کمتر کسی مشایی را تا پیش از نامه رهبر انقلاب به احمدی نژاد مبنی بر برکناری او از سمت معاون اول رئیس جمهور، میشناخت ولی همواره حضورش در کنار احمدی نژاد یک سوال را در اذهان عمومی زنده نگه می داشت! مشایی کیست و در کنار احمدی نژاد چه می کند؟
خبر دستگیری اسفندیار رحیم مشایی، یکی از نزدیکان محمود احمدی نژاد که در شب گذشته صورت گرفت، به تیتر یک بسیاری از روزنامه های امروز و خبرگزاری ها تبدیل شد. نام مشایی را پس از نامه رهبر انقلاب در27 تیرماه 1388 به احمدی نژاد که آن زمان رییس جمهور کشور بود، بیشتر از گذشته میشنیدیم. نامهای که در آن رهبر انقلاب به احمدی نژاد توصیه میکنند حضور مشایی در جایگاه معاون اولی، بر خلاف مصلحت خودش و دولت بوده و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقهمندان به او می شود. نامه ای که حالا پس از گذشت حدود 8 سال از نگارش آن، بیشتر از پیش قابل درک است. کمتر کسی مشایی را تا پیش از این نامه رهبر انقلاب به احمدی نژاد می شناخت ولی همواره حضورش در کنار احمدی نژاد یک سوال را در ذهن افراد زنده نگه می داشت! مشایی کیست و در کنار احمدی نژاد چه می کند؟ دوران جوانی و ازدواج اگرچه سخنان ضد و نقیضی درباره دوران جوانی اسفندیار رحیم مشایی گفته شده است اما مهمترین نظرات به زمانی باز میگرددکه مشایی در وزارت اطلاعات مشغول به فعالیت بوده است. او که درسال 59 در سپاه رامسر و وزارت اطلاعات مشغول به فعالیت بود، ازدواج عیجبی می کند که منجر میشود تا از وزارت اطلاعات و سپاه اخراج شود. ازدواج او با "شهربانو ذبیحیان لنگرودی" که آن زمان از اعضای سازمان مجاهدین خلق همان ازدواج عجیب بود. مشایی که بازجوی شهربانو ذبیحیان بود، باعث میشود که او توبه کند و پس از آن با شهربانو که دیگر نامش را به فاطمه تغییر داده است، ازدواج میکند؛ ازدواجی که منجر به اخراج رحیم مشایی از وزارت اطلاعات می شود. بسیاری از فعالان سیاسی، از ارتباط نزدیکان مشایی با سازمان منافقین سخن می گویند. به عنوان مثال، مهدی طائب رییس قرارگاه عمار می گوید: دو برادر زن مشایی که همچنان در سازمان منافقین مشغول به فعالیت بودند؛ هر دو کشته شده اند. اولین ارتباط با احمدی نژاد اولین آشنایی مشایی با احمدی نژاد به دورانی بازمیگردد که او عضو شورای تامین استان آذربایجان غربی بود و احمدی نژاد به عنوان فرماندار خوی در این استان فعالیت می کرد. اما ارتباط بیشتر مشایی و احمدی نژاد در دورانی شکل میگیرد که احمدی نژاد شهردار تهران بود و مشایی را به اصرار اطرافیان خود به عنوان رئیس سازمان فرهنگی و هنری شهردار تهران منصوب می کند. اگرچه اسنفدیار رحیم مشایی چهره ناشناخته ای محسوب میشد و کمترکسی نام او را شنیده بود اما تسلط وی به فنون سخنوری موجب شد تا تاثیرگذاری اش بر محمود احمدی نژاد از همان ابتدا شکل بگیرد. اما رابطه مشایی و احمدی نژاد درسال 1387 بیشتر خودش را نشان داد.اظهارنظر جنجالی مشایی در تیرماه 1387 مبنی بر دوستی با مردم اسرائیل، نقدهای مختلفی را از سوی مردم، مراجع و نزدیکان احمدی نژاد به همراه داشت؛ اما او دوباره این نظر را در مردادماه همین سال تکرار می کند و احمدی نژاد به دفاع تمام قد از مشایی می پردازد. نظر مشایی در خصوص به پایان رسیدن دوران اسلامگرایی و لزوم بازگشت به ایرانگرایی موجب آن می شود که وی به عنوان یک باستانگرا شناخته شود که این عقیده به محمود احمدی نژاد نیز تزریق شد. اندیشه های شبه اومانیستی مشایی با روکشی شبه دینی تزیین شده بود و همین باعث شده بود تا احمدی نژاد از او به عنوان یک اسلام شناس یاد کند. اما نگاهی به سخنان مشایی می تواند عمق نگاه او را بهتر به نمایش بگذارد. مشایی در همایش نوآوری و شکوفایی در صنعت گردشگری می گوید: انسانها نمیتوانند خدایی داشته باشند که از درونیات آنها جدا باشد بلکه خدای ما انسانها محصول دنیا و قدرت اندیشه ما است. ما به دلایلی وحدت بر نمیتابانیم و خدایان ما هم به همان دلایل وحدت بر نمیتابانند. او در مراسم تودیع و معارفه وزیر علوم دولت دهم و در اظهار نظری عجیب می گوید: «نمی خواهم فلسفی صحبت کنم، ذوقی می گویم. خداوند به انسان بدهکار نبود که او را آفرید. ظاهرا خداوند به خودش بدهکار بود که انسان را آفرید. دلش خواست شناخته شود. یک کسی را باید خلق می کرد که بتواند بشناسد. انسان اهمیتش به همین علم است. اگر علم را برداریم انسان حذف می شود. انسان را که حذف کنیم، دیگر نیازی به حذف خدا