در قرن پنجم با دو چهره بسیار معروف جغرافی دان و جهانگرد آشنا می شویم: ابوریحان بیرونی و ناصر خسرو قبادیانی که به ترتیب به گزیده ای از شرح حال آنان می پردازیم. نخست درباره یک شخصیت عقلی درجه اول سخن می گوییم که در ادبیات علمی قرون وسطی مقامی مخصوص به خود دارد و این شخصیت ابوریحان بیرونی است با وجود زمان وی چهره ای است که هنوز هم در روزگار ما جوان می نماید؛ به عبارت دیگر ابوریحان از زمان خود جدا و متمایز شده تا به زمان ما نزدیک شود.
در قرن پنجم با دو چهره بسیار معروف جغرافی دان و جهانگرد آشنا می شویم: ابوریحان بیرونی و ناصر خسرو قبادیانی که به ترتیب به گزیده ای از شرح حال آنان می پردازیم. نخست درباره یک شخصیت عقلی درجه اول سخن می گوییم که در ادبیات علمی قرون وسطی مقامی مخصوص به خود دارد و این شخصیت ابوریحان بیرونی است با وجود زمان وی چهره ای است که هنوز هم در روزگار ما جوان می نماید؛ به عبارت دیگر ابوریحان از زمان خود جدا و متمایز شده تا به زمان ما نزدیک شود. روحیه و روش کار علمی او تقریبا نوین است. نقّاد و حادّ و نافذ و تحلیل گر و سخت کنجکاو است. هم چون دیگر اندیشندگانی که وی از دور یادگار آنان را زنده می کند و هم چون لئوناردو داوینچی و لایبنیتس استعدادهای گوناگون در وی فراهم آمده است: فیلسوف، مورخ، جهانگرد، زبانشناس، محقق، شاعر، ریاضیدان، منجّم، جغرافی دان، که در همه این ها برجستگی دارد؛ ولی آن چه مخصوصا به کارهای وی رنگ خاصی می دهد، این است که در وی ذوق فلسفی با عادت در نظر گرفتن جنبه ریاضی مسایل با یکدیگر پیوند خورده است. این دانشمند بزرگ در مغرب زمین قرون وسطی شناخته شده بود و نام او را به صورت تحریف شده استاد الیبورون همگان می شناختند. نام کامل بیرونی ابوریحان محمد بن احمد بیرونی است. مشرقیان غالبا او را به نام شیخ ابوریحان می خوانند. به سال 362 هجری در خوارزم یعنی خیوه کنونی به دنیا آمد. نخست در این شهر می زیست و در خدمت خاندان امیران مامونی بود. چند در سال در گرگان در پناه حمایت قابوس بن وشمگیر می زیست. این امیر در فاصله سال های 976 و 1012 میلادی سلطنت می کرد. وی ادیب و فاضل بود و چند رساله از او برجای مانده است. بیرونی کتاب الآثار الباقیه خود را ظاهرا در 390 به او تقدیم کرد. از 400 تا 407 ابوریحان بار دیگر در دربار مامونیان بو د و عنوان دوست و مشاور امیر مامونی داشت. سلطان محمود غزنوی سلطنت سلسله کوچک مامونیان خوارزم را برانداخت. ابوریحان و دیگر دانشمندان این دربار را با خود به غزنه برد (408). از این زمان دوره تازه ای از فعالیت علمی و ادبی بیرونی آغاز شد: از هند دیدن کرد و مدتی در آن سرزمین مقیم شد. به گفته بیهقی، مدت چهل سال در هندوستان می زیست؛ ولی این رقم آشکارا مبالغه است. یاقوت گفته است که مدتی دراز در هند ماند و زبان و دانش مردم آن سرزمین را فراگرفت. در پایان زندگی اطلاعات و دانسته های فراوانی را که درباره هند جمع آورده بود به صورت کتابی درآورد، که نام آن ماللهند است. به سال 440/1048، محتملاً در غزنه، از دنیا رفت. آثار بیرونی بسیار دشوار است. زاخائو کتاب الآثار الباقیه و ماللهند او را با شایستگی ویراسته و با ترجمه، آن را به چاپ رسانیده است. کتاب جغرافیای او به نام قانون مسعودی هنوز چنانکه باید شناخته نشده است. آثار دیگری نیز در رابطه با جغرافیا نوشته بوده است؛ کتاب تقاسیم که یاقوت نسخه دست نویس بیرونی مورخ 423 آن را در دست داشت؛ کتاب التّفهیم که گونه ای دایره المعارف است و در آن اصطلاحات هندسه و حساب و نجوم و احکام نجوم تعریف شده است. در بخش مربوط به نجوم، چندین مساله به جغرافیا مربوط می شود. بیرونی، به عنوان مورخ، کتابی درباره سلطنت حامی خود سلطان مسعود و سلطنت پدرش و همچنین تاریخی برای خوارزم تالیف کرده بود. آثار الباقیه کتابی بسیار عالمانه است که در آن مبدا تاریخ ها و گاه شمارهای اقوام مختلف مورد بحث قرار گرفته است: ایرانی، یونانی، یهودی، مسیحی ملکایی، مسیحی نسطوری، مغی، صائبی، عربی زمان شرک و عربی اسلامی. این گاه شماری ها با یکدیگر مقابل و در مبدا آن ها تحقیق شده است. در مورد هر عید، بیرونی اطلاعات و تفاصیل فراوان درباره واقعیت های تاریخی با سنتی مربوط به آن عید نقل می کند، بدان سان که کتاب وی به صورت توده ای از یادداشت ها درباره تاریخ ادیان درآمده است. مثلا فقرات شگفت انگیزی درباره تورات و انجیل (صفحات 24 و 25 ترجمه) و خرده گیری هایی که در آن زمان بر این دو کتاب می کرده اند دیده می شود. بخش ریاضی و نجومی آن اهیت فراوان دارد. در آن همچنین اطلاعاتی درباره هواشناسی آمده است. منبع: کتاب ریشه های گردشگری در قرآن و تمدن اسلامی پرتال شرکت توسعه گردشگری ایران سایت جماعت دعوت و اصلاح


