
به حدی که شماری را جذب خود کردهاند. یکی از مسائلی که در سالهای اخیر، ظهور و نمود بیشتری پیدا کرده است، برگزاری همایشهایی تحت عناوین روانشناختی است که سعی در ارایه و ترویج آموزههای معنوی دارند.
به منظور بررسی جنبشهای معنوی روانشناختی و تاثیر همایشهایی که تحت مسائل روانشناختی در سالهای اخیر در ایران در حال برگزاری است، با حجت الاسلام والمسلمین رسول حسنزاده مدیر گروه معنویتهای روانشناختی مؤسسه بهداشت معنوی به گفت و گو نشستیم.
منظور از جنبشهای معنوی روانشناختی چیست و چه گسترهای از عرفانهای کاذب را شامل می شود؟
-یکی از ادعاهای عرفانهای نوظهور این است که میخواهند به تمامی بحرانهای بشری پاسخ بگویند. در این میان بحرانهای بعد از مدرنیته در جامعه مانند بحران هویت، خمودگی و خودباختگی، اضطراب و بخصوص بحران معنویت، عرصه را برای رشد و گسترش معنویتهای نوپدید فراهم آورده است.
برگزاری همایشها و نشر کتابهایی که امروزه با نام موفقیت، شادکامی، بهبود روابط اجتماعی و مدیریت با رویکرد معنوی نوشته میشود، در این راستا است. برخی از اینها جریانهایی است که برای موفقیتهای مادی راهکارهای معنوی پیشنهاد میدهند و یا نگاهی معنویتگرایانه به امور مادی دارند. حتی در برخی از این کتابها عشق ورزیدن به پول به عنوان یک تمرین معنوی توصیه میشود. بیشترین گستره و محدوده معنویتهای نوپدید را معنویتهای روانشناختی شامل میشود.
این مباحث ریشه در علم روانشناسی دارد؟
-علم روانشناسی جایگاه ویژهای در علوم انسانی دارد. با وجود تأثیر علم روانشناسی در حل مسائل مختلف، متأسفانه امروزه علم رایج روانشناسی پر از دیدگاه غیردقیق انسان شناسی و الهیاتی است. نظریات نادرست برخی روانشناسان در مورد تقسیم ضمیر انسان به خودآگاه و ناخودآگاه و یا نادیده گرفتن حقیقیترین ساحت وجود انسان یعنی روح، امری است که سر از نظریات باطل در میآورد و یا دیدگاههای مثبتاندیشی که بتازگی رواج پیدا کرده باعث شده انسان را از غایت آفرینش خود دور کند. با مطالعه اندیشههای برخی از روانشناسانی چون راجرز، مزلو، یونگ و ویلیام جیمز و سیلیگمن، رد پای این افراد را در پیدایش بسیاری از معنویتهای نوپدید خواهیم یافت.بسیاری از مباحث غیردقیق و مبهم روانشناسی بهانهای شده تا رهبران معنویتهای نوپدید، الگوی انسان معنوی را مبتنی بر آن ارایه دهند. بحث نیمه تاریک وجود و سایه در گفتارهای معنوی «دبی فورد» ریشه در اندیشه های «یونگ» دارد که جالب است خود آقای یونگ این ایده را از اندیشه های شرقی گرفته است.
از آنجا که معنویتهای نوپدید به دور از یک فضای علمی سخن میگویند و سعی میکنند استدلالگریز و سنجشگریز باشند، این نظریات روانشناختی را با علوم جدید دیگری چون فیزیک کوانتوم و مباحث متافیزیک درهم میآمیزند و با آموزههای کهن با زبانی شاعرانه و احساساتی یک ایده معنوی ارائه میشود که بیشتر این چنین محصولات تلفیقی، وقتی به تجربه عرفانی یک رهبر معنوی مستند میشود دیگر هیچ فرصت تأمل، نقد و نظر نمییابد.
آیا رهبران جنبشهای نوپدید روانشناختی، از صاحبنظران علم روانشناسی هستند؟
-اتفاقا نکتهای که باید به آن اشاره شود این است که برخی از شخصیتهایی که در گروه جنبشهای نوپدید روانشناختی میگنجند، افرادی هستند که روانشناس نیستند، ولی محور مباحثشان اختصاص به آموزههای روانشناختی دارد؛ مانند کاترین پاندر و اسکاول شین که هر دو کشیش کلیسای یونیتی هستند، ولی بیشتر آموزههایشان بر اساس مباحث موفقیت و رفتارشناسی مطرح شده و یا شخصی به نام دونالد والش که هیچ مدرک دانشگاهی ندارد، ولی مبتنی بر تجربه عرفانی خود آموزههای خود را جهت بهبود روابط انسانی مطرح میکند.ورود مباحث معنویتهای نوپدید به روانشناسی چه آسیبهایی را در پی داشته است؟
- وقتی شما وارد بازار کتاب می شوید عنوانهای بسیار جذاب معنوی از روانشناسان غربی، توجه انسان را به سوی خود جذب میکند. عناوینی که در روی جلد کتاب مفاهیم معنوی به صورت برجسته دیده میشود هر انسان معنویتخواهی را در نگاه نخستین میفریبد، بخصوص اگر صاحب این اثر یک روانشناس غربی باشد؛ یعنی بعد از سالها دعوای علم و دین در غرب، امروز در ظاهر شاهد آشتی علم و معنویت خواهد بود.مفاهیم معنوی با ظاهر زیبا و دلکش خود در کنار اصطلاحات روانشناختی، جذابیت خاصی به شیوه ادبی کتابها میدهد، اما ارتباطهای نابجای مفاهیم معنوی با فرضیههای ارایه شده باعث شده مفاهیم متعالی معنوی در نازلترین معنای خود به کار روند. به عنوان مثال تلقین و عبارتپردازی یکی از مهمترین راهکارهایی است که مورد توصیه روانشناسان قرار میگیرد، اما امروزه بسیاری از مبلغان معنویتهای نوپدید سعی دارند این مفهوم را با مفهوم متعالی دعا یکسان بگیرند. خانم کاترین پاندر محور کتاب (قدرت دعا) را به این بحث اختصاص داده است.
این تلقی از دعا امروزه در داخل کشور نیز زیاد مشاهده میشود، در حالی که حقیقت دعا ریشه در ارتباط عمیق بین عبد و معبود دارد که والاترین معرفتها و ارزشها در این ارتباط خود را نشان میدهد، ولی در عبارتپردازی ذهنی همه خواستهها در هیمنه ذهنی ایجاد می شود. نتیجه این استفادههای نابجا از مفاهیم معنوی افزون بر اینکه موجب ایجاد بدعت در دین میشود، مفاهیم متعالی معنوی به ابتذال کشیده میشوند و باید ساحت هر کدام مشخص شود.
در داخل کشور این مباحث تا چه حد رشد و گسترش داشته است؟
- تکاپوی انسانها برای رسیدن به سعادتمندی و خلق بهترین زندگی باعث میشود هر آدمی در پی کسب مهارتهایی برآید. جامعه غربی برای سیطره فرهنگ مادی خود بر کل جهانیان از جنبشهای معنوی نوپدید بیشترین بهره را برده است. ترجمه و چاپ انبوه کتابهایی با موضوع موفقیت و غیره که در دهههای اخیر بارویکرد به مسائل معنوی نوشته شده، نشان از این امر دارد. توزیع گسترده این آثار در کشورهای مختلف بخصوص در کشور عزیزمان افزون بر اینکه توازن توزیع فرهنگی کشور را به هم زده است، از یک جریان گسترده و طراحی شده حکایت میکند که تغییر سبک زندگی مردم و تغییر نگرش مردم به ارزشهای فرهنگی خود و در نتیجه تغییر باورها را در پی خواهد داشت.این ادعا زمانی ثابت میشود که نام نویسندههای این آثار را در صدر فهرست رهبران جنبشهای معنوی جهان می بینیم. دعوت برخی مؤسسات از شخصیتها مانند بریان تریسی و دمارتینی نیز از یک امر حساب حکایت دارد. تشکیل مؤسسات همسو با این جنبشها در داخل کشور بر محور افرادی که رسما مبلغ سینهچاک آموزههای معنویتهای نوپدید هستند و چاپ مجلات و برگزاری همایشهایی با موضوع موفقیت و شادکامی و مدیریت و مهارتهای اجتماعی شاید در نگاه نخست صرفا مباحث مدیریتی و روانشناختی باشد، ولی اکثر در این چنین همایشها و مجلاتی وارد مباحث الهیاتی ، معنوی اخلاقی میشوند.
