نقل می کنند که وی از همان آغاز تعلیماتش، شخصیتی تأثیرگذار و تا حدودی از تفکرات احمد کسروی، متأثر بودهاست....
علیاکبر حکمیزاده در شهر قم در خانوادهای متدین چشم به جهان گشود. پدرش، آیت الله شیخ مهدی قمی پایین شهری، از علمای شهر قم در زمان خودش بودند و هنگامی که مرجع شیعه، آیت الله شیخ عبدالکریم حائری، از اراک به قم نقل مکان کردند و حوزهٔ علمیه قم را در سال ۱۳۴۰ هـ. ق بنیان نهادند، در منزل وی اقامت کردند. شیخ مهدی قمی همچنین داماد ابوالحسن طالقانی، پدر سیدمحمود طالقانی بود، یعنی «حکمیزاده» خواهر زاده سیدمحمود طالقانی است. حکمی زاده در مدرسه «رضویه» که پدرش بازسازی و اداره میکرد بعنوان طلبه مشغول تحصیل شد و در این راه گامهای مهمی پیمود به گونهای که حاشیهای بر کتاب «الکفایة فی اصول الفقه» آخوند خراسانی نوشت، کتابی که آخرین کتاب اصولی است که در مرحلهٔ سطح تدریس میشود. حکمی زاده علاوه بر تحصیل، در مجالس عزاداری به مرثیه خوانی پرداخت، مورخان او را از خطیبان سخنور و مرثیه خوانان خوب به شمار آوردهاند. نقل می کنند که وی از همان آغاز تعلیماتش، شخصیتی تأثیرگذار و تا حدودی از تفکرات احمد کسروی، متأثر بودهاست. از اینجا بود که گام به گام از رویهٔ تقلیدی به سوی عقلانیتی عصری تحول یافت. همچنان به انتقاد از ورود خرافات به دین و اعمال شیعیان که به اسم دینداری انجام میدادند پرداخت. در سال ۱۳۲۲ شمسی رسالهای را در مجله «پرچم» بنام «اسرار هزار ساله» خطاب به پیشوایان دینی منتشر کرد و با نقدی تند بسیاری از خرافات راه یافته به دین را با طرح پرسشهایی به چالش کشید. وی متعاقب آن درخواست نمود که حوزه علمیه قم جواب سوالهای او را بدهد. وی نشریهٔ همایون را در سال ۱۳۱۳ در شهر قم منتشر میکرد. در هر شماره، اندیشههایی نوآورانه و سنت شکن دربارهٔ تشیع مینوشت. افزون بر این، نوشتههایی نیز در زمینههای گوناگون اجتماعی مانند بهداشت عمومی در این نشریه مینگاشت. او باور داشت از خدا تنها نامی در جامعهٔ اسلامی مانده است و اختیاراتش میان امامان و امام زادگان تقسیم شده است. او در سال 1366 در انزوای کامل در گذشت. اسرار هزار ساله مجموعهای از که توسط علی اکبر حکمی زاده همراه با نشریه پرچم در سال ۱۳۲۲ به چاپ رسید. نویسنده در این جزوه هدف نگارش را زدودن انحرافات از جامعه دینی دانسته و با اشاره به رفتار و اعتقاد دوگانه مردم ایران، تحریفاتی که در دین صورت گرفته شده را بیان میکند. این جزوه شرح تفصیلی ۱۳ پرسشی است که در آغاز ۱۳۲۲ برای روحانیون و علمای دینی فرستاده بود ولی پاسخی دریافت نکرده بود. بعد از انتشار این جزوه خالصی زاده اقدام به پاسخگویی به آن در نشریه آیین اسلام کرد. امام خمینی هم کتاب کشف الاسرار را در رد این کتاب نوشتهاست. در مورد علت نامگذاری جزوه به اسرار هزار ساله، حکمی زاده بیان میکند: «میگویید هر که را اسرار حق آموختند، مهر کردند و زبانش دوختند، میگویم این چگونه اسراری است که تنها به مردمان زودباور و بیسواد حق دارید بگویید و نشان دهید ولی پای مردمان دقیق و کنجکاو که به میان میآید، انگارجزء اسرار میشود. اگر سر است به هیچکس نباید گفت و اگر نیست، باری یکبار آن را در چنین مجلسی آشکار کنید» سؤالات اسرار هزارساله ! حاجت خواستن از پیغمبر و امام و شفا خواستن از تربت و سجده کردن بر آن و ساختن این گنبد و بارگاهها، شرک هست یا نه؟ اگر هست بگویید و اگر نیست خواهشمند است اول معنای شرک را بیان کنید تا ببینیم آن شرکی که این همه اسلام و قرآن با آن جنگیده، با اینها چه فرق دارد؟ آیا میتوانیم به وسیلة استخاره یا غیر آن به خدا راه پیدا کنیم و از نیک و بد آینده با خبر شویم یا نه؟ اگر میتوانیم پس باید از این راه، سودهای خیلی بزرگ مالی و سیاسی و جنگی ببریم و از همه دنیا جلوتر باشیم، پس چرا مطلب، به عکس شده است؟ اگر امامت اصل چهارم از اصول مذهب است و اگر چنانچه مفسرین گفتهاند، بیشتر آیات قرآن ناظر به امامت است، چرا خدا چنین اصل مهم را یکبار هم در قرآن صریح نگفت؟ مزد هر کاری بستهاست به کوششی که برای آن کار میشود و سودی که از آن به دست میآید. پس این احادیثی که میگوید ثواب یک زیارت یا عزاداری یا مانند آنها برابر است با ثواب هزار پیغمبر یا شهید، (آن هم شهید بدر) درست است یا نه؟ اینکه میگویند مجتهد در زمان غیب (غیبت امام زمان) نایب امام است، راست است؟ اگر راست است حدودش چیست؟ آیا حکومت و ولایت نیز در آن هست یا نه؟ اگر روحانی خرج خود را به وسیله کار کردن یا از یک راه ثابت و معین دیگری به دست آورد که در گفتن حقایق آزاد باشد، بهتر است یا مانند امروز خرج خود را بیواسطه از دست توده بگیرد و ناچار شود به میل آنها رفتار کند؟ اینکه میگویند دولت، ظلمهاست یعنی چه؟ آیا مقصود این است که دولت چون به وظیفهاش رفتار نمیکند، ظالم است؟ یا مقصود این است که دولت باید به دست مجتهد باشد؟ اینکه میگویند مالیات حرام است یا نه؟ آیا بشر حق دارد برای خود قانون وضع کند یا نه؟ اگر دارد آیا اطاعت چنین قانونی واجب است یا نه؟ این مسلم است که هم در قرآن و هم در حدیث ناسخ و منسوخ زیاد است و علت این تغییر هم، البته رعایت اقتضای زمان است. حال در جایی که در یک محیط آن هم در یک زمان کمی، قانون برای رعایت زمان عوض شود، آیا ممکن است در همه روی زمین، تا آخر دنیا عوض نشود؟ بعلاوه اینکه میگویند همه قوانین اسلام برای همیشه است؟ چنانچه گفتهاند، این احادیثی که امروز در دست ماست، ظنی است و عقل هم این را نمیپذیرد که خدای عادل و قادر، اشرف مخلوقات خود را به چیزی امر کند و راه علم به آن را هم بر رویش ببندد. احادیث بسیاری رسیده که با علم و عقل و زندگی و بلکه گاهی با حس نمیسازد و در عین حال، سندشان هم صحیح است، مانند احادیث گاو، ماهی، جابلقا... اینها را چه باید کرد؟ به نظر شما علت اینکه امروز، مردم به دین بیعلاقه شدهاند، چیست؟ در ادامه ی این مطلب جوابیه ی امام خمینی در مطلب اسرار مگوی هزار ساله بیان شده است. پی نوشت: 1- «جایگاه و تأثیر کشف الاسرار امام خمینی (ره) در تحولات سیاسی تاریخ معاصر ایران»، ناصر جمالزاده. 2- «بررسی جزوه «اسرار هزار ساله» علی اکبر حکمیزاده»، میثم آقادادی. 3- مرکز اسناد انقلاب اسلامی


