حجت الاسلام و المسلمین شیخ عباسعلی اسلامی در دوران پهلوی به فکر تاسیس مدرسه اسلامی افتاد و حدود یکصد و هشتاد مدرسه و کتابخانه و 84 مسجد تاسیس کرد.

شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۰۰:۰۰
حجت الاسلام اسلامی موسس مدارس اسلامی
حجت الاسلام و المسلمین شیخ عباسعلی اسلامی که اهل سبزوار است در سال ۱۲۷۵ شمسی به دنیا آمد. در اختلاف نظر بین مذهبیون بر سر بود و نبود مدارس جدیده، وی سعی کرد از این ابزار جدید برای رسیدن به اهداف دینی استفاده کند و از پیشتازان در این عرصه بود. در سال ۱۳۲۲ جمعیت پیروان قرآن را تأسیس کرد. در همان سال جامعه تعلیمات اسلامی به همت وی شکل گرفت که حاصل آن تأسیس ۱۸۰ مدرسه در سراسر کشور بود که در آنها علاوه بر تعلیم دروس معمول آن دوره، محصلین و دانش آموزان تحت تعالیم اسلامی-احکام و اخلاق اسلامی-با متد و روش جدید قرار می‌گرفتند. در سال 1305 ش به همراه عدّه ای از مردم خراسان، راهی عراق شد و سالیان متمادی در شهرهای کربلا، نجف و سامراء ساکن شد و از محضر عالمان بزرگی همچون آیة اللّه العظمی سید ابوالحسن اصفهانی و حاج آقای بزرگ تهرانی صاحب الذریعة، بهره های علمی فراوانی برد. اسلامی واعظ در هنگام تحصیلات در نجف اشرف بر اثر کثرت مطالعه و اشتغالات متنوع علمی مبتلا به عارضه درد چشم شد و اطبا او را از مطالعه و نگاه کردن به صفحات کتاب برحذر داشتند. ایشان برای بهبود، مدتی را در کربلا ماند و آن گاه به سوریه رفت و چند ماهی را در دمشق گذرانید و از نزدیک با وضعیت مسلمانان آن دیار آشنا شد. بعد از بهبودی نسبی، به نجف بازگشت و رابطه گرم خود را با علما و روحانیون این شهر تجدید کرد. محیط فرهنگی و دینی شهر نجف تأثیر عمیقی بر زندگی و بینش دینی وی گذاشت و مسیر زندگی او را مشخص کرد. بازگشت به ایران اسلامی واعظ پس از سالیان متمادی اقامت و تحصیل در عراق و تکمیل مدارج عالیه علمی و اخذ اجازات از اساتید فرزانه با کوله باری از اندوخته های علمی در سال 1310 ش در حالی وارد ایران شد که اختناق و محدودیتهای فراوانی از لحاظ دینی توسط رضاخان بر ملت ایران حکمفرما بود و وی به پیروی از اربابان خود فشارهای مضاعفی بر حوزه های علمیه و روحانیون فراهم ساخته بود. اسلامی واعظ بعد از مراجعت به ایران مدتی را در شهرهای سبزوار، مشهد و بیرجند سپری کرد و مشغول تبلیغ و ارشاد و هدایت مردم گردید تا اینکه در سال 1313 ش عازم هندوستان شد و به مدت هفت سال در آن دیار مشغول تبلیغ و نشر احکام و معارف علوی گردید. مسافرت به هندوستان مسافرت اسلامی واعظ به هند از آنجا آغاز شد که وی در نجف اشرف با یکی از روحانیون سرشناس شهر «لکنهو» ی هند به نام «نجم العلماء» که مؤسس مدرسه ای به نام «مدرسة الواعظین» بود، آشنا گردید. نجم العلماء در آن زمان از علما و مراجع بزرگ نجف درخواست کرده بود تا عدّه ای از روحانیان فاضل را جهت تقویت شعایر اسلامی شیعیان و پربار کردن توان علمی و دینی دانش آموزان «مدرسة الواعظین» به هندوستان اعزام دارند. مرحوم اسلامی ابتدا به فکر افتاد تا راهی سرزمین هندوستان شود؛ اما برخی از دوستان او را از این تصمیم منصرف کردند. وی بعد از مراجعت به ایران، همواره تصور سفر به هندوستان و دیدار از مدرسة الواعظین را همچون یک رؤیا در ذهنش داشت تا اینکه در سال 1313 ش با کمک و همکاری شوکت الملک عَلَم، حاکم بیرجند موفق به اخذ گذرنامه شد و با هدف تبلیغ احکام دین راهی سرزمین عجائب هند گردید و وارد شهر «لکنهو» شد ومورد استقبال «نجم العلماء» مؤسس مدرسة الواعظین قرار گرفت. از آنجایی که ایشان دارای معلومات فراوان علمی و دینی بود و نیز از نعمت قدرت بیان و شیرینی کلام و سخنوری بهره مند بود، در محافل و مجالس علمی و فرهنگی و در میان شیعیان شهرهای مختلف خوش درخشید و به شهرت بسزایی دست یافت. او علاوه بر سخنرانیها، در نزد نجم العلماء به تحصیل پرداخت و از شیوه های جدید و ابتکاری آموزشی مدرسه بهره های فراوان برد و آشنایی کامل پیدا کرد. الگوگیری از مدرسة الواعظین ورود مرحوم اسلامی به هند در زمانی اتفاق افتاد که این دیار تحت تسلط و سیطره انگلیس بود. در آن روزگار انگلیسیها تلاش داشتند برای پیشبرد اهداف استعماری خود لااقل بخشی از مردم هندوستان را با این اهداف هماهنگ کنند. به همین منظور، مدارس جدیدی برای آموزش دروس مورد نظرشان ساختند و کوشش گسترده ای را صورت دادند تا با سنتهایی که به زعم آنان مانع پیشرفت هندوستان بود، مبارزه شود. بخشی از هندوها با انگلیسیها از در آشتی و مسالمت وارد شدند و فرزندان خود را برای فراگیری علوم و فنون جدید در مدارس انگلیسیها ثبت نام کردند. تحولات فوق برخی از چهره های شاخص شیعه هند را به فکر انداخت تا هم برای عقب نماندن از هندوها و هم آلوده نشدن به همکاری با اجانب بیگانه، مستقلاً مدارسی ایجاد کنند. هدف آنان از این کار، هم دست یافتن به علوم و فنون جدید و هم حفظ و نگه داری میراث و سنت دینی تشیّع بود. تأسیس مدرسه ای تحت عنوان «مدرسة الواعظین» در راستای تحولات فوق به دست توانای نجم العلماء، عالم برجسته شیعه هند بود که دروس فقه، اصول و زبان انگلیسی و عربی، مقاله نویسی و... در آن تدریس می شد و دارای کتابخانه بزرگی بود که دانش آموزان از آن استفاده می کردند. آموزش علوم و فنون جدید همراه با آموزش علوم اسلامی، خلاّقیت و نوآوری علمی، شیوه های ابتکاری در آموزش و تربیت و اخلاق آموزشی و... در آن مدرسه، اسلامی واعظ را سخت تحت تأثیر قرار داد؛ به طوری که بعد از مراجعت به ایران «جامعه تعلیمات اسلامی» را براساس آن طرح موفق، پایه گذاری نمود و بسیار خوش درخشید. وی بعد از هفت سال اقامت در هند در سال 1319 ش به ایران آمد و کارهای خود را در مشهد شروع کرد؛ ولی به دنبال لو رفتن اقدامات تبلیغی وی و شدت عمل مأموران رضاخان به ناچار در همان سال به تهران مهاجرت کرد. به برکت قدوم مبارک و سخنرانی‌های پربار ایشان، مدارس تعلیمات دینی در تهران و شهرستانها احداث شد. «جمعیت پیروان قرآن» پس از شهریور ۱۳۲۰ و پدید آمدن آزادی نسبی سیاسی در ایران، طیف گستردة مذهبی جامعه به سبب کمبود نیروی انسانی ماهر و تحصیلکرده، که خود ناشی از عدم اقبال به آموزش و پرورشجدید بود، نمی‌توانستند در امور فرهنگی و اجتماعی فعالیت کنند. در آن سالها حاج شیخ عباسعلی اسلامی تلاشی جدّی را برای ترویج تعلیم و تربیت دینی در قالبهای جدید آموزشی آغاز کرد. در ۱۳۲۰ ش، وی به کمک عده‌ای از نیکوکاران تشکلی فرهنگی به نام «جمعیت پیروان قرآن» را پایه‌گذاری کرد که هستة اصلی جامعة تعلیمات اسلامی بود. اعضای اولیة این جمعیت عباسعلی اسلامی، محمد فولادی، حسین میرخان، ابوالقاسم میرزایی، محمدرضا رجایی و عبدالحسین یوسف زاده بودند. عباسعلی اسلامی ابتدا در منزل خود کلاسهایی شبانه (هفته‌ای دو شب) دایر کرد که شامل چهار کلاس بود: سوادآموزی، معالم و علوم دینی، احکام و اخلاق، و مقدّمات علوم عربی (اسلامی، ص ۳۲۱؛ دادگسترنیا، ص ۱–۲). مردم چنان از این کلاسهای دینی استقبال کردند که جمعیت پیروان قرآن عده‌ای از بازرگانان نیکوکار را به همکاری دعوت کرد. جمعیت با حضور این افراد، جدّی تر و منسجم تر به فعالیت پرداخت و در ۱۳۲۲ ش جمعیت پیروان قرآن به «جامعة تعلیمات اسلامی» تغییر نام داد. با حمایت و تأیید مراجع تقلید، آموزشگاه‌های متعددی در تهران تشکیل شد و ابوالقاسم میرزایی، حسین میرخان و محمدرضا رجایی، بازرس این آموزشگاه‌ها شدند. در ۱۳۲۴ ش طرح تأسیس مدارس روزانه به تصویب رسید و نخستین دبستان روزانه با نام دبستان جعفری تأسیس شد. در این زمان تعداد آموزشگاه‌های جامعه در تهران ۴۵ واحد بود (دادگسترنیا، ص ۲–۳). در ۱۳۲۸ ش اساسنامه و مرامنامة جامعة تعلیمات اسلامی در ۳۷ مادّه و ۹ تبصره تنظیم شد که بر اساس آن، جامعه موظف بود در قالبی غیردولتی و غیرسیاسی به تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان در ایران یا خارج از ایران، از سطح آمادگی تا دانشگاه، بر اساس آموزه‌های مذهبی شیعه بپردازد. جامعه همچنین چاپ کتاب و نشریه و تأسیس بیمارستان و یتیم خانه را در برنامه‌های خود داشت و مجاز بود هر کدام از این فعالیتها را در داخل یا خارج از کشور انجام دهد (رجوع کنید به جامعة تعلیمات اسلامی، ۱۳۲۸ ش، ص ۸–۱۸). در ۱۳۳۰ ش جامعة تعلیمات اسلامی به صورت مؤسسه‌ای قانونی و حقوقی به ثبت رسید. تشکیلات آن شامل هیئت مدیرة مرکزی، مدیرعامل، هیئت مدیرة هر استان و هیئت مدیرة هر واحد آموزشی بود. هیئت امنای جامعه ۲۲ تن و هیئت مدیرة آن پنج تن بودند (دادگسترنیا، ص ۴؛ جامعة تعلیمات اسلامی، ۱۳۷۹ ش ب، ص ۲). هیئت مدیرة جامعه در نخستین سالهای فعالیت تا حدی توانست در انتخاب مواد درسی و گزینش معلمان، مطابق سلیقة خود عمل کند و با آنکه در مدارسِ زیرپوشش جامعه، کتابهای علمی و فنی مصوب وزارت فرهنگ تدریس می‌شد، کتابهای دینی و ادبی نیز به انتخاب جامعه چاپ و منتشر می‌گردید. این کتابها با همکاری عده‌ای از استادان و نویسندگان، چون علامه محمدحسین طباطبایی، محمدرضا رجایی، محمدجواد باهنر و علی گلزاده غفوری تألیف می‌شد (حجت‌الاسلام حاج شیخ عباسعلی اسلامی به روایت اسناد ساواک، مقدمه، ص پانزده؛ کرمی پور، ص ۹۰–۹۲). منش مرحوم اسلامی مرحوم اسلامی واعظ دارای توفیقات فراوانی بوده است که بی سبب نصیب کسی نمی شود و به یقین نشأت گرفته از الطاف بی پایان الهی و ثمره عمل با اخلاص وی بوده است. او مردی شجاع، قاطع، اهل مناجات و سحرخیزی، شب زنده داری و تهجد، راز و نیاز و دعاها و زیارتها و گریه های پرسوز بود و عشق وافری نسبت به صدیقه کبری علیهاالسلام و حضرت سید الشهداء علیه السلام داشت. اسلامی واعظ بعد از عمری تلاش و خدمت به اسلام و مکتب حیات بخش علوی، ارشاد و هدایت مردم و خدمات علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، در سن 99 سالگی در 20 فروردین 1364 ش مطابق با 25 رجب، سالروز شهادت امام هفتم علیه السلام در تهران دار فانی را وداع گفت و با تشییع باشکوهی در یکی از حجرات صحن بزرگ حرم حضرت معصومه علیهاالسلام به خاک سپرده شد. پی نوشت: 1- خبرگزاری فارس 2- چالش مذهب و مدرنیسم در ایران در نیمه اول قرن بیستم، مسعود کوهستانی نژاد 3- مرکز اسناد انقلاب اسلامی

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها