بسيجي كيست؟ بسيج چيست؟ تفکر بسيجي چه ويژگي هايي دارد؟ درباره استفاده از الگوي بسيج در كشور هاي فلسطين و لبنان و عراق ؟ باتشكر

پنجشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
 
تفکر بيسجي
بسيج يك مكتب فكري و چارچوب عملي براي زندگي اجتماعي و كارزار در اين دنياي پرآشوب و فتنه است و بسيجي بودن يعني آگاهي از رمز و راز اين كارزار و آماده ساختن خود براي دست و پنجه نرم كردن با موانع و مشكلات و فراهم كردن شرايط زيستني پاك و زيبا در دنيايي سرشار از مسئوليت و تعهد/دخالت و حضور مردم در قالب تفکر بسیجی در تامین امنیت و مشارکت در حکومت توانسته راه‌گشای درگیری‌های اخیر در سوریه و عراق باشد و با حضور مردم قطعا تروریست‌ها و گروه‌هایی که توسط برخی کشورها و در راستای خواست آمریکا مسلح شده‌اند با شکست مواجه خواهند شد.
اگر بخواهيم مفهوم بسيج و بسيجى را در ادبيات انقلاب اسلامى جستجو كنيم، چاره‏اى جز بيان مراد حضرت امام(ره) از بسيج و بسيجى نداريم. امام خمينى بسيج را اين گونه تعريف كرده‏اند «بسيج شجره طيبه و درخت تناور و پر ثمرى است كه شكوفه‏هاى آن بوى بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مى‏دهد، بسيج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامى‏است كه پيروانش بر گلدسته‏هاى رفيع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده‏اند. بسيج ميقات پا برهنگان معراج انديشه پاك اسلامى است كه تربيت يافتگان آن، نام و نشانى در گمنامى و بى‏نشانى گرفته‏اند.»
مقام معظم رهبرى، عنوان بسيج را اين گونه ترسيم نموده‏اند: «بسيج عبارت است از تشكيلاتى كه در آن افراد متفرّق و تنها، به يك مجموعه عظيم و منسجم، به يك مجموعه آگاه و متعهد و بصير و بيناى به مسايل كشور و نياز ملت تبديل مى‏شوند. مجموعه‏اى كه دشمن را بيمناك و دوستان را اميدوار و خاطر جمع مى‏كند.»
تفكر بسيجي:
از بركات نهضت عظيم و مقدس اسلامى به رهبرى حضرت امام راحل حضور هرچند كوتاه مدت ولى موثر و همه جانبه تفكر امام راحل در همه صحنه‏هاى حيات امت اسلامى بويژه در مهمترين حادثه انقلاب اسلامى يعنى دفاع مقدس بود. اين حضور كه از پشتوانه گرانبها از عالى‏ترين درجات ايمان و عمل صالح برخوردار بود در كوتاه‏ترين مدت منشاء چنان تحولات شگرفى در ميان رهروان شد كه حتى گاهى راه باور را بر همرهان دشوار مى‏كرد و رنگ و بوى افسانه به خود مى‏گرفت، اما عاقبت دشمنان هم دريافتند كه تفكر بسيجى آن گونه كه امام راحل پايه‏گذارى كرد، كيميايى است كه حتى افسانه‏ها را در وادى واقعيت به مبارزه مى‏طلبد. تفكر بسيجى آن چنان حقانيت اصحاب كربلارا به نمايش گذاشت كه ديگر هيچ منكرى نتواند شائبه مبالغه در داستان فداكاران كربلا را به دل راه دهد. تفكر بسيجى با اوصاف اعجاب آورش چيزى نيست جز برنامه بى‏نظير توحيد و عدالتخواهى و شاخصه‏هاى آن چنين است:
شاخصه هاي تفكر بسيجي:
1. پيوند و بيعت با ولايت: از حضرت محمد(ص) و حضرت على(ع) تا حضرت مهدى(عج) و در زمان غيبت با ولايت فقيه.
2. ايمان و اخلاص: تفكر بسيجى بيش از هر چيز بر ايمان خالص و محض به غيب مبتنى است؛ ايمان به الله با همه اسما و اوصاف جمال و جلالش بدون ذره‏اى ترديد يا شرك.
3. حريت در عبوديت: در اين مكتب، بندگى نه از روى طمع و نه از روى‏خوف بلكه از روى آزادگى و عشق به معبود است؛ همان گونه كه اميرمومنان(ع) در وصف خويش بيان فرمود، لذا بسيجى بنده رب است نه بنده زر و زور؛ چه او شرافتمندتر از اين است كه غير از اين باشد.
4. اطاعت آگاهانه: از آنجا كه بسيج در اصل خود تبلور آيه شريفه «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم» (نساء 59) است، بدون ترديد اطاعت و فرمانبردارى آگاهانه در تفكر بسيجى جايگاه منحصر به فردى را به خود اختصاص مى‏دهد زيرا در تفكر بسيجى، عنايت نهايى براى انسان، كسب رضايت معبود است و چنين غايتى جز با فرمانبردارى مطلق از اوامر الهى كه همانا عمل به تكليف معين شده از سوى امام و ولى فقيه در زمان غيبت است، حاصل نمى‏شود.
اطاعت از فرماندهى از بديهى‏ترين ويژگى‏ها و آشناترين شاخصه‏هاى رزمندگان است كه يك روز نداى هل من ناصر حسين زمانه را با ترك مال و منال و جاه و مقام و درس و مدرسه پاسخ دادند و روز ديگر جام زهر پذيرش قطعنامه را به امر فرمانده عزيزشان بر خويش گوارا كردند و سپس بلافاصله براى خرد كردن دندان تهاجم خائنان منافق و صدام پليد «مرصاد» را آفريدند و ثابت كردند آن كس كه بسيجى است چون موم در دست فرمانده به‏حق خود نرم و انعطاف پذير است و انعطاف پذيرى در برابر فرمان حق، خصلت خاص همه صاحبان تفكر بسيجى است.
5. عدالتخواهى: از مهمترين ويژگى‏هاى تفكر بسيجى عدالتخواهى همه جانبه است در همه ابعاد اجتماعى، حقوقى، اقتصادى، سياسى و اخلاقى.
بسيجى تفسير عدالت حضرت على(ع) است كه به قيمت تمام جهان، حاضر نيست به قدر گرفتن پوست جويى از دهان مورچه‏اى به كسى ستم كند اگرچه آن كس دشمن او باشد.
بسيجيان به حكم «كونوا قوامين لله شهداء بالقسط...» (مائده، 8) قائمان به قسط هستند و بدكارى هيچ قومى آن‏ها را به ستمكارى نمى‏كشاند. خوددارى رزمندگان ما از مقابله به مثل با جنايات صدام عليه مردم از همين تعهد ناشى مى‏شد.
6. ظلم ستيزى: بسيجى مصداق فرياد عادل‏ترين مظلوم و مظلوم‏ترين عادل خلقت يعنى فرياد «كونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا» اميرمومنان (ع) است. بسيجى فرمانبردار امامى است كه فرمود: «ما تا آخر در كنار مظلومان جهان مى‏ايستيم و با ظالم مى‏جنگيم» يعنى ما تا فناى فتنه در جهان مجاهده مى‏كنيم (انفال، 39) و در ميدان مبارزه با ظلم، لبه تيز شمشير خود را متوجه ريشه همه مظاهر فرهنگى، حقوقى، اقتصادى، سياسى و اجتماعى ستمگران مى‏كنيم و تا قطع تمامى آن ريشه‏هاى متعفن از پا نخواهيم نشست.
7. شهادت‏طلبى عاشقانه: اشتياق غرقه شدن در خون خود همواره بزرگترين آرزوى اولياى الهى بوده است و «فزت و رب الكعبه» زبان حال همه عاشورائيانى است كه يك عمر استغاثه براى توفيق شهادت در راه خدا را پيشه خود مى‏ساختند و در انتظار آن بيتابانه لحظه شمارى مى‏كرده‏اند.
داستان پيشى گرفتن اصحاب امام حسين(ع) در ميدان كربلا و رزمندگان ما در ايام دفاع مقدس علاوه بر اثبات اين حقيقت شگرف، گوياى اوج از خودگذشتگى و كمالى است كه از آشكارترين ويژگى‏هاى تفكر بسيجى است.
8. شاخصه‏هاى ديگر نظير ابتكار و خلاقيت ، عزت نفس، گمنامى و دورى از شهرت طلبى، مديريت و تدبير شايسته، غيرت و جوانمردى، تعهد و وفادارى، صبر و پايدارى، ترحم و نوع دوستى حتى با دشمنان، عبادت و استغاثه به درگاه خداوند، تكبر در برابر استكبار و... نيز همگى درفرهنگ و تفكر بسيجى از درخشندگى خاصى برخوردارند كه به جهت رعايت اختصار از بيان آن‏ها پرهيز مى‏شود.

از اين منظر، بسيج، قلعه مستحكمي است به گستره تمامي كشور كه تمامي شهروندان و مدير آن به فراخور حال، وظيفه‌اي در حفظ امنيت، رونق معيشت، تحكيم فرهنگ و فضيلت،آباداني و رشد و شكوه و عظمت مادي و معنوي آن برعهده دارند. در اين مكتب، انسانها با خالي كردن دل خود از هواها و اغراض شخصي، به خدا و منافع خلق خدا مي‌انديشند، اقتدار و امنيت جامعه را نه در سايه در يوزگي قدرتهاي بيگانه، بلكه از رهگذر اتكا به توانايي هاي خويش جست و جو مي‌كنند.
در جامعه بسيجي،‏ منافع باندي و حزبي راهبر و چراغ هدايت دست اندركاران نيست، بلكه مسئولان براي خدمت بي‌ريا و خالص به بندگان خدا، با يكديگر مسابقه مي‌دهند.
در جامعه بسيجي، نه تنها از جنگ قدرت خبري نيست بلكه، افراد به دليل اعتقاد به تصدي امور توسط شايسته‌ترينها، از زير بار رياست طفره مي‌روند و ديگران را برخود مقدم مي‌دارند.
در جامعه بسيجي، نه تنها از حيف و ميل، دزدي و اختلاس و سوء استفاده از امكانات عمومي به نفع خود و خويشاوندان و نزديكان خبري نيست، بلكه كارگزاران حكومتي مقيدند به هر نسبت كه موقعيت و شغل بالاتري دارند، از امكانات و مواهب مادي كمتري برخوردار باشند نه اينكه چون مديران بيش از ديگران زحمت مي‌كشند، بايد ميزان برخورداريشان هم چندين و چند برابر زيردستان باشد. قناعت در چنين مكتبي، حرف اول را مي‌زند بسيجيها مصداق همان كلام معصوم (ع) هستند كه مؤمن در عين بهره‌رساني بسيار به ديگران، هزينه‌اش بسي اندك است.
در جامعه بسيجي، رشوه، پارتي بازي، زد و بند و توطئه، تبعيض و حق كشي جايي ندارد همه مي‌توانند اميدوار باشند كه براي رسيدن به حقوق خويش، از ياري ديگر شهروندان برخوردارند و نيازي نيست كه براي به چنگ آوردن حق خود، بر چهره اين و آن پنجه بكشند.
در جامعه بسيجي، هر كس داناتر، دانشمندتر، با تقواتر، قوي‌تر و خوش‌ اخلاق‌تر باشد صلاحيت بيشتري براي تكيه زدن بر كرسي مسئوليت خواهد داشت و چاپلوسان و تملق گويان و عناصر ضعيف‌النفس را راهي به مناصب حكومتي نيست.
انقلاب، بسيج و بسيجي را اين گونه تعريف كرد و امام با همين ديد بود كه آرزو مي‌كرد، خداوند او را با بسيجيانش محشور كند.
ر.ك:
http://www.basij.ir/main/index.php?Page=definition&UID=55847

استفاده از الگوي بسيج در ساير کشورها:
بسيج يك حركت عمومي و مردمي است و كلمه بسيجي تداعي كننده ارزش هاي انقلاب، اخلاص، ايثار، فداكاري و از خود گذشتگي است.
امروز مردم كشورهاي منطقه بسيج را الگوي خود قرار داده اند و به صورت بسيجي از كيان و استقلال مملكت خود دفاع مي كنند. در سوريه، لبنان، فلسطين، عراق و يمن مردم با استفاده از الگوي بسيج جمهوري اسلامي ايران به مقاومت مي‌پردازند،امروز اگر شاهد مقاومت در فلسطين، لبنان و سوريه هستيم تمام آن الهام گرفته از حركت بسيج است و صحنه هاي ايثارگري در دوران دفاع مقدس و بسيج الگوهاي را در كشورهاي ديگر شكل داده است و باعث ايجاد تشكل هاي در اين كشورها شده است .
استفاده از الگوي بسيج در كشورهاي فلسطين ، لبنان ، سوريه و عراق
بسيج را نبايد در قالب يك سازمان نگريست بلكه بسيج يك فرهنگ است كه او را بايد در قامت يك الگو در كتاب آزادگي ديد. بسيج، يادگاري است از امام امت (ره) در دوراني كه ابرقدرت هاي غرب و شرق با هم رقابت داشتند و هر كدام براي استثمار كشورهاي جهان سوم دندان تيز مي كردند. بنيانگذار جمهوري اسلامي در 5 آذر ماه 1358 دستور تشكيل ارتش 20 ميليوني مستضعفان را صادر كردند و چراغي برافروختند كه به محو ظلمت ها بپردازد و به جاي كشورگشايي، دل گشايي نمايد.امام(ره) وقتي آن روزها اين فرمان را صادر كردند برخي فكر مي كردند فرمايشي است ايده آلي، اما امروز كه 3 دهه از اين دستور مي گذرد، حكمت آن بيشتر روشن شده تا آن جا كه مايه استحكام محور مقاومت شده است و آنچه نمي گذارد در مقابل فشار قدرت هاي جهاني، مقاومت كشورهاي عضو محور مقاومت در عراق، سوريه و فلسطين شكسته شود، همين الگوست. امروز، مقاومت سوريه و عراق به بركت حضور قهرمانانه مردمان شان مي باشدكه با استفاده از الگوي بسيج سازماندهي شده اند.آن ها با به كارگيري اين الگوست كه مي توانند در مقابل تكفيري ها قامت راست كنند و آتش كينه بدخواهان را خاموش كنند. جهان سلطه از نظر سلاح هاي جنگي و مرگبار چيزي كم ندارد و قادر است نياز خود را در جنگ هاي فيزيكي تغذيه كند ولي تنها چيزي كه ندارد، حضور ارتشي است در قامت بسيج و همين مسئله باعث شده است كه آن ها نتوانند قدرت مقابل خودشان را ارزيابي كنند زيرا تعداد يك ارتش مردمي به خوبي براي آن ها روشن نيست. نكته مهم اين كه در سالروز تولد بسيج به دستور تاريخي امام راحل (ره)، بسيج مي بايست راهي را كه آمده است همچنان ادامه دهد و در اين مسير، گرفتار آفت هايي نشودكه بدخواهان در كمين آن شايد بگذارند. بديهي است ورود بسيج به جريان هاي سياسي از آفت هايي است كه از قدرت آن مي كاهد و به جاي استوانه و الگو، او را تبديل به يك جريان، حزب و ... مي نمايد.بنابراين همين رويه اصولي، ولايت مداري و پاسداري از اصول و منافع ملي بايد بر بسيج حاكم باشد.
در جنگ سوريه و پس از آن حمله تروريست‌هاي داعش به عراق نقش نيروهاي مردمي بسيار قابل توجه است. چند سال پيش بود كه مقامات دولت سوريه با الهام گرفتن از الگوي نيروي مقاومت بسيج در ايران، اقدام به راه‌اندازي ارتشي مردمي به نام “جيش الشعبي” در سوريه كردند كه اين ابتكار بلافاصله تاثير خود را در مهار و شكست فتنه تروريست‌ها و حاميان منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي آنها در اين كشور نشان داد. كارشناسان نظامي مي‌گويند با تشكيل اين يگان‌هاي مردمي، روحيه، جسارت و تحرك قابل ملاحظه‌اي دركالبد ارتش سوريه دميده شده است.
تشكيل ارتش مردمي در سوريه الگوبرداري از بسيج مردمي در جمهوري اسلامي بود. تمام اقشار ملت سوريه اكنون دست در دست هم، به مانند “يد واحد” عمل كرده و از ارتش ملي خود و رهبري بشار اسد و خط مقاومت حمايت مي‌كنند. تجربه انقلاب اسلامي و نقش بسزاي نيروي مردمي بسيج براي سوريه تجربه‌اي بزرگ و ارزشمند است. نيروهاي دفاعي مردمي سوريه متشكل از گروه‌هاي مردمي شيعه، سني، علوي و مسيحي است كه با توجه به مناطق مختلف اين كشور شكل گرفته‌اند.
