گروه نواصب كساني بودند كه بعد از وفات نبي اكرم (ص) در حقّ دختر او ظلم نموده حقّ وي را غصب و بر رخساره اش لطمه زدند ، و خانه اش را به آتش كين سوزاندند و علي مرتضي را از حق مسلّم و منصوص خود منع و او را به زور به سوي مسجد كشاندند.

چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
دشمنان واقعي حضرت زهرا
دشمنان واقعي حضرت زهرا چه كساني بودند و علت واقعي اين دشمني چيست؟ ميخوام اطلاعاتي در مورد نگرش اهل سنت داشته باشم چه كتبي را معرفي ميكنيد؟
دشمنان واقعي حضرت زهرا (س)، دشمنان اهل بيت(ع) مي باشند كه به نواصب معروف هستند. نواصب از قابيل بن آدم گرفته تا آخرين ناصبي كه در قيامت هلاك مي شود؛ چه ظاهراً شيعه باشند يا سنّي باشند يا غير مسلمان. ناصبي به كساني گفته مي شوند كه ادّعاي مسلماني دارند ولي با اهل بيت(ع) دشمني مي كنند. اوّلين ناصبي ها در زمان خود پيامبر(ص) پيدا شدند كه از اميرالمومنين(ع) دل خوشي نداشتند ؛ لذا به انحاء گوناگون با آن حضرت عداوت مي ورزيدند. كما اينكه اوّلين گروه شيعه نيز در همان زمان پديدار شدند. كساني چون سلمان و ابوذر و عمّار از همان زمان با عنوان شيعه علي بن ابي طالب شناخته مي شدند. در كتب تاريخ اسلام ، موارد زيادي از دشمنيهاي اصحاب با امير المومنين ثبت شده است. رواياتي نيز از نبي اكرم (ص) نقل شده كه مؤيّد اين معني است. « ...فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص مُنَادِيَهُ فَنَادَى فِي النَّاسِ ارْفَعُوا أَلْسِنَتَكُمْ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَإِنَّهُ خَشِنٌ فِي ذَاتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ غَيْرُ مُدَاهِنٍ فِي دِينِه. ــــ مردم از سختگيري امير مومنان در مورد بيت المال شكايت نزد پيامبر بردند: آن حضرت به منادي خود امر فرمودند ، پس او در ميان مردم ندا داد: زبان شكايت خود را از علي برداريد كه همانا او درباره خدا سختگير است و در مورد دينش اهل مسامحه نيست.» « عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ أَتَى رَسُولُ اللَّهِ ص ذَاتَ يَوْمٍ وَ يَدُهُ فِي يَدِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع وَ لَقِيَهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ يَا فُلَانُ لَا تَسُبُّوا عَلِيّاً فَإِنَّ مَنْ سَبَّهُ فَقَدْ سَبَّنِي وَ مَنْ سَبَّنِي سَبَّهُ اللَّه‏ . ـــــ انس ابن مالك گويد: رسول خدا روزي مي آمد در حالي كه دستش در دست اميرالمومنين علي بن ابي طالب بود و مردي او را ملاقات نمود ، پس رسول خدا به او فرمود: اي فلاني علي را دشنام ندهيد ! هر كه او را دشنام دهد مرا دشنام داده و هر كه مرا دشنام دهد خدا او را دشنام دهد. »  [ در برخي منابع آمده است وَ مَنْ سَبَّنِي فقد سَبَّ اللَّه ؛ و هر كه مرا دشنام دهد خدا را دشنام داده است.] « عَنِ ابْنِ عُمَرَ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ فِي خُطْبَتِهِ: أَيُّهَا النَّاسُ لَا تَسُبُّوا عَلِيّاً وَ لَا تَحْسُدُوهُ فَإِنَّهُ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ بَعْدِي ... . ـــــ فرزند عمر گويد: شنيديم كه رسول خدا(ص) در خطبه اش مي فرمود: اي مردم علي را دشنام ندهيد و