اكثر كساني كه در مقابل امام معصوم عليه السلام ايستادند و نهايتاً آن حضرت را به شهادت رساندند، خود را ديندار مي پنداشتند و به ظاهر مسلمان بودند

یکشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
 
وبگردی؛معارف،پیامبرواهل بیت،پرسمان مااهل كوفه نيستيم علي تنهابماند

مگراهل كوفه چه كردندكه شعارمي دهيم:مااهل كوفه نيستيم علي تنهابماند!!؟؟

پاسخ: تاريخ پر از درس ها و عبرت ها است و اگر نبود اين درس ها و عبرت ها، چه بسا اشتباهات و خطاهاي ملت ها مدام تكرار مي شد.
يكي از درس هاي بزرگ تاريخ اسلام، تاريخ صدر اسلام و دوران پس از ارتحال نبي مكرم اسلام صلي الله عليه وآله وسلم و دوران حكومت عدل مولي الموحدين علي ابن ابيطالب عليه السلام مي باشد. دوراني كه خيلي از نخبگان و خواص جامعه مردود شدند و مردم جامعه ي خود را هم به انحراف و فريب كشاندند، تا جايي كه مردم شام پس از شهادت آن امام معصوم عليه السلام اظهار مي داشتند مگر علي عليه السلام نماز مي خواند كه در مسجد به شهادت رسيد.
جامعه شناسي مردم كوفه و جامعه ي عصر آن حضرت نشان دهنده ي چند نكته است كه به آن ها اشاره مي كنيم:
1 اكثر كساني كه در مقابل امام معصوم عليه السلام ايستادند و نهايتاً آن حضرت را به شهادت رساندند، خود را ديندار مي پنداشتند و به ظاهر مسلمان بودند و خود را مسلمان دو آتشه مي دانستند و هيچ گاه نماز و روزه شان ترك نمي شد و حتي نقل است كه از شدت سجده بر پيشاني و زانوانشان پينه بسته بود.
بنابراين مشكل اهل كوفه ديندار نبودن و مسلمان نبودن، نبود.
2 مردم كوفه در شناخت حق و باطل و داشتن بصيرت لازم براي عبور از فتنه ها، دچار مشكل جدي و اساسي بودند و قدرت درك صحيح و درست مسائل سياسي روز را نداشتند تا مصداق اين روايت معروف حضرت امام صادق عليه السلام كه مي فرمايند: «العالم بزمانه لا تهجم عليه الوابس» نشوند.
امام صادق عليه السلام مي فرمايند: «اگر كسي به زمان خودش (مسائل و حوادث پيرامون خود) عالم و آشنا باشد، فتنه ها و حوادث روزگار بر او هجوم نخواهند آورد و بر او غلبه پيدا نخواهند كرد».
چيزي كه مردم كوفه فاقد آن بودند، شناخت و درك زمان و امام زمان خود بود.
3 دشمنان زمان مولا علي عليه السلام را سه دسته تشكيل مي دادند؛ قاسطين، مارقين، و ناكثين. اين سه گروه را اميرالمؤمنين علي عليه السلام در خطبه ي شقشقيه، اين گونه توصيف مي فرمايند:
فلما نهضت بالامر همين كه من به پا خواستم و زمام حكومت را به دست گرفتم، «نكثت طائفه» گروهي پيمان خويش را شكستند و «مرقت اخري» و طائفه ديگري كه به دين گرويده بودند ولي از كوته فكري و بينش سست و منش نااستوار به حق پايدار نماندند و برداشت ها و سليقه ها ي خود را بر ضوابط دين تحميل كردند و «قسط آخرون» و ديگراني هم حق تعيين شده را ادا نكردند و ستم نمودند.
بنابراين ناكثين، اولين كساني بودند كه باب معارضه را به روي ولي خدا و خليفه ي برحق مسلمين باز كردند كه در رأس آنها، زبير پسرعمه پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم و طلحه قرار داشتند. اين گروه از لحاظ روحيه، پول پرستان و صاحبان مطامع و طرفدار تبعيض بودند و سخنان علي عليه السلام درباره ي عدل و مساوات بيشتر متوجه اين جمعيت بود.و در نهايت جنگ جمل را عليه حضرت علي عليه السلام به راه انداختند.
و امّا قاسطين، كساني بودند كه از همان اوّل، زير بار بيعت با حضرت علي عليه السلام نرفتند و در رأس آنها معاويه و عمروعاص حضور داشتند. روح قاسطين روح سياست بازي، حقّه، نيرنگ و نفاق بود آنها مي كوشيدند تا زمام حكومت را در دست گيرند و بنيان حكومت و زمامداري مولا علي عليه السلام را در هم فرو ريزند.
دسته سوم يعني مارقين، كساني بودند كه تا پايان نبرد صفين در ركاب حضرت علي عليه السلام بودند و به نفع آن حضرت شمشير مي زدند، ولي فريب كاري معاويه سبب شد بر امام خود شورش كنند و گروه سومي را تشكيل دهند كه هم بر ضد امام و هم بر ضد معاويه باشد كه به نام خوارج معروف شدند و روحشان روح عصبيت هاي ناروا و خشك مقدس ها و جهالت هاي خطرناك بود و در آخر كارشان جنگ نهروان را عليه علي عليه السلام به راه انداختند.
4 وجه مشترك هر سه گروه، استمرار راه فساد، تبعيض و بي عدالتي بود كه در دوران گذشته جامعه اسلامي دچار آن شده بود. بذل و بخشش هاي بي جهت، اسراف كاري، تثبيت حكومت افراد نالايق چون معاويه و تحكيم فرمانروايي استانداران حكومت پيشين از جمله خصوصيات دشمنان حضرت علي عليه السلام بود.
خصوصيات هميشه تكرار خواهد شد، امّا ملتي كه از سرگذشت پيشينيان خود، درس و عبرت گرفته باشد خطاهاي گذشتگان را مرتكب نخواهد شد.
شعاري كه امروز ملت شجاع و قهرمان ايران اسلامي سر مي دهند كه:
« ما اهل كوفه نيستيم علي تنها بماند »
برگرفته از درس ها و عبرت هاي تاريخ اسلام مي باشد و گوياي اين نكته ي ظريف است كه ما با بصيرت و هوشياري و با موقعيت شناسي و ولايت مداري، فريب نيرنگ بازان و حقه بازان زمانه ي خود را نخواهيم خورد و دست از ولي خود بر نخواهيم داشت.
امّا نكته اصلي و اساسي در اين جاست كه حوادث اخير در انتخابات دهمين دوره ي رياست جمهوري اسلامي ايران و پس از آن، نشان داد كه اين شعار انقلابي در برخي از افراد تبديل به شعور نشده و خصوصاً برخي از خواص در امتحان بزرگي كه انتخابات پيش روي آنها گذاشت، نمره ي قابل قبولي كسب نكردند و به فرموده ي مقام معظم رهبري(مدظله العالي) مردود شدند.
در اين رابطه ولي امر مسلمين جهان حضرت ايت الله العظمي خامنه اي (مدظله العالي) مي فرمايند:
« امتحان هايي هم در اين انتخابات پيش آمد، يك امتحان آحاد مردم بود، به نظر من مردم در اين امتحان برنده شدند، نمره ي قبولي گرفتند، حضور عظيم مردم، يك امتحان عظيمي بود كه آنها را سرافراز كرد، بسياري از آحاد مردم، از جريان هاي سياسي، طبق وظيفه شان عمل كردند بعضي از خواص هم البته مردود شدند و اين انتخابات بعضي ها را مردود كرد. برخي از جوانان ما كه با صداقت، با سلامت وارد ميدان وظيفه مي شوند، به رغم هوشياري هايشان، در مواردي اشتباه كردند، بسياري از جوانان اين كشور هم با همان ايمان، با همان صداقت، حركت درستي كردند».
اكنون سؤال اينجاست كه چرا عده اي دچار فريب شدند و گول عده اي فاسد، منحرف، رياكار، سودجو و زياده خواه كه خود را صاحب و مالك انقلاب و مردم مي دانند را خوردند. كساني كه مردم را با شعارهاي به ظاهر انقلابي به سطح خيابان ها كشاندند تا اموال و نواميس ملت را به آتش بكشند و نام آن را دفاع از حقوق ملت بگذارند.و به خيال خام خود بتوانند انقلاب اسلامي و نظام ولايي را در يك همسويي با بيگانگان و استكبار جهاني به زانو درآورند.

