چرا انقلاب اسلامي ايران در شمار انقلاب هاي اجتماعي يا بزرگ جاي مي گيرد؟

سه‌شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
 
کبير بودن انقلاب اسلامي
دانشجوي محترم ضمن تشكر از تماس شما با اين مركز ،در پاسخ به سوال شما ابتدا بايد اشاره نماييم كه «انقلاب اجتماعي» در نوشته ها و زبان گويندگان معاني مختلفي دارد مثلاً برخي تحليل گران انقلابهاي فرانسه ايران و روسيه را انقلاب اجتماعي دانسته و منظور از آن را شركت جمع كثيري از مردم از اصناف و قشرهاي مختلف در آن مي دانند ، همچنين ممكن است منظور از انقلاب اجتماعي در برابر انقلابهاي صنعتي، سياسي و اقتصادي ..و باشد كه منظور انقلاب در متن زندگي و فرهنگ مردم است مثلاً رنسانس يك انقلاب اجتماعي بود كه زندگي مردم و فرهنگ مردم شروع به تغيير كرد. اما معمولا در انقلابها انقلاب از جايگاه اجتماعي و مردمي نيز برخوردار است. و انقلاب اجتماعي به انقلاب سياسي منجر مي شود. البته اگر انقلابي فقط سياسي باشد كه تنها در آن حكومتي جاي خود را به حكومت ديگر بدهد در اين صورت انقلاب فقط سياسي است و انقلاب اجتماعي نيست. بنابراين انقلاب اجتماعي انقلابي است كه در آن ساختارهاي اجتماعي تغيير مي كند و مردم در آن نقش اصلي را ايفا مي كنند كه با توجه به چنين تعريفي ، به راحتي مي توان دريافت كه انقلاب اسلامي ايران علاوه بر ابعاد سياسي ، فرهنگي ، اقتصادي و ... آن يك انقلاب اجتماعي نيز بود كه در ادامه به برخي از دلايل آن اشاره خواهيم كرد . نكته ديگر ، بزرگ بودن يك انقلاب مي باشد كه اين مساله نيز با توجه به عمق و ابعاد تاثيرات انقلاب سنجيده مي شود و با توجه به اينكه تاثيراتي كه انقلاب اسلامي در ابعاد مختلف اعم از ساختارهاي سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و ... باعث تغييرات و دگرگوني هاي عظيمي شد و دستاوردهاي فراواني براي كشور و ملت ايران به همراه داشت لذا مي توان اين انقلاب را انقلابي بزرگ نيز ناميد ، در اين ميان آشنايي با تمام دستاوردها و تغييرات ناشي از انقلاب اسلامي مستلزم تحقيقات مفصلي مي باشد كه در اينجا مجال آن وجود ندارد ، با اين حال به منظور آشنايي با اين تاثيرات و دستاوردها و عظمت اين دستاوردها كه باعث شده است تا انقلاب اسلامي ايران را انقلابي بزرگ بناميم مقاله اي كه اخيرا در همين زمينه منتشر شده است خدمت شما تقديم مي كنيم كه اميد است مطالعه آن راهگشاي شما باشد :
انقلاب اسلامي ايران را بي شك بايد يكي از مهم ترين و تاثير گذار ترين انقلاب هاي جهان دانست كه آثار آن هم در درون مرزها و هم فراتر از مرزها بسيار عميق بوده است به گونه اي كه با توجه به اين تحولات و دستاوردهايي كه به صورت مستقيم يا غير مستقيم از اين انقلاب ناشي شده است مي توان آن را انقلاب به معناي واقعي كلمه دانست ؛ درست در نقطه مقابل برخي نظريه پردازي هاي بيگانه كه تلاش مي كنند تا «انقلاب بودن» انقلاب اسلامي ايران را با توجه به ويژگي ها و شاخصه هايي كه با مباني غربي سازگاري ندارد مورد ترديد قرار دهند .
يكي از ويژگي هاي اين تحولات و دستاوردها اين است كه در اكثر زمينه ها اعم از سياسي ، فرهنگي ، اقتصادي ، اجتماعي ، علمي و ... حاصل شده است به گونه اي كه شاهد يك تحول عظيم و فراگير در كل ساختارهاي كشور بوده ايم . البته قصد ما در اين مقاله اين نيست كه كليه اين دستاوردها را به صورت مفصل و يا حتي اجمالي به رشته تحرير در آوريم ، چرا كه با توجه به حجم عظيم تحولاتي كه در اثر انقلاب اسلامي رخ داده است پرداختن به كل آن در يك مقاله كه اقتضايش اختصار گويي است امكان پذير نمي باشد، با اين حال هدف اصلي ما در اين مقاله اين است كه برخي از مهم ترين دستاوردها را مورد تحليل و ارزيابي قرار دهيم، بر اين اساس راهكاري كه براي اين منظور مناسب تر است تقسيم بندي اين دستاوردها به چند بخش مي باشد كه ما در اينجا آن را به دستاوردهاي سياسي ، فرهنگي ، اجتماعي ، اقتصادي و علمي تقسيم بندي مي كنيم ، هر چند مي توان با توجه به پيشرفت هايي كه در عرصه هاي ديگر وجود دارد تقسيم بندي هاي ديگري را هم به اين تقسيمات اضافه نمود كه با توجه به همپوشاني برخي از اين موضوعات نسبت به برخي از آن دستاوردها و بناي اين مقاله براي مختصر گويي و نه ذكر همه دستاوردها ، ضرورتي به ذكر اين سرفصل ها وجود ندارد .
مهم ترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي بر اساس تقسيم بندي پنجگانه سابق عبارتند از :
الف – دستاوردهاي سياسي
1. سرنگوني نظام نامشروع و استبدادي شاهنشاهي كه 2500 سال بساط سلطه خويش را بر سر ملت گسترده بود ، اين دستاورد را بايد راهگشاترين دستاورد انقلاب اسلامي دانست چرا كه به بركت آن كليه تغييرات و تحولات ديگر رقم خورد ، در واقع رژيم شاهنشاهي بزرگترين مانع هر گونه تحولي در كشور بود و به دليل ذات استبدادي آن هر گونه اصلاحي در آن فاقد اثر بود ، چنانكه در جريان نهضت مشروطه ، تجربه مهم تلاش براي اصلاح نظام استبدادي شاهنشاهي از طريق تبديل كردن آن به نظام مشروطه با روي كار آمدن رضا شاه و پس از وي محمد رضا پهلوي و بسط استبداد در قباي موجه تري به نام مشروطه سلطنتي به شكست انجاميد، در اين مقطع زماني حتي علماي نامداري همچون ميرزاي نائيني تلاش كردند تا با توجه به عدم امكان برقراري حكومت اسلامي به زعامت رهبر ديني ، از نظام مشروطه سلطنتي به عنوان نظامي كه شرّ كمتري از نظام سلطنتي استبدادي دارد دفاع كرده و به تئوريزه كردن آن بپردازند ، اما امام خميني (ره) با مشاهده اين تجربيات ، نخستين هدفي را كه براي مبارزه انتخاب كردند شاه و نظام سلطنتي بود تا جايي كه در سخنراني هاي سال هاي نخستين مبارزه نيز رسماً به شاه حمله كرده و حتي شاه دوستي را معادل «غارتگرى، هتك اسلام، تجاوز به حقوق مسلمين، و تجاوز به مراكز علم و دانش‏»[1] معرفي كردند و به اين ترتيب با توجه به اينكه چنين نظامي بزرگترين مانع رشد و پيشرفت همه جانبه ملت ايران بود هيچ گونه مماشاتي را با اين نظام نپذيرفتند تا جايي كه شرط ملاقات خود با عواملي از رژيم كه خواهان ملاقات با ايشان بودند را استعفاي آنها از مناصب خود در رژيم سلطنت اعلام كردند و حتي برخي از آنها همچون شهردار تهران را پس از استعفا مجدداً در سمت خود ابقا نمودند تا نشان دهند كه حتي يك چهره ثابت در دو نظام شاهنشاهي و نظام مبتني بر ولايت فقيه تفاوت دارد و آنچه اولويت اصلي اوست كنار رفتن نظام شاهنشاهي مي باشد و لو اينكه در نظام غير شاهنشاهي ، برخي ازهمان چهره ها به قدرت برسند .
2. استقرار نظام مردمسالار ديني جمهوري اسلامي ايران مبتني بر ولايت فقيه: همانطور كه مي دانيم اكثر مردم كشور ما پيرو مكتب شيعه هستند كه يكي از غير قابل خدشه ترين اصول آن عبارت است از لزوم كسب مشروعيت حكومت از جانب معصوم (ع) و طاغوت بودن هر حكومتي كه مشروعيتش منتسب به معصوم نباشد كه بر اين اساس با مراجعه اي به منابع ديني در مي يابيم كه تنها فقها هستند كه اين حق را از جانب امام معصوم (ع) دارا هستند و به عنوان نواب عام امام زمان(عج) حق حكومت را دارا هستند كه از آنها به عنوان ولي فقيه ياد مي كنيم ، لذا لزوم مشروعيت الهي حكومت و بحث ولايت فقيه ، مهمترين محور انديشه سياسي شيعه در طول تاريخ بوده است و از زماني كه نخستين كتاب هاي فقهي – استدلالي شيعه به رشته تحرير در آمده است يعني از زمان شيخ مفيد اين بحث به تعابير گوناگون همچون سلطان عادل ، امام المسلمين و ... در كتاب هاي فقهي مورد بررسي قرار گرفته است ، هر چند به دليل عدم امكان اعمال حاكميت فقها در اكثر مقاطع تاريخي ، اين بحث به صورت حاشيه اي و در ضمن مباحث ديگر مطرح شده است اما اصل آن به عنوان يك اصل خدشه ناپذير همواره در ميان فقها مطرح بوده است . با تمام اين احوال، امكان اعمال ولايت فقيه به صورت كامل ، تا زمان انقلاب اسلامي ايران هرگز فراهم نشده بود ، از اين روي امام خميني (ره) كه كوله باري از تجربيات هزار و چهارصد ساله تاريخ تشيع را بر دوش مي كشيد ، تصميم گرفتند تا پس از نابودي نظام منحط گذشته ، تئوري ولايت فقيه را به صورت عملي در قالب يك نظام منسجم و نهادمند كه امكان اعمال بسياري از اختيارات ولي فقيه وجود داشته باشد ، به مرحله اجرا بگذارند و با توجه به لزوم نقش آفريني مردم در تحقق عيني حكومت بر مبناي انديشه سياسي امام خميني (ره) ، نظريه ولايت فقيه را در درون ساختار نظامي ديني و در عين حال مردمسالار تحت عنوان جمهوري اسلامي ايران عملي نمودند كه ويژگي آن اين بود كه علاوه بر مشروعيت الهي حكومت ، مردم نيز با پذيرش خود به آن جنبه مقبوليت بخشيدند و در نتيجه براي نخستين بار در طول تاريخ شيعه و پس از دوران صدر اسلام ، حكومتي مبتني بر انديشه سياسي شيعه جعفري توانست به صورت مستقيم نظامي سياسي خود را پي ريزي نمايد كه مردم نيز آن را با جان و دل پذيرا شدند .
3. تحقق حاكميت مردم بر سرنوشت سياسي خويش كه وقوع انقلاب اسلامي ايران نخستين گام در اين راستا بود ، در واقع يكي از ويژگي هاي مهم اين انقلاب اين بود كه در كنار نيروهاي فعال انقلابي همچون رهبران و عناصر سياسي انقلاب ، مردم نيز با آگاهي هاي حاصل شده ، خواستار انقلاب بودند و به همين دليل اين انقلاب با حضور پرشور و يكپارچه ملت ، به پيروزي رسيد و پس از آن نيز براي استقرار نظام جديد از مردم نظر خواهي شد و به همين ترتيب تمام اركان نظام جديد با خواست و اراده مردم شكل گرفت ، در واقع اراده مردم در جهت تغييرات در سرنوشت سياسي خود بر اين قرار گرفت كه با انقلاب خود نظام منحط و پوسيده استبدادي را ريشه كن و به جاي آن نظامي جديد مبتني بر الگوي مردمسالاري ديني پي ريزي نمايند كه حضور و اراده مردم در ساختارها و اركان آن كاملاً نمايان باشد و اين يعني حاكميت مردم بر سرنوشت سياسي خويش ، در اين زمينه مقام معظم رهبري معتقدند : «در طول تاريخ ما، هيچ حادثه‌اي مثل حادثه‌ي پيروزي انقلاب اسلامي و حوادث بعد از آن نبوده است كه مردم در آن، نقش مستقيم داشته باشند. در انقلاب اسلامي مردم آمدند؛ ... با اينكه متكي به قدرت و زور هم نبودند، سلاح هم نداشتند، اگر هم داشتند، به كار نمي‌بردند، اما در عين حال توانستند يك رژيمِ تا دندان‌مسلحِ متكي به قدرتهاي استكباري را بكلي از پا در بياورند و انقلاب را پيروز كنند. منتها نكته‌ي اساسي در انقلاب ما اين بود كه نقش مردم با پيروزي انقلاب تمام نشد؛ ... در گذشته هميشه مي گفتند كشور صاحب دارد؛ منظورشان اين بود كه فلان امير و فلان حاكم و فلان سلطان صاحب كشور است! مردم نقشي نداشتند، كاره‌اي نبودند. امروز به بركت انقلاب اسلامي، مردم ميدانند كشور صاحب دارد؛ صاحب كشور هم خود مردمند.»[2]
يكي ديگر از شواهد اين دستاورد ، عبارت است از نقش مردم در انتخاب مسئولان نظام تا جايي كه به قول مقام معظم رهبري «امروز در جمهوري اسلامي همه‌ي مقاماتي كه به نحوي در كار مردم دخالت دارند، مستقيم يا غيرمستقيم منتخب خود مردمند؛ حتّي رهبري.»[3]
4. تحقق آزادي هاي مشروع منطبق با ارزش ها و بنيان هاي بومي ، اين در حالي است كه تا پيش از انقلاب اسلامي تنها آزادي كه وجود داشت ، آزادي در مسير هر چه نزديك تر شدن به غرب از نظر وضعيت فرهنگي بود و فراتر از آن چيزي به نام آزادي به ويژه از نظر سياسي ، اقتصادي و اجتماعي حتي با معناي غربي آن وجود نداشت و تنها روزنه هاي به وجود آمده در مقاطعي از تاريخ همچون مشروطه و يا تحولات شهريور 20 ، براي آزادي هاي سياسي نيز بلافاصله با روي كار آمدن ديكتاتوري جديد بسته مي شد و به اين ترتيب آزادي تبديل به آرزوي دست نايافتني ملت ايران شده بود و به هيمن دليل بود كه يكي از شعارهاي اصلي مردم در راهپيمايي هاي پيش از انقلاب اسلامي عبارت بود از «استقلال ، آزادي ، جمهوري اسلامي» ؛ شعاري كه آن را عصاره خواست هاي ملت در جريان انقلاب اسلامي دانسته اند و عنصر آزادي خواهي در آن نقش برجسته اي دارد ، به همين دليل است كه دادن آزادي هاي مشروع و منطبق با ارزش هاي بومي كه آزادي توام با مسئوليت در برابر خدا[4] ، پس از پيروزي انقلاب اسلامي به يكي از دستاوردهاي مهم انقلاب اسلامي تبديل شد و دولت جمهوري اسلامي ايران موظف به «تأمين‏ آزاديهاي‏ سياسي‏ و اجتماعي‏ در حدود قانون»[5] گرديد . بر همين اساس آزادي هاي متعدد در عرصه هاي سياسي ، اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي و ... در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به رسميت شناخته شده است كه محدوده آن ها را ارزش هاي بنيادين و مصالح ملي تعيين مي كند .
5. تغيير در سياست خارجي كشور ، استقلال در تصميم سازي هاي ديپلماتيك و نزديك شدن به ملت هاي مظلوم و مستضعف ، اين در حالي است كه تا پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ، سياست خارجي كشورمان تابعي از سياست هاي قدرتهاي سلطه گر جهاني بود و رژيم شاه به گونه اي به تدوين و اجراي سياست خارجي خود مي پرداخت كه گويي مسئوليت وي نه حفظ وتامين منافع ملي بلكه حفظ منافع غربي هاست و حتي از تصريح به اين مساله نيز ابايي نداشت ، چنانكه شاه در پاسخ در زمينه مطرح شدن ايران به عنوان ژاندارم منطقه صريحا اين ماموريت خود را به منظور حفاظت از منافع غرب عنوان كرده و مي گويد : « ارتش ما در واقع قادر بود در اين ناحيه كه براي غرب اهميت استراتژيك فوق العاده‌اي دارد، هرگونه ناآرامي محلي را متوقف يا در نطفه خفه كند.»[6] ، نتيجه چنين سياست هايي اين بود كه علاوه بر خدشه دار شدن حيثيت بزرگترين كشور شيعه جهان بابت ارتباطات پيدا و پنهان آن با رژيم صهيونيستي و عدم استقلال در تصميم گيري هاي سياست خارجه ، ملت ايران نيز هزينه هاي هنگفتي را در اثر اين سياست ها مجبور بودند تحمل كنند همچون دخالت هاي بي دليل ايران در ظفار .
6. پيوند ميان مردم و مسئولان نظام و احساس همدلي و همراهي مردم با مسئولان كه چنين مساله اي براي نخستين بار در طول تاريخ كشورما رخ مي داد چرا كه نظام هاي سلطنتي همواره خود را فراتر از مردم مي دانستند و به همين جهت كليه اعضاي سلطنتي به همراه مسئولين كشور سعي مي كردند تا با پناه بردن به كاخ هاي مجلل خود ، به هر ميزان كه مي توانند از مردم فاصله بگيرند ، همچنين همين اعتقاد ، مهم ترين منشا اين تصور غلط در نظام شاهنشاهي بود كه اساسا مردم حق دخالت در سياست و حكومت ندارند ، با تمام اين احوال با پيروزي انقلاب اسلامي ايران كه مردم نقش اصلي و اساسي در پيروزي آن داشتند رهبران انقلاب نه تنها خود را از مردم متمايز نكردند بلكه همچنان همدلي و پيوستگي ميان مردم و مسئولان برقرار ماند به ويژه همدلي ميان مردم و رهبران ارشد نظام كه تجلي اين همدلي را مي توان در استقبال از مسئولان عالي نظام به ويژه مقام معظم رهبري در سفرهاي استاني ، مشاركت در مراسم سالگرد بنيانگذار انقلاب اسلامي ، مشاركت ميليوني مردم در نماز جمعه هاي برگزار شده توسط رهبر انقلاب و ... به راحتي مي توان مشاهده كرد كه يكي از دلايل آن تداوم ساده زيستي رهبران نظام و نيز تداوم ارتباط با مردم مي باشد كه هر چند به دليل مسائل ومشكلات امنيتي اين ارتباطات به صورت محدود مي باشد اما آنچه مهم است اصل اين ارتباط و ارادت متقابل مردم و رهبران نظام مي باشد كه عليرغم گذشت بيش از سي و پنج سال از پيروزي انقلاب اسلامي همچنان ادامه دارد .
7. تبديل ايران به يك كشور مهم ، تاثير گذار و تعيين كننده در عرصه تحولات بين المللي كه اين اهميت و تاثير گذاري نه تنها ادعاي طرفداران نظام جمهوري اسلامي است بلكه در اعترافات گفتاري وعملي قدرتهاي تاثير گذار جهاني نيز مشهود مي باشد ، به عنوان مثال درخواست هاي مكرر آمريكا براي مذاكره پيرامون حل مشكلاتي كه با آن در كشورهايي همچون عراق مواجه شده است و يا ترس از تحركات ايران در قبال تهديد هاي آمريكايي ها بر عليه كشورهاي متحد ايران همچون سوريه كه باعث عملي نشدن حمله به اين كشور شد و نيز تلاش هاي مضاعف براي جلوگيري از قدرت يافتن هر چه بيشتر ايران ، همه وهمه حاكي از اعتراف عملي كشورهاي غربي به قدرت مهم وتاثير گذار در منطقه و جهان مي باشد ، علاوه بر اين در اكثر تحولات منطقه اي شاهد نقش آفريني جمهوري اسلامي ايران هستيم به گونه اي كه هر تحركي بدون در نظر گرفتن نقش كشورمان به نتيجه نمي رسد چنانكه در سوريه غربي ها ومتحدان منطقه اي آنها بارها اعلام كردند كه حاضر نيستند نقشي براي ايران قائل شوند و نخستين پيشنهادي كه كه براي حل بحران سوريه اعلام مي كردند بركناري بشار اسد بود اما باگذشت زمان ، شكست اين طرح ها و پيشنهاد ها مشخص شد و امروزه با اذعان غربي ها به اين شكست ، زمزمه هايي مبني بر حل بحران با پذيرش بشار اسد در اين كشور شنيده مي شد . در مجموع مي توان گفت هر تحول و بحراني كه در منطقه بدون در نظر گرفتن ايران بخواهد مورد چاره انديشي قرار گيرد بدون نتيجه مي ماند و اين يعني تاثير و قدرت ايران در سطح جهان .
8. چرخش ايران از كشور حامي رژيم صهيونيستي به كشور مدافع آرمان فلسطين و تبديل شدن آن به محور اصلي مقاومت ضد صهيونيستي ، در همين زمينه لازم است اشاره نماييم پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ، شاه ، دولت جعلي رژيم صهيونيستي را به صورت دوفاكتو به رسميت شناخته بود[7]، هر چند در مقام عمل ، اين روابط حتي فراتر از روابط با كشورهايي بود كه آن ها را به صورت كامل به رسميت مي شناخت و اين مساله تا جايي پيش رفته بود كه يكي از سه مساله اي كه رژيم شاه امام خميني را در سال 1342 از صحبت در باره آنها ممنوع كرده بود سخن گفتن در باره رژيم صهيونيستي بود[8] ، همين مواضع در كنار اتهامات تاريخي كه در جهان اسلام همواره توسط عناصر تفرقه افكن بر عليه شيعيان مطرح مي شد همچون اتهام همراهي شيعيان با يهود ، باعث شده بود كه تصويري غلط از ايران و ايرانيان و به ويژه شيعيان در جهان اسلام نقش بندد ، اما موضع گيري هاي امام خميني (ره) بر عليه اين رژيم و اعلام خط مشي ضد صهيونيستي انقلاب اسلامي و اقداماتي كه بلافاصله پس از پيروزي انقلاب اسلامي در تقابل با رژيم صهيونيستي صورت گرفت همچون تعطيلي سفارت رژيم صهيونيستي و تبديل آن به سفارت فلسطين ، خط بطلاني بر اين تصورات غلط كشيد و حتي ايران را تبديل به محور مقاومت نمود به گونه اي كه همان سال ها عده زيادي از نيروهاي انقلابي به صورت داوطلب خواستار اعزام به فلسطين بودند كه متاسفانه به دليل درگير شدن بخش عظيمي از نيروهاي انقلاب در جريان توطئه تجزيه طلبان و نيز تهاجم صدام به خاك كشورمان ، عملا امكان پشتيباني وسيع تر همچون اعزام نيرو براي آزادي قدس از بين رفت ، هر چند اصل دفاع از آرمان قدس همچنان يكي از اصول مهم انقلاب اسلامي ايران باقي ماند كه نشانه آن نيز برگزاري هر ساله راهپيمايي در حمايت از آرمان آزادي قدس عزيز در آخرين جمعه ماه مبارك رمضان و حمايت عملي و معنوي از گروه هاي مقاومت ضد صهيونيستي در فلسطين و لبنان و سوريه مي باشد .
9. علاوه بر آنچه گذشت انقلاب اسلامي دستاوردهاي ديگري هم داشت كه به صورت مختصر به آنها اشاره مي كنيم از جمله حفظ تماميت ارضي كشور براي نخستين بار پس از 200 سال كه در هر منازعه اي بخشي از خاك كشور جدا مي شد، اجراي برخي اصول مهم بر زمين مانده در دوران مشروطه يعني انطباق قوانين با شرع مقدس اسلام از طريق تشكيل شوراي نگهبان قانون اساسي به منظور نظارت بر قوانين مصوب مجلس شوراي اسلامي ، استقلال سياسي به معناي واقعي كلمه ، تبديل شدن انقلاب اسلامي ايران به عنوان الگوي ملت هاي آزاده جهان و زنده شدن روح اميد در دل ملت هاي مظلوم و مستضعف جهان ، برجسته شدن موضوع وحدت اسلامي و برداشتن گام هاي عملي در راستاي تحقق وحدت اسلامي و ... .
ب – دستاوردهاي فرهنگي
1. چرخش در رويكردهاي فرهنگي نظام و حركت به سوي بازيابي فرهنگ ناب اسلامي به جاي اسير شدن در گرداب فرهنگ منحط غربي قبل از انقلاب كه اين دستاورد را نه تنها بايد يكي از عظيم ترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي ايران دانست بلكه شايد بتوان آن را كليدي ترين دستاورد انقلاب كه با تغيير در آن ، ساير دستاوردها نيز مسير درست خويش را پيدا مي كنند دانست ، چرا كه نوع فرهنگ هر جامعه اساس و موتور محرك تحولات آن جامعه و تعيين كننده مسير حركت آن است و از آنجايي كه رژيم شاه با درك اين واقعيت ، تلاش داشت تا با تبديل فرهنگ غني اسلامي و ايراني به فرهنگ منحط غربي، اهداف ومنافع غرب را در ايران پياده نمايد، امام خميني نيز با درك همين موضوع ، تلاش كرد تا با بهره گيري از زير ساخت هاي فرهنگي موجود به تقابل با اين توطئه بپردازد ، بر اين اساس هم انقلاب اسلامي ناشي از زير ساخت هاي فرهنگي موجود در ميان جامعه ايراني همچون فرهنگ جهاد و شهادت و ذلت ناپذيري و ... بود و هم انقلاب اسلامي آغازي بر تحولات عظيم فرهنگي ديگر بود ، تحولاتي كه به شكل آرمان در ديدگاه هاي برخاسته از تفكر اسلام ناب محمدي امام خميني (ره) متجلي بود و با پيروزي انقلاب اسلامي به عنوان آرمان فرهنگي انقلاب مطرح شد ؛ امام راحل (ره) بر اين آرمان محوري همواره پافشاري داشت كه هدف اصلي انقلاب ، زنده كردن احكام اسلام و تحقق آن در جامعه است [9]. بر همين اساس در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز برخي اهداف فرهنگي نظام كه دولت موظف به تحقق آن شده است به اين صورت ذكر شده است :
ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوا و مبارزه با كليه مظاهر فساد و تباهي؛
بالا بردن سطح آگاهي هاي عمومي در همه زمينه ها با استفاده صحيح از مطبوعات و رسانه هاي گروهي و وسايل ديگر ؛
تقويت روح تحقيق و ابتكار ، تامين آزادي هاي سياسي و اجتماعي ، توسعه وتحكيم برادري اسلامي و تعاون عمومي بين مردم .[10]
در اين ميان لازم به تذكر است اگر چه مهم ترين رسالت انقلاب اسلامي ايران ، رسالت فرهنگي است و در اين راستا گام هاي خوبي هم برداشته است اما با توجه به وضعيت موجود و مقايسه آن با آرمان هاي مطلوب ، مسلماً نمي توان وضعيت موجود را وضعيت مطلوب دانست و در اين مسير قطعا گام هاي مهمي باقي مانده است كه بايد برداشته شود ، هر چند در همين مسير نيز موانع فراواني همچون تهاجم فرهنگي دشمنان ، ضعف مديريت فرهنگي ، غافل شدن از فرهنگ در پاره اي مواقع و ... وجود دارد كه بايد در ارزيابي توفيقات و يا عدم توفيقات فرهنگي انقلاب اسلامي اين موانع را هم در نظر گرفت . بنابراين، در مجموع، روند و حركت كلي نظام جمهوري اسلامي با توجه به قرار گرفتن ولي فقيه در رأس نظام كه وظيفه حفظ جهت گيري كلي نظام و مهندسي نظام را برعهده دارد به سمت تحقق اهداف اسلامي و بر پايي احكام و ارزش هاي اسلامي مي باشد هر چند تا رسيدن به نقطه آرماني و تحقق نظام اسلامي كامل فاصله زيادي وجود دارد و همانگونه كه امام راحل در وصيت نامه الهي سياسي خودشان خاطر نشان نمودند «اينجانب هيچگاه نگفته و نمي گويم كه امروز در اين جمهوري به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل مي شود و اشخاصي از روي جهالت و عقده و بي انضباطي بر خلاف مقررات اسلام عمل نمي كنند لكن عرض مي كنم كه قوه مقننه و قضائيه و اجرائيه با زحمات جان فرسا كوشش در اسلامي كردن اين كشور مي كنند و ملت ده ها ميليوني نيز طرفدار و مدد كار آنان هستند».[11]
مقام معظم رهبري نيز در اين باره فرمودند «ما هنوز تا يك جامعه كاملاً اسلامي كه نيكبختي دنيا و آخرت مردم را به طور كامل تأمين كند و تباهي و كجروي و ظلم و انحطاط را ريشه كن سازد فاصله زيادي داريم، اين فاصله بايد با همت مردم و تلاش مسئولان طي شود».[12]
2. توجه به فرهنگ ديني در كشور در سطح عموم مردم جامعه كه هر چند نمي توان آمار دقيقي از اين موضوع ارائه كرد اما مي توان با مشاهده عيني و ميداني به راحتي اين تغيير رويكرد در فرهنگ مردم به سمت فرهنگ ديني را لمس كرد ؛ به عنوان مثال در اين مقطع شاهد پيدايش هزاران هيات مذهبي و حضور گسترده مردم و به ويژه جوانان در برنامه هاي مذهبي از جمله اعتكاف هستيم ، سفر به اماكن مقدس همچون مكه ، عتبات عاليات عراق و سوريه ، مشهد مقدس و ساير اماكن زيارتي ، رشد غير قابل مقايسه اي نسبت به گذشته داشته است و دهها مثال و نمونه ديگر كه همگي شاهدي بر توجه هر چه بيشتر مردم به فرهنگ ديني پس از پيروزي انقلاب اسلامي مي باشد . در اين ميان نقشي كه انقلاب اسلامي ايران در اين گرايش به دين و مذهب داشته است اين است كه نظام جمهوري اسلامي برآمده از اين انقلاب كوشش نموده تا با فراهم نمودن فضاي مناسب جهت گرايش به ارزش ها و دينداري با ترويج و تبليغ معارف اسلامي از راههاي مختلف و با شيوه هاي گوناگون از جمله رسانه ملي و آموزش و پرورش و آموزش عالي و در كنار آن فعاليت مساجد و پايگاهها و كانون هاي فرهنگي و حضور روحانيت در سراسر كشور به منظور تبليغ فرهنگ اسلامي و برنامه هايي همچون دوره هاي تربيت مربي ، دوره هاي آموزشي سفيران هدايت و تربيت راهنما ، اجراي طرح اوقات فراغت ، طرح روحاني مستقر، طرح هجرت ، طرح بلاغ ، آينده سازان و تشكيل گروه هاي تبليغي جهادي و... زمينه تقويت باورهاي ديني را در ميان مردم به ويژه نسل جوان فراهم نمايد و حضور پرشور مردم به ويژه جوانان در مراسمات مذهبي، هيئت هاي مذهبي، عزاداري ها و مراسم اعتكاف و احياء شبهاي قدر و... بيانگر روحيه دينداري و دين گرايي جوانان و تأثيرات نظام جمهوري اسلامي در اين بخش است و هر چند در جامعه شاهد ريزش هايي در زمينه مسائل ديني و فرهنگي هستيم كه عوامل مختلفي موجب آن شده است كه به برخي از آنها اشاره شد امّا در كنار اين ريزش ها، رويش هاي قابل توجهي را نيز دراين عرصه به ويژه در ميان جوانان شاهد هستيم كه قابل مقايسه با قبل از انقلاب اسلامي نيست .
3. دستاوردهاي ديگري را هم مي توان به اين دستاوردها اضافه كرد كه به صورت مختصر به پاره اي از آنها اشاره مي كنيم : توجه به فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه در مقابل تلاش ها براي اشاعه فرهنگ برهنگي قبل از انقلاب ، اشاعه و ترويج فرهنگ ايثار و جهاد و شهادت ، ترويج ارزش ها از طريق سينما و تلويزيون به جاي ترويج ابتذال فرهنگي قبل از انقلاب ، ساخت آثار فاخر سينمايي با قدرت رقابت جهاني ، گسترش فرهنگ كتاب و كتابخواني در كشور ، تقويت روحيه و فرهنگ خودباوري ، فراهم آمدن زمينه براي تعالي فرهنگ ديني و اشاعه آن به تمام جهان از طريق محوريت ظرفيت عظميي به نام حوزه علميه قم و صدها مدرسه ، پژوهشگاه و موسسه علمي فرهنگي ديگر در نقاط مختلف كشور ، گسترش سطح سواد آموزي و حتي انواع ابداعات در شيوه هاي سواد آموزي (رشد شاخص هاي سواد آموزي) ، جلوگيري از تاراج آثار تمدني كشور توسط بيگانگان و حتي بازگرداندن آثار تاريخي به يغما رفته و ... .
ج - دستاوردهاي علمي
1. كسب رتبه هاي برتر در توليد و رشد علم ، به عنوان مثال در زمينه رشد علمي كشور كه معمولا در جهان آن را بر اساس افزايش يا كاهش مقالات علمي منتشره هر كشوري در مجلات بين المللي ISI مي سنجند لازم است گفته شود كه ايران قبل از انقلاب فاقد مقالات علمي منشره در مجلات ISI بود . پس از پيروزي انقلاب اسلامي و اتمام جنگ تحميلي رشد علمي ايران آغاز شد و با گذر زمان به اوج خود رسيد . طبق يافته هاي مراكز علم سنجي بين المللي رشد علمي ايران با معيار جهاني تعداد مقالات منتشره ي در مجلات معتبر در فاصله ي بين سال هاي 1375 تا 1387 از 736 مورد به 13238 مورد ارتقا يافته است و طي مدت 12 سال به 18برابر رسيده است . يعني نرخ رشد توليد علم در ايران 11 برابر از ميانگين جهاني بالاتر است و ايران سريعترين رشد علمي را در بين كشورهاي جهان دارد .
2. بخش ديگري از دستاوردهاي علمي نيز به صورت مختصر عبارتند از : پيشرفت در فناوري هاي هوافضا ، پيشرفت در فناوري ليزر ، ساخت انواع داروهاي ضد سرطان ، سلول درماني ، صنايع نفت ، گاز ، پتروشيمي و صنايع وابسته ، نانوتكنولوژي ، شبيه سازي ، پيشرفت هاي روباتيك ، پزشكي هسته اي ، فناوري هسته اي و صنايع مرتبط ، پيشرفت در درمان ناباروري ، فناوري هاي مرتبط با ماهواره و نيز فناوريهاي مرتبط با گيرنده ها و فرستنده هاي تلويزيوني ، صنعت خودرو ، توسعه كمي و كيفي دانشگاه ها و مجامع علمي به ويژه در زمينه تحصيلات تكميلي ، پيشرفت در زمينه ساخت دستگاه هاي مخابراتي ، خودكفايي در توليد انواع سرم ، انجام جراحي هاي مهم و پيچيده ، كسب رتبه هاي برتر المپيادهاي علمي توسط دانش آموزان و دانشجويان ايراني ، فراهم شدن زمينه براي فعاليت هزاران پژوهشكده و مركز علمي ديگر با هدف ارتقاي رشد علمي كشور و ... .
شايان ذكر است ويژگي مهم اين پيشرفت ها اين است كه در سايه تحريم و انواع فشار از جانب دشمنان و با همت جواناني كه اكثر آنها سنيني بين 25 تا 35 سال دارند يعني نسل سوم انقلاب حاصل شده است كه ارزش اين پيشرفت ها را مضاعف مي سازد .
د – دستاوردهاي اجتماعي
1. تلاش براي تحقق عدالت واقعي به جاي عدالت ادعايي بر مبناي نگرش اسلامي به مقوله عدالت ، بر اين اساس در نظام جمهوري اسلامي عدالت نه همچون ديدگاه هاي ليبرال ، ناديده گرفته مي شود و نه همچون ديدگاه هاي چپ گرايانه و ماكسيستي به صورت غلط مورد استفاده قرار مي گيرد بلكه عدالتي كه در اين جامعه مطرح مي شود با در نظر گرفتن مباني ديني و به دور از هر گونه التقاطي مي باشد ، همچنين بر اساس نگرش ديني به عدالت همگان حتي رهبري به لحاظ شهروندي و حقوق اجتماعي با ساير افراد جامعه در برابر قانون مساوي هستند[13] و هيچ گونه تبعيضي پذيرفتني نيست .
2. تلاش براي مبارزه با مفاسد و اجراي عدالت اجتماعي و عدالت قضايي ، در اين زمينه لازم است بگوييم اصل وقوع تخلف حتي در نظام اسلامي به دليل غير معصوم بودن كارگزاران طبيعي است ، بااين حال نكته مهمي كه وجود دارد اين است كه خوشبختانه در اين نظام تمام مسئولان ارشد نظام و اكثر مسئولان مياني ، افراد پاكدستي هستند كه از بسياري از اتهاماتي كه گفته مي شود مبرا هستند و اگر خلاف اين بود قطعا دشمنان نظام ، بيشترين سوء استفاده را در انتساب مفاسد به اين نظام مي كردند . از طرفي ديگر در صورتي كه فساد و لغزشي از سوي يكي از مسئولان و منتسبان به نظام اسلامي رخ دهد ، خود نظام جمهوري اسلامي به عنوان مدعي پرونده وارد شده و با آن مقابله مي كند كما اينكه در جريان دستگيري يكي از جنجالي ترين مفسدان اقتصادي كه تلاش مي كرد تا با دادن انواع رشوه ها ، مسئولان نظام را با برنامه هاي خود همراه كند چنين اتفاقي افتاد و وي با هوشياري دفتر رهبري به دام افتاد و يا در مورد ساير مسئولان مياني و حتي صاحب نامي كه دچار مفاسدي شده بودند نيز شاهد قاطعيت نظام و اجراي محاكمه عادلانه بوده ايم ، البته ممكن است در مواردي نيز كم كاري ها و يا حتي كوتاهي هايي صورت گرفته باشد اما چنين كوتاهي هايي را نبايد به عنوان روند جاري نظام در مقابله با مفاسد دانست .
دراين ميان نكته جالب توجه اينجاست كه اين موضوع در مورد نظام شاهنشاهي كاملا بالعكس است و در آن نظام ، هر كسي كه به نوعي در رديف مدير يا مسئول مملكتي بود و يا به نوعي با خاندان پهلوي ارتباط داشت ، وارد جريان فساد اقتصادي و چپاول و غارت بيت المال مي شد .
يكي ازمحققان در اين زمينه چنين مي نويسد [14]:
محمدرضا پهلوي از همان روزي كه به حكومت رسيد به فكر ثروت‌اندوزي افتاد. پس از آن كه قيمت نفت به شكل سرسام‌آوري بالا رفت، شاه به بهانه‌هاي مختلف هر روز بر ثروت ، املاك و كاخ هاي خود و اطرافيانش در داخل و خارج مي افزود. او در سال 1337 براي عادي جلوه دادن فعاليت‌هاي اقتصادي به پيشنهاد علم، سازماني اقتصادي را تحت عنوان «بنياد پهلوي» تأسيس كرد. اين بنياد با استفاده از موقعيت و اقدامات غيرقانوني خود نظير كازينوهاي قماربازي و كاباره‌ها، رانت‌خواري و استفاده‌هاي انحصاري از امكانات، معاملات، صنايع و وامها ، مواد مخدر ، قاچاق عتيقه و... منابع مالي سرشاري را عايد خانواده پهلوي نمود.[15] مطبوعات آمريكايي اموال و دارايي شاه را تا 35 ميليارد دلار برآورد كرده‌اند.اشرف پهلوي نيز توانست از راههاي غيرقانوني و سوء استفاده از موقعيتش يكي از «ثروتمندترين افراد خاندان پهلوي و از سرمايه‌داران بزرگ جهان» شود و اكنون نيز در نيويورك، پاريس، رم، مونت‌كارلو و چند نقطه مصفاي ديگر جهان هم اقامتگاههاي مجلل و باشكوه دارد.»[16] از سوي ديگر شاه و دربارش با مسافرتهاي پرخرج به داخل و خارج از كشور هزينه‌هاي سرسام‌آوري را به بودجه كشور تحميل مي‌كردند. در سال 1348 كه درآمد عمومي ايران حدود يك ميليارد دلار بوده است شاه دويست هزار دلار خرج يك مسافرت به آمريكا نمود . و با گران شدن نفت در دهه پنجاه، هزينه اين مسافرتها به دهها برابر افزايش يافت. به عنوان نمونه در يك سفر اشرف پهلوي به آمريكا در سال 1356 ، نيم ميليون دلار هزينه به بيت‌المال تحميل شد.[17] افزون بر اين شاه و درباريان او با دست و دل‌بازي بي‌حد حصر خود بيت‌المال را به كساني مي‌بخشيدند كه هرگز سزاوار نبودند. از پادشاهان سرنگون شده افغانستان، يونان، آلباني و بلغارستان وهمسرانشان گرفته[18] تا مقامات آمريكايي و اروپايي و بالآخره نديمه ها ، معشوقه هاي شاه و درباريان و اين دست و دلبازيها زماني است كه اكثر روستاهاي ايران از آب آشاميدني بهداشتي و برق و راه محروم بودند و در حاشيه تهران حلبي‌آباد روئيده بود. جشن هاي 2500ساله شاهنشاهي كه بيش از سيصد ميليون دلار هزينه دربر داشت‌ و با ولخرجي‌ها و اتلاف بي حد و حصر سرمايه‌هاي ملي كشورمان انجام شد ، درحالي بود كه متجاوز از نيمي از جمعيت كشور در روستاها و حومه شهرهاي بزرگ در فقر و فلاكت و تنگدستي به سر مي‌بردند و در اكثر شهرها و روستاهاي كشور، اثري از وسايل اوليه و مقدماتي رفاه عمومي و حداقل امتيازات زندگي ساده براي عامه مردم وجود نداشت‌.[19]
3. تلاش براي رفع معضلاتي همچون پديده زشت حلبي آباد ها و نيز اقدامات فراوان براي ارائه امكانات اجتماعي و خدماتي به تمام مردم ايران به صورت يكسان و البته به تناسب خدمات و امكانات كه در اين زمينه هر چند با توجه به محدوديت منابع و امكانات هنوز نمي توان همه مردم را به صورت يكسان برخوردار ديد ، اما در عين حال گام هاي خوبي در اين زمينه برداشته شده است به گونه اي كه امروزه ديگر اينگونه نيست كه تنها مناطق خاص شهرهاي بزرگ از امكانات اجتماعي و رفاهي برخوردارشده و ساير بخش هاي كشور ، حتي در شهرهاي بزرگ از اين امكانات محروم بمانند و حتي اگر در اين مسير محروميت هايي وجود داشته باشد به بركت نهادهاي انقلابي همچون جهاد سازندگي (كه چند سالي است به نام جهاد كشاورزي مشهور شده است) ، بنياد مسكن ، كميته امداد امام خميني ره ، بنياد بركت ، قرارگاه سازندگي خاتم الانبياء و ... اين محروميت ها در حال رفع شدن است و انشاء الله روزي برسد كه همه كشور ، از دور افتاده ترين روستاها تا مرفه نشين ترين مناطق شهرهاي بزرگ از امكاناتي يكسان برخوردار باشند ، در اين ميان يكي ديگر از دغدغه هاي نظام اسلامي و به ويژه رهبران انقلاب در يكسان سازي بهره مندي مردم و حل بسياري از مشكلات آنان ، عبارت بود از موضوع مهم مسكن كه مي توان گفت بار اصلي هزينه هاي خانوار را به خود اختصاص داده و نبود آن ، خود زمينه ساز دهها مشكل و معضل ديگر مي گردد كه براي حل چنين معضلي از همان ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي ، با طرح هايي همچون اعلام حساب 100 امام و ايجاد بنياد مسكن ، گام هاي خوبي براي خانه دار شدن محرومينن در مرحله اول و سپس تمام ايرانيان برداشته شد ، با تمام اين احوال به دليل نياز به اقدامات اساسي تر در اين زمينه كه بتواند علاوه بر محرومين و مستضعفين مشكل مسكن همه مردم را حل نمايد طرح هاي خوبي اجرا شد كه موفق ترين آنها بي شك اجراي مسكن مهر بود كه طي آن ، دولت با قرار دادن زمين رايگان در اختيار مردم در كنار تسهيلات بانكي ارزان ، راه خانه دار شدن مردم را آسان كرده است .
4. برخي از دستاوردهاي ديگر اين بخش به صورت خلاصه عبارتند از محروميت زدايي ازجامعه در كنار امداد رساني به محرومان و مستضعفان ، پيشرفت درجايگاه زنان در جامعه و به ويژه تحول در نگاه ابزاري نسبت به نقش زن در جامعه و پيدا كردن جايگاه ممتاز ، سازنده ، فعال و اثر گذار با حفظ كرامت و شخصيت انساني ، ارتقاي سطح امنيت اجتماعي شهروندان و ... .
هـ – دستاوردهاي اقتصادي
1. تحول در ساختارهاي اقتصادي كشور و تلاش براي حركت به سمت اقتصادي پيشرفته و در عين حال اسلامي در كنار تحول در نظام بانكي و آغاز حركت ها در مسير تحقق بانكداري اسلامي كه در اين مسير قوانين مختلفي تحت عنوان بانكداري اسلامي به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيده است كه هر چند گاه در مقام قانونگذاري نواقصي در آن ديده مي شود وگاه در مقام اجرا به خوبي عملياتي نشده و همچنان شاهد مشكلاتي در اين حوزه ها هستيم ، اما اصل آغاز حركت ، گامي مقدس و قابل تقدير است كه با پيگيري هاي مقام معظم رهبري و از جمله تدوين سياست هاي كلان در اين بخش ها و اهتمام مسئولان عاليرتبه نظام ، مي توان افق هاي خوبي را ترسيم نموده و در نهايت به يك الگو براي جايگزيني به جاي اقتصاد هاي رو به زوال آلوده به رباي جهاني ارائه دهد.
2. فراهم كردن بسترهاي توسعه اقتصادي همچون توسعه غير قابل مقايسه در بخش راه و حمل و نقل جاده اي و ريلي و موضوعات مرتبط مثل تونل سازي و ... و پيشرفت هاي شگرف در اين زمينه و نيز سد سازي و مهار آب هاي سطحي و دهها بستر سازي ديگر كه زمينه رشد اقتصادي مردم و كل كشور را فراهم مي سازد.
3. افزايش نسبي سطح اقتصادي و معيشتي مردم كه چنين مساله اي ، هم از طريق مشاهدات عيني در سطح جامعه قابل اثبات است و هم آمارهاي جهاني آن را تاييد مي كند به عنوان مثال بر اساس آمار بانك جهاني، 46 درصد مردم ايران در سال 1356 زير خط فقر بودند؛ اما اين رقم در سال 1378 به 16 درصد كاهش يافته يعني بيش از 8/2 برابر وضعيت رفاه جامعه بهتر شده است[20] و در 15 سال اخير نيز قطعا اين وضعيت بهبودي بيشتري داشته است ، چنانكه در يكي از آخرين گزارش هاي بانك مركزي اين رقم به 0.7 درصد كاهش يافته است[21] ، هر چند در زمينه شاخص هاي رفاه لازم است اين نكته نيز تذكر داده شود كه هر چند وضعيت اقتصادي مردم افزايش چشمگيري نموده است اما به دلايل متعدد از جمله افزايش سطح انتظارات ، تغييرات در سبك زندگي ، نوسانات منفي در اوضاع اقتصادي كشور به ويژه در سال هاي اخير و ... ممكن است سطح رضايتمندي عمومي از اوضاع اقتصادي به اندازه ارتقاي شاخص آمارهاي رفاهي نباشد ، با اين حال چنين مسائلي هرگز به معناي پايين بودن سطح معيشت مردم به ويژه در مقايسه با دوران پيش از انقلاب اسلامي نمي باشد .
4. تحولات عمده در منابع در آمدي كشور كه آن را از يك كشور تك محصولي متكي به منابع نفتي به كشوري تبديل كرده است كه توانسته است منابع مالي متعددي براي درآمدهاي خويش فراهم نمايد و به اين ترتيب به تدريج از شر وابستگي هر چه بيشتر به منابع نفتي كه تبعات فراوان سياسي و اقتصادي به همراه دارد بكاهد ، به گونه اي كه در بودجه سال 94 اعلام شده است كه اتكاء بودجه به نفت كمتر از 30 درصد خواهد بود[22].
5. و ... .
در پايان بار ديگر متذكر مي شويم كه آنچه گفته شد تنها اندكي از دستاوردهاي عظيم انقلاب اسلامي در حوزه هاي سياسي ، فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي بوده و علاوه بر اين دستاوردهاي فراواني در همين حوزه ها و نيز حوزه هاي ديگر همچون حوزه هاي نظامي ، اطلاعاتي- امنيتي ، ورزشي و ... وجود دارد كه تحقيق پيرامون همه آنها مستلزم تدوين چندين جلد كتاب مي باشد .
----------------------------------------------------------
[1] صحيفه امام ، جلد 1 ، ص 178
[2] بيانات در اجتماع بزرگ مردم كرمانشاه ، 20/7/1390
[3] بيانات در ديدار با كارگزاران نظام ، 13/11/1370
[4] رك : بند 6 اصل 2 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران .
[5] اصل 3 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران .
[6] پهلوي، محمدرضا؛ پاسخ به تاريخ، ترجمه­ي حسين ترابيان، تهران، بي‌نا، 1371، چاپ اول، ص 266 ، نقل از محمدعلي زندي ، ايران ژاندارم منطقه ، سايت پژوهشكده باقر العلوم ع .
[7] غلامرضا علي بابايي، تاريخ سياست خارجي ايران، تهران، انتشارات دوسا، 1375، ص 155
[8] سيد جلال الدين مدني ، تاريخ سياسي معاصر ايران ، انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم ، ج 2 ، ص 50
[9] روح الله موسوي خميني ، آئين انقلاب اسلامي ، سخنان برگزيده ، ص 432 ، نقل از فرهنگ ، جامعه ، انقلاب ، مجموعه مقالات ، كانون انديشه جوان ، ص 141
[10] اصل سوم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران .
[11] امام خميني، وصيت نامه الهي ـ سياسي، قم، دفتر تبليغات اسلامي، 1380ش، ص22.
[12] حديث ولايت، ج4، ص252 و 253.
[13] رك : اصل 107 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
[14] وضعيت سياسي كشور قبل از انقلاب ، عليرضا محمدي ، نشريه الكترونيكي پرسمان ، ش 16
[15] براي آگاهي بيشتر از اموال بنياد پهلوي مراجعه كنيد به گراهام، رابرت؛ ايران سراب قدرت، ترجمه فيروزه فيروزنيا، كتاب تهران 1358، صص 208-204.
[16] رك:روح‌الله حسينيان ، فساد دربار ، سقوط
[17] همان
[18] اميراسدالله علم، گفت و گوهاي من با شاه، خاطرات محرمانه اميراسدالله علم، تهران : طرح نو، 1371، ص 770
[19] ر. ك : جشن هاي 2500 ساله شاهنشاهي ، موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي
[20] درآمدي بر كارنامه انقلاب ، ماهنامه زمانه ، محمد رضا مرندي ، شماره 17 ، بهمن 1382 ، به نقل از سايت باشگاه انديشه ، http://www.bashgah.net/fa/content/show/6188
[21] روزنامه دنياي اقتصاد ، 21/11/1392 ، نقل از سايت روزنامه ، http://www.donya-e-eqtesad.com/news/784545/
[22] رك : خبرگزاري فارس ، http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931103000606
منبع مقاله : دستاوردهاي انقلاب اسلامي ، سيدروح الله لطيفي ، مركز مطالعات و پاسخ گويي به شبهات حوزه علميه قم ، سايت انديشه قم ، http://www.andisheqom.com/public/application/index/viewData?c=297&t=news


سيدروح الله لطيفي، سايت انديشه قم.
نام سایت:پرسمان/اندیشه سیاسی

پربازدیدها

پربحث‌ها