همانطور که اشاره کردید بتازگی شاهد برگزاری همایشهای مختلفی در کشور با موضوعات گوناگون معنوی، مدیریتی و روانشناختی از جانب برخی شخصیتهای خارجی و داخلی هستیم که بعضاً نامشان جزو رهبران معنوی هستند یا مبلغ آموزههای معنویتهای نوپدید هستند. این موضوع چه تأثیری در عموم جامعه دارد؟
- یکی از مهمترین پیامدهای برگزاری چنین همایشهایی برای سطح عموم جامعه این است که فرصت درنگ و تأمل در محتوای این سخنان را از هر فرد خردمندی بگیرد و آدمی در یک فضای هیجانی خود را در مقام مخاطبی میبیند که حتی طرز فکر کردن و آرزوهایش القائاتی است که در یک فضای انگیزشی ایجاد میشود. با نیمنگاهی به این آموزهها، با فرضیههایی مواجه خواهیم شد که در بیشتر آکادمیهای معتبر دنیا مورد چالش جدی هستند. اثبات امور متافیزیکی و مباحث روانشناختی از طریق فیزیک کوانتوم ارایه نظریات الهیاتی بر اساس ادعاهای اشراق و تجربه عرفانی و همچنین معرفی خود به عنوان الگوی نجاتیافته از سختترین بحرانها به سبب خودشیفتگی، هرگونه فرصت داوری و نقد علمی را از سوی مخاطبان و حتی گاهی نخبگان جامعه میگیرد.
آیا نمی شود از این ظرفیت در جهت ارایه معنویت اسلامی بهره برد همان طور که در برخی از این همایشها از آیات قرآن و روایات نسبت به تأیید برخی گزارههای روانشناختی استفاده میشود؟
- خیلی از این افراد ادعا دارند ما در قالب این سخنان معنویت اسلامی و مباحث اسلامی را مطرح می کنیم بنده خطر این افراد را از غربیها بیشتر میدانم، زیرا با ناآگاهی از متون دینی و استفاده نابجا از آیات و روایات، تفسیرهای مبتنی بر الهیات غربی دارند و تنها کاری که می کنند بومیسازی معنویتهای غربی است. برخی از این افراد برای جذب قشر دیندار جامعه که اکثریت جامعه را تشکیل میدهند، سعی میکنند برای کسب مقبولیت از مفاهیم دینی و منابع دینی نیز بهره ببرند، ولی با برداشت نادرست سر از بیراهه در می آورند. بنده از زبان یکی از این افراد شنیدم که می گفت من با برگزاری همایش می خواهم معنویت اسلامی ارائه دهم و حتی در کتاب تکنولوژی فکر سخن از ارایه عرفان مدرن میکند.
با نیم نگاهی به شیوه استنادشان نسبت به متون دینی حتی الحادیترین باورها را جایگزین الهیات توحیدی میکنند. پایین آوردن خدا در حد خدای درون که تقابل جدی با الهیات توحیدی دارد. تفسیرهای نابجا از مفاهیم معنوی مانند رضامندی به اینکه نسبت به رفتارهای خود خشنود باش و خودت را ببخش، شکر به معنای یادآوری خوشیهای زندگی، دعا به معنای کلمات تأکیدی، تفکر به معنای خیالپردازی و آرزوپردازی امروزه ما را با چالش جدیدی مواجه میکند یعنی؛ تغییر دین و باور مردم به وسیله گزارههای روانشناختی.
گروه معارف/سید علی میرخلیلی
منبع:پرسمان


