
در بسياري از روايات، پيغمبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم از اميرالمؤمنين عليه السّلام تعبير به خاصف النّعل نموده. يعني به جاي نام بردن صريح از ايشان، فرمودهاند كه «همان كسي كه دارد كفش مرا وصله ميدارد». دليل استفادۀ چنين تعبيري به جاي تصريح چيست؟ زيرا اين روايات دو صورت دارند: يا منظور و مراد در اين روايات روشن است كه مولا بوده، كه در اين صورت فرقي بين اشارت و صراحت نيست؛ و يا منظور و مراد روشن نبوده، كه در اين صورت شيعه نميتواند به اين روايات تمسّك جويد براي اثبات فضيلت مولا، زيرا منظور روايات مبهم و غير متعيّن خواهد بود. چرا پيامبر (در اين موارد) تصريح نكردند؟
پاسخ: در سنن ترمذى آمده است كه روزى پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) مشركان قريش را مخاطب ساخت و فرمود: «لَتَنْتَهَنَّ اَوْ لَيَبْعَثَنَّ اللهُ عَلَيْكُمْ مَنْ يَضْرِبُ رِقابَكُمْ بِالْسَّيْفِ عَلَى الدّينِ قَدِ امْتَحَنَ اللهُ قَلْبَهُ عَلَى الاْيمانِ»; (يا از عقايد و كارهاى خلاف خود دست برداريد يا خداوند كسى را برمى انگيزد كه با شمشير، به خاطر دفاع از اسلام، گردن شما را مى زند; كسى كه خداوند قلب او را بر ايمان آزموده و مملوّ از ايمان به خودش ساخته است.
حاضران سؤال كردند: «آن شخص كيست؟». ابوبكر پرسيد: «آن شخص كيست؟». عُمر پرسيد: «آن شخص كيست؟»
پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «هُوَ خاصِفُ النَّعْلِ»; (او كسى است كه مشغول وصله كردن كفش است). اين در حالى بود كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) نعلين خود را به على(عليه السلام)داده بود تا آن را وصله كند[1]... همانطور كه فرموديد خاصف النعل يعني: «كسي كه نعل و كفش را پينه ميزده و آن را وصله ميكند». در روايات بسياري اين بيان آمده است[2]. بيان در اينگونه روايات از نوع قرينه تطبيقي است كه در آن با بيان مصاديق معنا، خود معني مشخص مي شود. به عبارت ديگر در اينجا قرينه، مبيّن مصداق است و با تطبيق كبري بر مصداق، معني را تبيين ميكند كه منظور: حضرت علي بوده است.
اما اينكه پرسيديد دليل استفاده از چنين تعبيري چيست؟ اين مسئله به نوع گويش و فرهنگ يك جامعه و محاورات عاميانه آنان باز مي گردد. اين همان چيزي است كه پايه و اساس ادبيات فرهنگي يك جامعه را بوجود مي آورد. قطعا زمان و مكاني كه گوينده و شنوندگان در آن قرار دارند باتوجه به فصاحت زبان آنان تاثير به سزايي در بكارگيري كلمات و جملات دارد. درك اين امر با توجه به بعد زماني حوادث صدر اسلام از زمان ما و اينكه فصاحت زبان عربي براي ما فارسي زبانان به خوبي قابل درك نيست، امري دشوار به نظر مي رسد.
در پايان و در مورد فضايل حضرت علي(ع) هم بايد بگويم كه اين فضائل آنقدر زياد است كه حتي اگر كسي در يك مورد آن خدشه اي وارد نمايد قطعا نمي تواند منكر ساير موارد شود. بديهى است كار امام على(عليه السلام) هم در عصر پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و هم در زمان خلافتش كه ذكر آن در آغاز خطبه33 آمده است، به خاطر نشان دادن نهايت تواضع در برابر مردم و بى اعتنايى به دنيا و الگو قرار دادن ساده زيستي براي مسلمانان و مومنين بوده است.
[1] با كمي تفاوت اين حديث در الاحتجاج على أهل اللجاج، ج1، ص: 170(ترجمه احتجاج، جعفرى، ج1، ص: 369) نيز آمده است. ؛ سنن ترمذى، جلد 5، صفحه 634 ؛ بحارالانوار، جلد 32، صفحه 300 ؛ احقاق الحق، جلد 6، صفحه 425 ؛ پيام امام علي(ع)، حضرت آيت الله مكارم شيرازي، جلد2، ص 303.
[2] حدود شصت و يك مورد در كتب معتبر شيعي آمده است.
منبع:پرسمان دانشجویی


