يك روز كه امام حسن عليه السلام را سوار بر مركب ديد، زبان به ناسزا گشود و با صداي بلند به لعن و نفرين آن حضرت پرداخت؛ اما امام در برابر اين ياوه گويي ها سكوت كرد.

یکشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
 برخورد امام حسن(ع) با کسی که اهانت کرد
مردي از اهل شام وارد شهر مدينه شد. به خاطر تبليغات سوء معاويه و ديگر دشمنان اهل بيت، آن مرد كينه اي عميق از امام علي عليه السلام و فرزندانش در دل داشت. يك روز كه امام حسن عليه السلام را سوار بر مركب ديد، زبان به ناسزا گشود و با صداي بلند به لعن و نفرين آن حضرت پرداخت؛ اما امام در برابر اين ياوه گويي ها سكوت كرد. وقتي مرد شامي به سخنان زشت و ناپسندش پايان داد، امام حسن عليه السلام نزد او رفت و لبخند زنان سلام كرد و مهربانانه فرمود: «جناب آقا! به گمانم (در اين شهر) غريبي و گويا سوء تفاهمي پيش آمده است. اگر بخواهي خشنودت كنيم، چنين مي كنيم و اگر چيزي بخواهي به تو مي دهيم و اگر راهنمايي بخواهي راهنماييت مي كنيم و اگر در بردن بار ياري بجويي، بارت را مي بريم و اگر گرسنه باشي سيرت مي كنيم و اگر بي لباس باشي لباست مي دهيم و اگر نيازمند باشي ثروتمندت مي سازيم و اگر فراري باشي پناهت مي دهيم و اگر حاجتي داشته باشي آن را برآورده مي كنيم. حالا خوب است اسباب و وسائلت را برداري و نزد ما بيايي و تا هنگام رفتنت (از مدينه) مهمان ما باشي كه اين براي تو بهتر است؛ زير ما خانه اي بزرگ و آبرو و احترامي زياد و مالي فراوان داريم (و به خوبي مي توانيم از تو پذيرائي كنيم)». مرد شامي از شنيدن اين سخنان محبت آميز و جوانمردانه دگرگون شد و از برخورد نادرستش پشيمان گشت و در حالي كه از ندامت مي گريست گفت: «گواهي مي دهم كه تو جانشين خدا در زميني. خدا بهتر مي دانست كه رسالت خويش را به عهده چه كسي قرار دهد. تو و پدرت علي منفورترين مردم نزد من بوديد و اكنون محبوب ترين مردم نزد من هستيد». آنگاه دعوت امام عليه السلام را پذيرفت و تا وقت رفتنش مهمان آن حضرت بود. (بحارالانوار، ج 43، ص 344) منبع : پرسمان دانشجویی

برچسب‌ها

پربازدیدها

پربحث‌ها