 اين ملت، ملت با ايماني است، ملت هوشياري است، ملت با استعدادي است. با مسجد ضرار نمي شود اين ملت را شكست داد ما در تاريخ خودمان نمونه هايي از اين داريم


مقام معظم رهبري (مدظله العالي) در اين رابطه مي فرمايند:
«اين ملت، ملت با ايماني است، ملت هوشياري است، ملت با استعدادي است. با مسجد ضرار نمي شود اين ملت را شكست داد ما در تاريخ خودمان نمونه هايي از اين داريم: والذين اتخذوا مسجداً ضراراً و كفراً تفريقاً بين المؤمنين و ارصاداً لمن حارب الله و رسوله(توبه 107) با تقليد از رهبر عزيز و عظيم الشأن انقلاب، امام بزرگوار ما، كه از دل، از جان، با همه ي وجود غرق در قرآن بود، نمي شود اين مردم را فريب داد. اين مردم دلشان به ايمان روشن است، اين مردم آگاهند، جوان هاي ما آگاهند».
و در فراز ديگري مي فرمايند:
«خيال نكنند انقلاب اسلامي و نظام اسلامي را با اين جور كارها ي پيش پا افتاده مي توان به زانو درآورد. نظام اسلامي زنده است. خيال نكنند با يك تقليد مخلوط از حضور عظيم مردمي در انقلاب سال 1357، يك كاريكاتور از آن انقلاب، مي توانند به عظمت انقلاب و نظام ضربه بزنند. اين تجربه براي دشمن بايد پيش آمده باشد، اشتباه نكنند نظام اسلامي با اين حرف ها شكست نخواهد خورد».
بنابراين علت فريب عده ي قليلي از افراد در امتحان بزرگ انتخابات؛ ناآگاهي آنان و نهادينه نشدن شعار انقلابي «ما اهل كوفه نيستيم علي تنها بماند» در آنها و تبديل نشدن اين شعار به شعور در آنان بود.
پس مراقب باشيم تا فريب دشمن را نخوريم، چون دشمن هميشه در كمين ماست. و با توجه به توصيه ي مولا علي(عليه السلام) كه فرمود: «و من نام لم ينم عنه كسي كه مي خوابد، بداند كه دشمن او بيدار است» در عرصه ي زندگي سياسي دچار خواب نشويم، در پشت سنگرها خوابمان نبرد، اگر ما خوابمان ببرد، بايد بدانيم كه دشمن ممكن است بيدار باشد.


منبع:پرسمان دانشجویی

پربازدیدها

پربحث‌ها