جغرافی نویسی منظم از آغاز قرن چهارم به عرصه ظهور می رسد. جغرافی نویسان این قرن هر یک از ممالک اسلامی را به حد کفایت وصف نموده و ضمنا از راه های آن ممالک به طور کلی و جداگانه سخن به میان آورده اند تالیفات آنان بی شک برای استفاده مسالک جلو افتاده و از جهت کامل العیار بودن، نوشتجات آن ها در موضوعات جغرافیایی، مدیون آن ها هستیم و سه نفر آن ها «استخری» و «ابن حوقل» و «مقدسی» در درجه اول می باشند و سپس سلیمان سیرافی، ابن فضلان، ابودُلف را می توان یادآور شد.

دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۷:۳۰
جغرافی نویسان و جهانگردان قرن چهارم
«ابن حوقل- استخری- مَقدسی- مسعودی» کتاب «ابن حوقل» در حقیقت نسخه ای است جدیدتر و مشروح تر و منقح تر از کتاب استخری. فقط در کتاب استخری که مولف آن از اهالی استخر فارس است جغرافیای فارس به طور مشروح ذکر گردیده و در کتب ابن حوقل این فصل نسبت به فصل های دیگر به اختصار نوشته شده است. مقدسی که با آن دو نفر همزمان است جغرافیای خود را به شیوه ای خاص ترتیب داده و با ترتیبی که جغرافی نویسان قبل از او داشته اند تفاوت پیدا کرده است. شیوه مقدسی این است که آن چه را خود در نقاط مختلف جهان دیده است ذکر نموده است. کتاب مقدسی شاید بزرگترین و بی شک اصیل ترین کتاب های جغرافی نویسان عرب باشد. وصفی که از شهرها، عادات و رسومی که در آن شهرها رواج داشته و محصولات و صنایع آن نقاط نموده و زبده خصوصیات هر اقلیمی را که ذکر نموده کتاب او را بهترین کتابی که اعراب در قرون وسطی نوشته اند معرفی می نماید. از مولفان نیمه اول قرن چهارم یکی مسعودی است که دو کتاب تالیف نموده یکی مروج الذهب که قسمتی از آن در تاریخ است و شگفت آمیز است. به قرن پنجم و ششم که می رسیم دو کتاب از دو نفر مسافر مکه و دو نر جهانگرد معروف در دسترس ما قرار می گیرد و شرحی از اماکنی که از آن ها عبور کرده، داده اند، در نهایت اهمیت است یکی ناصر خسرو ایرانی در قرن پنجم است که از خراسان به مکه رفته و با زگشته و در این مسافرت مصر و شام را دیده و هنگام بازگشت از عربستان عبور نموده و سفرنامه او که به زبان فارسی است از قدیمترین کتاب های فارسی است که در این موضوع در دسترس ما می باشد. مسلمانان، جغرافیانگاری و توصیف سرزمین های اسلامی و مجاور ان را از قرن سوم هجری آغاز کردند. از ویژگی های جغرافیانگاری قرن چهارم این است که اکثر آن ها جهانگرد بوده اند و بخش عمده نوشته های آن ها مشاهدات عینی و تجربی است. استخری در نیمه اول قرن چهارم عرم به سر برد و در نگارش دو اثر خود کتاب «الاقالیم و المسالک الممالک» بر سیاحت خود در سرزمین های اسلامی و نیز سفرهای علمی استناد کرد. منبع دیگر او کتاب «صورالاقالیم ابوزید بلخی» است. استخری در کتاب «الاقالیم» مطالب خود را با نقشه توضیح داده شده است. همان طور که گفتیم «مسعودی» که در نیمه اول قرن چهارم می زیست در بغداد رشد کرد. سپس به منظور کسب علم به سیاحت پرداخت و حقایق تاریخی و جغرافیایی را دریافت. پس از مشاهده ایران، هند و جزیره سرندیب همراه جماعتی از بازرگانان به سوی دریای چین ره سپرد و اقیانوس هند، زنگبار، سواحل شرقی آفریقا و سودان را درنوردید. دشت قزوین، آسیای صغیر، شام، عراق و مصر را هم مشاهده کرد و پیداست سخت ترین سفرهایش در اقیانوس