
یکی از مهمترین ابزارهای نظری برای شناسایی و تحلیل پذیر کردن موضوعات پرمصداق و پیچیده مدل های دسته بندی گوناگونی است که در پژوهش های مختلف بنابر رویکرد، چهارچوب نظری، فرضیه و اهداف تحقیق به صورت منفرد یا ترکیبی به کار می آید. در این مقاله کوتاه می کوشیم تا تعدادی از مهمترین و مفیدترین مدل های دسته بندی جمن ها را ارائه دهیم.
تاریخی
سادهترین دستهبندی که به ذهن میآید، دسته بندی تاریخی است. در دسته بندی تاریخی میتوان جمن ها را به دو صورت تقسیم کرد.یکم: زمانی.
قرن نوزدهم، نیمه اول قرن بیستم. و دهههای متوالی نیمه دوم قرن بیستم به علاوة دهة اول قرن بیست و یکم. در قرن نوزدهم در آمریکا نزدیک به 300 فرقه مسیحی نو ظهور با کلیساهای مستقل ایجاد شد. در این قرن به علت تشکیل اولین پارلمان جهانی ادیان (1893) و استقبال گسترده از بزرگان ادیان شرقی به خصوص ادیان هندی، میل آنها برای ارائة نوین آیینها و اندیشههایشان برانگیخته شد. در نیمه دوم قرن بیستم با روی دادن جنگ جهانی دوم و احساس بحران معنویت روند پیدایش و گسترش ادیان و معنویتهای نوظهور بیشتر شد. بنابراین دستهبندی زمانی پیشنهاد شده از توازن کمی برخوردار است.این دسته بندی برای شناسایی کم فایده و برای نقد بیثمر است و برای معنویتهای کهن به کار نمیاید.
دوم: دورهای.
دورة ادیان محلی. دورة توسعه در غرب با تأکید بر آمریکا و دورة توسعة جهانی.این تقسیم بندی تا حدودی با تقسیم بندی زمانی هماهنگی دارد ولی از منظر دیگری به موضوع مینگرد. در قرن نوزدهم بیشتر جنبشهای دینی و معنوی (نظیر: کلیسای وجود مقدس، کریستین ساینس و...) محلی بودند. اما از اواخر قرن نوزدهم جنبش های معنوی نوپدید که خواستگاه شرقی داشتند به غرب راه یافتند. و از اواسط نیمة اول قرن بیستم با توسعة تکنولوژی رسانهای و تولیدات فرهنگی از یک سو و سیاست درهای بسته آمریکا (1917) از سوی دیگر جنبشهای معنوی شرقی ابتدا در اروپا و سپس در تمام جهان گسترده شد. در همین دوره اتحادیه ملی انجیلیها (1942) شامل 43 اتحادیه کلیسایی و 100 کلیسا تأسیس شد. و ظرفیت رسانهها باعث شد که فردی مثل بیلی گراهام مطرح شود و اتحادیه مجریان (1956) شکل بگیرد. و او نیز مجله کریستیانتی تودی (1956) راه بیندازد.
این دسته بندی نیز برای شناسایی کم فایده و برای نقد بیثمر است. همچنین برای معنویتهای کهن نیز فایدهای ندارد.
جغرافیایی
سومین مدل، دسته بندی جغرافیایی است که صورت ابتدایی آن در کتاب آفتاب و سایهها مطرح شده. در آن کتاب معنویتهای نوظهور به هندی و آمریکایی تقسیم شده است. که مطالعات بیشتر این دسته بندی را توسعه میدهد. زیرا با توجه به تقدم ژاپن در تولید ادیان نوظهور، هند پس از آن قرار میگیرد. و نیز ادیان افریقایی گستردگی قابل توجهی دارد. افزون براینکه از جهت تقدم تولید ادیان جدید نیز آفریقا سربلند است و اولین دین نوظهور در سال 1530 در گواتما ایجاد شد. مدل پیشرفته و کاملتری این دستهبندی در کتاب New Religions in Global Perspective اثر پیتر کلارک آمده است، که شرح آن از این قرار است: اروپا، آمریکای جنوبی، استرالیا، آفریقای جنوبی، آفریقا و شمال صحرا، آمریکای شمالی و مرکزی، آسیای شمالی، شمال شرق آسیا و شرق آسیا.این دسته بندی برای شناسایی مفید و برای نقد کم بهره است و برای شناسایی معنویتهای کهن فایدة اندکی دارد.
مدل والیس
این مدل تقسیم جمنها از سوی والیس ارائه شده است و همیلتون آن را مفیدترین مدل دستهبندی در این باره میداند. 1.جنبشهای طردکنندة دنیا
2.جنبشهای تأیید کنندة دنیا
3.جنبشهای تطبیق کننده با دنیا
این مدل از منطقیترین مدلهایی است که ارائه شده است و برای شناخت و نقدی جمنها ظرفیت خوبی دارد، اما برای شناخت ادیان اصیل مطلب قابل توجهی ندارد. اگر چه این مدل خیلی کلی است اما روی موضوعی متمرکز شده که از اهمیت برجستهای برخوردار است و مهمترین شاخص ادیان جدید و جنبشهای معنوین نوپدید تلقی میشود.
کارکردی
دسته بندی دیگر از سوی گاردن میلتون ارائه شده است که تا حدود زیادی به کارکردهای این جنبشها توجه دارد:1.ادیان قدیس متأخر: حول محور اعتقاد به الهاماتی که به یک فرد شده جمع میشوند و آرمان احیا و بازسازی دارند. مصداق بارز جنبش مورمونها به رهبری ژوزف اسمیت.
2.ادیان اشتراکی: حقیقت عمده در زندگی آنان چالش یک وجود اشتراکی است.
3.ادیان متافیزیکی تفکر جدید: نهضتی بسیار التقاطی است که از خواب مصنوعی، تعالیگرایی نیوانگلند، اقتصاد آزاد و بالاخره بینشی اساسی مبتنی بر اینکه دین باید صورتی عملی داشته و به مسائل عمدة زندگی روزمره نظیر فقر، بیماری و بدحالی بپردازد الهام میگیرد.
4.روانی/ روحانی: حول محور تجربة صور گوناگون پدیدههای روانی به وجود آمدند و تحت تأثیر اندیشههای سوئیدنبرگ (1688-1772) هستند.
5.ادیان حکمت باستان: پیوند نزدیکی با ادیان روانی دارند و معتقد به داستانی یا افسانهای هستند که آنها را به زمانهای دوردست وصل میکند.
6.ادیان جادویی: ادیانی که یکی از اجزای مهم رسوم زندگی آنها پذیرش سحر و جادو است.
7.ادیان شرقی: از ادیان هندی و چینی منشعب شده و یک گرو را به عنوان رهبر معنوی خود میپذیرند.
8.ادیان خاور میانه: از یهودیت و اسلام منشأ گرفتهاند.
اگرچه این دستهبندی معیار روشنی ندارد، اما برای شناسایی مفید است و برای نقد هم فایدههایی دارد. همچنین برای شناسایی معنویتهای کهن کمی به کار میاید.
مدل سینگر
این مدل از سوی روانشناس معروف و مناقشه برانگیزی به نام مارگرت تالر سینگر مطرح شده که آسیبشناسی جنبشهای معنوی نوین همواره نام او را تداعی میکند.1.مذهبی نو مسیحی
2.مذهبی هندو و شرقی
3.سحری، جادویی و شیطانی
4.روحگرا (معتقد به احضار ارواح)
5.ذن
6.نژادپرستی
7.بشقاب پرنده و سایر پدیدههای فضایی
8.روانشناسی یا رواندرمانی
9.سیاسی
10.خودیاری، خوداشتغالی و نظامهای روش زندگی
این دسته بندی نیز معیار روشنی ندارد و بسیار آشفته است. اگرچه برخی از جریانهای معنوی جدید را به خوبی برجسته میکند و برای نقد آنها نیز ثمربخش است. در باب ادیان کهن نیز مطالبی عرضه میکند.
جامعه شناختی
این دسته بندی که از سوی سینگر ارائه شده ادیان را به لحاظ ساختاری کارکردی مورد ملاحظه قرار داده است.1.خارج از دین رسمی و دارای ویژگی یک دین رسمی
جنبش هیرکریشنا , ارتش عيسي , پیورتانیسم , تانترا , تائوئیسم , جینیسم
ذاذن , سوكاگاكاي , كليساي اتحاد (خانواده) , كليساي علم شناسی , لامائیسم , معبد شائولین
2.فاقد سازمان رسمی و تاکید بر معنویت
جنبش عصر جديد , فالون دافا , ربالنوع معنويت , ويكا , بتپرستي(جديد) , عرفان دون خوان , اکنکار
3.گروه های اصلاح گر درون دینی
آپسدئي , بهائیت , ليگهاي زنان , سازمانهاي مربوط به جوانان , گروههاي مناسكي يا موسيقايي
4.علایق مرتبط با معنویت
شفابخشي , مراقبه (مدیتیشن) , تجسّمبخشي , تمرينهايي كه اغلب «رازوزانه» ناميده ميشوند , تای چی چوان, جی کونگ , کونگ فو , وشو , یوگا , فالگيري , قبّالا , واسطهگري در احضار روح , ركيئي
5.مهارتها و خدماتی خاص که دارای بعدی روحانی
بيوفيدبك, بيوريتمس , برنامهريزي [براي رفع] اضطراب زباني , فروش تلفني , مفسران , شركت با مسئوليت محدود براي برنامهها
این دسته بندی نیز معیار روشنی ندارد ولی اطلاعات و زاویه دید مفیدی را برای شناسایی و نقد جمنها ارائه میدهد، در باب ادیان کهن نیز اطلاعاتی دربردارد.
محتوانگر
به اعتقاد بهزاد حمیدیه جنبشهاي اديان جديد در ايران، اعم از اينکه به تشکيل فرقه منجر شده باشند يا به اصطلاح اليزابت آروک در دوره تکويني (Formative) يا نهفتگي (Dormant) باشند، به نه سنخ يا تيپ قابل تفکيکند:1- سنخ روشنفکري: فروکاهش دين در مقام تئوري و نظر.
2- سنخ نبوتي: موسس مدعي پيام آوري و حامل پيام خاص براي انسان ها است. در سنخ نبوتي، ميتوان به فرقه “ايليا” اشاره نمود.
3- گروههايي که از سنن شرقي الهام گرفته اند (مثل اشو و فرقه راجنيش، ساتيا سايي بابا، (SRF1)، مراقبه متعالي يا ( TM) و کتب فنگ شويي)
4- گروههايي که آنها را (religion –self دين سلف- دين معطوف به خود) ميخوانند.
5- گروههايي که موفقيتهاي شخصي (اقتصادي يا غيراقتصادي، مديريت، روابط عشقي و ...) را غايت گرفته، کل زندگي را معطوف بدان مينمايند. عادت هاي ميليون دلاري برايان تريسي، عشق مورد نظر شما از هارويل هندريکس (هر دو از نشر آسيم) و برخي کتاب هاي فوق العاده پر فروش آنتوني رابينز از اين دسته اند.
6- گروههايي که از تعاليم باطني و علوم غريبه مشتق شده اند (گروه هايي نظير اکنکار و در غرب نظير بشاره، گورديجف، اوسپنسکي)
7- گروه هايي که بر موجودات فرازميني، فرشتگان و (ufology بشقاب پرنده شناسي) متمرکز شدهاند (در غرب، گروه هايي مانند جنبش رائل، دروازه آسمان)
8- علم گرايي: عرضه دين جديد يا معنويت در قالب يک علم تجربي. دکتر بهرام الهي و کتب او در اين دسته جاي ميگيرند.
9- گروههايي مبتني بر تفسير ويژه از متون يا مناسک دين سنتي. روشنفکران عمده و مطرح ايران نظير عبدالکريم سروش، مصطفي ملکيان، محسن کديور، اکبر گنجي و ...، در حال حاضر، بر فرو کاهش دين به معنويت مجتمع شدهاند و با چرخشي آشکار از دين وحياني دور شدهاند (به درجات مختلف.) باز تعريف reductionist اين روشنفکران از دين، در سطح بندي کارل دابلر (10)، “سکولاريسم در سطح دين” تلقي مي شود. عمده خصوصيات اين “دين معنوي” (spirituality)، تقليل يا محو فقه، بخش مابعدالطبيعي دين و الهيات، تاکيد بر پلوراليسم ديني، قرار دادن تجربه ديني به عنوان هسته و لب شريعت، نفي اتوريته از اولياي دين و نفي تعبد است. ميزان تاثير اين حوزه روشنفکري بر پيدايش فرقههاي جديد ديني، مسئلهاي جامعهشناسي و مستلزم بررسي دادههاي آماري است. ليکن، ناديده گرفتن بالکليه تاثير آن، چيزي جز ساده سازي مطلب نخواهد بود.
این دسته بندی نیز معیار روشنی ندارد و از این رو اقسام ارائه شده تداخلها یا همپوشانیهایی با هم دارند و بعضی اساساً قسیمهای مناسبی نسبت به هم نیستند. مثل سه مورد اخیر اساسا از جنس متفاوتاند از سوی دیگر مورد یک با نهم، مورد دو با سوم و مورد چهارم با ششم منطبق است و تمایز آنها تمایز لفظی است و در مصداق همانند هستند. این دسته بندی درباب جنبشهای جدید و مفید است و برای نقد آنها نیز کارآیی دارد اما در باب ادیان کهن اطلاعاتی دربرندارد.
غایت شناختی
این دستهبندی با توجه به نهایت سیر و تحول معنوی ادیان و جنبشهای معنوی نوین از سوی حمیدرضا مظاهری سیف نخست در کتاب جریانشناسی انتقادی عرفانهای نوظهور و سپس به طور مستقل و مبسوط در کتاب تجربههای عرفانی در ادیان ارائه شده است.1.طبیعت گرایی: غایت معارف و سلوک را نیروی طبیعت میداند.
1.1. وهمجو: با اوهام و کاهش کارآیی ذهن هوشیار با نیروی ارتباط برقرار میکند.
1.2. واقع نگر: با تعمق در متن زندگی واقعی و از خلال واقعیتها و برای بهبود زندگی با نیروی طبعیت پیوند میسازد.
2.انسانگرایی: انسان و لایههای عمیق وجود او را غایت سلوک و قلة معارف میشناسد.
2.1. الحادی: خالق و خدایی غیر از انسان را نام نمیبرد و نمیشناسد.
1.1. الاهی: خالق و خدای عالم را با حقیقت وجود انسان یکی میداند. بعدی فراتر از اوج وجود بشر برای او تصور نمیکند.
2.خداگرایی: خداوند را به عنوان موجودی مستقل و متعالی تعریف میکند.
2.1. انسان ستیز: انسان را در ستیز و کشاکش با خدا و خداوند را در جنگ با بشر میبیند و راه معرفت و سلوک را در خلال همین ستیزهها نشان میدهد.
2.2. انسان انگار: خداوند را بسان انسانی خاکی دارای تجسم و تجسد میپندارد.
2.3. انسان باور: انسان را شایستة رفتن تا اوج و قرب خداوند میشناسد.
این دستهبندی معیار روشنی دارد برای شناسایی بخشی از جنبشهای معنوی نوین مفید است و اما از پوشش دادن به بخشی دیگر نظیر جنبشهایی که صرفا در جستجوی قدرت هستند و رویکردهای متافیزیکی دارند چندان کارآمد نیست. برای نقد پشتیبان و پرثمر است. از ادیان کهن نیز تحلیل خوبی ارائه میدهد.
منبع:پرسمان


