امیرالمؤمنین علیه‌السلام به ارتباط و گفت و گو با یاران انشعابی ادامه و تلاش فراوان كرد تا آنان را از موضع نادرست باز دارد. در اثر این گفت و گوها شماری از آن¬ها، موضع خود را رها كرده به كوفه بازگشتند. اما اكثریت آن‌ها همچنان بر رأی پیشین خود استوار ماندند.

چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
پیدایش خوارج و رواج آنها
پیدایش خوارج و رواج آنها چگونه بوده است؟
گروهی از پیروان امام علی بن ابی طالب علیه‌السلام كه پس از ماجرای «حكمیت» از امام جدا شده و بر ضد او شوریدند و پس از آن به صورت فرقه‌ای مستقل درآمدند و در یك روند تاریخی، شاخه‌های مختلف از آن پدید آمد.

چگونگی پیدایش

این گروه در جریان جنگ «صفین» از پیروان امام علی علیه‌السلام و اكثریت مسلمانان جدا شدند. ماجرا به اجمال از این قرار بود كه پس از قضیۀ «حكمیت» ، شماری از سپاهیان امام علی علیه‌السلام با حكمیت مخالفت کردند شعار آنان «لا حكم الا الله» بود. آنان معتقد بودند كه تحكیم، خلاف قرآن صورت گرفته است، همگی به ویژه امام علی علیه‌السلام باید از این لغزش توبه كنند.
علی علیه‌السلام كه خود نیز با نتیجۀ تحكیم موافق نبود، اما اصل تحكیم را گناه و خلاف كتاب الله نمی‌دید كوشش بسیار كرد تا خوارج را قانع سازد که از رای ناصواب خود دست بردارند، اما خوارج بر درستی نظر خود اصرار ورزیدند. سرانجام دوازده هزار تن به رهبری "عبدالله بن وهب "، كه با وی به عنوان خلیفه بیعت شد و عده‌ای دیگر، در اطراف كوفه به نام «حَروراء» گرد آمدند و از سپاهیان امام علی علیه‌السلام جدا شدند.
امیرالمؤمنین علیه‌السلام به ارتباط و گفت و گو با یاران انشعابی ادامه و تلاش فراوان كرد تا آنان را از موضع نادرست باز دارد. در اثر این گفت و گوها شماری از آن¬ها، موضع خود را رها كرده به كوفه بازگشتند. اما اكثریت آن‌ها همچنان بر رأی پیشین خود استوار ماندند.
سرانجام به دنبال قتل فجیع یكی از مسلمانان صحابیه به نام عبدالله بن خبّاب و همسرش به جرم این كه با رأی خوارج مخالفت كرده بود، امام علی علیه‌السلام آهنگ دفع فتنه خوارج كرد. در برخورد با خوارج، امام از آنان خواست تا قاتل عبدالله را تحویل دهند ولی آنان با اعلام این كه ما همه قاتل او هستیم. یك‌پارچگی خود را در دشمنی با امام اعلام كردند.
به دنبال این وضعیت، در سال 38قمری جنگی روی داد كه به جنگ نهروان شهرت یافت. در این پیكار سخت و خونین، خوارج كاملاً سركوب شدند و جز تنی چند از آنان كسی زنده نماند. پس از آن حدود دو هزار تن از كسانی كه در نهروان حضور نداشتند، با امام علی علیه‌السلام وارد جنگ شدند و در «نُخیله»، پیرامون كوفه، با امام جنگیدند، اما آنان نیز كشته شدند.
سه تن از بازماندگان نهروان در مكه گرد آمدند و به رایزنی دربارۀ امر خود پرداختند. در این نشست، تصمیم گرفته شد كه سه تن از شخصیت‌های حادثه‌ساز امت اسلام یعنی امام علی علیه‌السلام ، معاویة بن ابوسفیان و عمرو بن عاص را از میان بردارند. هر چند معاویه و عمرو زنده ماندند، ولی عبدالرحمان بن ملجم مرادی، كه از آن جمع مأمور كشتن امام علی علیه‌السلام بود، در 19 رمضان سال 40هجری هنگام نماز صبح امام را در مسجد كوفه ترور كرد و این ترور منجر به شهادت ایشان شد.

عقاید نخستین خوارج

1- هر كس مرتكب گناه كبیره شود، از اصحاب جحیم است؛
2- هر جا كه خوارج حاكم نباشند، دارالکفر است؛
3- هر كس در دارالکفر ساكن شود، كافر است و باید علیه او قیام كرد؛
4- حكومت ابوبكر و عمر و شش سال اول حكومت عثمان و خلافت امام علی علیه‌السلام تا پذیرش حكمیت، درست و مشروع بود؛
5- حكومت و امارت موروثی نیست؛
6- انتخاب امام باید با رأی و انتخاب آزاد مردم صورت گیرد؛
7- حكومت، اختصاص به امام علی علیه‌السلام و فرزندان او ندارد؛
8- جایز است كه اساساً‌ در عالم امامی نباشد؛
9- خروج علیه امامی كه خلاف سنّت عمل كند واجب است؛
10- ضرورت وجود امام به دو دلیل است:
الف) امامت نماز
ب)فرماندهی جهاد
شاید بتوان تمامی عقاید و آرای خوارج آغازین را در دو اصل تكفیر مسلمانان دیگر اندیش و نفی حكومت و امامت نژادی و موروثی خلاصه كرد.
با توجه به تفكر سیاسی خوارج است كه برخی آنان را نخستین جمهوری خواهان اسلام شمرده‌اند.

فرقه‌های خوارج و عقاید آن‌ها
مهم‌ترین و پردوام‌ترین گروه‌های خوارج عبارتند از:

1- ازرقیّه: كه به وسیله نافع بن ارزق حنفی پایه‌گذاری شد. نافع نخستین انشعاب¬گر خوارج است كه اولین فرقه را در این طایفه پدید آورده است. نافع از دلیران و دانایان بود و فقه خوارج را بنیاد نهاد و با عبدالله بن عباس جدالهای فكری زیاد داشت. پیروان او نیز از رزم‌آوران و دلاوران بودند. آنان تا زمان حجّاج در بصره بودند و تا روزگار عباسیان در كرمان و بین‌النهرین وجود داشتند.
آراء ازرقیان از این قرار است:
الف- تكفیر علی، عثمان، طلحه، زبیر، عایشه، عبدالله بن عباس و دیگر مسلمانان و این كه همه آنان در آتش جهنّم مخلّد خواهند بود.
ب‌- اسقاط رجم از زانی به دلیل این كه در قرآن از آن ذكری نشده است و نیز اسقاط حد قذف.
ج‌- تكفیر قاعدین و این كه هر كس با آنان هجرت نكند كافر است.
د‌- كشتن زنان و كودكان مخالفان مباح است.
ه- اطفال مشركان نیز با آنان در آتش خواهند بود.
ی- تقیه در قول و عمل جایز نیست.
و‌- جایز است كه خداوند كسی را كه پیش از بعثت كافر بوده یا این كه در آینده كافر خواهد شد، به پیامبری برگزیند.
م‌- مسلمانی كه مرتكب كبیره شود، كافر است و در آتش مخلّد خواهد بود.
2- نجدیه: نجدة بن عمر حنفی از یاران نافع بود، اما از او جدا شده فرقۀ نجدیه و یا نجدات را پدید آورد. علت اصلی انشعاب نجده، تندروی‌های فكری و عملی ازرقیان بوده است.
برخی از عقاید ویژۀ نجدیه از این قرار است:
الف- در احكام فرعی و اجتهادی گناه جایز و گناه‌كار معذور است.
ب- دین دو امر است: معرفت خدا و تحریم دماء مسلمانان.
ج- مردم قبل از آن كه دلیلی بر حلال و حرام پیدا كنند، معذورند.
د- تقیه در قول و عمل جایز است.
3- اباضیه: مؤسس این فرقه عبدالله بن اباض تمیمی است. این فرقه از میانه روان خوارج به شمار می‌رفتند و لذا خود را اهل الحق، اهل الدعوة و اهل الوفاق می‌نامیدند.
مهم‌ترین عقاید اباض چنین بود:
1- مخالفان مسلمان آنان كافرند (البته كافر نعمت‌ها و احكام، نه مشرك)؛
2- ازدواج با ایشان و ارث بردن از ایشان جایز است؛
3- غنیمتی كه می‌توان در جنگ‌ها از اینان گرفت، فقط سلاح است واسب، نه چیزی دیگر؛
4- كشتن مخالفان به طور پنهانی و ترور ایشان حرام است؛
5- تقیه جایز است؛
6- شهادت مخالفان مسلمان مقبول است؛
7- خروج فقط بر فرمانروایان ستمگر واجب است؛
4- «واقفیه» یا «واقفه»: این گروه بر این قول بودند كه برای آدمی میسر نیست خط فارق روشنی بین «اصحاب الجنة» و «اصحاب الجحیم» بكشد. این امر سبب شد كه آنان بتوانند اصرار ورزند كه گناه‌كاران باید كیفر ببینند ولی نباید از امت طرد شوند زیرا بشر قادر نیست بر عاقبت آنان آگاهی یابد لذا باید حكم آنان را معلق گذارد.
منبع:پرسمان

پربازدیدها

پربحث‌ها