اگر انسان به خواسته‏ هاي نفساني و تمايلات دروني رو آورد و غرايز خويش رااشباع كند و بُعد حيواني‏اش را بپروراند، به مرتبه حيواني سقوط مي‏كند

شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰

دو ساحتي بودن انسان‏
خداوند انسان را از دو جنبه طبيعي (جسم) و فراطبيعي (روح) فراهم آورده است. طبيعت‏انسان در آفرينش اول از خاك و گل آغاز شد. سپس به شكل حَمَأمسنون و صلصال درآمد وسرانجام روح الهي در آن دميده شد و پا به مستي گذاشت.(178)
اين سير وجودي در فرزندان آدم(ع) از آبي سرچشمه مي‏گيرد كه قرارگاه آن، ميانه پشت‏و سينه است.(179) پس خداوند، آفرينش انسان را از خاك، آغاز كرد و سپس نسل او را از آب قرارداد. اين نسل نيز از نطفه به عَلَقه و از عَلقه به مُضغه و از مضغه به استخوان تبديل شد.استخوان نيز به پيراهني از گوشت آراسته گشت.(180) اين چگونگي آفرينش نخستين انسان ونسل اوست كه امري مادي و زمانمند است.(181) پس از آفرينشِ طبيعت انسان، سخن از آفرينش‏ ديگري است كه گاهي با تعبير »كُنْ فيكون«(182) آمده است، گاهي نيز با تعبير »خلقاً آخر«(183) گاهي‏هم با تعبير »نفخ روح الهي«(184). اين مرحله فراطبيعي بيرون از محدوده زمان و مكان، هستي‏ یافته و به »عالم امر« مربوط است.(185)
انسان با اين حقيقت، از سويي دستي بر طبيعت دارد و با آن دمساز است و از سويي ديگردستي بر فراطبيعت دارد و به امواج فراطبيعت راه مي‏يابد و نه تنها مراتب مُلك را زير پامي‏گذارد، بلكه آفاق ملكوت را نيز پشت سر مي‏اندازد و در والاترين افق شهود و به ديدارمعبود بار مي‏يابد.(186) از قرآن كريم استفاده مي‏شود كه جنبه فراطبيعي(روح) انسان، هم‏موجودي مجرد است و هم هويت واقعي انسان (آنچه كه انسانيت انسان به آن است) راتشكيل مي‏دهد؛ زيرا در مورد خلقت انسان ابتداء فرمود:
ثُمَّ اَنشأناهُ خَلقاً آخَر (مومنون: 14)
سپس آن را آفرينش تازه‏اي داديم.
سپس فرمود:
فتباركَ اللّهُ احسَنُ الخالقين (مومنون: 14)
پس بزرگ است خدايي كه بهترين آفرينندگان است.
اين نكته مي‏رساند كه موجود انساني، پس از دميدن روح تحقق مي‏يابد. همچنين آياتي‏كه مي‏فرمايد شما را به تمام و كمال دريافت مي‏كنيم(187)، دليل آن است كه روح انسان، تمام‏هويت واقعي او را تشكيل مي‏دهد و گرنه چنانچه جسم هم بخشي از وجود واقعي انسان بود،در هنگام مرگ، انسان به تمام و كمال دريافت نمي‏شد و با متلاشي شدن جسم، بخشي ازهويت واقعي او نابود مي‏شد،(188) و حال آن كه چنين نيست.


تفاوت انسان با ساير موجودات

با بياني كه گذشت تفاوت انسان با ساير موجودات روشن مي‏شود؛ انسان حدّ و مرتبه‏اي‏مافوق حيوانات دارد. حيوانات، موجوداتي هستند كه تنها واجد شهوت هستند و از نعمت ‏بزرگ عقل محرومند. انسان، مثل فرشتگان هم نيست؛ زيرا خلقت و حقيقتش از آنان‏ جداست. قوا و استعدادها و ظرفيتهايي متمايز از آنان دارد. وجود فرشتگان برتر از ماده وماديات است، آنها تنها واجد عقل هستند، شهوت و غضب ندارند و عصيان و گناه درباره آنان‏ تصور نمي‏شود. فرشتگان در مورد وظايفي كه تكويناً بر عهده گرفته‏ اند تسليم محض هستندو هيچ گاه تخلف ندارند، »لاَ يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ.« (تحريم: 6)
عبداللَّه بن سنان مي‏گويد: از امام صادق(ع) پرسيدم: آيا ملائكه برترند يا فرزندان آدم؟پاسخ داد: اميرمؤمنان علي بن ابيطالب(ع) در اين باره فرمود:
اِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ رَكَّبَ فِي الْمَلائِكَةِ عَقْلاً بِلا شَهْوَةٍ وَ رَكَّبَ فِي الْبَهائِمِ شَهْوَةً بِلا عَقْلٍ، وَ رَكَّبَ في‏بَني‏ آدَمَ كِلَتَيْهِما فَمَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَهُ فَهُوَ خَيْرٌ مِنَ الْمَلائِكَةِ وَ مَنْ غَلَبَ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهُوَ شَرٌّ مِنَ‏الْبَهائِمِ.(189)
خداوند بزرگ به ملائكه، عقل بدون شهوت داد و به حيوانات شهوت داد بدون عقل. اما درآدمي‏زادگان هر دو را قرار داد. بنابراين، هر انساني كه عقل خود را بر شهوت غلبه داد بهتر ازملائكه است و هر كس تمايلات حيواني‏اش را بر عقل غلبه داد او از حيوانات بدتر است.
بنابراين، اگر انسان به خواسته ‏هاي نفساني و تمايلات دروني رو آورد و غرايز خويش رااشباع كند و بُعد حيواني‏اش را بپروراند، به مرتبه حيواني سقوط مي‏كند، بلكه فروتر از حيوان‏شده و مصداق »اُولئك كَالْاَنْعامِ بَلْ هُمْ اَضَلَّ«(190) مي‏گردد.
و اگر به خواسته عقل و منطق و ره‏آورد، وحي و دستورات شرع مقدس اسلام تن دهد وبر شهوت و غضب غالب گردد و بُعد معنوي‏اش را بپرورد، رو به رشد و تعالي مي‏نهد ومراحلِ كمال را يكي پس از ديگري طي خواهد كرد. حتي در اين مسير تكامل از فرشتگان‏فراتر رفته، فرشتگان بر او سجده خواهند كرد. علت برتري انسان بر فرشتگان آن است كه‏انسان داراي شهوت، غضب و اختيار است و فرشتگان فاقد آن هستند. پس اگر انسان به‏درستي از اين قوا استفاده كند، برتر از فرشتگان است.
نكته ديگر آنكه ماهيت انسان با جن نيز متفاوت است؛ چرا كه انسان از خاك و جنّ از آتش‏آفريده شده است(191)، اگر چه در اراده و اختيار و تكليف و حشر و نشر و حساب و كتاب بايكديگر مشترك‏اند.(192)


پرورش جسم و روح‏

با توجه به ماهيت انسان كه از دو جنبه مادي(جسم) و معنوي(روح) تشكيل شده است،انسان در پرورش اين دو جنبه براساس عقل و شرع مسئول است.
اسلام، پرورش جسم به معناي تن‏پروري، نفس‏پروري و شهوت‏پرستي را به شدّت‏محكوم كرده است؛ اما پرورش جسم به معناي مراقبت و حفظ سلامت و بهداشت را ازواجبات دانسته و هر نوع علمي را كه براي بدن زيان‏بخش باشد حرام شمرده است. اسلام‏آنجا كه يك امر واجب مانند روزه احياناً براي بدن مضرّ تشخيص داده شده تكليف آن راساقط مي‏كند. بلكه چنين روزه‏اي را حرام مي‏داند، هر اعتيادي كه براي بدن مضر باشد از نظراسلام حرام است. آداب و سنن بسياري در اسلام به خاطر بهداشت و سلامت بدن وضع شده‏است.(193)
پرورش روح نيز به معناي رشد بنيه معنوي، پرورش عقل و فكر، كسب استقلال فكري ومبارزه با اموري كه بر ضد استقلال عقل است از قبيل تقليد از نياكان، اكابر و تقليد از رفتاراكثريت، پرورش اراده، كسب مالكيت بر نفس و آزادي معنوي از حكومت مطلقه شهوات وميلها، پرورش حسّي حقيقت‏جويي و علم‏طلبي، پرورش عواطف اخلاقي، پرورش حس‏جمال و زيبايي و پرورش حس پرستش هر كدام به نوبه خود مورد توجه عميق اسلام است.(194)
چون آن حقيقتي كه ماندگار و جاودان است روح است. از اين رو، هر كس موظف است‏روح خود را براساس دستورات شرع و رهنمودهاي قرآن و سنّت و سيره معصومين(ع)پرورش دهد و بنيه معنوي خود را تقويت كند. اسلام، علاوه بر مسئوليت انسان در برابرخويشتن، او را در برابر خانواده‏اش نيز مسئول مي‏داند.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَاراً وَقُودُها الناسُ و الحجارةُ.(تحريم: 6)
اي كساني كه ايمان آورده‏ايد! خود و خانواده خود را از آتشي كه هيزم آن انسانها و سنگهاست‏نگه داريد.

جمع ‏بندي و نتيجه ‏گيري

انسان داراي دو جنبه طبيعي و فراطبيعي است. طبيعت انسان از خاك و جنبه فراطبيعي اواز رو الهي است. اين جنبه به عالم امر مربوط است. انسان مي‏تواند با جنبه روحي خود به ‏تكامل برسد. انسان با ساير موجودات تفاوت دارد. چرا كه علاوه بر شهوت، عقل هم دارد.پس از حيوانات برتر است. و از سويي به دليل داشتن شهوت و غضب و اينكه داراي اختياراست تا به درستي از قوه شهوت و غضب استفاده كند، برتر از فرشتگان است. انسان از جن‏نيز متفاوت است چون انسان از خاك و جن از آتش خلق شده ‏اند. انسان توانايي آن را دارد كه‏روح خود را با معنويت پرورش دهد تا در سراي ديگر سعادت‏مند شود.
انسان داراي دو بعد است: جسم و روح. حقيقت واقعي انسان را روح او تشكيل مي‏دهدكه جاودان خواهد ماند. انسان در خلقت با حيوانات و فرشتگان تفاوت دارد. حيوانات ازشهوت و غضب برخوردار و از نعمت عقل محرومند؛ فرشتگان تنها از عقل برخوردارند،ولي انسان داراي عقل و برخوردار از شهوت و غضب است. از اين رو، اگر عقل او بر شهوت‏و غضبش غلبه كند، فرشته ‏خوي شده و حتي از آنها فراتر مي‏رود ولي اگر عقل او مغلوب‏ شهوت و غضب وي گردد به حد حيوانيت سقوط كرده و چه بسا از آن فروتر مي‏شود.
اسلام به پرورش جسم و روح انسان توجه دارد ولي كمال او را در گرو پرورش روح ‏مطابق دستورات شرع مقدس اسلام مي‏داند.
--------------------------------------------
178) حجر (15)، آيه 28 و 29.
179) طارق (86)، آيه 6 و 7.
180) مومنون (23)، آيه 13 و 14.
181) رك. تفسير موضوعي قرآن كريم، ج 14، ص 73 و 74.
182) آل عمران (3)، آيه 59.
183) مومنون (23)، آيه 14.
184) حجر ) (، آيه 29.
185) رك. تفسير موضوعي قرآن كريم، ج 15، ص 283 و 284.
186) همان؛ نجم (53)، آيه 9 - 7.
187) رك. سوره‏هاي نساء (4)، آيه 97؛ انعام (6)، آيه 61؛ نحل (16)، آيه 28 و 32.
188) رك. انسان‏شناسي، محمود رجبي، ص 94 - 93.
189) بحارالانوار، ج 60 ، ص 299.
190) اعراف (7)، آيه 179.
191) سوره حجر (15)، آيه 27.
192) رك. فرهنگ شيعه، ص 217 و 218.
193) ر. ك. مقدمه‏اي بر جهان‏بيني اسلامي )بخش انسان در قرآن(، ص 265.
194) ر. ك. همان، ص 266.
منبع:سراج نت

پربازدیدها

پربحث‌ها