نشریه کاوه در جریان جنگ جهانی اول منتشر میشد تا در پوشش باستان گرایی احساسات ملی گرایانه و ضد روسی و موافق با آلمان را در میان ایرانیان تقویت کند...
بهمن ماه سال 1294 خورشیدی اولین شماره نشریه « کاوه » به همت و مدیریت حسن تقی زاده و به زبان فارسی در برلین آلمان منتشر شد . این مجله از جمله مهمترین منابع پیرامون باستانگرایی در ایران به شمار میآمد. تصویر صفحهٔ اول روزنامه، مردی بود که درفش کاویانی در دست گرفته و عدهای از سپاهیان و شورشیان با اسلحههای گوناگونی به دنبال او حرکت میکنند. مجلهٔ کاوه نشریهای است به زبان فارسی که در برلین، از ۱۳۳۴ هجری قمری تا ۱۳۴۰ هجری قمری چاپ میشد. مؤسس این مجله، حسن تقیزاده بود. این مجله از جمله مهمترین منابع پیرامون باستانگرایی در ایران بهشمار میآمد. نشریهٔ کاوه توسط حسن تقیزاده بهعنوان یک نشریهٔ سیاسی در جریان جنگ جهانی اول تحت کمیتهٔ دفاع ملی منتشر میشد تا احساسات ملی گرایانه و ضد روسی و موافق با آلمان را در میان ایرانیان تقویت کند. یکی از دلایلی که تقیزاده درفش کاویانی را بهعنوان نشان نشریهٔ خود انتخاب کرده بود این بود که تقیزاده عقیده داشت که درفش کاویانی باید بجای نشان شیر و خورشید نشان ملی ایرانیان باشد. زیرا عقیده داشت که قدمت درفش کاویانی برخلاف شیر و خورشید به پیش از اسلام میرسد. چاپ و نشر کاوه به دو دورهٔ اول و دوم تقسیم میگردد. دورهٔ اول چاپ مجله از ۱۸ ربیعالاول ۱۳۳۴ ه. ق. / ۲۴ ژانویهٔ ۱۹۱۶ آغاز شد و تا شمارهٔ ۱۵، مورخ ۱۸ ذیالقعدهٔ ۱۳۳۷ ه. ق. / ۱۵ اوت ۱۹۱۹ طول کشید. این دوره مقارن بود با جنگ جهانی اول. در این مدت، کاوه یک نشریهٔ سیاسی بود که بیشتر محتوای آن طرفداری از آلمان و متحدانش (عثمانی، اتریش و بلغارستان) بود. در دورهٔ جدید که از سال ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۰ ه. ق.، به طور منظم هر ماه یک شماره منتشر میشد، و با خاتمهٔ جنگ جهانی، کاوه دیدگاه سیاسی خود را رها کرده و محتوایی ادبی - فرهنگی به خود گرفت. در این دوره مقالاتی راجع به ادبیات و تاریخ ایران باستان درج میکرد.(1) انتشار نشریه کاوه را نتیجه سرخوردگی نویسندگان و روشنفکران عصر مشروطه از تحقق شعارهای نهضت مشروطیت قلمداد کرده اند . کاوه در شرایطی منتشر شد که از یکسو بحرانهای عظیم سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ناشی از بن بستهای مشروطه سراسر ایران را در بر گرفته بود و از سوی دیگر گسترش اکتشافات باستان شناسی در ایران سبب تلاش برنامه ریزی شده گروهی از روشنفکران برای توجه دادن عموم به فرهنگ تاریخ ایران قبل از اسلام شده بود . در خارج از ایران نیز تعداد زیادی کتاب تاریخی از سوی محققان و مورخان اروپایی در رابطه با این موضوع منتشر شده بود . چاپ و انتشار این آثار در شرایط بحرانی ایران تاثیر بسزایی در رویکرد روشنفکران ایرانی مقیم خارج از کشور به سمت انتشار نشریه کاوه که باستانگرایی و لائیسم را تبلیغ می کرد، داشت . درفش کاویانی به جای نشان شیر و خورشید نشریه کاوه در جریان جنگ جهانی اول توسط مجموعه ای سیاسی با نام « کمیته دفاع ملی » منتشر میشد تا در پوشش باستان گرایی احساسات ملی گرایانه و ضد روسی و موافق با آلمان را در میان ایرانیان تقویت کند. یکی از دلایلی که تقیزاده درفش کاویانی را به عنوان نشان نشریه خود انتخاب کرده بود این بود که وی عقیده داشت درفش کاویانی باید بجای نشان شیر و خورشید نشان ملی ایرانیان