در مورد آیه 13 سوره قلم ادعا شده که به کفار توهین شده است. بررسی معانی کلمات بکار رفته در این آیه، فرهنگ حاکم بر گفتار قرآن کریم و نیز عدم توهین بودن این گونه تشبیهات در زبان اعراب صدر اسلام، خلاف این ادعا را ثابت می کند.
پاسخ اجمالی: یکی از شبهات مطرح پیرامون آیات قرآن، درباره آیه 13 سوره قلم است. در این شبهه ادعا شده که خداوند در این آیه و آیات قبل از آن به مخالفان خود توهین کرده است. برای پاسخ به این شبهه به چند نکته اشاره می کنیم: 1.هر یک واژه های بکار رفته در این آیه دارای معانی متعدد است که برخی از مترجمین نیز به آنها توجه داشته اند از این رو با مراجعه و بررسی ترجمه های فارسی به این تفاوت در ترجمه پی می بریم. 2. فرهنگ گفتاری قرآن بر مبنای ادب و رعایت حرمت ها سامان یافته است و از ناسزا حتى در سخن با كفار و مشركان نهی کرده و به مؤمنان دستور داده زیبا سخن بگویند.آنچه در شبهه به عنوان توهین، فحش یا ناسزا آمده در واقع هیچ یک از این موارد نیست بلکه تشریح حال، صفات یا تشبیه رفتار واقعی اشخاص است. 3. خطاب قرآن در آیات این سوره خطاب به کفاری است که علیرغم باز بودن راه برای شنیدن کلام پیامبر اسلام نه تنها هیچ علاقه ای به شنیدن کلام پیامبر خدا نداشتند بلکه با سرسختی تمام در برابر پیامبر و یاران مظلومش می ایستاند و الا همه کفار که عناد نداشتند. 4. قضاوت در باره بی ادبی و توهین بودن لفظی، باید با توجه به فرهنگ و فضای همان جامعه باشد و نمی توان برای هر فضا و هر فرهنگی، یک حکم ثابت و واحد صادر کرد. لذا تعابیر قرآن نیز، متناسب با فرهنگ آن زمان، برای تحقیر و یا طعنه زدن بوده، و بی ادبی و توهین محسوب نمی شده است. پاسخ تفصیلی: یکی از شبهات مطرح پیرامون آیات قرآن، درباره آیه 13 سوره قلم است. در این شبهه ادعا شده که خداوند در این آیه و آیات قبل از آن به مخالفان خود توهین کرده است. برای پاسخ به این شبهه به چند نکته اشاره می کنم: 1. در ابتدا متن آیه به همراه توضیح برخی از کلمات آن ارائه می شود. «عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنيمٍ؛ علاوه بر اينها كينه توز و پرخور و خشن و بدنام است! »[قلم/13] «عُتُل» آنگونه که در کتاب های لغت آمده 2 معنا برای آن ذکر شده یکی معنایی است که راغب در مفردات آورده «العُتُلُّ: الأَكُولُ المنوع؛ کسی که بسیار غذا می خورد.»[1] و دیگری معنایی است که در برخی دیگر از کتب لغت مانند قاموس آمده «انسان بد خوى كينه توز و خشن»[2] از میان دو معنای ذکر شده با توجه به آیات قبل معنای دوم مناسب تر به نظر می رسد آنگونه که علامه طباطبایی نیز در تفسیر المیزان به آن اشاره کرده است.[3] اما واژه «زنیم» نیز در کتب لغت دارای چندین معنا می باشد. یکی اینکه به كسى گفته مى شود كه اصل و نسبى نداشته باشد. بعضى گفته اند به معناى كسى است كه از زنا متولد شده، و خود را به قومى ملحق كرده باشد، و در واقع از آن قوم و دودمان نباشد. بعضى ديگر گفته اند زنيم كسى است كه به لئامت و پستى مشهور باشد. بعضى هم گفته اند: كسى است كه در شرارت علامتى داشته باشد، كه با آن شناخته شود.