گفتنى است كه قيد «فى الارض» در آيه شريفه، بدان معنا نيست كه خداوند، مى‏خواهد انسان كامل تنها در زمين خليفه او باشد؛ بلكه مبدأ سريان، زمين است و انسان كامل، قوس صعودى خويش را از زمين آغاز مى‏كند.

شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰

مقام خليفه الهي


مقام خليفه الهي

 انسان كامل مظهر خليفه خدا است. از آنجايى كه انسان كامل، همان مثل اعلا، مخلوق اوّل و معلول بى‏واسطه مبدأ متعال است؛ به بهترين صورت و كامل‏ترين وجهى، حكايت از حق و كمالات او مى‏كند.
به عبارت ديگر جانشين و خليفه خداوند است. «خليفه» كسى است كه بعد از «مستخلف عنه» قرار مى‏گيرد و در خلف و وراى او واقع‏مى‏شود و «انسان كامل» اين چنين‏ است. گفتنى است كه خلافت انسان كامل، به معناى خالى شدن صحنه وجود، از خداوند و واگذارى مقام الوهيت به او نيست؛ زيرا نه غيبت و محدوديت خداوند، قابل تصور صحيح است و نه استقلال انسان در تدبير امور.
موجود ممكن و فقير، از اداره امور خويش عاجز است؛ چه رسد به تدبير كار ديگران؛ بلكه مقصود آن است كه «انسان كامل»، خليفه خدايى است كه در وى ظهور كرده است و خلافت در چنين موردى، بدان معنا است كه خداوند - بالاصاله - بر همه چيز محيط است و خليفه خدا (انسان كامل)، بالعرض بر همه چيز احاطه دارد. معناى «خليفه» آن است كه مظهر «مستخلف عنه» باشد و كار وى را كند. پس آثار قدرت الهى از دست «انسان كامل» ظهور مى‏كند و او نيز - كه مظهر آن اصل است - محيط بر همه چيز مى‏شود. در واقع آثار احاطه تام حضرت حق، از نيروهاى ادراكى و تحريكى انسان كامل ظاهر مى‏شود و اين اوج مقام انسانيت است كه نمى‏توان آن را متوقف و محدود ساخت.ر.ك: تفسير موضوعى قرآن كريم، ج 6، ص 127 و 129. در واقع «خلافت» مرتبه‏اى است جامع جميع مراتب عالم هستى و چون انسان كامل، داراى چنين مرتبه‏اى است؛ جانشين و خليفه خداوند متعال به شمار مى‏رود.انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه، صص 72 - 73 و 91. قضيه خلافت انسان كامل، تنها در آيه 30 سوره «بقره» «إِنِّى جاعِلٌ فِى الْأَرْضِ خَلِيفَةً» آمده است. خداوند متعال در اين آيه مى‏فرمايد: «چون من عالم و عادل هستم، خليفه من نيز بايد در حد امكان عالم و عادل باشد، تا علم و عدل او خلافت علم و عدل را بر عهده بگيرد و در حيطه امكان، ذاتش خليفه ذات من باشد و اوصاف او، خليفه اوصاف من و افعال وى، خليفه كارهاى من باشد».تفسير موضوعى قرآن كريم، ج 6، ص 126. هر چند قضيه خلافت انسان كامل، تنها در يك آيه آمده است؛ اما با اين وجود، سراسر قرآن را مى‏توان شرح خلافت انسان كامل دانست؛ زيرا خداوند، در جاى جاى قرآن كريم، اسماى حسناى صفات خويش را معرفى مى‏كند و اين گونه ويژگى‏هاى خليفه خود را - كه بايد متصف به آن باشد - بر مى‏شمرد.مان، ج 14، ص 116.
پس خليفه ساخت صاحب سينه‏اى‏
تابود شاهيش را آيينه‏اى‏
مثنوى معنوى، دفتر 6، بيت 2153. گفتنى است كه قيد «فى الارض» در آيه شريفه، بدان معنا نيست كه خداوند، مى‏خواهد انسان كامل تنها در زمين خليفه او باشد؛ بلكه مبدأ سريان، زمين است و انسان كامل، قوس صعودى خويش را از زمين آغاز مى‏كند.
«انسان كامل» مطلقاً خليفة الله است؛ ولى آغاز پيدايش او، در زمين است و كلمه «فى الارض» قيد «جاعل» است؛ نه قيد در «خلافت».تفسير موضوعى قرآن كريم، ج 6، صص 129 - 130. البته انسان كامل كسى است كه مظهر همه شؤون «مستخلف عنه» مى‏باشد و چون او خليفه خدا است و خداوند واحد است، خليفه كامل نيز در هر عصر يگانه خواهد بود و اگر انسان‏هاى كامل ديگرى معاصر او باشند، حتماً تحت ولايت او قرار دارند؛ و گرنه همه آنان خليفه ناقص بوده و كامل نيستند.
منبع:پرسمان

پربازدیدها

پربحث‌ها