حجاج بن یوسف ثقفی از ستم‏كاران تاریخ به شمار می‏ آید و طی مدت بیست سال حكومت خویش، تلاش وافری در تحكیم و تثبیت حكومت مروانیان به عمل آورد...

دوشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۰:۰۰
حجاج یکی از ستم‏كاران تاریخ
«آگاه باشید، به خدا سوگند، پسرکی از طایفه ثقیف که هوسباز و متکبر است بر شما مسلط می‌شود و کشتزارها و باغهای سرسبز شما رابه غارت می‌برد.» امام علی "ع" حجاج بن یوسف ثقفی والی حجاز و عراق در روزگار بنی‌امیه و زادهٔ طائف است. وی فردی خونریز بود و در زمان زمامداری در عراق، هزاران نفر را از دم تیغ گذراند. وی پس از كشتن عبداللَّه بن‏ زبیر و به منجنیق بستن خانه‏ ی خدا و پایان دادن به حكومت آل‏ زبیر، علاوه بر حجاز، حكومت عراق و شرق عالم اسلام( تا مرزهای هند و مغولستان) را نیز به دست آورد. غیر از افرادی كه در جنگ‏ها به دست این حكمران خونخوار كشته شدند، وی حكم قتل حدود صد و بیست هزار نفر را نیز در دوران حكومتش صادر كرد. حجاج بن یوسف، تلاش وافری در كشتن طرفداران امام علی(ع) و براندازی نام و نشان اهل‏ بیت از خود نشان داد و در این راه، از هیچ ظلم و تعدی فروگذار نكرد. حجاج سرانجام در حالی كه به دلیل جنایاتش دچار اختلال روانی و كابوس شده بود در 55 سالگی از دنیا رفت و جسد وی را مخفیانه در محلی كه مردم خشمگین متوجه ‏ی آن نشوند، دفن كردند. در آن هنگام بیش از 50 هزار مرد و 30 هزار زن در زندان او به سر می‏ بردند كه بسیاری از آنان برهنه بودند.(1) نمونه ای از جنایت های حجاج شجاع‌الدین شفا از قول تاریخ الخلفای سیوطی می‌گوید: پنجمین خلیفه بنی امیه، عبدالملک بن مروان(۲۶-۸۶هجری) خونخوارترین خلیفه این خاندان بود. وقتی که عبدالله بن زبیر حاضر به بیعت با او نشد، عبدالملک فرمان کشتن او را داد، ولی وی برای نجات جان خود به خانه کعبه پناه برد و در آنجا بست نشست. با اطلاع بر این موضوع، عبدالملک حجاج ابن یوسف ثقفی والی بصره را که به سفاکی و خونریزی شهرت داشت برگزید و از او خواست که به هر صورت که مقتضی بداند عبدالله را بکشد و سرش را برای او به شام(دمشق) بفرستد و برای انجام این ماموریت سپاه کارآمدی را نیز در اختیار او قرار داد. با دریافت این فرمان حجاج مردم بصره را برای برگزاری نماز جمعه به مسجد بزرگ شهر فرا خواند، و در خطبه نماز به آنان گفت: دانسته باشید که خلیفه سفاک ترین والی خودش را برای انجام ماموریتی بزرگ برگزیده‌است و این برگزیده او منم. هم‌اکنون میان شما سرهای بسیاری را می‌بینم که آماده بریده شدنند، اگر نخواهید از جمله آنها باشید باید بی‌چون و چرا آماده همکاری با سپاه خلیفه باشید و در غیاب من نیز هوس سرکشی نکنید. چند روز بعد عازم مکه شد و بی درنگ خانه کعبه را به محاصره گرفت، و آنرا به منجنیق بست تا برای سپاهیان او راه دخولی بدان باز شود. چند روز تمام دیوار کعبه با منجنیق کوبیده شد تا سرانجام حصار شکست و سپاهیان حجاج وارد آن شدند و عبدالله بن زبیر را در بستگاهش سر بریدند؛ و از آنجا تمامی خدام مسجدالحرام را کشتند و حجرالاسود معروف را چهار پاره کردند و خود مسجدالحرام را آتش زدند. سپس دامنه کشتارها را به داخل شهر کشاندند و درهای خانه قریشیان را سوزاندند و نقاب از صورت زنان قریش کشیدند و بدانان تجاوز کردند و هرچه را که آنان داشتند به غارت گرفتند؛ و چون کار مکه به پایان رسید به مدینه تاختند و همه غارتگریها و آتش افروزی ها و کشتارها را در آنجا تکرار کردند. به پاداش این خدمت گزاری، عبدالملک حکومت مکه و مدینه و طائف را به حجاج داد و عراق را نیز که در آن شورش برخاسته بود ضمیمه قلمرو حکومتی او کرد. وقتی حجاج به دستور عبدالملک بن مروان، پنجمین خلیفهٔ اموی، برای ایجاد خفقان و ساکت کردن معترضان، همراه چند جلاد وارد کوفه شد مستقیماً به مسجد شهر رفت و مردم را دعوت کرد و به آنها گفت: «هان ای مردم! نه به کودکانتان رحم می‌کنم و نه به پیرانتان! بیگناهانتان را به جای گناهکار مواخذه خواهم کرد و کافی است به کسی ظنین شوم. تحویل جلادانش خواهم داد، همهٔ اینها از اختیارات من است و هر چه من مصلحت بدانم عین شرع است.»(2) حجاج پس از عمری جنایت در سال 95 هجری و در سن ۵۴ سالگی مبتلا به دل‌درد شدیدی شد و پس از پانزده روز دست و پنجه نرم کردن با بیماری و مبتلا شدن به مرض لرزه و سردی اندام که هر چه آتش در اطرافش برمی‌افروختند باز گرم نمی‌شد سرانجام درگذشت. مسعودی در مروج الذهب می نویسد حجاج در مدت 20 سال حکومت خویش، 120 هزار نفر را گردن زده و کشته بود و این تعداد غیر از کسانی بودند که در میدان جنگ علیه او دست به شمشیر برده و توسط سپاهیان او کشته شدند. در زندان‌های مختلطش ۵۰ هزار مرد و ۳۰ هزار زن بودند که ۱۶ هزار نفر آنان برهنه بودند. زندان‌های حجاج، سقفی برای جلوگیری از آفتاب تابستان و سرما و باران زمستان نداشت. خوراک زندانیان نانی بود از جو که با خاکستر و نمک مخلوط بود و پس از مدت کوتاهی، هر زندانی که از آن می‌خورد رنگ چهره‌اش سیاه می‌شد. پس از مرگ حجاج، او را در «واسط» (میان راه بصره و کوفه) دفن کردند و بر قبرش آب بستند و آن را از چشم دشمنانش مخفی کردند. ولید بن عبدالملک برایش مجلس عزا به پا کرد. پی نوشت: 1- مرگ "حجاج بن یوسف ثقفی"، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی 2- کتاب شیعه و زمامداران خودسر 3- نهج البلاغه

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها