مرور شرح حال زندگی روحانی شهید سیدقاسم موسوی حکایت از عظمت روحی و کرامت انسانی او دارد؛ سیدی که به سال 1345 شمسی در روستای زارونده آمل دیده به جهان گشود. پس از گذراندن دوران ابتدایی، شوق تحصیل در حوزه علمیه در او شکوفا گشت و به حوزه امیرالمؤمنین حضرت علی علیهالسلام آمل راه یافت.
مرور شرح حال زندگی روحانی شهید سیدقاسم موسوی حکایت از عظمت روحی و کرامت انسانی او دارد؛ سیدی که به سال 1345 شمسی در روستای زارونده آمل دیده به جهان گشود. پس از گذراندن دوران ابتدایی، شوق تحصیل در حوزه علمیه در او شکوفا گشت و به حوزه امیرالمؤمنین حضرت علی علیهالسلام آمل راه یافت. سیدقاسم پس از مدتی به قم مشرف و مشغول فراگیری علوم حوزوی شد. ▪ اخلاقیات شهید از زبان دوست از سال 61 که ایشان وارد حوزه آمل شد با او آشنا شدم. فردی با ورع و باتقوا بود. متانت و پاکدامنی در ظاهر و باطن او موج میزد. به زرق و برق دنیا فریفته نشد. انسانی رئوف و مهربان، متبسم و خندان بود. در فراگیری علوم دینی تکیه به خدای متعال داشت و با جدیت خاص تحصیل میکرد. همیشه با وضو بود و کم اتفاق میافتاد که از فیض خواندن نماز شب محروم شود. در حوزه قم هم در کنارش بودم، میدیدم که به زیارت حضرت فاطمه معصومه سلاماللهعلیها مقید بود. در بهمنماه 1361 با هم از قم به جبهه رفتیم. با شجاعت و شهامت در خط مقدم حضور مییافت. در سال 62 در جزیزه مجنون مجروح شد و چون آموزش کمکهای اولیه را دیده بود، به مداوای خود پرداخت. با همان حال چند نفر از سربازان دشمن را بهعنوان اسیر به پشت خط منتقل کرد. در بین راه یکی از بسیجیان به او گفت: اینها تا آخرین فشنگ با ما جنگیدند، باید آنها را بکشیم. او گفت: «یک اسیر از نظر شرعی حق و حقوقی دارد.» ▪ خاطراتی از برادر شهید در رفع مشکلات و گرهگشایی به اندازه تواناییاش میکوشید. وقتی در سال 62 مجروح و به بیمارستان منتقل گردید، پرستاران از اخلاق و رفتار و مناجاتها و نماز شبانهاش تعریف میکردند. زمانی که میخواست از بیمارستان مرخص شود از گرفتن لباس و کفش نو، پرهیز کرد و با لباس تیرخورده و پوتین جبهه و با ماشین کرایهای به منزل بازگشت؛ در حالیکه مسئولان برای مراجعت او بلیط هواپیما تهیه کرده بودند. ▪ شهادت عاقبت این روحانی مخلص و بیداردل پس از سه بار حضور در جبهه و جانباز شدن، سال 64 در جزیره مجنون در عملیات والفجر8 به آرزوی بلند خود نائل آمد. برادر شهید نقل میکند که با وجود آن که از زمان شهادت تا دفن جسد مطهر سیدقاسم، 8 روز میگذشت سه روز در منطقه جنگی و پنج روز هم در قم و اصفهان مانده بود ولی از یک طراوت و شادابی خاص برخوردار بود. منبع: وبسایت افق حوزه


