دعوت مخفيانه بيامبر (ص)جند سال طول كشيد و جند نفر مسلمان شدند؟

چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
 
وبگردی؛معارف،پیامبرواهل بیت،پرسمان دعوت مخفيانه بيامبر (ص)

دعوت مخفيانه بيامبر (ص)

دعوت مخفيانه بيامبر (ص)جند سال طول كشيد و جند نفر مسلمان شدند؟

پاسخ: آنچه كه در تاريخ ضبط شده و روايات وارده از سوي شيعه و سني نيز بر آن صحّه مي­گذارد اين است كه رسول­خدا(ص) در سه[1] يا چهار[2] يا پنج[3] سال اول بعثت، رسالت خويش را مخفي نگه مي­داشتند و دعوتشان را آشكار نمي­كردند. اين امر بوسيله آيه 94- 95 سوره حجر نيز تأييد مي­شود. دعوت مخفيانه در ابتدا امري لازم بوده تا اينكه در ابتداي كار مسلمانان، با قريش رو در رو نگردند؛ قريشي كه در شرك و بت پرستي خود متعصب بودند؛ از اين­رو حضرت دعوتش را در مجالس عمومي آشكار نمي­كرد و تنها بعضي از خويشاوندان و كساني كه از قبل با آنها آشنايي داشته و اميد به هدايت­شان را داشتند به طور مخفيانه به اسلام دعوت مي­كردند تا اينكه عده­اي از مردم كه بيشتر، از ضعفاي قوم بودند به او ايمان آوردند.[4] حضرت در اين دوره، به شدت اصول مخفي كاري را رعايت مي­فرمودند؛ اما با وجود تمام اين مخفي كاري­ها، خبر دعوتش در ميان همه تيره­ها در مكه پيچيده بود، آنها در مجالسشان در اين باره سخن مي­گفتند.[5] مشركان هم در ابتدا قضيه را چندان جدي نمي­گرفتند و براي آن اهميتي قائل نبودند[6] و گمان مي­كردند سخنان حضرت(ص)، بيشتر از سخنان كاهنان و خدا پرستاني امثال قس بن ساعده و زيد بن عمرو اميه بن صلت و ديگران كه عبادت بتان را ترك كرده بودند، نيست؛[7] از اين رو زماني كه از كنار ايشان رد مي­شدند به مجالسشان اشاره مي­كردند و با تمسخر مي­گفتند: «از آسمان با جوان بني عبدالمطلب سخن ­گفته مي­شود.»[8] تا اينكه رفته­رفته بر تعداد مؤمنين افزوده شد تا جايي كه روزي نبود كه مردم مكه از خواب بر خيزند و با مرد يا زن مسلماني روبرو نشوند.[9] اين امر نگراني­ها و مخالفت­هايي را از سوي قريش در پي­ داشت.[10]
رفتن به شعاب مكه
در طول سه سال دعوت پنهاني، پنهان كاري سر لوحه كار رسول­خدا(ص) و مسلمانان قرار گرفته بود. در اين باره واقدي از ابن عباس و او از سعيد بن زيد نقل كرده كه: «ما اسلام خود را مخفي مي­كرديم و نماز نمي­خوانديم؛ مگر در خانه­هاي در بسته و در شعب و بعضي براي بعضي ديگر، نگهباني مي­داديم.»[11] حضرت(ص) در طول اين سه سال، به همراه ديگر مسلمانان، براي اداي فرائض ديني مخفيانه به كوه­ها و شعاب اطراف مكه مي­رفتند و در خفا و پنهاني نماز مي­خواندند،[12] تا اينكه روزي سعد بن ابي وقاص با جمعي از مسلمانان مشغول نماز بودند، چند تن از مشركان سر رسيدند و به آنها كه مشغول نماز بودند، ناسزا گفتند و آنها را بر اين كارشان ملامت كرده، خرده گرفتند؛ كار به درگيري و زد و خورد كشيده شد و سر يكي از مشركان در اين درگيري شكست.[13] پس از اين درگيري حضرت(ص) و اصحابش در دار ارقم بن ابي­ارقم در دامنه كوه صفا مخفي شدند[14] و آنجا را مركز دعوت و محل اجتماعشان قرار دادند[15] تا عبادات و شعائرشان از انظار مشركين دور بماند. ايشان در آنجا يك ماه يا بيشتر ماندند[16] و از آن خارج نشدند تا اينكه تعداد شان به چهل نفر رسيد و جمعيت مسلمانان، شكل ­گرفت.

كم­كم زمان آن رسيده بود كه دعوت خود را به آگاهي همگان برساند تا اينكه آيه نازل شد كه امر الهي را آشكار كند:
«فأصدَع بِمَاتُؤمَرُ وَ أَََعرِض عَنِ المُشرِكِين إنَّا كَفَينَاك المُستَهزءِينَ»
«پس تو بصداي بلند آنچه مأموري بخلق برسان و از مشركان روي بگردان همانا ما تو را از شر تمسخر و استهزا كنندگان مشرك محفوظ مي­­داريم»[17]
[1]. بلاذري؛ انساب الاشراف، تحقيق سهيل زكا ر و ريا ض زركلي، بيروت، دارالفكر، چاپ اول، 1996، ج1، ص116 و طبري؛ تاريخ طبري، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم، بيروت، دارالتراث، چاپ دوم، 1967، ج2، ص318 و شيخ صدوق؛ كمال الدين، قم، انتشارات جامعه مدرسين، 1403، ج2، ص345.
[2]. انساب الاشراف، پيشين، ص116 و ابن هشام؛ السيرة النبويه، تحقيق مصطفي سقا و ديگران، بيروت، دارالمعرفه، بي تا، ج1، ص262 و شافعي حلبي، ابوالفرج؛ السيرة الحلبيه، بيروت، دارالكتب العلميه، چاپ دوم، 1427، ج1، ص403.
[3]. سيره ابن هشام، پيشين، ص403.
[4]. ابن سعد؛ طبقات الكبري، تحقيق محمد عبدالقادر عطاء، بيروت، دار الكتب العلميه، چاپ اول، 1990، ج1، ص156و انساب الاشراف، پيشين، ص115.
[5]. سيره ابن هشام، پيشين، ص 261 و بيهقي، ابوبكر؛ دلائل النبوه، بيروت، دار الكتب العلميه، 1405، چاپ اول، ج2،ص175 و طبقات الكبري، پيشين، ص156.
[6]. انساب الاشراف، پيشين، ص115 و طبقات الكبري، پيشين، ص156.
[7] . الحسني، هاشم معر وف؛ سيرة المصطفي، بيروت، دارالتعارف، 1416، ص132.
[8]. طبقات الكبري، پيشين، ص156 و انساب الاشراف، پيشين، ص115 و يعقوبي؛ تاريخ يعقوبي، بيروت، دار صادر، چاپ دوم، 1988،ج2، ص24.
[9]. سيره ابن هشام، پيشين، ص294.
[10]. انساب الاشراف، پيشين، ص123.
[11]. همان، ص116.
[12] . انساب الاشراف، پيشين، ص118 و سيره ابن هشام، پيشين، ص263 و ابن كثير، البدايه و النهايه، بيروت، دارالفكر، 1986،ج3، ص37 و ابن اسحاق؛ سيره ابن اسحاق، دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامي، قم، چاپ اول، 1410، ص147.
[13] . انساب الاشراف، پيشين، ص218 و سيره ابن هشام، پيشين، ص263 و سيره ابن اسحاق، پيشين، ص147 و سيره ابن هشام، پيشين، ص263 و البدايه و النهايه، پيشين، ص37.
[14] . انساب الاشراف، پيشين،ص123.
15] . السيرة الحلبيه، پيشين، ص402.403.
[16] . همان، ص403.
[17] . حجر 94. 95.


منبع:پرسمان دانشجویی


پربازدیدها

پربحث‌ها