همچنان كه در دنيا ما در عرصه‏هاى مختلف زندگى شخصى، خانوادگى، اجتماعى و عبادت و... رفتارهاى گوناگونى داشتيم؛ در آنجا نيز ايستگاه حق اللَّه، حق الناس و به طور جزئى‏تر، حق نماز، حق قرآن و... وجود دارد و از انسان بازخواست مى‏كنند و در حقيقت جلوه‏اى از اجراى عدالت خداوند است كه به نمايش در مى‏آيد. به هر ميزان كه در اين دنيا به اين حقوق بيشتر و آسان‏تر پرداخته شده باشد، در صحنه قيامت سريع‏تر آن ايستگاه‏ها طى مى‏شود. بنا بر آنچه گفته شد، اين گونه نيست كه انسان در صف‏هاى طولانى بايستد تا نوبت او برسد؛ بلكه بايد در صف‏هاى متعدد پاسخ‏گو باشد و چه بسا زمان پاسخ‏گويى هر كس طولانى باشد .

جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰

ایستگاه های قیامت

ایستگاه های قیامت

 بايد دانست قيامت نيز همانند دنيا داراى نظام است؛ براساس روايات، قيامت داراى مواقف پنجاه گانه است و هر ايستگاهى به نوعى از اعمال رسيدگى مى‏شود و در حقيقت عالم قيامت، پرده نمايش و ظهور اعمال و عقايد ما در دنيا است. همچنان كه در دنيا ما در عرصه‏هاى مختلف زندگى شخصى، خانوادگى، اجتماعى و عبادت و... رفتارهاى گوناگونى داشتيم؛ در آنجا نيز ايستگاه حق اللَّه، حق الناس و به طور جزئى‏تر، حق نماز، حق قرآن و... وجود دارد و از انسان بازخواست مى‏كنند و در حقيقت جلوه‏اى از اجراى عدالت خداوند است كه به نمايش در مى‏آيد. به هر ميزان كه در اين دنيا به اين حقوق بيشتر و آسان‏تر پرداخته شده باشد، در صحنه قيامت سريع‏تر آن ايستگاه‏ها طى مى‏شود. بنا بر آنچه گفته شد، اين گونه نيست كه انسان در صف‏هاى طولانى بايستد تا نوبت او برسد؛ بلكه بايد در صف‏هاى متعدد پاسخ‏گو باشد و چه بسا زمان پاسخ‏گويى هر كس طولانى باشد .
با استفاده از آيات قرآن مجيد، مى‏توان روز قيامت را در سه مرحله كلى ترسيم كرد آشنايى با مفاهيم قرآن، (3 ) ص 238 - 233 .:
مرحله اول: برانگيخته شدن همگانى: «وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً »؛ كهف (18 )، آيه 99 . ؛ «در صور دميده مى‏شود و ما همه آنها را گرد مى‏آوريم» .
مرحله دوم: حركت به سوى ايستگاه‏هاى حسابرسى و سؤال: «وَ جاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِيدٌ »؛ ق (50 )، آيه 21 . ؛ «هر انسانى وارد محشر مى‏گردد، در حالى كه همراه او حركت دهنده و گواهى دهنده‏اى است» .
مرحله سوم: حركت به سوى جايگاه كيفر و پاداش: «وَ سِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى‏ جَهَنَّمَ زُمَراً »؛ زمر (39 )، آيه 71 . ؛ «و كسانى كه كافر شدند ؛ گروه گروه به سوى جهنم رانده مى‏شوند» و «وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً »؛ زمر (39 )، آيه 73 . ؛ «و كسانى كه تقواى الهى پيشه كردند، گروه گروه به سوى بهشت برده مى‏شوند» .
اين مراحل سه گانه داراى ايستگاه‏هاى بسيار و گردنه‏هاى سختى است كه پيمودن هر كدام تا هزار سال طول مى‏كشد، چنان كه در قرآن مجيد آمده است: «ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ »؛ سجده (32 )، آيه 5 . ؛ «سپس در روزى كه مقدار آن هزار سال از سال‏هايى است كه شما مى‏شمريد ؛ به سوى او بالا مى‏رود» .
حالت انتظار و بازخواست گناهكاران در قيامت، آن چنان سخت است و گرفتارى تبه‏كاران در آن روز به گونه‏اى شديد است كه طى تمامى ايستگاه‏ها و مواقف، تا پنجاه هزار سال طول مى‏كشد: «تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ »؛ معارج (70 )، آيه 4 . ؛ «فرشتگان و روح (كه بزرگ فرشتگان است ) به سوى او بالا مى‏روند، در آن روزى كه مقدارش پنجاه هزار سال است» .
امام صادق‏عليه السلام در تأييد اين معنا مى‏فرمايد: «الا فحاسبوا انفسكم قبل ان تحاسبوا فان فى القيامه خمسين موقفا كل موقف مثل ألف سنه مما تعدون، ثم تلا هذهه الايه (فى يوم كان مقداره خمسين الف سنه )» ؛ «آگاه باشيد! پس به حساب خود رسيدگى كنيد قبل از آنكه به حساب شما رسيدگى شود ؛ به درستى كه در قيامت پنجاه توقفگاه هست كه هر كدام مانند هزار سال است از آنچه شما مى‏شمريد». سپس (-( آن حضرت‏)-) اين آيه را تلاوت فرمود: «در روزى كه مقدار آن پنجاه هزار سال است»؛ كافى، ج 8 . .
البته سختى روز قيامت براى مؤمنان راستين، آسان مى‏شود «و طول مدت آن» براى پرهيزگاران كوتاه مى‏شود ؛ چنانكه در قرآن مجيد مى‏خوانيم: «فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَسَوْفَ يُحاسَبُ حِساباً يَسِيراً »؛ انشقاق (84 )، آيات 7 - 8 . ؛ «پس كسى كه نامه اعمال او به دست راستش داده شود، به زودى از او حسابرسى آسانى مى‏شود» .
به هر اندازه ايمان و عمل انسان با اخلاص بيشترى باشد ؛ از آسايش و آرامش زيادترى در آن روز بهره‏مند خواهد بود، تا آنجا كه براى اولياى الهى و اهل بيت پاك پيامبرصلى الله عليه وآله هيچ گونه گرفتارى و سختى نخواهد رسيد: «فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً »؛ انسان (76 )، آيه 11 . ؛ «خداوند آنان را از شر آن روز نگه مى‏دارد و آنها را شادابى و شادمانى عنايت فرمايد» .
براى توضيح بيشتر درباره چگونگى حضور در ايستگاه‏هاى قيامت، به دو مورد از تفاوت‏هاى مؤمنان و تبه‏كاران در هنگام برپايى قيامت اشاره مى‏شود:


1 . ترس و وحشت و ايمنى‏

بى‏تابى و آرامش انسان، در هنگام ورود به صحنه قيامت، بستگى كامل با چگونگى اعتقاد و اعمال او دارد؛ در حالى كه ميزان گرفتارى انسان در توقفگاه‏هاى قيامت، به مقدار سرپيچى او، از تكاليف پروردگار است: «وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ فَكُّ رَقَبَةٍ أَوْ إِطْعامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ يَتِيماً ذا مَقْرَبَةٍ أَوْ مِسْكِيناً ذا مَتْرَبَةٍ »؛ بلد (90 )، آيات 16 - 12 . ؛ «و تو نمى‏دانى آن گردنه چيست! آزاد كردن برده‏اى يا غذا دادن در روز گرسنگى به يتيمى از خويشاوندان يا به مستمندى از خاك نشين» .
انسان‏هاى مؤمن، به تناسب انجام نيكى‏ها و عمل به واجبات و ترك محرمات، از آشفتگى و پريشانى روز قيامت در امان هستند: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ »؛ نمل (27 )، آيه 89 . ؛ «كسانى كه نيكى با خود بياورند، پاداشى بهتر از آن خواهند داشت و آنان از وحشت آن روز در امان مى‏باشند» و «لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ »؛ انبياء (21 )، آيه 103 . ؛ «وحشت بزرگ (-( صحنه قيامت‏)-) آنان را اندوهگين نمى‏كند» .
اما كافران و تبه كاران همراه با اضطراب و هراس شديد وارد صحراى محشر مى‏شوند: «قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ واجِفَةٌ أَبْصارُها خاشِعَةٌ »؛ نازعات (79 )، آيات 8 - 9 . ؛ «دل‏هايى در آن روز، سخت مضطرب است و چشم‏هاى آنان از شدت ترس فرو افتاده است» و در هنگام حسابرسى و سؤال، آنان را با شدّت و سختى توقيف مى‏كنند: «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ »؛ صافات (37 )، آيه 24 . ؛ «آنها را نگه داريد كه بايد بازپرسى شوند» .

2 . سكوت و صحبت كردن‏

از جلوه‏هاى حاكميت مطلق خداوند در روز قيامت، اين است كه هيچ كس، بدون اجازه و فرمان او، حق سخن گفتن ندارد: «يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ »؛ هود (11 )، آيه 105 . ؛ «روزى فرا مى‏رسد كه هيچ كس جز به اجازه (او ) سخن نمى‏گويد» .
اين بدان جهت است كه پس از حضور مردم در صحنه قيامت، ذلت و حقارت تبه كاران و عزت و كرامت فرزانگان، بيشتر نمايان شود . از اين رو در برخى از ايستگاه‏هاى قيامت، اجازه سخن گفتن به گناه كاران داده نمى‏شود تا با حقارت بيشتر به اعمال آنان رسيدگى شود: «الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى‏ أَفْواهِهِمْ وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ »؛ يس (36 )، آيه 65 . ؛ «امروز بر دهانشان مهر مى‏نهيم و دست‏هايشان با ما سخن مى‏گويند و پاهايشان به آنچه كه انجام مى‏دادند، شهادت مى‏دهند» .
مهر سكوت نيز خود عذابى خوار كننده است، چنان كه خداوند به جهنميان مى‏فرمايد: «اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ »؛ مؤمنون (23 )، آيه 108 . ؛ «در جهنم گم شويد و با من سخن مگوييد» .
و اگر تبه كاران در بعضى ديگر از مواقف قيامت، اجازه سخن مى‏يابند، يا براى اثبات جرم آنان است (يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ ) نور (24 )، آيه 24: «روزى كه زبان‏ها بر عليه آنان گواهى مى‏دهند» . و يا در جهت آشكار شدن دشمنى و تخاصم ميان آنان (ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عِنْدَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ ) زمر (39 )، آيه 31: «سپس شما روز قيامت نزد پروردگارتان به مبارزه و دشمنى برمى‏خيزيد» . و يا نمايانگر شدت نياز و بدبختى آنان است: «يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ »؛ حديد (57 )، آيه 13 . ؛ «روزى كه زنان و مردان منافق به مؤمنان به مؤمنان مى‏گويند: نظرى به ما بيفكنيد تا از نور شما پرتوى برگيريم» .
اما سخن گفتن مؤمنان و شايستگان، نشانه مقام والاى آنان نزد پروردگار است؛ چنان كه درباره پيامبرصلى الله عليه وآله و مسلمانان مى‏خوانيم: «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً »؛ بقره (2 )، آيه 143 . ؛ «بدين ترتيب شما را امت ميانه‏اى قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر هم بر شما گواه باشد» .
بنابراين، تنها كسانى توانايى سخن گفتن دارند كه از سوى خداوند، اجازه داشته باشند و سخن حق بگويند: «لا يَتَكَلَّمُونَ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً »؛ نبأ (78 )، آيه 38 . ؛ «هيچ كس جز به اجازه خداوند رحمان سخن نمى‏گويد (-( و آن گاه كه مى‏گويد )-)درست و حق مى‏گويد» .
در نتيجه انجام دادن واجبات، ترك محرمات، ترك دلبستگى‏ها و وابستگى‏ها، پيروى قولى و عملى از آموزه‏هاى حضرت رسول‏صلى الله عليه وآله و ائمه اطهارعليهم السلام و خالص ساختن نيت و قصد، تنها راه يا راه‏هايى است كه مى‏تواند انسان را به آن مدارج عالى برساند و از سختى‏هاى مواقف قيامت نجات دهد .
منبع:پرسمان

پربازدیدها

پربحث‌ها