هند و شرق افریقا بوده است. او چنین نوشته است: «بر دریاهایی چون دریای چین، روم، دریای سرخ و یمن زدم. سختی های فراوان بر من وارد آمده شدیدترین آن ه در «دریای زنگ» بود که ماهی معروف به نام وال به طور چهارده ذرع درازا داشت. یک طرف آن چون قلعه بزرگی و طرف دیگرش چون بادبان کشتی بود. آن گاه که در آب دریا می پرید آن چنان آب به فضا می پاشید که گویی تیر از کمان رها شده است. سواران دریا شب و روز به وسیله چوب و نیزه با او در ستیز بودند تا خود را از دستش برهانند...» این کتاب، تاریخ، جغرافیا، سیاست و مدنیت و بلکه علوم گوناگون عصر او را شامل می شود و از لحاظ کثرت اخبار ملل اسلامی در قرون وسطی بر دیگر آثار عربی برتری دارد وکمتر اخبار آن در تالیفات دیگران دیده می شود. اگرچه راه های دریایی به سوی چین در اکثر متون جغرافیایی و تاریخی آمده اما مسعودی در این کتاب علاوه بر ارایه طرق آبی، به جاده های خشکی و نیز به تشریح برخی تجلیات اجتماعی و مظاهر اقتصادی توجه خاصی داشت است. مثلا این که عاج از نواحی شرق افریقا به سوی چین آورده می شده و این توجه خاص چینی ها به واردات عاج موجب افزایش قیمت و کیمیایی آن بوده است. با همه این اوصاف، آثار مسعودی از اشکالات متعارف دیگر آثار جغرافیایی خالی نیست. از این شاخه به آن شاخه پریدن، نقل خرافه ها و رویدادهای سطحی بدون نقد علمی یا مراجعه به منابع دست اول و یا مشخص نبودن روش تحقیق از موارد این اشکالات است. مسعودی در مقدمه «مروج الذهب» پیرامون سفرهای طولانیش می نویسد: «اگر اشکالی در کتاب هست پوزش می طلبم که این به سبب کثرت سفر و کهولت سن است. زمانی در دریا، گاهی بر خشکی، تازگی ها و ویژگی های ملت ها را به طور مداوم تجربه کردن مانند سفرهایم به سند، زنگ، چین، رانگ، خراسان، ارمینیه، آذربایجان، هرات، طالقان و شام چنین اشکالات و نقایصی دربردارد. او همچنین در مقدمه کتاب اشاره می کند: «عجایب هر سرزمین را اهلش بهتر می دانند. آن کس که در وطن خود می ماند با آن که عمر خود را در سیر و سیاحت سپری می کند و خواستار درک هر تازه ای است بسی فرق می کند.» در حقیقت، بین مسعودی و هرودوت (مورخ یونانی) وجوه تشابه بسیاری است، تا جایی که ابن خلکان او (مسعودی) را امام الموّرخین نامید. هرودوت نیز جایگاهی مانند مسعودی در تاریخ احراز کرد و پدر تاریخ لقب گرفت. ابن حوقل ابوالقاسم محمدبن حوقل بغدادی، جغرافیانگار سده چهارم حدود سی سال از عمر خود را با سیر و سیاحت در بلاد اسلامی گذراند. استخری را ملاقات کرد و در این ملاقات استخری از او خواست به کتاب المسالک و الممالک­اش مراجعه کند (بهره گیرد). ابن حوقل چنین کرد و با استناد فراوان به کتاب استخری، اثری به همان نام برجای نهاد. ابن حوقل در سال 331 هـ بغداد را به منظور تحقیق در سرزمین ها و ملت های مختلف و نیز تجارت ترک گفت. از شرق تا غرب دنیای اسلامی را درنوردید و بعید نیست آن چه را نوشته است نتیجه مشاهدات و تجربیاتش باشد؛ جز صحرای بزرگ که فقط جزیی از آن را مشاهده کرده است. در سبب تالیف خود می نویسد: «خستگی از وطن خود و سفرهای پی در پی و طی طریق مستمر مرا به این تالیف واداشت» منبع: کتاب جهانگردی در قرآن و تمدن اسلامی سایت جغرافی و جغرافی نویسان در اسلام

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها