اسفندماه سال ۱۲۹۹ رضاخان میرپنج، فرمانده تیپ همدان با همکاری سیدضیاءالدین طباطبایی، نویسنده و مدیر روزنامه علیه نخستوزیر احمدشاه قاجار کودتا کرد و زمینه سقوط سلسله قاجار و تاسیس حکومت پهلوی را فراهم آورد!
با پیروزی نهضت مشروطه، گرچه مشروطهطلبان توانستند با تدوین قانون اساسی به روند قانونی و امن شدن امور کمک کنند، اما با تضعیف سلطه حکومت مرکزی، بهتدریج دستجات عشایر، حکام و قدرتهای محلی، با ادعای استقلال از حکومت مرکزی درصدد اعمال قدرت بر مناطق تحت نفوذ خود برآمدند. به گونهای که در «سیستان و بلوچستان، بلوچها در خراسان کلنل محمدتقی پسیانی، در اطراف شهرهای خراسان دستجات ترکمن، در شمال جنگلیها، در آذربایجان مرحوم شیخ محمدخیابانی ....در جنوب کشور بختیاریها، خمسهها و... » هر کدام داعیه قدرت و فرمانروایی داشتند. در این شرایط که هرج و مرج کشور را فرا گرفته و خطر سقوط حکومت مرکزی استقلال کشور را تهدید میکرد همه به دنبال یک منجی بودند که بتواند کشور را از خطر سقوط نجات دهد. این منجی در قامت یک دیکتاتور که بعدها خود عامل خفقان کشور گردید به منصه قدرت رسید. این دیکتاتور، رضاخان میرپنج بود که از طریق کودتای 1299 قدرت را تصاحب نمود و انقلاب مشروطه را عامل هرج و مرج و ناامنی اعلام کرد.(1) سفارت انگلیس و کودتای 1299 در اولین ساعات سپیده دم اوایل اسفندماه ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظامیان قزاق تحت فرمانش از قزوین وارد تهران شدند. آنان بلافاصله کلانتریها، وزارتخانهها، پستخانهها و ادارات دولتی و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاریخی آمده این عملیات کودتایی بود که سفارت انگلستان هدایت آن را برعهده داشت، رضاخان عامل نظامی کودتا و سیدضیاءالدین طباطبایی ـ مدیر روزنامه رعد ـ عامل سیاسی آن بود. ورود نیروهای تحت امر رضاخان به تهران، در حقیقت نقطه شروع رویدادهایی بود که به فروپاشی سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهی شد. قزاقها با ورود خود به تهران دروازههای شهر را بستند و سفارتخانهها را به محاصره خود درآوردند تا کسی به این مکانها پناهنده نشود. سپس تمامی تلفنها و خطوط ارتباطی داخل و خارج کشور را قطع کردند. در این روز زد و خوردهای پراکندهای در جریان تصرف شهر به وقوع پیوست و تعدادی نیز کشته و زخمی شدند، ولی با توجه به اینکه فرمانده نیروهای ژاندارم و دیگر محافظان شهر قبلا توسط انگلیسیها مطلع و تطمیع شده بودند، رضاخان و نیروهایش مشکل جدی در تصرف تهران نداشتند. رضاخان به محض تصرف تهران، در اولین انتصاب، کلنل کاظمخان را به فرمانداری نظامی تهران منصوب کرد. در این روز نیروهای قزاق تمامی زندانیان را آزاد کردند ولی در عوض موج تازهای از بازداشت ناراضیان و شخصیتهای سیاسی اعم از حکومتی، نمایندگان مجلس و غیره آغاز شد. تمام وزرای کابینه سپهدار به غیر از خود او بازداشت شدند. همزمان احمدشاه و محمدحسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرحآباد گریختند و سپهدار رشتی (نخستوزیر) به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شد. بقیه بازداشتشدگان که تعداد آنها بین ۴۰۰ الی ۵۰۰ نفر تخمین زده میشد، شاهزادگان، رجال، روزنامهنگاران، نمایندگان مجلس، نخستوزیران سابق و وزیران اسبق بودند. در مراحل بعد جمعی از بازداشتشدگان محکوم به زندان، جمعی از آنان تبعید و بقیه آزاد شدند. از طرف رضاخان اعلامیهای در ۹ ماده تحت عنوان «حکم میکنم» منتشر شد و به در و دیوار و معابر شهر نصب گردید. بر اساس این اعلامیه تمامی ادارات دولتی و روزنامهها تعطیل شدند و به جز دوایر تامین ارزاق به هیچ اداره یا مغازهای اجازه کسب داده نشد. مفاد این اعلامیه چنین بود: «حکم میکنم مواد مطروحه ذیل را مردم تهران نصبالعین قرار داده و فرداً فرد تشریک مساعی نمایند و در صورت تخلف شدیدا عقوبت خواهند شد. ۱ـ تمامی اهالی شهر تهران باید ساکت و مطیع امر نظامی باشند. ۲ـ حکومت نظامی در شهر برقرار و از ساعت هشت بعدازظهر غیر از افراد نظامی و ماموران انتظامی شهر کسی نباید در معابر عبور نماید. ۳ـ کسانی که از طرف قوای نظامی و پلیس مظنون به مخل آسایش و انتظامات واقع شوند فورا جلب و مجازات سخت خواهند شد. ۴ـ تمامی روزنامهجات و اوراق مطبوعه تا موقع تشکیل دولت به کلی موقوف و بر حسب حکم و اجازهای که بعدا داده خواهد شد، باید منتشر شوند. ۵ـ اجتماعات در منازل و نقاط مختلفه به کلی موقوف، در معابر هم اگر بیش از سه نفر گرد هم باشند با قوه قهریه متفرق و جلب خواهند شد. ۶ـ تا دستور ثانوی تمام مغازههای مشروبفروشی و تئاترها و قمارخانهها و کلوپها تعطیل است و هر کس مست دیده شود به محکمه نظامی جلب خواهد شد. ۷ـ تا زمانی که دولت تشکیل نشده است، ادارات و دوایر دولتی به استثنای اداره ارزاق، تعطیل خواهند بود، پستخانه و تلگرافخانه و تلفونخانه هم مطیع این حکم خواهند بود. ۸ـ کسانی که در اطاعت از موارد فوق سرپیچی نمایند، به محکمه نظامی جلب و به سختترین مجازات خواهند رسید. ۹ـ «کاظمخان» به سمت کماندانی شهر انتخاب و معین میشود و مامور اجرای مواد فوق است. چهاردهم جمادیالثانی ۱۳۳۹، رییس دیویزیون قزاق و فرمانده کل قوا ـ رضا»(2) در عصر روز کودتا، نورمن، سفیر انگلستان در تهران با احمدشاه آخرین پادشاه قاجار ملاقات کرد و به شاه گفت تنها راهی که برایش باقی مانده آن است که با سرکردگان کودتا رابطه برقرار سازد و خواستههای آنها را بپذیرد و تاکید کرد که این تنها راه باقی مانده است. پی نوشت: 1- نقش مستقیم یا غیرمستقیم انگلیس در کودتا؟!، زهرا سعیدی، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران 2- رضاخان کودتا کرد، تاریخ ایرانی


