فرهنگی را ایجاد کرد که منجر به ثروتمندشدن و غناي شگرف جامعه اروپايي شد: اعتقاد به پیشرفت اجتماعی و اقتصادی، توجه بیشتر به نوآوری علمی و فکری و تعهد به ديدگاه بيكن و برنامه تحقیقاتی او مبتنی بر روش علمي و تجربی دانش در خدمت رشد اقتصادی. " رشد دانش محور یکی از ماندگارترین پدیده های تاریخی است پیشرفت‌های اقتصادی مبتنی بر دانش ایده پیشرفت های اقتصادی مبتنی بر دانش به عنوان نخستین حرکت انقلاب صنعتی و رشد اقتصادی اولیه هنوز بحث برانگیز و درست است. در قرن هجدهم اروپا، تعامل بین علم خالص و کار مهندسین و مکانیک به طور پیوسته قوی تر شد. این تعامل بين دانش گزاره ای (دانش "چه") و دانش تجربی (دانش "چگونه") بازخوردي مثبت ايجاد كرد. در چنین سیستمی، هنگامی که فرایند در حال انجام است، می تواند خود به تنهايي به پيش رود. به این معنا، رشد دانش محور یکی از ماندگارترین پدیده های تاریخی است - هرچند شرایط پایداری آن پیچیده و نیازمند بازار رقابتی و باز برای ایده ها است. اصل ضروري در مطالعه مدرنيته حفظ موضع انتقادي بدون نفیِ مطلق مدرنیته یکی از چالش‌های اساسی پیش‌رو، برای هرکس که به مطالعۀ عمیق مدرنیته می‌پردازد، این است که بدون تسلیم‌شدن به وسوسۀ نفیِ مطلق مدرنیته، موضع انتقادی خود را نسبت‌به آن حفظ کند. «مدرن‌بودن» معادل است با «نمایش دامنۀ وسیعی از عدم قطعیت‌ها و آسیب‌شناسی‌ها، از حس ناخشنودیِ لاک، عشق به خودِ روسو، آگاهی ناراضیِ هگل، و اضطرابِ کیرکگور گرفته تا تشویشِ توکویل، بیگانگیِ مارکس، و افسون‌زداییِ. منبع: 1.“The Salt of the Earth”/«همۀ متفکرانِ مدرن از مدرنیته بیزارند»(ترجمان)/ آورلیان کِرِیِه‌تو/ لس‌آنجلس ریویو آو بوکز 2." How Europe became so rich"/ "آیا ژن خوب، باعث جهش اقتصادی اروپا شد؟"(خبرگزاري فارس) /جوئل موکیر/ ايان

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها