روحانی شهید و خطیب شهیر، حجةالاسلام والمسلمین سیدفرجالله حسینی خراسانی به سال 1323 در روستای احمدآباد از توابع مشهد مقدس چشم به جهان گشود. وی پس از آنکه دوران کودکی را در زادگاهش گذرانید، به مکتب رفت و قرآن را فرا گرفت. در حدود 14 سالگی به توصیه معلمش راه طلبگی را انتخاب کرد و عازم مشهد مقدس شد و مدت طولانی را در جوار مرقد امام هشتم علیهالسلام در مدرسه نواب به تحصیل علوم دینی پرداخت. در سال 1346 شمسی با کولهباری از علم و دانش به تهران مهاجرت کرد و مشغول تبلیغ و فعالیتهای دینی شد و ضمن بیان وظایف دینی مسلمانان، مردم را از فساد رژیم پهلوی آگاه میکرد. به همین دلیل، بارها از سوی ساواک دستگیر شد. در سال 1353 به دست ماموران رژیم به مدت دو ماه در زندان قصر محبوس بود و متحمل شکنجههای سختی شد که آثار آن در بدنش دیده میشد. این زندانها و تهدیدها هرگز در راه و مرام این شهید بزرگوار تأثیر منفی نداشت، بلکه با تاسی از سیره امام خمینی رحمةاللهعلیه این مسیر را با حلم و علم طی مینمود. آنگاه که خورشید انقلاب اسلامی از پس ابرهای ظلمت رخ نمود، شهید حسینی در حفظ انقلاب و آرمانهایش به کوشش خود ادامه داد. او در آن زمان متوجه حرکات و خطرات افکار انحرافی منافقین شده بود، و به همین خاطر با روشهای گوناگون علیه آنان فعالیت مینمود، تا جایی که بارها همین انسانهای کوردل او را تهدید به مرگ کردند. پس از سخنرانی در یکی از مساجد تهران وقتی به او گفتند: اگر دست از این کارها و حرفها برنداری تو را میکشیم؛ در جواب گفت: «عمامه و قبایم کفن من است». نحوه شهادت این عالم ظلمستیز اینگونه بود که در صبح بیستوپنجم اردیبهشت سال 1361 در خیابان آذربایجان غربی، میدان رشدیه، به اتفاق آقای شیخ حسن کافی عازم شرکت در تشییع جنازه دوستشان بودند که مورد سوءقصد عدهای قرار گرفتند و فرد مسلحی ایشان را با رگبار از پای درآورد و بدین سان به مقام شامخ شهادت نایل گردید. منبع: وبسایت افق حوزه