خوارزمي از سلمان نقل مي كند كه: به حضور پيامبر(ص) شرفياب شديم كه حسين در آغوش او بود. چشمان او را بوسيد و فرمود: « انك سيد ابو ساده، انك امام بن امام انك حجه ابن حجه ابو حجج تسعه من صلبك تاسعهم قائمهم؛ بدرستي تو سيد و پدر سادات هستي، تو خود امام و فرزند امام هستي، تو خود حجت و فرزند حجت(خدايي) و پدر نه حجت از نسل خود هستي كه نهمين آنها قائم آنهاست.

شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
منابع اهل سنّت و خلفاي دوازده گانه

منابع اهل سنّت خلفاي دوازده گانه را چطور بیان کرده اند؟

در روايات فراواني از منابع اهل سنت و بيشتر از آن در منابع شيعه آمده است كه خلفا و جانشينان پيامبر(ص) دوازده نفرند، در برخي از آنها، اسامي دوازده نفر آمده كه همان دوازده امام شيعه هستند و روايات مطلقه كه فقط گفته دوازده نفر جانشين پيامبر(ص) هستند نيز جز بر مذهب شيعه دوازده امامي قابل توجيه نيست، همچنان كه برخي دانشمندان منصف اهل سنت به اين مسئله اعتراف كرده اند.
بسياري بر اين باورند كه انتخاب امامان دوازده گانه با نام و نشان به امر الهي توسط پيامبراكرم(ص) اختصاص به منابع شيعه دارد و فقط در مدارك آنها اين مطلب آمده و در منابع و روايات اهل سنت به اين دو تصريح نشده است. ولي اين پندار ناصحيح است در منابع و روايات اهل سنت نيز به اين مسئله اشاره و گاه تصريح شده است كه به نمونه هايي اشاره مي شود.

الف. رواياتي كه امامان را دوازده نفر معرفي مي كند.

1. در صحيح مسلم از جابربن سمره نقل شده كه پيامبراكرم(ص) فرمودند: «لايزال هذا الامر عزيزا الي اثنا عشر خليفه ... كلهم من قريش؛ پيوسته امر امامت عزيز خواهد بود با وجود دوازه خليفه ... كه همگي آنان از قريش هستند.» [1]
2. شعبي از مسروق نقل كرده كه ما نزد عبدالله بن مسعود نشسته بوديم، در حالي كه او براي ما قرآن مي خواند. مردي به او گفت: آيا از رسول خدا(ص) پرسيديد كه چند نفر بر اين امت خلافت خواهند كرد؟ عبدالله در جواب گفت: بلي پرسيديم.« فقال اثنا عشر بعدد نقباء بني اسرائيل، پس فرمود: دوازده نفر به تعداد پيشوايان بني اسرائيل.» [2]
3. در صحيح بخاري نيز آمده كه پيامبراكرم(ع) فرمود: « يكون بعدي اثنا عشر اميرا ... كلهم من قريش؛ بعد از من(براي امت) دوازده امير خواهد بود ... كه همگي آنها از قريش هستند.» [3]

ب. رواياتي كه به اسم ائمه تصريح دارند.

علاوه بر منابع بي شمار شيعه در مدارك اهل سنت نيز(با همه كنترلهايي كه انجام پذيرفته) رواياتي داريم كه در آنها به نام مبارك ائمه(ع) تصريح شده است كه به دو مورد اشاره مي شود.
1. جويني نقل كرده كه نعثل يهودي به پيامبر عرض كرد: از وصي خود به ما خبر بده؛ چرا كه براي تمامي پيامبران وصي و جانشين بوده است و نبي ما يوشع بن نون را وصي خود قرار داد.
پيامبراكرم(ص) در جواب فرمود: « همانا وصي و خليفه بعد از من علي بن ابي طالب(ع) است و بعد از او دو فرزندش حسن و حسين(ع) و بعد از آن دو نه امام ديگر از صلب حسين(ع) هستند. نعثل مي گويد: اي محمد(ص) نام آن نه را برايم بگو! پيامبر هم نام يكايك آنها را بيان كرد. [4]
2. خوارزمي از سلمان نقل مي كند كه: به حضور پيامبر(ص) شرفياب شديم كه حسين در آغوش او بود. چشمان او را بوسيد و فرمود: « انك سيد ابو ساده، انك امام بن امام انك حجه ابن حجه ابو حجج تسعه من صلبك تاسعهم قائمهم؛ بدرستي تو سيد و پدر سادات هستي، تو خود امام و فرزند امام هستي، تو خود حجت و فرزند حجت(خدايي) و پدر نه حجت از نسل خود هستي كه نهمين آنها قائم آنهاست.» [5]
هر چند با تأسف بايد گفت كه عده اي راويان و مورخان اهل سنت براي سرپوش گذاشتن بر واقعيات از نقل اين گونه روايات فرار كرده اند و برخي از آنهايي هم كه نقل كرده اند، توجيهات غيرقابل قبولي براي آن ارائه نموده اند مثل اين كه دوازده امام، خلفاي راشدين و هشت خليفه بعدي است كه معاويه و يزيد نيز جزء آنها هستند و ... در حالي كه احاديث فوق و مشابه آن جز با عقايد شيعه اثنا عشري با هيچ عقيده و مذهبي سازگاري ندارد. در اين بخش به سخنان يكي از دانشمندان اهل سنت كه قضاوت منصفانه اي درباره اين روايات دارد به صورت فشرده اشاره مي كنيم:
رواياتي كه حاكي از آن است كه جانشينان پيامبر(ص) پس از او دوازده نفر هستند، از طريق روايان فراواني وارد شده است. گذشت زمان و آشنايي انسان با جهان روشن ساخته است كه مقصود پيامبر از اين دوازده خليفه، همان امامان دوازده گانه از اهل بيت اوست زيرا نمي توان اين احاديث را بر خلفاي راشيدين [6] تطبيق كرد چون تعداد آنان از دوازده تا كمتر است همچنين نمي توان آنها را بر پادشاهان اموري منطبق نمود زيرا تعداد آنان از دوازده تا بيشتر بوده و همگي جز عمربن عبدالعزيز عناصري ظالم و ستگر بوده اند، گذشته از اين در برخي از اين روايات پيامبر(ص) فرموده است: « اين دوازده نفر از دودمان هاشمند» در حالي كه خلفاي بني اميه از تيره «اميه» بوده اند. در برخي روايات آمده است كه پيامبر اسلام وقتي خواست بگويد « جانشينان من همگي از بني هاشمند» از صداي خود كاست زيرا گروهي از حضار خلافت بني هاشم را دوست نداشتند. همچنين نمي توان اين دوازده خليفه را به خلفاي عباسي تفسير كرد زيرا تعداد آنان از دوازده نفر بيشتر بوده و(افزون بر اين) آنان پيوسته با نزديكان پيامبر(ص) در جنگ و ستيز بوده اند و فرمان خدا را درباره نزديكان او [7] رعايت نكردند.
بنابراين راهي جز اين نيست كه بگوييم مقصود پيامبر در روايات مزبور، دوازده خليفه از عترت و اهل بيت اوست كه همگي داناترين مردم عصر خود و پارساترين و بافضيلت ترين آنها بوده اند و دانش هاي خود را جز از طريق پدران خود كه سينه به سينه پيامبر مي رسيد، نگرفته بودند.» [8]
اين اعتراف كه با استدلال و منطق همراه است به خوبي مي تواند در مسئله امامت كه از اصلي ترين نقطه اختلاف شيعيان و اهل سنت است، راهگشا باشد.
اما در منابع شيعيان روايات وارده درباره دوازده امام با نام و نشان بيش از آن است كه حتي در يك كتاب بتوان جمع آوري كرد هر چند در برخي منابع گردآوري شده است. [9]
ما فقط به خطبه غديريه اشاره مي كنيم كه بيش از شش نوبت به امامت امامان دوازده گانه تصريح شده است هر چند در اذهان مردم حتي شيعيان اين گونه كه در غدير خم، پيامبراكرم(ص) فقط به امامت اميرمؤمنان علي(ع) پرداخته است در حالي كه به امامت همه امامان تصريح شده است كه به نمونه هايي اشاره مي شود:
1. سپس بعد از من علي ولي شما و امام شما فرمان خداست. سپس امامت در نسل من از فرزندان علي(ع) تا روزي كه خدا و رسولش را ملاقات كنيد، است.»[10]
2. در فراز ديگر فرمود: «اي مردم! به راستي علي(ع) و پاكاني از فرزندانم،‌ثقل اصغر هستند ... بيدار باشيد! آنها امينان خدا در ميان خلق خدا هستند وفرمانروايان خدا در ميان خلق خدا هستند و فرمانروايان خدا در روي زمين، بيدار باشيد! به حقيقت من انجام دادم، بيدار باشيد! كه من رساندم، بيدار باشيد! كه من بگوش شما رساندم، بيدار باشيد! كه من آشكار كردم، بيدار باشيد! كه به راستي خداي عزيز و جليل فرمود و من نيز از طرف خداي عزيز و جليل گفتم.» [11]
3. و در ادامه فرمود: « اي مردم! قرآن معرفي مي كند كه امامان بعد از او(علي) فرزندان او هستند و من نيز به شما فهماندم كه آنان از(نسل) من و او هستند، آنجا كه خداوند عزيز و جليل مي فرمايد: « كلمه پاينده اي در نسل او» و من گفتم: «اگر به آن دو(قرآن و ائمه(ع)) تمسك كنيد، هرگز گمراه نمي شويد.» [12]
4. آن گاه دستور داد كه مردم اين گونه بيعت كنند: « به راستي ما شنيديم و اطاعت مي كنيم و راضي هستيم در مقابل آنچه از پروردگار ما و پروردگارت به ما درباره علي و فرزندانش از امامان رساندي، بر اين(خلافت) با دلها و جانها و زبانها و دستهايشان بيعت مي كنيم و مي ميريم و زنده مي شويم، تغيير و تبديل ايجاد نمي كنيم ... و خدا و تو و علي اميرمؤمنان و فرزندان او را كه امام هستند، اطاعت مي كنيم، همان فرزنداني كه يادآور شدي از ذريه تو از نسل علي بعد از حسن و حسين(ع) هستند.» [13]

پي نوشت ها:
[1]- صحيح مسلم، داراحياء التراث العربي، ج3، ص1453.
[2]- مسند،‌ احمد، مؤسسه الرساله، ج6، ص321، ر.ك مجمع الزوائد، هيثمي، درالكتاب العربي بيروت، ج5، ص190؛ مسند ابويطي موصلي، دارالمأعون، بيروت، ج8، ص444.
[3]- صحيح بخاري، داراحياء التراث العربي، ج9، ص101.
[4]- فرائد المسطين، جويني، بيروت، مؤسسه المحمودي، ج2، ص134.
[5]- مقتل الحسين(ع) خوارزمي، مكتبه المفيد، قم، ج1، ص146.
[6]- مقصود خلفاي چهارگانه(ابوبكر، عمر، عثمان و علي(ع)) است.
[7]- قل لااسئلكم عليه اجرا الا الموده في القربي؛ بگو از شما اجري جز دوستي بستگان و اهلبيتم نمي خواهم»(شوري/25).
[8]- سليمان قندوزي بلخي، ينابيع الموده، استانبول، 1301، ص446 به نقل از سيره پيشوايان مهدي پيشوايي، مقدمه جعفر سبحاني، ص13-14.
[9]- مانند اثبات الهداه، حر عاملي و ... .
[10]- بحارالانوار، محمدباقر مجلسي، بيروت، داراحياء التراث العربي، ج37، ص207-208.
[11]- همان، ج37، ص209؛ عوالم المعلوم، شيخ عبدالله بحراني، ج15، ص235-376.
[12]- بحارالانوار، ج37، ص215.
[13]- همان، ص 215.

منبع:پرسمان

پربازدیدها

پربحث‌ها