
يكي از خطوط خبري كه رسانههاي وابسته به جريان معاند انقلاب در خصوص شهداي مظلوم غواص دنبال كردند، تمركز بر عملكرد فرماندهان عاليرتبه جنگ در ادامه اين عمليات پس از آگاهي از لو رفتن اين عمليات بود. فعالان اين خط خبري، تلاش ميكند تا با پنهان كردن نقش حاميان بينالمللي صدام، صرفاً بر نقش فرماندهان در شهادت رزمندگان تأكيد كند و هيچ اشارهاي به پشتيبانيهاي اطلاعاتي دولتهاي غربي بهويژه آمريكا در اين زمينه ننمايد.
اين در حالي است كه اسناد متقن و معتبر بينالمللي، يكي از دلايل اصلي لو رفتن عمليات كربلاي 4 را انتقال اطلاعات مربوط به عمليات توسط سرويس جاسوسي آمريكا به عراق و همچنين همكاري جريانهاي سياسي معاند داخلي براي جاسوسي نظامي و جمع آوري اطلاعات از تحركات نيروهاي ايراني عنوان ميكند.
در سطور پيشرو، تلاش ميشود تا برخي از اسناد و ارجاعات به نقش آمريكا و ستون پنجم داخلي در لو رفتن عمليات كربلاي 4، مرور شود.
گزارشي مختصر از عمليات كربلاي 4
عمليات كربلاي چهار در دي ماه 1365 در شرايطي انجام شد كه از نظر اجتماعي مردم ايران منتظر يك پيروزي بزرگ و سرنوشتساز و نهايتاً پايان جنگ بودند. اين جو عمومي كه بهويژه بعد از عمليات بزرگ والفجر 8 و فتح فاو ابعاد رواني ويژهاي پيداكرد، سبب هجوم بينظير نيروهاي مردمي به سمت جبههها شد كه در تاريخ 8 ساله جنگ تحميلي تنها در برهه عمليات فتحالمبين در سال 61 نمونه داشت.
از سوي ديگر، بعد از عمليات والفجر 8، عراق با بهرهگيري از نظرات كارشناسان نظامي آمريكايي و اروپايي دست به اجراي سلسله عملياتهاي دفاع متحرك زد تا هم دستاوردهاي پيروزي ايران در فاو را خدشهدار كند و هم توان نظامي ايران را در نبردهاي فرسايشي و پراكنده رو به تحليل برده تا در نهايت با ضربهاي كاري، مسئله جنگ را به نفع خود تمام كند.
اين دو مسئله بهعلاوه شرايط خاص اقتصادي و سياسي ايران در سال 65 و فشارهاي بينالمللي براي پايان جنگ و همچنين حضور مستقيم آمريكا در جنگ با ايران(چه در خليج فارس و جنگ دريايي و چه در جنگ اطلاعاتي) فرماندهان و متوليان جنگ در ايران را برآن داشت تا بههرنحو ممكن، با اجراي عمليات كربلاي 4، هم از ظرفيت حضور بالاي مردم در جبهه بهره بگيرند و هم با تصرف بصره(ضمن در اختيار داشتن فاو) دست بالا را در پايان جنگ و مذاكرات پس از آن، داشته باشند.
در اين عمليات قرار بود حدود 15000 غواص خط شكن با عبور از طول رودخانه اروند و گذر از روبروي خطوط عراقيها، در مقابل چند نقطه حساس از ساحل بصره وارد خطوط عراقيها شده و پس از شكستن استحكامات خط اول دفاعي عراق، موج دوم نيروها در تك اصلي پيشروي را به سمت بصره ادامه داده و عمليات سرنوشت را به سرانجامي نيكو برسانند.
به عبارت ديگر عمليات كربلاي 4 از جمله عمليات هاي گسترده دفاع مقدس است كه توسط نيروهاي سپاه پاسداران در سوم دي سال 1365 در جنوبي ترين محور جنگ به اجرا درآمد. عمليات كربلاي 4 با راهبرد نظامي سپاه پاسداران و با هدف تصرف بندر مهم بصره در عراق طراحي شد.