باشد. زیرا مدعی بود که قدمت درفش کاویانی برخلاف شیر و خورشید به پیش از اسلام میرسد. چاپ و نشر کاوه به دو دورهٔ اول و دوم تقسیم میگردد. دورهٔ اول چاپ مجله از روز 18ربیعالاول ۱۳۳۴ (سوم بهمن 1294 شمسی – 24 ژانویهٔ ۱۹۱۶ میلادی ) آغاز شد و تا 15شمارهٔ انتشار یافت. این دوره مقارن بود با جنگ جهانی اول. در این مدت، کاوه یک نشریهٔ سیاسی بود که بیشتر محتوای آن طرفداری از آلمان و متحدانش (عثمانی، اتریش و بلغارستان) بود. این نشریه در دورهٔ جدید خود از سال ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۰ ه. ق. به طور منظم هر ماه یک شماره منتشر میشد. کاوه در نخستین دوره چاپ خود در واقع ارگان حزب دموکرات به شمار می رفت و محتوایی سیاسی و تبلیغاتی داشت. دوره دوم انتشار کاوه در قالب ماهنامهاى تحلیلی در برلین آغاز گردید و برعکس دوره نخست که رویکردى صرفا سیاسى داشت، اینبار مجله با رهیافتى انتقادی به مسائل اجتماعى ـ سیاسى ایران و با رویکردى روشنفکرانه منتشر می شد. «کمیته دفاع ملی» ایرانیان در برلین، متشکل از نخبگان ملی گرای پراکنده در اروپا بود که تقی زاده، آن ها را در حلقه نشریه کاوه گرد هم آورد. کسانی چون حسین قلى خان نواب سفیر ایران در آلمان، علامه محمد قزوینى، کاظمزاده ایرانشهر، میرزا محمود غنى زاده، محمد على جمال زاده، ابراهیم پورداوود، عباس اقبال آشتیانى، محمدعلى فروغى و ... در تدوین و تحریر مقاله های کاوه مشارکت داشتند و ایران شناسان مشهوری چون ادوارد براون، هانری ماسه و آرتور کریستین سن با آن همکاری می کردند. آرمان های کاوه در اندک مدت با استقبال گرم محافل روشنفکری ایران روبرو گردید و توانست از حد و حدود یک نشریه صرف خارج شده و باور های خود را تبدیل به دیدگاه فکری رایج نماید که در نهایت بعد از کودتای اسفند 1299 سرنوشت نیمه نخست قرن جدید ایران را رقم زد. با خاتمهٔ جنگ جهانی، کاوه دیدگاه سیاسی خود را رها کرده و محتوایی ادبی - فرهنگی به خود گرفت. در این دوره مقالاتی راجع به ادبیات و تاریخ ایران باستان درج میکرد. هزینه ویرایش و چاپ این مجله پیوسته به عهده دولت آلمان بود و این امر هویت یارانه سیاسی فرهنگی داشت. انتشار کاوه باعث شد تا بسیاری از ایرانیان از یک سو به واپس ماندگی نظام قاجاری آگاهی یابند و چاره را در اخذ «تمدن جدید» جستجو نمایند و از سوی دیگر بتوانند به دولتی بیاندیشند که به استقلال و منافع ملی و عرض اندام در برابر نیروهای استعماری علاقه نشان می دهد. روزنامه کاوه معتقد بود که انحطاط ایران در عرصه علمی، فرهنگی و حتی اخلاقی باعث شده است که کشورما «صد هزار فرسنگ» از ملل متمدن اروپا عقب بماند. کاوه «سنت» و مظاهر آن را به چالش می کشید و با پرسش جدی از سنت، در صدد بود مبانی نظری نوسازی جامعه ایرانی را محقق سازد. در کنار علاقه به تجدد، مسائلی مانند حقوق زنان و اقلیت های دینی، ایجاد دولت نیرومند مرکزی، آموزش همگانی، نخبه گرایی و ناسیونالیسم برای کاوه و گردانندگان آن موضوعیت داشت. سید حسن تقی زاده در نخستین شماره دوره جدید کاوه چنین آورده است: «خط مشى و روش تازه کاوه ... نسبتى با کاوه سابق ندارد و مندرجات آن علمى، ادبى و تاریخى است و مسلک و مقصدش بیشتر از هر چیز ترویج تمدن اروپایى است در ایران، جهاد بر ضد تعصب، خدمت به حفظ ملیت و وحدت ملى ایران، مجاهدت در پاکیزگى و حفظ زبان و ادبیات فارسى از امراض و خطرهاى مستولیه بر آن و به قدر مقدور تقویت به آزادى داخلى و خارجى آن» (کاوه، دوره جدید، سال اول، شماره 1، 1ـ2). اما جنجالی ترین رویکرد کاوه با توجه به این که بیشتر گرانندان و نویسندگان آن از مبارزان بزرگ مشروطه به شمار می رفتند ، تجدید نظر طلبی آن ها بعد از جنگ جهانی نخست و سرخوردگی از اوضاع کشور بود. این عده از نخبگان چاره گذار از آن وضعیت بحرانی را در مقوله ای به نام «استبداد منور» جستجو می کردند. بى تردید این تجدید نظر طلبى تأثیر بسزایی بر فضاى سیاسى آن دوره گذاشت و اندیشه حاکمیت متمرکز و مقتدر ملى را به مثابه آرمان روشنفکران و سیاستمداران مطرح نمود و در فضاى آن روزگار به شکل مطالبه ملى جلوه گر شد. با کودتاى 1299 و برآمدن سردار سپه ، این طیف ها و نحله ها به پشتیبانی از وى پرداخته و رضاشاه را به عنوان گم شده و مرد نجات بخش آرمان ملی خود قلمداد کردند و به ساختار قدرت و حکومت جدید پیوستند. از سوی دیگر رضا شاه نیز با پذیرفتن اندیشه های اصلاحی این نحله فکری بسیاری از آرمان های آنان را جامه عمل پوشانید و به واقع ساختار اجتماعی ایران و تجربه دولت ملی، از درون روشنفکران نسل دوم ایران سر بر آورد.(2) کاوه علاوه بر محتوا در شکل و ظاهر نیز بر تاریخ باستانی ایران تاکید داشت. عکس صفحه نخست آن تصویری از خیزش کاوه آهنگر با درفش کاویانی به همراه عده ای مردم بر علیه ضحاک را نشان می داد و بر استفاده از گاه شماری خیامی و ماه های اوستایی تاکید داشت. کاوه در یکی از نوشته های خود لزوم رسمی شدن ماه های ایرانی به جای ماه هایی چون عقرب و حوت و استفاده از گاهشماری خورشیدی(خیامی) به جای تقویم قمری را پیشنهاد می کرد. سيد حسن تقى زاده که موسس نشریه کاوه بوده و بیشترین نقش را در گردآوردن منورالفکر های عصر مشروطه حول این نشریه بر عهده داشته ، باور خود را در همین نشريه چنين مى نگارد: «به عقيده نويسنده سطور، امروز چيزى كه به حد اعلا براى ايران لازم است و همه وطن دوستان ايران با تمام قوا بايد در آن راه بكوشند و آن را بر هر چيز مقدم دارند، سه چيز است كه هر چه درباره شدت لزوم آنها مبالغه شود كمتر از حقيقت گفته شده: نخست قبول و ترويج تمدن اروپا بلا شرط و قيد، و تسليم مطلق شدن به اروپا و اخذ آداب و عادات و رسوم و تربيت و علوم و صنايع و زندگى و كل اوضاع فرنگستان بدون هيچ استثنا (جز از زبان) و كنار گذاشتن هر نوع خودپسندى و ايرادات بى معنى كه از معنى غلط وطن پرستى ناشى مىشود و آن را «وطن پرستى كاذب» توان خواند. دوم اهتمام بليغ در حفظ زبان و ادبيات فارسى و ترقى و توسعه و تعميم آن. سوم نشر علوم فرنگ و اقبال عمومى به تأسيس مدارس و تعميم تعليم و صرف تمام منابع قواى مادى و معنوى از اوقاف و ثلث وصيت تا مال امام و احسان و خيرات از يك طرف و تشويق واعظين و علما و سياسيون و جرايد و انجمنها و غيره و غيره از طرف ديگر در اين خط تا كار به جايى رسد كه مجلس شوراى ملى كه محض مقبوليت ميان عوام سالى ده روز در بهارستان روضه خوانى مى كند، سالى يك ماه مجلس درس اكابر شبانه در بهارستان ترتيب دهد. اين است عقيده نگارنده اين سطور در خط خدمت به ايران و همچنان رأى آنان كه به واسطه تجارب علمى و سياسى زياد با نويسنده هم عقيده اند. ايران بايد ظاهرا و باطنا جسمً و روحاً فرنگى مآب شود و بس»(نشريه كاوه، دوره جديد، 14 شهريور 1289، چاپ برلن) پی نوشت: 1- باستانگرایی در تاریخ معاصر ایران، رضا بیگدلو 2- روزنامه « كاوه »، موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی


