مراد خلافت كامل و نيابت جامع است و روشن است كه خلافت كامل و نيابت جامع زماني‏ تحقق مي‏يابد كه خليفه حقيقي، مظهر همه اسماي حسنا و صفات علياي مُسْتَخْلَفْ (خداي ‏متعال) باشد.

پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰

مقام خليفةاللهي انسان‏
به تصريح آيات قرآن، خداوند از ميان همه موجودات مادي و مجرد، به انسان نگاهي ويژه‏ دارد و او را گل سرسبد هستي و اشرف مخلوقات خويش قرار داده است. نشانه‏ هاي فراواني ‏براي اثبات اين حقيقت در قرآن كريم مي‏توان يافت. يكي از اين نشانه‏ ها، آن است كه قرآن ‏كريم در آيات بسياري تصريح كرده كه خداوند همه موجودات آسماني و زميني را به تسخيراو درآورده و همه مواهب و نعمت‏هاي آن دو را براي بهره ‏وري انسان آفريده است.(146)
اما مهم‏ترين نشانه آن است كه از ميان همه موجوداتِ داراي شرافت و كمالات وجودي،تنها انسان را شايسته مقام (خليفةاللهي) دانسته و او را جانشين خود در زمين و بلكه در گستره‏ هستي و نظام آفرينش قرار داده است و به دنبال آن، به مقدس‏ترين موجودات خويش يعني»فرشتگان« مقرّب درگاهش دستور مي‏دهد تا از روي تكريم و تعظيم به جايگاه بلند انساني‏ بر او سجده كنند!(148) (147)
در آيات زير به مقام (خليفة اللهي) انسان، اين‏گونه تصريح كرده، مي‏فرمايد:
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ‏الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ  وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّهَا...(بقره: 33 - 30)
به ياد آور، هنگامي كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در روي زمين، جانشيني قرار خواهم‏داد. فرشتگان گفتند: (پروردگارا!) آيا كسي را در زمين قرار مي‏دهي كه فساد و خونريزي كند(اگر هدف از آفرينش انسان عبادت و بندگي و تسبيح و تقديس توست،) ما تو را عبادت وبندگي كرده و به تقديس تو مي‏پردازيم. پروردگار فرمود: من حقايقي مي‏دانم كه شمإ؛ص‏ص‏ثن مي‏دانيد؛ و او همه حقايق جهان آفرينش را به آدم آموخت. سپس آنها را به فرشتگان عرضه‏ داشت و فرمود: اگر راست مي‏گوييد، اسامي اين‏ها را به من خبر دهيد. فرشتگان عرض كردند:منزّهي تو، ما چيزي جز آنچه به ما تعليم داده ‏اي، نمي‏دانيم؛ تو دانا و حكيمي. فرمود: اي آدم!آنان را از اسامي(و اسرار) اين موجودات آگاه كن. هنگامي كه آنان را آگاه كرد،(خداوند) فرمود:آيا به شما نگفتم كه من، غيب آسمان‏ها و زمين را مي‏دانم؟! و نيز مي‏دانم آنچه را شما آشكارمي‏كنيد و آنچه را پنهان مي‏داشتيد.
براي آگاهي بيشتر از منزلت خليفةاللهي انسان، بايد به برخي از نكات تفسيري نهفته دراين آيات اشاره شود:
نخست مفهوم واژه(خليفه و خلافت) است كه در لغت به معناي پشت سرآمدن، جانشين ‏شدن و نيابت كسي را برعهده گرفتن است.(149)
دوم با توجه به مفهوم لغوي خليفه و جانشين و شواهد موجود در اين آيات - كه به برخي‏ از آنها نيز اشاره خواهد شد - مراد از خلافت و جانشيني خدا، محدود به موارد خاصي ازلحاظ ويژگي‏هاي وجودي و حوزه‏هاي كاري خداوند نيست، بلكه مراد، خلافت حقيقي وجايگزيني او در جميع شئون وجودي، آثار، احكام و تدابير او مي‏باشد؛(150) و به تعبير ديگر،مراد خلافت كامل و نيابت جامع است و روشن است كه خلافت كامل و نيابت جامع زماني‏تحقق مي‏يابد كه خليفه حقيقي، مظهر همه اسماي حسنا و صفات علياي مُسْتَخْلَفْ (خداي ‏متعال) باشد.(151)
سوم، گواه آشكار اين مسئله، عبارت (علم اسماء) است كه مفهوم بسيار بلند و فراگيري ‏دارد؛ زيرا در تبيين آن، مصاديق معنايي چندي گفته شده است. از جمله: علم و آگاهي به‏ حقايق وجودي و اسرار آفرينش موجودات به ويژه عاقل،(152) فهم و درك حقايق هستي وحقايق غيبي عالم،(153) علم به اسماي تكويني الهي(154) و غير آن.(155) روشن است، مراد از اين علم وآگاهي، سنخ مفهومي و حصولي آن نيست، بلكه علم حقيقي يعني »علم حضوري و يقين ‏شهودي« است؛ چون در اين مرحله از علم و يقين است كه انسان بي‏واسطه، حقايق عوالم ‏ملك و ملكوت را مشاهده مي‏كند و به كنه وجودي و اسرار نهفته در ذات آنها آگاه مي‏شود؛همان علمي كه خداوند در پرتو آن ابراهيم خليل‏عليه السلام را به مشاهده حقايق ملكوت و باطن‏ عالم موفّق ساخت؛(156) و پيامبر خاتم‏صلي الله عليه وآله، به دليل برخورداري از برترين مرتبه آن، در سفرمعراج همه حقايق هستي را از نزديك مشاهده كرد؛(157) و اميرمؤمنان علي ‏عليه السلام نيز در بالاترين‏ مرتبه‏اش قرار داشت؛ چون كه فرمود:
 اگر پرده‏ها از جلوي چشمانم كنار رود، چيزي بر يقينم افزوده نمي‏شود!(158)
چهارم، آيه مورد نظر گرچه مقام خلافت الهي را براي انسان نخستين، يعني حضرت ‏آدم ‏عليه السلام ثابت مي‏كند، ولي به ايشان منحصر نمي‏كند. بنابراين عموميت دارد و شامل‏ انسان‏هاي پس از او نيز مي‏شود. در اين صورت، معناي تعليم اسماء از سوي انسان‏هاي ‏ديگر، اين مي‏شود كه خداي متعال استعداد فراگيري اين علم والا و كليد فهم و درك حقايق‏ هستي و اسرار آفرينش را در نهاد هر انساني به وديعه گذارده و هر كس كه بتواند به هر اندازه‏ خودسازي كرده، خدا را بندگي كند به مرتبه‏اي از آن دست خواهد يافت و به موازات آن ازمعارف بلند الهي و اسرار هستي آگاه خواهد شد؛(159) تا اينكه انسان در مسير پيمودن صراط مستقيم هدايت و بندگي خدا به جايي برسد كه همه ظرفيت‏ها و استعدادهاي وجودي‏اش رابه منصه ظهور آورد و به مقام »انسان كامل« برسد. آن‏گاه است كه آينه تمام نماي صفات جلال‏ و جمال الهي و مظهر اسماي حسناي او مي‏شود و در نتيجه، همه اسماي تكويني الهي را به‏ علم شهودي - نه حصولي - مي‏يابد. چنانكه پيامبر خاتم‏ صلي الله عليه وآله و ائمه اهل ‏بيت ‏عليه السلام و فاطمه ‏زهراعليها السلام، كه مصداق اتم و اكمل(انسان كامل) بوده ‏اند، به همه حقايق جهان غيب و شهود، به‏ طور كامل آگاهي داشته ‏اند و به همين دليل، برترين مقام (خليفةاللهي)را نيز دارا بوده‏اند.(160)
پنجم، از آنچه گفته شد، روشن گشت كه برترين مقام موجودات امكاني، مقام خليفةاللهي است كه آن نيز اختصاص به انسان دارد. منشأ خلافت انسان نيز، نهادينه شدن علم به‏اسماء و صفات الهي و حقايق و اسرار جهان آفرينش در نهاد اوست. گرچه نخستين كسي كه ‏به اين مقام دست يافت، آدم ابوال بشر بود، ولي جعل خلافت براي او، در واقع جعل حقيقت‏ جامع و كامل خلافت براي حقيقت انسان بود؛ چون شخص آدم ‏عليه السلام در جعل اين مقام‏م دخليتي نداشته، بلكه شخصيت و حقيقت وجودي او به عنوان انسان، مدنظر بود؛ چرا كه،هم مقام خلافت و خليفةاللَّه شدن داراي مراتب است و هم مراتب كمال انساني. از اين‏رو، به‏ هر ميزان كه آدمي به صراط مستقيم اعتقاد، اخلاق و عمل هدايت يابد و به مراتب كمال‏ انساني برسد، به همان ميزان، به مقام خليفةاللهي انسان نايل خواهد شد.

جمع ‏بندي و نتيجه‏ گيري‏

1. قرآن كريم در عالي ‏ترين تعبير خود از مقام انسان، او را »خليفةاللَّه« معرفي مي‏كند و اين‏مقام والا و مقدس را شايسته انسان دانسته و منحصر در او مي‏داند.
2. اين مقام آن چنان برجسته و بزرگ است كه خداوند براي تكريم و تعظيم انسان،فرشتگان مقرب خويش را به كرنش در برابر او وامي‏دارد.
3. راز اين مقام ويژه و ممتاز انسان را در علم حقيقي نه اعتباري و حضوري و شهودي نه‏ حصولي مي‏داند كه تنها انسان شايستگي لازم ذاتي و توانايي كافي رسيدن به بالاترين مرتبه ‏آن را دارا است و او در پرتو كسب چنين علمي مي‏تواند به اسماي حسناي الهي و حقايق‏ هستي آگاهي يابد و آينه تمام نماي صفات جلال و جمال الهي شود.
4. خداوند مقام (خليفةاللهي)را براي حضرت آدم ‏عليه السلام اثبات مي‏كند به او اختصاص‏نمي‏دهد بلكه هر كس بتواند در پرتو شكوفاسازي استعدادهاي انساني خويش به كمالات‏ معنوي و مقام قرب ربوبي برسد، به ميزان مراتب كمال و قرب ربوبي مي‏تواند به مقام»خليفةاللهي« برسد.
5. بالاترين مقام خليفةاللهي، به والا مرتبه ‏ترين انسان‏ها يعني »انسان‏هاي كامل«اختصاص مي‏يابد و آنها پيامبران، اولياي الهي و در رأس آنها پيامبر خاتم‏ صلي الله عليه وآله، ائمه‏ اهل‏ بيت ‏عليه السلام و فاطمه زهراعليها السلام مي‏باشند.
---------------------
پاورقی:
141) الميزان، ج 18، ص 343.
142) تفسير نمونه، ج 23، ص 551.
143) تفسير نمونه، ج 24، ص 187.
144) همان، ج 24، ص 187.
145) الدرالمنثور، ج 6، ص 171.
146) ر.ك: سوره جاثيه(45)، آيه 13؛ سوره لقمان(31)، آيه 20؛ سوره حج(22)، آيه 65.
147) وَ اِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ..بقره: 34).
148) اينكه انسان از فرشته برتر است به اجمال روشن بوده و ترديدي در آن نيست. براي تحقيق بيشتر ر.ك: الميزان، ج‏1، ص 121 - 115؛ ج 3، ص 165 - 160.
149) ر.ك: مفردات راغب، ماده »خلف«.
150) الميزان، ج 1، ص 115.
151) عبداللَّه جوادي آملي، تفسير تسنيم، ج 3، ص 100.
152) الميزان، ج 1، ص 117.
153) شهيد مطهري، جهان‏بيني اسلامي، صدرا، قم، ص 248؛ تفسير تسنيم، ج 3، ص 162.
154) عبداللَّه جوادي آملي، شميم ولايت، ص 482.
155) ر.ك: محمدتقي مصباح يزدي، معارف قرآن، مؤسسه در راه حق، 1367 ش، ص 361 - 359.
156) وَ كَذلِكَ نُري‏ اِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّمواتِ وَ الاَرْضِ وَليَكُونَ مِنَ المُوقِنينَ« )انعام: 75).
157) داستان سفر معراج پيامبرصلي الله عليه وآله در آيات آغازين دو سوره اسراء و نجم آمده است. براي تحقيق در اين زمينه به‏ تفسير اين آيات در كتب تفسيري رجوع كنيد.
158) بحارالانوار، ج 67، ص 142
منبع:سراج نت

پربازدیدها

پربحث‌ها