يكي از اهداف تصرف بصره نيز قطع كامل صدور نفت به خارج و ضربه زدن به عراق بود كه لازم بود سه محور براي اين عمليات در نظر گرفته مي شد اما پاره اي مشكلات سبب شد تنها يك محور براي انجام چنين عملياتي انتحاب شود. به عبارت ديگر، پس از حذف دو محور هور و فاو، منطقه شلمچه و ابوالخصيب كه داراي ويژگي هاي مهم سياسي و نظامي بودند در جبهه جنوب به منظور انجام عملياتي بزرگ و سرنوشت ساز برگزيده شد.
در اين عمليات دشمن با دو لشكر، 23 يگان پياده، يگان هاي زرهي، يگان هاي مكانيزه، تيپ هاي 16، 30 و يك گردان مستقل ، تيپ هاي 25 و 8 ، گارد رياست جمهوري، تيپ هاي 2 و 4 از لشكر1 كماندويي و تيپ هاي 7 و 8 از لشكر 2 پياده تجهيز كامل شد و هدايت فرماندهي عمليات نيروهاي خودي نيز بر عهده قرارگاه مركزي خاتم الانبياء (ص) سپاه پاسداران بود و چهار قرارگاه عملياتي نيز اجراي آن را بر عهده داشتند. بعد از آغاز اين عمليات، نيروهاي خودي متوجه هوشياري بسيار زياد و كامل نيروهاي دشمن در مقابله با اين عمليات گرديدند. ، عراقي ها با هوشياري و آمادگي كامل، ضمن استفاده از منور با تيربار و خمپاره به طرف نيروهاي خودي شليك مي كردند. در چنين شرايطي امكان ادامه عمليات ميسر نبود، لذا به منظور حفظ قوا و طراحي مجدد عمليات آتي، از ادامه نبرد خودداري شد و تنها به فاصله ي 24 ساعت پس از شروع عمليات، به دليل وضعيت جديدي كه در خطوط درگيري به وجود آمد ، فرمانده سپاه دستور توقف عمليات را صادر كرد. ( سيري در جنگ ايران و عراق، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه، فصل هشتم، 1379)
در حقيقت عمليات كربلاي 4 با كمك مستقيم آمريكاييها در انتقال اطلاعات مربوط به تحركات نظامي ايرانيها كه توسط هواپيماهاي جاسوسي آواكس و تصاوير ماهوارهاي به دست آمده بود، در همان ساعات ابتدايي و با تلفات سنگين نيروهاي خودي، عمليات متوقف شد. در خصوص كمكهاي اطلاعاتي آمريكا به عراق در مورد عمليات كربلاي 4، ميتوان به اظهارات «عدنان خيرالله» وزير دفاع وقت عراق پس از عمليات كربلاي 4 اشاره كرد كه مكرراً از آمريكاييها براي دادن اطلاعات تشكر ميكند.
وفيق السامرايي، رييس استخبارات نظامي عراق در زمان جنگ نيز، طي مصاحبهاي با نشريه الحيات اعلام كرد: «اگر حمايت غرب نبود، صدام نميتوانست جنگ عليه ايران را آغاز كند و ادامه دهد. وي نقش ايالات متحده در كمك به صدام را چنين بر مي شمارد:
ارايه اطلاعات كامل به عراق در مورد آرايش نظامي نيروهاي ايران.
تشويق متحدين خود در اروپا و منطقه به اعطاي كمك مالي به عراق.
تحريم ايران و جلوگيري از دستيابي آن به تسليحات و تجهيزات مدرن.»
مارك پري نويسنده و تحليلگر آمريكايي در زمينه حمايتهاي اطلاعاتي آمريكا از صدام، در كتاب «كسوف؛ آخرين روزهاي سيا» مينويسد: «وزارت دفاع آمريكا اطلاعات و مشخصات ديپلماتهاي ايراني و برنامههاي تدوين شده براي حمله به ايران، با ذكر نقاط حساس براي بمباران نقاط مختلف ايران را دراختيار دولت عراق قرار ميداد.»
مارك پري همچنين مينويسد: «در ماه اوت 1986 سازمان سيا يك سيستم بسيار پيچيده و امن ايجاد كرد كه واشنگتن را مستقيماً به عراق وصل مي كرد. براي دو ماه متوالي صدام حسين از طريق ايستگاه بغداد اطلاعات مستقيمي در باره آرايش هاي نظامي ايران دريافت مي داشت. اين مركز هم چنين قادر بود اطلاعات بسيار دقيقي را براي فرماندهان عراق تهيه كند. اين اطلاعات براي آن ارائه ميشدند كه فعالانه به رژيم عراق عليه ايران برتري و امتياز بدهد.»
در اين خصوص، براساس گزارش نشريه آمريكايي فارين پاليسي، آمريكا در جريان جنگ ايران و عراق با وجود اطلاع از تصميم عراق براي استفاده از سلاحهاي شيميايي، كمكهاي اطلاعاتي در اختيار عراق گذاشت. اين كمكها پس از پيشبيني پيروزيهايي استراتژيك ايران در جبهههاي نبرد و براي جلوگيري از پيروزي ايران در اختيار عراق گذاشته شد.
البته حمايتهاي اطلاعاتي آمريكا از رژيم بعث صدام، نه در برهه زماني عمليات كربلاي 4 كه حتي پيش از آغاز جنگ نيز صورت پذيرفته است. كه در همين زمينه براساس اسناد منتشره، آمريكا اطلاعات حساس نظامي ايران را كه از طريق ملاقات با رجال سياسي و نظامي مخالف انقلاب جمهآوري ميكرد، از طريق عربستان سعودي به دست سازمان اطلاعات عراق ميرساند.
در اين زمينه در گزارشي كه 1997 توسط دانشگاه فلوريداي آمريكا منتشر شد، نيروي هوايي آمريكا، در سپتامبر 1980 تعداد 5 فروند هواپيماي شناسايي آواكس را جهت شناسايي عملياتهاي هوايي نيروي هوايي ايران و اطلاعرساني آنها به ارتش عراق، به عربستان سعودي منتقل كرد.
در خصوص علت لو رفتن عمليات كربلاي 4، نبايد از نقش ستون پنچم داخلي نيز چشم پوشيد. بررسيها نشان ميدهد نيروهاي سازمان منافقين براي جمعآوري و انتقال اطلاعات به ارتش بعثي به صورت گسترده فعاليت ميكردهاند و اين اقدامات نقش مهمي در تصميمگيري و اجراي طرحهاي نظامي دشمن داشته است. براساس اظهارات محمدحسين سبحاني كه در گذشته از مسئولان اطلاعات و امنيت سازمان مجاهدين خلق بوده، استخبارات عراق از طريق مهدي ابريشمچي، پرسشهاي اطلاعاتي ارتش عراق را در مورد شناسايي محل پلها، تأسيسات آب و برق، كارخانهها و مراكز اقتصادي و نظامي ايران با سازمان مطرح ميكرده و ستاد اطلاعات سازمان پس از انجام دادن كار اطلاعاتي، پاسخها را تهيه كرده و در اختيار آنان ميگذاشته است.
يكي از بارزترين مصاديق كاركرد ويژه سازمان پليد منافقين در جاسوسي از فعاليتهاي نظامي ايران، در عمليات كربلاي 4 صورت گرفت تا جايي كه يك روز قبل از آغاز عمليات، دو تيم شناسايي و جاسوسي وابسته به منافقين در اطراف پرشين هتل آبادان دستگير شدند كه اطلاعات بهدستآمده از اين نفرات، حاكي از جاسوسي گسترده منافقين از تحركات عملياتي ايران بود.
همچنين ميبايست به نقش ساير سازمانهاي سياسي معاند انقلاب همچون جبهه ملي و نهضت آزادي نيز اشاره كرد كه بنا بر اظهارات فرماندهي كل سپاه، لو رفتن عمليات از ردههاي بالاي سياسي كشور صورت گرفته است كه در همين زمينه سردار محمد اسماعيل كوثري، فرمانده وقت لشگر 27 محمد رسولالله(ص)، در مصاحبهاي از نقش نهضت آزادي در جمعآوري اطلاعات مربوط به عمليات كربلاي 4 و انتقال اين اطلاعات به سرويسهاي جاسوسي غربي (آمريكا) و در نهايت دستگاه امنيتي عراق پرده برداشت.
گام دوم: در اين گام به بررسي اجمالي دروغ ها و تحربفات متن فوق پيرامون عمليات كربلاي چهار مي پردازيم: پيش از هر سخني لازم است به اين نكته توجه ناييد كه كل شانتاژ متن فوق مبتني بر اين فرضيه است كه مسوولين نظامي كشور قبل از عمليات از لو رفتن كامل عمليات كربلاي چهار اطلاع داشته اند ولي علي رغم اين بازهم دستور شروع عمليات را داده اند،اما بايد عرض نماييم،ادعاي اطلاع فرماندهان نظامي ارشد از لو رفتن كامل عمليات ، ادعاي بي دليلي است كه بدون هيچ مستندي و مانند ساير مطالب دروغ و بي پايه ي مندرج در اين متن مانند تعداد شهداي اين عمليات!! و يا شهادت شهيدان باكري در اين عمليات!!! آورده شده است.
بر طبق گفته ي فرماندهان وقت سپاه، تا پيش از شروع اين عمليات، به هيچ وجه از لو رفتن كامل عمليات اطلاعي در دست نبوده است. يقينا قصد ايران از انجام يك عمليات بزرگ بر همگان معلوم بود اما اينكه منطقه ي عمليات، تعداد نيروها ، كيفيت درگيري، اهداف ، روش ها، نوع پشتيباني و ساير مسائل مرتبط، لو رفته، معلوم نبود. سردار سرلشكر سيديحيي رحيم صفوي دستيار و مشاور عالي فرمانده معظم كل قوا و فرمانده سابق سپاه پاسداران در اين باره مي گويد: «عمليات كربلاي 4 در همان نيم روز مجبور به توقف شد. زيرا بررسي ما در همان چند ساعت شروع عمليات نشان داد كه نيروهاي عراقي به تمام محورهاي مورد نظر عملياتي ما آگاهي كاملي داشتند» ( مندرج در پايگاه اطلاع رساني موسسه فرهنگي هنري پيام آزادگان به آدرس http://mfpa.ir )در مجموع مي توان گفت تا قبل از شروع عمليات هيچ دليل روشني كه مبني بر لو رفتن كامل برنامه ي اصلي عمليات در دست نبوده است و به همين دليل بعد از شروع عمليات و به محض اطلاع از لو رفتن عمليات، بدون فوت وقت ، عمليات در كمتر از يك نيمروز – به تعبير سرلشگر صفوي – متوقف گرديد. بايد از نويسندگان متن مذكور پرسيد كه اساسا چرا بايد فرماندهان ارشد با وجود علم به لو رفتن عمليات ، بازهم دستور به شروع عمليات بدهند؟
در ادامه به بيان نكاتي پيرامون متن فوق مي پردازيم:
يك. درباره ي آمار شهداي اين عمليات بايد بگوييم، ادعاي شهادت 12 هزار نفر در طي اين عمليات به هيچ وجه از سوي منابع معتبر مربوطه مطرح نگرديده و تاييد نشده است.
دو. اينگونه نبوده است كه در طي اين عمليات تمام متصرفات ايران طي هشت سال جنگ از دست رفته باشد. اساسا چگونه اين امر ممكن است در حالي كه جنگ تحميلي در خطوط وسيعي از مرزهاي ايران در جريان بوده است و حال چگونه بواسطه ي يك عمليات در يك منطقه ي خاص تمام متصرفات ايران!!! در طول هشت سال جنگ و در گستره ي صدها كيلومتر مرز از دست برود؟!
سه. شهيدان بزرگوار مهدي و حميد باكري سال ها پيش از عمليات كربلاي چهار ، و هر يك در عملياتي جداگانه و با فاصله ي يكسال به شهادت رسيدند. شهيد حميد باكري در تاريخ 6/12/1362 در جزيره مجنون در عمليات خيبر به شهادت رسيد و شهيد آقا مهدي باكري در عمليات بدر در تاريخ 25/11/63،در شرق دجله به شهادت رسيدند. در حالي كه همانگونه كه گذشت كربلاي چهار در سوم دي سال 1365 برگزار گرديد. از همين دروغ به اين واضحي و با اين صراحت مي توان به عمق تحريفات واغراض پليد نهان در تاليف اين متن پي برد.
چهار. اساسا اين عمليات براي تعيين سرنوشت جنگ، در طول شش ماه تلاش و سرمايه گذاري شده بود و اينگونه نبود كه ايران پيش از اين عمليات، دست بالاي جنگ تحميلي باشد بلكه هر دو طرف در شرايط مساوي قرار داشتند و تحصيل يك پيروزي بزرگ براي هر يك از طرفين مي توانست، تاثير چشم گيري در تعيين وضعيت جنگ داشته باشد. و اين اتفاق در عمليات كربلاي 5 كه با تكيه برتجارب كربلاي 4 و با مدت بسيار كوتاهي بعد از آن انجام شد، محقق گرديدو برجسته ترين نتيجه ي پيروزي ايران در عمليات كربلاي 5 و دستاورد استراتژيك آن، تثبيت توازن به سود ايران بود. پس اينگونه نبوده است كه فزضا با ناكام ماندن اين عمليات پيروزي بزرگي نصيب صرام شده باشد.
پنج. اين عمليات نه بعد از سه روز بلكه به فاصله ي 24 ساعت بعد از شروع و بعد از اطمينان از لو رفتن تمامي جنبه هاي عمليات متوقف گرديد.
شش. در اين عمليات نه تنها تمام جانفشاني ها و ازخودگذشتگي ها و شهيد دادن ها و هزينه دادن هاي مردم ايران بي ثمر نگرديد بلكه اين عمليات ، تجربه اي براي عمليات هاي بعدي از جمله عمليات كربلاي 5 گرديد كه در نهايت منجر به پذيرش قدرتمندانه قطعنامه 598 و رسيدن جمهوري اسلامي به تمامي مطالبات از جمله حفظ كامل تماميت ارضي كشور و معرفي عراق به عنوان متجاوز شد.
هفت. جواناني كه در طول جنگ تحميلي پر پر شدند ، نفوس پاكي بودند كه تمام هستي خود را در طبق اخلاص به پروردگار خويش تقديم نمودند. اما يقينا هيچ كدام از فرماندهان عالي جنگ هيچ گاه راضي به ريخته شدن خونپاك اين جوانان نبوده اند، و خود نيز جان بر كف پابه پاي رزمندگان و بسيجيان، در ميدان هاي اصلي نبرد حضور داشتند ، اگر نگاهي به آمار فرماندهان نام آور شهيد دفاع مقدس بياندازيد متوجه مي شويد كه فرماندهان ارشد، همواره پيشاپيش نيروهاي خود، درگير جبهه ي نبرد بوده اند.
هشت . سخنان منقول از سردار رضايي در مراسم تشييع جنازه ي شهيدان نيز به مانند ساير مطالب اين متن منطبق بر واقعيت نبوده و چنين سخني از سوي ايشان در اين مراسم زده نشده است.
اما در پايان بايد به نويسندگان متن مذكور بگوييم، ننگ و نفرين بر قدرت هاي سلطه گري كه آتش اين جنگ ناجوانمردانه را در اين مملكت برافروختند. ننگ و نفرين ابدي خداوند نثار منافقاني كه عزت و شرف خود را با دلار هاي آمريكايي معاوضه نموده و اينگونه با فروش اطلاعات، خون هم ميهنان خويش را بر زمين ريختند. ننگ و نفرين و لعنت ابدي خداوند بر كساني كه براي زمين زدن نظام اسلامي اين ملت كمر همت بستند و اما درود و رضوان الاهي بر امام عزيز راحلمان و شهيدان والامقام انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي كه لحظه اي جز به رضاي دوست و عمل به تكليف فكر نكردند و سلام خداوند بر رزمندگان و فرماندهاني كه در طول 8 سال ، غيرتمندانه با تمام وجود در برابر هجوم نظام سلطه ايستادگي كرده وفارغ از تمامي فشارهاي داخلي و خارجي خم به ابرو نياوردند.
ضمن با تشكر مجدد از مكاتبه ي شما با اين مركز، منتظر سوالات بعدي شما هستيم.
براي كسب اطلاعات بيشتر پيرامون دفاع مقدس به منابع زير مراجعه نماييد :
پايگاه اطلاع رساني دانشنامه جامع ايثار و شهادت به آدرس اينترنتي http://www.isarnameh.ir
پايگاه اطلاع رساني پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس به آدرس اينترنتي http://dsrc.ir
مجموعه ي 5 جلدي كتاب سيري در جنگ ايران و عراق، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ، چاپ سوم، تهران،1379 .
نام سایت:پرسمان/اندیشه سیاسی