[4] هر کدام از این معانی را می توان در ترجمه این کلمه بکار برد. البته توجه به بعضی از ظرافت های معانی در ترجمه باید لحاظ شود. اینکه به کسی بگوییم اصل و نَسَبَت مشخص نیست خیلی فرق دارد با اینکه به او بگوییم زنا زاده و عدم توجه به این تفاوت موجب می شود که آیه اشتباه فهمیده شود.اگر به دیگری نسبت داده شود که زنا زاده است در واقع به پدر و مادر او تهمت زنا زده شده است که نیاز به چهار شاهد دارد ولی اگر کسی اصل و نسبش مشخص نباشد و پدر و مادر مشخصی نداشته باشد این یک واقعیت خارجی است و توهین به کسی محسوب نمی شود. 2. فرهنگ گفتار قرآن بر مبنای ادب و رعایت حرمتهاست تا جایى كه خود را بهترین سخنان دانسته و از دشنام و ناسزا حتى در سخن با كفار و مشركان نهی کرده و به مؤمنان دستور داده زیبا سخن بگویند. آنچه در شبهه به عنوان توهین، فحش یا ناسزا آمده در واقع هیچ یک از این موارد نیست بلکه تشریح حال، صفات یا تشبیه رفتار واقعی اشخاص است. اگر بیان صفتی ناخوشایند است، بدلیل پلیدی آن رفتار است و عیبی برای همان فرد محسوب می شود نه بیان کننده مطلب. آیات 8 تا 16 سوره قلم به تشریح صفات تکذیب کنندگان پیامبر(صلی اله علیه و اله) پرداخته و از پیامبر می خواهد که هرگز از چنین افرادی نباید متابعت کرد هر چند دارای مال فراوان یا فرزندان زیاد باشد. 3. خطاب قرآن در آیات این سوره خطاب به کفاری است که علیرغم باز بودن راه برای شنیدن کلام پیامبر اسلام و دستورات نجات بخش اسلام که سوره توبه آیه 6 به آن اشاره شده، نه تنها هیچ علاقه ای به شنیدن کلام پیامبر خدا نداشتند بلکه با سرسختی تمام و تا پای جان در برابر پیامبر و یاران مظلومش می ایستاند و با قساوت تمام نسبت به آنها خشونت می ورزیدند و الا همه کفار که عناد نداشتند؛ تنها گروهی از آنان بودند که تاب دیدن کمترین سوسوی نور اسلام را هم نداشتند و در صدد محو کامل آن به هر شکل ممکن بودند. 4. بر فرض اگر کسی برای واژه زنیم از معنای زنازاده استفاده کند باز هم نمی توان توهین و فحشی را متوجه خداوند متعال و قران کریم کرد زیرا باید بررسی کرد آیا تعبیری که در یک فرهنگ و گفتار به کار رفته، در نزد آن قوم و در آن محیط، بی ادبانه بوده یا نه؟ وقتی گفتار و اشعار اعراب را که مربوط به زمان صدر اسلام و حتی قبل از آن یعنی زمان جاهلیت است را مورد بررسی قرار می دهیم متوجه این واقعیت می شویم که کفار خود نیز از این تعابیر و تشبیهات بسیار استفاده کرده اند، بدون این که قصد توهین و بی احترامی داشته باشند. بنابراین قضاوت در باره بی ادبی و توهین بودن لفظی، باید با توجه به فرهنگ و فضای همان جامعه باشد و نمی توان برای هر فضا و هر فرهنگی، یک حکم ثابت و واحد صادر نمود و این گونه تعبیر آوردن در کلام و ادبیات عرب و در عرف و گویش مخاطبین، امری کاملا عادی و معمولی بوده است و از آن بطور معمول استفاده می شده و اکنون نیز استفاده می شود بدون این که قصد توهین و بی ادبی در کار باشد. تعابیر قرآن نیز، متناسب با فرهنگ آن زمان، برای تحقیر و یا طعنه زدن بوده، و بی ادبی محسوب نمی شده است. پی نوشت: 1. راغب اصفهانی،المفردات في غريب القرآن، ص654 2. طبرسى فضل بن حسن،مجمع البحرين، ج5، ص 419؛ قرشى سيد على اكبر،قاموس قرآن، ج4، ص 29 3.محمدحسین طباطبایی، ترجمه الميزان، ج19، ص 62 4.طبرسى فضل بن حسن، مجمع البيان، ج 10، ص 334 منبع : رهروان ولایت