نیست، زیرا خدا دیگر خودش حذف شده است.» ارتباط با پریوش سطوتی پریوش سطوتی همسر دکتر فاطمی است که از قاتل همسرش به عنوان "اعلی حضرت همایونی" یاد می کند. اظهارات ملی گرایانه رحیم مشایی موجب آن شد که سطوتی به مشایی علاقه مند شود و ارتباط زیادی با او برقرار کند. در دولت دوم احمدی نژاد پرویش سطوتی به ایران می آید تا با کمک مشایی اموال مصادره شده اش را پس بگیرد. پریوش سطوتی در سال 90 توسط دستگاه های امنیتی دستگیر شد اما با قید وثیقه آزاد می شود. روزنامه خراسان در مطلبی از ارتباط پریوش سطوتی با دستگاه های جاسوسی انگلستان پرده بر می دارد. اما همچنان رابطه نزدیک بین او و اسنفدیار رحیم مشایی حفظ می شود. سطوتی که معتقد است با ریاست جمهوری احمدی نژاد زندگی اش متحول شده است در خصوص اسنفدیار رحیم مشایی اینطور می گوید: وقتی به ایران آمدیم اولین ملاقاتمان با آقای رحیم مشایی بود که ایشان را در آن زمان نمی شناختم و از همان روز مهر بزرگی از آقای مشایی در دل ما جای گرفت؛ بعد از آن با آقای احمدینژاد دیدار کردیم و آن دیدار نیز همه به گریه گذشت. سندی که از دفتر مشایی به دست منافقین رسید ماجرای محکومیت احسان نراقی در دادگاه فرانسه، سوالی را در ذهن ایجاد می کند؛ آیا مشایی با منافقین در ارتباط است؟ محمدحسین جعفریان در یادداشتی می نویسد: در مجله پنجره پرونده ای در خصوص احسان نراقی وجود داشت که در بخشی از آن آورده شده؛ در سال 2009 و همزمان با فتنههای پس از انتخابات 88 در ایران، «ایو بونه» رئیس سابق سازمان ضدجاسوسی فرانسه کتابی علیه کشورمان و نهادهای امنیتی آن منتشر میکند. این کتاب در جهت تخریب ایران و انقلاب اسلامی، مورد توجه وسیع رسانههای فرانسه قرار گرفت. فیگارو در صفحه نخست خود مفصل از آن تمجید کرد. در بخشهایی از این کتاب اتهامات عجیب و غریبی به مسئولان نظام، چهرههای بریده و فراری از سازمان منافقین و برخی افراد دیگر وارد شده است. احسان نراقی نیز یکی از این افراد بود. او وکیلی گرفت و علیه این کتاب، نویسنده و ناشر آن در دادگاههای فرانسه طرح دعوی حقوقی کرد. در دادگاه نراقی برنده شد و نویسنده و ناشر را به پرداخت خسارتی سنگین محکوم کرد. منافقین با آنکه تمام امکانات خود را بسیج کرده و انبوهی از شاهدها را روانه دادگاه کردند اما شکست حقوقی سختی خوردند. پس از آنها «ایو بونه» را تحریک کردند تا تقاضای استیناف بدهد. در دادگاه دوم نیز نویسنده و ناشر به شدت محکوم شدند. ا ما در حین جلسه دادگاه اتفاق عجیبی افتاد. وکیل منافقین که از صهیونیستهای مشهور فرانسه بود ناگهان سندی شگفتانگیز را به قاضی داد. دست نوشتهای از احسان نراقی خطاب به دفتر ریاستجمهوری ایران. نامهای که در آن او برای پرداخت هزینههای دادگاه از احمدینژاد درخواست کمک کرده بود. افشای این سند که معلوم نبود چگونه به دست منافقین رسیده بود حال نراقی را دگرگون کرد بهطوری که برای حفظ سلامتیاش، لحظاتی او را از سالن دادگاه به فضای آزاد بردند.نراقی بعدها متحیر از این اتفاق گفت: نامهای که من به صورت خصوصی برای رئیسجمهور فرستاده و آن را تحویل دفتر آقای مشایی داده بودم، نمیدانم از کجا به دست منافقین افتاده ... خود دستگاه اداری ادعا میکند بدون اطلاع ما بوده و دنبال این هستیم که چگونه این نامه خصوصی به دست مجاهدین رسیده است. شما دارید با دنیای غرب مواجه میشوید و نمیتوانید دستگاه خودتان را از دستبرد محفوظ دارید؟ آتش زدن حکم بقایی در مقابل سفارت انگلیس اگرچه در بازی احمدی نژاد و اطرافیانش بر علیه قوه قضاییه، تامین منافع مردم به عنوان یک اصل گرفته می شود اما بر کسی پوشیده نیست که این سه نفر چیزی جز منافع شخصی را نمی بینند؛ به همین دلیل به محض آنکه ترازوی قانون به دنبال سنجش میزان جرم اطرافیان آنها رفت، بازی جدید این سه نفر آغاز شد. اما نکته جالب زمانی است که مشایی حکم حمیدرضا بقایی را در مقابل سفارت انگلیس آتش می زند و آن را دستوری از سوی وزارت خاجه انگلستان می داند. در سطور بالا تنها به بخشی از گذشته مشایی اشاره کردیم. بقایی و احمدی نژاد بارها اعلام کردهاند که مشایی مراد آنهاست؛ حال سوال اینجاست با توجه به گذشته این چنینی مشایی چرا باید وزارت خارجه انگلستان، دستور بازداشت بقایی را صادر کرده باشند؟ مگر جز این است که تمام این گذشته عینا مطابق خواسته های انگلیس است؛ از به رسمیت شناختن اسرائیل و ارتباط با منافقین تا به انحراف کشاندن دولت و ایجاد دو قطبی!