به او حسد نورزيد كه همانا او بعد از من ، وليّ هر مرد و زن مومن است... »  « كَعْبُ بْنُ عُجْرَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ النَّبِيُّ ص: لَا تَسُبُّوا عَلِيّاً فَإِنَّهُ مَمْسُوسٌ فِي ذَاتِ اللَّهِ . ــــ كَعْبُ بْنُ عُجْرَةَ به نقل از پدرش گويد: نبي اكرم(ص) فرمودند: علي را دشنام ندهيد كه همانا او نسبت به خدا ممسوس (شيفته ) است.» دومين گروه نواصب كساني بودند كه بعد از وفات نبي اكرم (ص) در حقّ دختر او ظلم نموده حقّ وي را غصب و بر رخساره اش لطمه زدند ، و خانه اش را به آتش كين سوزاندند و علي مرتضي را از حق مسلّم و منصوص خود منع و او را به زور به سوي مسجد كشاندند. ماجراي اين وقايع دركتب تاريخ و حديث اهل سنّت نيز موجود است. سومين گروه نواصب معاويه و طرفداران او از آل ابي سفيان و مروانيان بودند كه علناً با امير مومنان مخالفت كردند و بعدها با او وارد جنگ شدند و سبّ او را در خطبه هاي نماز جمعه رواج دادند ، و محبّان علي را هرجا يافتند كشتند. چهارمين گروه اهل جمل بودند كه به جنگ با او برخاستند در حالي كه خلافت او افزون بر نصب الهي ، مقرون به بيعت مردم نيز بود. و طبق نظر علماي شيعه و سنّي هر كه بر خليفه مسلمين خروج نمايد كافر است. پنجمين گروه از نواصب ، خوارج بودند كه بر آن حضرت شوريدند ، ابن ملجم مرادي ــ لعنة الله عليه ــ نيز از اين گروه بود. اينها در زمان امام حسن مجتبي (ع) نيز بر دشمني خود با اهل بيت(ع) باقي بودند. ششمين گروه نواصب ، لشكر كوفه بود كه حادثه كربلا را بپا كردند ؛ در ميان اينان ، از پيروان همه نواصب سابق الذكر حضور داشتند. شمر بن ذي الوجشن ــ لعنة الله عليه ــ نيز از خوارج بود. بعد از حادثه كربلا نيز همواره گروههايي از نواصب پديد آمده و مي آيند. امّا در زمان حاضر عمده ترين گروه نواصب برخي از افراطيون وهابي هستند. اينها گرچه در زبان دم از كين اهل بيت نمي زنند ولي در عمل سعي در ويران نمودن آثار اهل بيت دارند. حرمهاي آنها را به بهانه دفاع از توحيد تخريب مي كنند و شيعيان را مشرك دانسته مي كشند .حتّي كارشان به جايي رسيده كه در كتب روايي و تاريخي اهل سنّت ، دست برده ، حقايق مربوط به اهل بيت(ع) را از آن كتب حذف مي كنند. افزون بر اينها گروههايي از نواصب بازمانده از دوران امويان نيز در منطقه شام ( سوريه ، لبنان ، فلسطين و اردن) وجود دارند.و... البته نا گفته نماند كه برخي از وهّابي ها در زبان ادّعاي محبّت اهل بيت(ع) را دارند، ولي در واقع امر چنين نيستند؛ به عبارتي، اينها ناصبي هاي منافق هستند. به هر حال ناصبي را در يك كلام مي توان از اين يك روايت به خوبي شناخت و آن اينكه: ان الله تعالى لم يخلق خلقاً انجس من الكلب و ان الناصب لنا اهل البيت لانجس منه؛ براستى كه خداوند نجس تر از سگ نيافريد، دشمن اهلبيت از سگ بدتر است. از اين روايت بخوبى استفاده مى شود ناصبيها دشمن اهل بيت هستند و همانند سگ نجسند و كافر.در اين زمينه دو كتاب تفسيري ذيل به شما معرفي مي شود: 1-تفسير ابن تيميه كه سلفي و ناصبي بوده و متفكر و تئوريسين وهابيت مي باشد. 2-تفسير المنار, رشيد رضا، كه از سلفيون متعصب و در بسياري موارد ناصبي شمرده شده است.
منبع:پرسمان

پربازدیدها

پربحث‌ها