جوانان و نيروهاي داوطلب براي دفاع از نظام سوريه زير نظر دولت در مناطق مختلف آموزش‌هاي نظامي را ديده و مسلح شده‌اند. به عنوان مثال امنيت محله زينبيه نيز با جيش الشعبي و نيروهاي داوطلب است كه با توجه به حضور شيعيان در آن منطقه، جوانان شيعه در آنجا با برپايي ايست بازرسي، امور امنيتي را به دست گرفته‌اند. اين جوانان تامين امنيت حرم حضرت زينب(س) و حرم حضرت رقيه(س) را نيز به عهده گرفته‌اند و در اين راستا درب اين حرم‌ها با توجه به شرايط در ساعات خاصي بسته مي‌شود.
سپردن امنيت بخشي از شهرها به نيروهاي مردمي و بسيجي اين فرصت را براي ارتش سوريه فراهم كرده تا بتواند با نيروهاي بيشتري در صحنه‌هاي درگيري با تروريست‌ها ظاهر شوند و به پيروزي‌هاي بسياري برسند.
يكي از دلايلي كه كشورهاي غربي به ويژه آمريكا اقدام به حمله نظامي به سوريه نكرند اين بود كه حمله هوايي به سوريه به‌تنهايي كافي نبوده و اگر ناتو يا آمريكا بخواهد كار مؤثري انجام دهد بعد از حمله هوايي بايد با استفاده از نيروي زميني خود را تثبيت كند. با وجود نيروي دفاع مردمي بسيج در سوريه كه سبب برتري ميداني حكومت و دولت سوريه شده است ، بنابراين حمله به سوريه ريسكي بزرگي است.
مردم مناطق آزادشده در سوريه نخواستند كه تروريست‌ها به آن مناطق بازگردند و دوباره منطقه آنها محل درگيري ميان ارتش و تروريست‌ها شود، لذا مردم از نيروي بسيج مردمي پشتيباني مي‌كنند و نام آن را «نيروي دفاع مردمي» گذاشته‌اند. گسترش نيروي دفاع مردمي موجب تثبيت مناطق پاكسازي شده توسط ارتش شده است. همچنين شواهد حاكي است پس از ورود مستقيم كشورهاي غربي و به ويژه آمريكا در حمايت از تروريست‌ها و رسميت بخشيدن به موجوديت آنها، مقاومت مردمي در برابر معارضين نيز افزايش يافت.
در عراق نيز نيروهاي بسيج مردمي نقش بسيار مهمي در جلوگيري از پيشروي تروريست‌ها داشته‌اند. فتواي جهاد آيت‌الله سيستاني و علماي سني عراق سبب ايجاد شوري عظيم در مردم شده است و جوانان عراقي گروه گروه به سوي مناطق درگيري در حال اعزام هستند. در اين ميان نقش سپاه بدر و جيش‌المهدي عراق و ديگر گروه‌هاي نظامي مردمي بسيار مهم است. تفكر بسيجي كه از جمهوري اسلامي الگوبرداري شده، امروز به عامل دفع تروريست‌هاي داعش در عراق تبديل گشته است.
به حقيقت مي‌توان گفت، استفاده سوريه و عراق از تجربه تشكيل نيروي مردمي جمهوري اسلامي ايران، كه متشكل از نيروهاي داوطلب است، نقش موثري در سركوب شورشيان و تروريست‌ها داشته و سبب عقب‌نشيني مهاجمان شده است.
دخالت و حضور مردم در قالب تفكر بسيجي در تامين امنيت و مشاركت در حكومت توانسته راه‌گشاي درگيري‌هاي اخير در سوريه و عراق باشد و با حضور مردم قطعا تروريست‌ها و گروه‌هايي كه توسط برخي كشورها و در راستاي خواست آمريكا مسلح شده‌اند با شكست مواجه خواهند شد.( منبع:سايت علمي و پژوهشي آسمان)
نام سایت:پرسمان/ سیاسی            

پربازدیدها

پربحث‌ها