
با سلام،در رابطه با نقش بازاريان در پيروزي انقلاب اسلامي ايران بايد گفت:از شرايطي كه براي پيروزي يك گروه مخالف در منازعه با حكومت وقت حائز اهميت است آن است كه به لحاظ مادي و اقتصادي به نظام حاكم وابستگي نداشته و مستقل باشد.هر نهضتي براي سازماندهي و اقدامات انقلابي نيازمند منابع مالي فراواني است ، زيرا در هر انقلابي تعداد زيادي از افراد درگير مبارزه اند و مقدار زيادي اقدامات پنهان انقلابي وجود دارد كه بايد از لحاظ مالي تغذيه شوند.با توجه به سياستهاي رژيم شاه مبني بر نوسازي به سبك غربي و ترويج ابتذال و بي بندو باري در جامعه و تحت فشار قرار گرفتن اقشار مذهبي به ويژه بازاريان اين امر موجب نزديكي بيشتر اين دو نهاد گرديد . اين اتحاد باعث شد كه بازار به عنوان يك نهاد سنتي ، نقش به سزايي چه از لحاظ مالي و اقتصادي و چه از لحاظ سياسي ايفا كنند . از لحاظ سياسي موقعيت بازار و جمعيت آن نقش مهمي در شكلگيري تظاهرات مردمي داشت . با توجه به اينكه بازاريان اولا چندين هزار مغازه داشتند و ثانيا با جمعيت زيادي از مردم در ارتباط بودند ، هرگاه كه اتفاقي ميافتاد ، بازار را بسته و در مساجد تجمع ميكردند. تعطيلي بازار باعث نارضايتي مردم و اعتراض به دولت ميشد و تا حدي زمينه شكلگيري تظاهرات مردمي را فراهم ميكرد . تنها كانال بسيج بازاريان در اتحاد با ساير گروهها ، مساجد بودند و مساجد محل امني براي بازاري ها فراهم كرده بودند تا گردهم آيند و به مخالف با رژيم پرداخته و فشارهاي حكومت را افشا كنند . از لحاظ اقتصادي نيز بازار نقش مهمي در پشتيباني و حمايت از مبارزات انقلابي و انقلابيون داشت كه ميتوان به موارد زير اشاره كرد: 1) بسياري از مساجد و حسينهها در شهرهاي بزرگ در كنار بازار و توسط بازاريان ساخته ميشد . ساخت حدود پنجاه مسجد كوچك و بزرگ در محدوده بازار تهران در دورههاي مختلف دليلي بر اين مدعاست . برخي ازاين مساجد به نام بانيان آنها نامگذاري شده است، مانند: مسجد جليلي، مسجد سيد عزيزالله ، مسجد حاج علياكبر بزاز، مسجد حاج رضا همداني، مسجد حاج حسين بلورفروش و... 2) تأسيس صندوقهاي قرضالحسنه در بازار يا مساجد و كمك بازاريان به آنها يكي از راههاي حمايت بازار از نهضت انقلابي ايران بود. 3) با توجه به اعتقادات مذهبي بازاريان ، آنها خود را ملزم به پرداخت وجوهات شرعيه به علما و حوزههاي علميه ميدانستند و اگر از پرداخت ماليات به دولت سرباز ميزدند در پرداخت وجوهات شرعي بسيار مقيد بودند. استمپل مينويسد «به هرحال بازار و مسجد هميشه با يكديگر همكاري داشتهاند . هزيهههاي حوزههاي علميه و نيز تا هشتاد درصد هزينه گذران زندگي روحانيون توسط همين تجارتأمين مي گردد» . موارد فوق بيانگر نزديكي و پيوند مسجد و بازار و تأثير اين دو نهاد در پيروزي انقلاب اسلامي است . درحاليكه بازاريان نيازهاي فكري، فرهنگي و عقيدتي خود را از طريق مساجد بر طرف ميكردند ، با كمكهاي خود نيز نيازهاي مساجد را برطرف كرده و مبارزات مردمي را از طريق مساجد وسعت ميبخشيدند . در مهر۱۳۴۰، صدها تن از تجار با تجمع در بازار تهران و تشكيل« اتحاديه نگهبانان قانون اساسي وحقوق فردي» مخالفت خود را با كابينه اصلاحات ارضي ابرازكردند. شاه براي مشروعيت بخشيدن به اين اصلاحات، دربهمن۱۳۴۱رفراندوم سرتاسري ترتيب داد. در حين برگزاري اين رفراندوم، مبارزه بازاريها ، توجه مردم عادي را به اين نكته جلب كرد كه آيات عظام ومراجع تقليد ، رفراندوم شاه را تحريم كردهاند، اگرچه بعدها دولت اعلام كرد كه 9/99 درصد از رايدهندگان به اين اصلاحات راي مثبت داده اند. قيام ۱۵خرداد ۱۳۴۲را ميتوان آغاز به وجود آمدن نوعي گرايش بازاريان از مليگرايي به ايدئولوژي اسلامي، تحت هدايت روحانيون دانست . ائتلاف نانوشتهاي كه پس از قيام ۱۵خرداد ۴۲ بين بازاريان و روحانيت به ويژه امام خميني تا سال ۱۳۵۷ادامه يافت. بازاريان تهران كه در روز ۱۵خرداد به صورت انفرادي و دستههاي عزاداري در حسينيههاي بازار، مشغول عزاداري بودند با اطلاع يافتن ازدستگيري امام خميني درمسجد شاه اجتماع كرده و اقدام به تظاهرات كردند. با ملحق شدن ديگر هيئتهاي بازاربه آنان خواهان آزادي امامخميني و سايرعلما شدند. اين جمعيت از بازار خارج شده و درخيابانها به حركت درآمدند و در سبزه ميدان با نيروهاي پليس روبهرو شدند. پليس جهت متفرق كردن مردم تيراندازي كرد.تيراندازي باعث خشم همه اقشار بازاراز تجار تا چرخيهاي باربرشد، آنها ضمن سنگربندي اقدام به تظاهرات و شعاردادن كردند و با شكستن شيشههاي بانكها اعتراض خود را نشان دادند. اعتصابات چهارده روزه بازار تهران در قيام ۱۵خرداد ضربهاي شديد به نظام حاكم وارد كرد، به نحوي كه كارشناسان و نظريهپردازان نظام براي حل بحران در نخستين گام به فكر بازكردن بازار افتادند. راه حلي كه در يكي از اسناد ساواك ثبت شده اين گونه آمده : «اولين راهكار لازم براي اعاده وضع به حالت عادي، باز كردن بازارها و مغازه هاست،چون تعطيلي بازار تهران و برخي از شهرستانها، دليل ادامه اوضاع غيرعادي در كشور است و مخالفين، اين امررا نشانه همدردي و پشتيباني مردم از خود دانسته و مسلما تعطيلي بازاررا وسيله كسب امتيازاتي ازدولت قرارميدهند» . آگاهي مردم از سلامت امام خميني (ره) تاحدودي از تشنج عمومي كاست و اصناف و بازاريان پس از چهارده روز اعتصاب، بازارها را گشودند. به دنبال اعلاميهاي كه در 13 مهر ماه سال 1342 ازطرف مقامات برجسته روحاني و بازرگانان تهران براي تحريم انتخابات مجلس صادرشد بازارها واكثردكانهاي خيابانها بسته و تظاهرات وسيعي درحومه بازار به وقوع پيوست.اين تظاهرات تا آنجا ادامه يافت كه حكومت ناچار شد براي سركوبي آن، بازارو حومه آن را اشغال نظامي كند و درمسجد شاه را ببندد. همزمان با اعتصاب بازار تهران، بازارهاي بسياري از شهرستانها و از جمله قم بسته شد.جمعيت هيئتهاي مؤتلفه اسلامي، كه شوراي مركزي آن درسال 1342 پديد نيآمده بود وهمگي از كسبه و تجار بازار تهران بودند تحركات اوليه خود را با صدوراعلاميه افشاگرانهاي آغاز كرد.اسدالله علم حكومت رابه منصور سپرد حسنعلي منصور، آيت الله خميني را به تركيه تبعيد نمود.خبر تبعيد آيت الله خميني به تركيه موجب تأثر ملت مسلمان شد تظاهرات با شكوهي از طرف اصناف و بازاريها درمسجد صاحب الزمان و در مسجد سيدعزيز الله بازار برپا شد. دراين مسجد توسط اصناف تهران قطعنامه اي عليه هيئت حاكمه و تبعيد امام خميني به تركيه قرائت شد. دربهمن 1343، درميدان بهارستان حسنعلي منصور بدست محمد بخارائي از پاي درآمد. گروه محمد بخارائي كه پس از مطالعات و بررسيهاي همه جانبه،به مبارزه مسلحانه و ترور مهرههاي اصلي رژيم دست زده بود در درون جمعيت هيئتهاي مؤتلفه اسلامي شكل گرفت. روزعاشورا دههاهزارنفر ازمردم كه درجريان دقيق مبارزه بودند، به خيابانهاي تهران ريختند. محل اجتماع، مسجد و مدرسه حاج ابوالفتح در نظر گرفته شده بود؛اما اين مدرسه از صبح زود درمحاصره پليس قرارگرفت كه دراثرازدحام جمعيت براي مراسم عزاداري و فرياد شعارهاي ضد رژيم، كنترل از دست پليس خارج، و مسجد و اطراف آن دراختيار مردم قرار گرفت. تظاهرات آن روز درساعت 3 بعدازظهر پس ازبازگشت به بازارپايان گرفت و تظاهرات فرداي آن روز ازمسجد شاه اعلام شد. در سالهاي دهه۱۳۴۰و۱۳۵۰شاهد توسعه اجتماعي- اقتصادي بود كه بيشتر به واسطه درآمدهاي روزافزون نفت ميسرگشت. با سياستهاي نادرست رژيم پهلوي در خصوص بازار و مذهب در اواسط دهه۱۳۵۰ بازاريان و روحانيون محافظه كاروغيرسياسي نيز ، به صفوف مخالفان پيوستند . رژيم با اعلان جنگ به بازار، به حوزهاي حملهور شده بود كه دولتهاي پيشين، جرات گام گذاشتن درآنرا نداشتند. رژيم حمله گسترده و همزماني را عليه مذهب آغاز كرد . در۱۷ دي، روزنامه اطلاعات مقاله نيشداري برضد روحانيت مخالف نوشت. آنانرا «ارتجاع سياه» ناميد و به همكاري پنهان با كمونيسم بينالملل براي محو دستاوردهاي انقلاب سفيد متهم ساخت. همچنين امام خميني را به بيگانه بودن و جاسوسي براي بريتانيا در دوران جواني متهم كرد و او را بي بندوبار و نويسنده اشعار شهوتانگيز صوفيانه ناميد. اين مقاله شهر قم را به خشم آورد. حوزههاي علميه و بازار تعطيل و خواستار عذر خواهي علني حكومت شدند.حزب رستاخيز تقويم جديدي را به نام گاهشمارشاهنشاهي به جاي تقويم اسلامي به كار برد. سپاه تازه تاسيس«دين» را براي آموزش «اسلام راستين» به روستاها فرستاد و با افزايش سن ازدواج دختران، از قضات خواست تا در اجراي قانون حمايت از خانواده سال ۱۳۴۶ كوشاتر باشند. بازار براي مصون ماندن از سياست هاي مصنوعي رژيم، موازي با دانشگاه و نويسندگان كه هر يك انجمن و موسسه اي تاسيس مي كردند، انجمن «تجار، بازرگانان و پيشه وران» را تاسيس كردند تا دست حزب رستاخيز راازفعاليت درحوزه بازاركوتاه كنند. بسياري ازمجتهدان برجسته، عليه حزب رستاخيز فتوا صادر كرده و آنرا برخلاف قوانين مشروطه، مصلحت كشورواصول اسلام دانستند.امام خميني نيز با انتشاراعلاميهاي، همكاري با حزب را «حرام» خواند و آنرا نابودكننده نه تنها بازاريان وكشاوزران، بلكه ايران واسلام دانست. اعلان جنگ حكومت عليه بازاريان و نهادهاي ديني، مخالفان ميانه رو حتي روحانيون غيرسياسي را نيز به آغوش مخالف نافرمان و سازش ناپذيررژيم (امام خميني) انداخت و آنان امكانات مالي بسيار و يك شبكه سازماني گسترده را در اختيار امام خميني قرار دادند.بازاريان همچنين، پشتيباني مالي بسياري ازاعتصابات دانشجويي وبعدازآن اعتصابات گسترده كارگري وهمچنين حمايت مالي خانوادههاي كشتهشدگان درگيريهاي سال 1357 را برعهده گرفتند. در مجموع چاپ مقاله اطلاعات و پيامدهاي آن در قم و شهادت حاج آقا مصطفي خميني، تجلي دو نيروي حاضر در جنبش انقلابي محسوب ميشد كه يكي طبقه متوسط حقوق بگيروجايگاه اعتراض سياسي آن يعني دانشگاههاي مدرن وديگري طبقه متوسط متمول و سنتي و مراكز سازمانهاي اجتماعي-سياسي آن يعني مدارس علوم ديني سنتي (حوزههاي علميه) و بازار بود. ازاين زمان به بعد يك دوره از مراسم چهلم (هركدام به منظور يادبود كشتهشدگان مراسم قبلي) درسطح كشور برگزار شد. در روز ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ به عنوان چهلم كشتار قم، مراسم ياد بود در شهرهاي بزرگ برگزار شد، در تبريز معترضان به كلانتريها، دفاتر حزب رستاخيزومشروبفروشيها حمله كردند و براي نخستين بار فرياد «مرگ بر شاه» شنيده شد. شورش تبريز دو روز طول كشيد و با توسل حكومت به ارتش فروكش كرد. دهم فروردين ۱۳۵۷مراسم چهلم كشتهشدگان تبريز بود در اين مدت، اكثر بازارها و دانشگاهها تعطيل بودند. اين مراسم در برخي شهرها بهويژه دريزدبه خشونت كشيده شد و عدهاي توسط نيروهاي پليس كشته شدند كه مراسم چهلم آن در روز نوزدهم ارديبهشت ماه برگزار گرديد. دراين روز، بازار و موسسات آموزشي مهم اعتصاب كردند. رژيم براي رويارويي با اين بحران، نخست با ايجاد كميته مخفي انتقام توسط ساواك، به فرستادن نامههاي تهديد آميز و حتي بمب گذاري در دفاتر برخي روشنفكران و حقوقداناني كه نامههاي اعتراضي نگاشته بودند از جمله سنجابي، فروهر، بازرگان وعبدالكريم لاهيجي اقدام كرد.حزب رستاخيز هم گروهي متشكل ازافراد پليس با لباس غير نظامي به نام «نيروي پايداري» تشكيل داد تا به گردهماييهاي سازمان يافته گروههاي دانشجويي، كانون نويسندگان و جبهه ملي حمله كند. در همين حال، رژيم برخي سياستهاي ضدتورمي را كه موجب خشم بازاريان و علما شده بود كنار گذاشت و ضمن پوزش خواستن از شريعتمداري بخاطر حمله به خانه او وبركناري ارتشبد نعمتالله نصيري رئيس ساواك، نمايش فيلمهاي شهوت انگيز غربي را ممنوع ساخت و شاه نيزبراي زيارت به مشهد رفت. جمشيد آموزگار نخست وزيروقت نيز با معوق گذاشتن بسياري از طرحهاي توسعه اقتصادي، براي مهاركردن تورم تلاشهايي به عمل آورد. در اواخر مهر ماه سال 1357 بدنبال اعتصاب پي در پي ، تقريباً همه مراكز دولتي و غير دولتي اقتصادي و آموزشي و فرهنگي كشورتعطيل شد و اعتصابگران ، علاوه برخواستهاي صنفي ، انحلال ساواك ، لغو حكومت نظامي ، آزادي زندانيان سياسي و بازگشت خميني را خواستار شدند . اين وضعيت تا بهمن همان سال و تا لحظه ورود حضرت امام خميني به ايران ادامه يافت و بازار نيز نقش بايسته خود را تا پيروزي قاطع مردم مومن ايران از ياد نبرد . منابع : - آبراهاميان يرواند، ايران بين دو انقلاب، ترجمه گلمحمدي؛ فتاحي وليلايي،تهران:نشرني،۱۳۷۷. - احمد اشرف ، موانع تاريخي رشد سرمايه داري درايران دوره قاجاريه،تهران، نشرزمينه، 1359. - رضايي فخري ، ويژه نامه تاريخ معاصرايام ، نقش بازاردرانقلاب مشروطه، 30 دي 89 ش 64. - غلامي فتاح، نشريه ايام جام جم، بستن بازارمهمترين اقدام تجار عليه قاجار،30 دي 89 ش 64. - معرفتي شادي، ويژه نامه تاريخ معاصرايام ،بازارساختاراقتصادي با طبقات مختلف اجتماعي، 30 دي 89 شماره 64
نام سایت:پرسمان/اندیشه سیاسی