در مورد اينكه آيا اين دو اسم متعلق به يك نفر هستند يا دو نفر در بعضي از تفاسير چهار قول وجود دارد: «الياس همان خضر است؛ بعضي ديگر معتقدند، الياس از دوستان خضر است، و برخي آن دو را برادر مي دانند و اينكه هر دو زندهاند. با اين تفاوت كه الياس مأموريتي در خشكي دارد؛ ولي خضر در جزائر و درياها، بعضي ديگر مأموريت الياس را در بيابانها و مأموريت خضر را در كوهها ميداند و براي هر دو عمر جاودان قائلند،» (مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج ۱۹، ص ۱۴۴ ) مشهور بين علماي شيعه اين است كه اين دو بزرگوار در خدمت امام زمان (عج) و ملازم با ايشان بوده و با ظهور آن بزرگوار جز ياران ايشان خواهند بود.
عمر جاودان خضر و الیاس مطلب اول: در مورد طولاني بودن عمر و زنده بودن حضرت خضر و الياس(عليهما السلام) شكي نيست اما قصه ها و حكايات و همچنين روايات در باره حضرت خضر بسيار زياد است. در بين آنها برخي قابل اعتماد و برخي غير قابل قبول هستند و كمتر كسي به آنها اعتماد كرده است. خصوصا در سند برخي از نقل ها افرادي همچون كعب الاحبار كه يهودي مسلمان شده بوده و از كساني بوده كه اسرائيليات فراواني را وارد روايات و تاريخ اسلام كرده است، مشاهده مي شوند. اما بايد گفت در قرآن كريم در باره حضرت خضر غير از داستان ملاقات حضرت موسي و ايشان چيزي نيامده و همچنين از اوصاف آن بزرگوار چيزي بيان نشده است مگر همين آيه كه فرموده: « فوجدا عبدا من عبادنا اتيناه رحمة من عندنا و علمناه من لدنا علما: پس برخوردند به بنده اي از بندگان ما كه ما به وي رحمتي از خود داده و از ناحيه خود به وي علمي آموختيم ». (سوره كهف/65 ؛ تفسير فخر رازي، ج 21، ص 162) اما در روايات نبوي و يا روايات وارده از طرق ائمه اهل بيت(ع) كه در داستان خضر آمده موارد گوناگوني مشاهده مي شود. همچنين از اخبار متفرقه اي كه از امامان اهل بيت(ع) نقل شده بر مي آيد كه او تا كنون زنده است و هنوز از دنيا نرفته. و از قدرت خداي سبحان هيچ دور نيست كه بعضي از بندگان خود را عمري طولاني دهد و تا زماني طولاني زنده نگهدارد. برهاني عقلي هم بر محال بودن آن نداريم و به همين جهت نمي توانيم انكارش كنيم.(1) و در تعدادي از روايات كه از طرق شيعه و سني رسيده، آمده است كه خضر از آب حيات كه واقع در ظلمات بود نوشيده، چون وي در پيشاپيش لشكر ذو القرنين كه در طلب آب حيات بود قرار داشت، خضر به آن رسيد اما ذو القرنين به آن نرسيد. مرحوم علامه طباطبايي(ره) در اين روايات ترديد و تشكيك مي فرمايند و مي گويند: « اين روايات و امثال آن روايات آحادي(خبر واحدي است) كه قطع به صدورش نداريم و از قرآن كريم و سنت قطعي و عقل هم دليل بر توجيه و تصحيح آنها نداريم (ترجمه تفسير الميزان، ج13، ص489، ذيل آيات 60 تا 82 سوره كهف). در برخي روايات آمده است كه امام صادق(ع) فرمودند: خداوند به حضرت خضر عليه السلام عمر طولاني عطا فرمود زيرا خدا مي خواست به قائم ما (حضرت مهدي- عج-) عمر طولاني بدهد و مي دانست كه بندگانش بر طول عمر او اشكال خواهند كرد، به همين جهت عمر بنده اش حضرت خضر را طولاني گردانيد كه عمر طولاني حضرت قائم به آن تشبيه شود.»(2) مطلب دوم: در مورد اينكه آيا اين دو اسم متعلق به يك نفر هستند يا دو نفر در بعضي از تفاسير چهار قول وجود دارد: «الياس همان خضر است؛ بعضي ديگر معتقدند، الياس از دوستان خضر است، و برخي آن دو را برادر مي دانند و اينكه هر دو زندهاند. با اين تفاوت كه الياس مأموريتي در خشكي دارد؛ ولي خضر در جزائر و درياها، بعضي ديگر مأموريت الياس را در بيابانها و مأموريت خضر را در كوهها ميداند و براي هر دو عمر جاودان قائلند،» (مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج ۱۹، ص ۱۴۴ ) مشهور بين علماي شيعه اين است كه اين دو بزرگوار در خدمت امام زمان (عج) و ملازم با ايشان بوده و با ظهور آن بزرگوار جز ياران ايشان خواهند بود. مطلب سوم: درمورد تفسير آب حيات نيز اقوال مختلف است: 1. برخي براين عقيده اند كه: آب زندگاني يا آب حَيات چشمهاي تخيلي است در داستانها كه گفته ميشود هر كس از آن بنوشد جواني خود را بازمييابد و پير نميشود. داستانهاي مربوط به آب زندگاني هزاران سال است در نقاط گوناگون جهان بازگو شده و در گيلگمش، نوشتههاي هرودوت (پنج سده پيش از ميلاد) و اسكندرنامهها و داستانهاي جنگهاي صليبي نيز ديده ميشود. در داستانها به آن آب زندگي، آب جاودانگي، آب جواني، آب حيوان، و آب بقا هم گفتهاند. در داستانهاي اسلامي نيز نام سه تن آمده است كه در پي آب زندگاني رفتهاند. دو تن از ايشان از آن آشاميده و زندگي جاودان يافتهاند و يكي ناكام بازگشته است: الياس، خضر و ذوالقرنين.( مأخذ: ويكي پديا به نقل از دانشنامه بزرگ اسلامي، مركز دائرةالمعارف اسلامي، برگرفته از مقاله «آب حيات»، ج۱، ص۱۴) 2. كتاب خدا دين الهي را به عنوان چشمه حيات عرصه تشريع معرفي مي كندو در بيان حياتبخشي آن ميفرمايد: (ياَايُّهَا الَّذينَ ءامَنوا استَجيبوا لِلّهِ ولِلرَّسولِ اِذا دَعاكُم لِما يُحييكُم)(3) يعني رهآورد دين، نه تنها افيون و مُخدّر نيست بلكه نيروي محرك و عامل حيات و پويايي است. 3. برخي قائلند: «عين الحياة (چشمه زندگاني) باطن اسم «الحي» است كه هركس به اين اسم تحقّق يابد از آب چشمه حيات نوشيده است، و هركس از اين چشمه بنوشد هرگز نخواهد مُرد؛ چرا كه به حيات حق زنده شده است. و هر زنده اي در عالم، زنده به حيات چنين انساني است؛ چرا كه حيات او حيات خدا است.(ر.ك. جامع الاسرار، ص 381، آملي، سيد حيدر،انتشارات علمى و فرهنگى وزارت فرهنگ و آموزش عالى، چاپ اول، 1368 ش) 4. برخي ازمفسرين مي فرمايند: وجود انسان كامل از آن جهت كه مظهر اسم اعظم الهي است،مايه تأمين حيات معنوي و سرچشمه آب زندگاني است: (اِعلَموا اَنَّ اللهَ يُحي الارضَ بَعدَ مَوتِها)(4)؛ خداوند زمين را پس از مردنش زنده ميكند و زندگي مرهون آب است: (وجَعَلنا مِنَ الماءِ كُلَّ شيءٍ حَي)(5) و امام معصوم(عليهالسلام) همان چشمه زلالي است كه سرزمين دلها با آن زنده ميشود. رسول اعظم اسلامصلي الله عليه و آله و سلم نيز در سخني نوراني شناخت انسان كامل و امام معصوم هر عصر را عامل حيات معقول فرد و جامعه معرفي فرمود: من مات و لم يعرف إمام زمانه مات ميتة جاهلية)(6) آن كه بميرد و امام معصوم عصر خويش را نشناخته باشد، چونان جاهلان و به مرگ جاهليت مرده است و چون مرگ عصاره زندگي است، آن كه جاهلانه مرده، زيستني جاهلانه داشته است و فاقد حيات معنوي و والاي انساني بوده است. مسئله زنده كردن زمين به آب حيات، پس از مرگش، در روايات عترت طاهره(عليهمالسلام) مورد تأييد و تأكيد است و بر پايه آن روايات خداوند زمينه مرده را نيز با انسان كامل زنده ميكند، همانطوري كه زمين مرده را با آب: عن أبي جعفر(عليهالسلام)… قال: يحييها الله(عزّوجلّ) بالقائم(عج) بعد موتها؛ بموتها يعني كفر أهلها و الكافر ميت(7) ولايت و امامت، حقيقت آب زندگاني است و تمام شئون علمي و عملي وجود مبارك ولي الله الاعظم امام زمان(عج) آب زندگي است، از اينرو با ظهورش دلها و زمينههاي مرده را احيا ميكند بنابراين آب زندگاني، باراني نيست كه از بالا ببارد و آب چشمه يا چاه نيست كه از پايين بجوشد، بلكه حقيقتي است كه به صورت قانوني الهي در عرصه تشريع و درقالب انسان كامل معصوم در عرصه تكوين ظهور ميكند. گاهي جامعه، زماني دلها و هنگامي زمينه فرهنگي ملّتي ميميرد. آنجا كه محيط جهل و جهالت باشد، فضاي سيطره مرگ است كه گاه با گفتن و نوشتن و هدايتهاي ظاهري دفع ميشود؛ اما زماني چنان عميق و فراگير است كه بايد دم مسيحايي و نفس قدسي مسيحادم آن عصر امت را زنده كند و آن كه امروز نفسش دم روح القدسي است و وجودش چشمه زلال زندگاني، جز وجود مقدس ولي الله الاعظم حجة بن الحسن المهدي(عج) نيست. معرفت امام عصر(عج) مايه حيات قلوب انسانها و باريابي بشر به عرصه حيات معقول و انساني است كه ثمرهاش معنوي و انساني است. ولايت و امامت، حقيقت آب زندگاني است و تمام شئون علمي و عملي وجود مبارك ولي الله الاعظم امام زمان(عج) آب زندگي است، از اينرو با ظهورش دلها و زمينههاي مرده را احيا ميكند. در جمع بندي پاياني بايد عرض شود : 1.عمرحضرت خضر والياس عمر طولاني است نه جاوداني چون طبق صريح آيات قرآن « كل مَن عليها فان» يا «كل نفس ذائقه الموت» همه كساني كه در دنيا هستند روزي از دنيا مي روند و مي ميرند، پس معني ندارد كه كسي آب حيات بنوشد و براي هميشه زنده بماند. 2. در تفسير وتاويل آب حيات اقوال مختلف است.مختار اكثرمفسرين اين است كه : آب زندگاني، باراني نيست كه از بالا ببارد و آب چشمه يا چاه نيست كه از پايين بجوشد، بلكه حقيقتي است كه به صورت قانوني الهي در عرصه تشريع و درقالب انسان كامل معصوم در عرصه تكوين ظهور ميكند. 3. مشهور بين علماي شيعه اين است كه اين دوبزرگواردرخدمت امام زمان (عج) وملازم با ايشان بوده وبا ظهور آن بزرگوار جز ياران ايشان خواهند بود. منبع:پرسمان


