در روايات خوانده ام که وقتي ابراهيم فرزند نبي مکرم اسلام(ص) از دنيا رحلت کرد اتفاقات عجيبي در وضعيت آسمان رخ داد که بسياري از مسلمانان گفتند اين اتفاقات به خاطر فوت فرزند پيامبر است که بعدا پيامبر آنها را در مسجد جمع کرد و در يک خطبه فرمود که اجرام سماوي به خاطر فوت يک نفر به هم نمي ريزند. ولي من چندي پيش درکتبي خواندم که در اثر رحلت بعضي از اولياي الهي تناثر نجومي رخ داده است مثلا بر اثر فوت شيخ جعفر شوشتري(ره) هفت يا هشت ستاره در آسمان لغزيده و خطوطي رسم کرده اند و همينطور مشهور است که بر اثر فوت عارف کبير مرحوم سيد علي قاضي(ره) نيز تناثر نجومي رخ داده است. جمع اين روايات و داستان ها به چه صورت است؟

شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
 
تأثير حوادث بر اجرام آسماني
بعد از خورشید، نزدیکترین ستاره نسبت به کره زمین ، حدود چهار سال نوری با آن فاصله دارد. لذا اگر این ستاره بخواهد از نگاه اهل زمین ، فقط به اندازه یک درجه در فضا جابجا شود ، باید حدود بیست و پنجم نیم روز نوری از جای خود حرکت کند. و برای اینکه این حرکت قابل رویت باشد و کسی متوجّه حرکت آن شود ، باید این حرکت در عرض چند ثانیه رخ دهد نه بیشتر. لذا حتّی اگر این ستاره بخواهد با سرعت نور حرکت کند باز بیست و پنج و نیم روز طول می کشد تا بتواند به اندازه یک درجه در فضا جابجا شود. و روشن است که چنین حرکتی را نمی توان با چشم مشاهده نمود. پس برای این که این حرکت قابل مشاهده باشد باید آن ستاره بیشتر از صد و پنجاه هزار برابر سرعت نور سرعت داشته باشد. که اوّلاً از نظر علم فیزیک چنین سرعتی غیر ممکن است ؛ و ثانیاً اگر موجود مادّی با سرعت نور حرکت کند حجم آن صفر و جرم آن بی نهایت می شود. و لازمه وجود چنین موجودی در عالم این است که تمام عالم مادّه به یکباره در کام آن کشیده شود. چون نیروی گرانش چنین جرمی نیز بی نهایت خواهد بود. ثالثاً اگر جرمی با فوق سرعت نور حرکت کند ــ که از نظر علمی محال است ـــ هیچگاه نور آن به زمین نمی رسد چون در این حالت از نظر علم فیزیک ، زمان برای آن جسم وارونه می شود. و ...
2. چون فاصله نزدیکترین ستاره از زمین چهار سال نوری است ، لذا به فرض هم که آن ستاره بتواند بیست و پنج و نیم روز نوری را در عرض چند ثانیه طی کند ، باز اهل زمین تغییر مسیر آن را چهار سال بعد خواهند دید ، نه در همان لحظه. و اگر گفته شود که شاید حرکت آن چهار سال قبل شروع شده بوده جواب داده می شود که پس حرکت آن ربطی موت فلان شخص در زمان فعلی نداشته است.
3. الآن چندین قرن است که منجّمین نقشه دقیق ستارگان را در دست دارند؛ و تمام آسمان ،با هزاران تلسكوپ در دست کاوش است. اگر ستاره ای از جای خود حرکت کرده بود یقیناً منجّمین متوجّه آن می شدند در حالی که هیچ منجّمی چنین گزارشی نداده است. منجّمین ستارگان غیر قابل رؤیت را از نظر دور نمی کنند کجا رسد ستارگان قابل رؤیت را. بخصوص اینکه زمان وفات آقاسید علی قاضی و مرحوم شیخ جعفر شوشتری اوج فعّالیّتهای ستاره شناسان و قرن طلایی کیهانشاسی بود.
4. ظاهراً گزارش تناثر نجوم در مورد آقا سید علی قاضی از جانب حضرت آیة الله العظمی خویی (ره) بوده است . اگر صحّت این گزارش احراز شود و محرز گردد که مراد ایشان از تناثر نجوم ، واقعاً حرکت ستارگان بوده و نه شهاب سنگها در آن صورت این احتمال وجود دارد که برای ایشان مکاشفه ای رخ داده باشد ، و ایشان متوجّه مکاشفه بودن مشاهده خود نشده باشند. یعنی ممکن است عروج روح ملکوتی آقا سید علی قاضی برای ایشان به صورت عروج ستاره ای متمثّل شده باشد ؛ چرا که مَثَل عالم ربّانی بر روی زمین مَثَل ستارگان مشهور آسمان است که مردم بدانها راه خود را می یابند. یا ممکن است نزول ذوات مقدّسه معصومین (ع) برای ایشان به صورت نزول ستارگان متمثّل شده باشد ؛ چرا که معصومین (ع) مِثل ستارگان ، اعلام الهدی هستند و طبق برخی روایات هنگام جان دادن شیعیانشان به استقبالشان می شتابند.

منبع :پرسمان/معارف

پربازدیدها

پربحث‌ها