يكي از اهداف فراماسون ها حذف دين از جغرافياي فكر و زندگي بشر و جايگزيني ارزش هاي ديگر به جاي آن است. ماسون ها سعي مي كنند در يك فرآيند طولاني مدت و طي مراحلي به اين هدف دست يابند.

چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
هدف فراماسونها
هدف فراماسون ها از تشكيل دين نوين جهاني چيست؟
دين نوين جهاني را بايد بخشي از پروژه نظم نوين جهاني و برگرفته از آموزه هاي پساساختارگرانه‏ي متفكران و استراتژيست هاي پست مدرن غرب دانست. اين ايده كه تحت عناويني چون دين واحد جهاني و سازمان اديان متحد در حال رشد است، بسيار نو پا بوده و در واقع به بازار داغ فرهنگي سال هاي آينده تعلق دارد. پيش بيني مي شود با تمهيدهاي رسانه اي تدارك شده در سال هاي آتي جريان فرهنگي مرتبط با اين ايده به سرعت گسترش يابد و محصولات متنوع تصويري و مكتوب مرتبط با آن به بازارهاي فرهنگي سراسر دنيا سرازير شود.
تئوري دين نوين جهاني از پيچيدگي قابل توجهي برخوردار است كه تشخيص آن و اتخاذ تدبير مناسب در برابر آن را مشكل مي‏سازد. پروژه دين نوين جهاني برخلاف آنچه كه شايد از عنوان آن به ذهن متبادر شود به دنبال از ميان بردن تمام اديان و معرفي يك دين جديد و واحد جهاني نيست. با اين حال مكانيسم پروژه دين نوين جهاني به نحوي است كه سبب مي شود اصول عقايد و آموزه هاي متافيزيكي مشتركي مورد پذيرش پيروان تمام اديان قرار گيرد و پيروان تمامي اديان و حتي افراد لائيك و غير ديني همگي زندگي خود را بر اساس اين آموزه ها تنظيم نمايند. به اين ترتيب در عين حال كه در ظاهر هيچ يك از اديان مورد تعرض قرار نگرفته است، آموزه هاي عقيدتي مشتركي در مناطق مختلفِ فرهنگي و مذهبيِ زمين حاكم خواهد شد. تحقق اين هدف، از پيش نيازهاي غير قابل چشم پوشيِ آن چيزي است كه نظم نوين جهاني ناميده مي شود.
1. جهان يك مجموعه واحد وهماهنگ است و من جزئي از اين مجموعه هستم.
2. يك روح مقدس در همه اجزا جهان جريان دارد.
3. اجزاي جهان اعم از درختان، درياها و خشكي ها، حيوانات و عناصر گوناگون روح مقدس جهان را در خود دارند و تعادل خود را از آن روح كسب مي كنند. به ديگر عبارت روح مقدس ساري در اجزا جهان، تعادل و هماهنگي جهان را تضمين مي كند.
4. روح مقدس جهان در وجود تك تك انسان ها نيز حضور دارد.
5. روح مقدس جهان وجود متشخص ندارد. او شعور مطلقي است كه در جهان جاري است. او نمي شنود و متأثر نمي شود. نقش او ايجاد تعادل است. چه درخواستي باشد و چه نباشد تعادل انجام مي شود. عشق و نفرت كه از مظاهر تأثر است در او راه ندارد. آنچه مهم است تعادل است.
6. روح مقدس آهنگ هستي را مي نوازد و حركت اجزا جهان اعم از همه جانداران، رقص و توازني متناسب با آهنگ نواخته شده از سوي اوست.
7. راز سعادت انسان هماهنگ شدن با ملودي طبيعت ذي شعور است. شناخت طبيعت و همراه شدن با آن كليد خوشبختي است. انسان در صورت هماهنگي با طبيعت و نظم موسيقائي جهان پس از مرگ نزد روح مقدس باز مي گردد، چرا كه جان او وديعه اي از جانب اوست. جانِ رفته، در چرخه تكرار شونده هستي در كالبدي جديد به جهان و طبيعت باز مي گردد. اين چرخه همواره ادامه دارد. حيات در پس حيات است و جاودانگي حق مسلم همه است.
8. روح مقدس تعادل را تضمين مي كند. گاهي براي تعادل لازم است روح مقدس متشخص شود و در كالبدي طبيعي حلول كند تا با آموزش ديگر انسان ها ضامن بقاء تعادل در جهان باشد.
9. هر انساني روح مقدس را تنها بايد در وجود خود جستجو كند. بيرون از او راهي به سوي شنيدن ملودي جهان نيست. روح مقدس حلول يافته در انسان هاي خاص نيز جز آنكه انسان هاي ديگر را متوجه درون خود كند وظيفه اي ندارد. همه از درون موسيقي جهان را مي شنوند و بايد با آن به رقص در آيند تا بازگشتشان به جهان و طبيعت تضمين شود. اين چرخه بخشي از تعادل است.
10. هماهنگي و تعادل با طبيعت سلامت كالبد را به همراه دارد. نويد به فرادرماني، انرژي درماني، خوددرماني و سلامت جسم و كالبد نيز از آموزه‏هاي اين دين نوين جهاني است.
در موارد بالا اگر دقت كنيد مفاهيم بنياديني مانند روح مقدس، تعادل، تناسخ، دريافت  دروني موسيقي هستي، ستايش و هماهنگي با طبيعت و در نهايت مفهوم تجسد به وضوح تكرار شده است. اين نظم نوين جهاني را اگر به عربي ترجمه كنيم ميشود النظام العالمي الدنيوي كه معني آن ميشود آيين معابد جديد دنيوي پس اين نظام جديد بر پايه مادي گرايي است و باز هم يعني خدايي وجود ندارددين نوين جهاني مقدمه لازم براي سياست هاي نظم نوين جهاني بويژه در منطقه خاورميانهمي توان گفت مهمترين مانع در تحقق طرح هاي نظم نوين جهاني بويژه در منطقه خاورميانه، مسأله دين و باورهاي مذهبي است. تلاشهاي چند صدساله كانون هاي آنگلوساكسون از زمان استعمار كهن انگليس تا كنون، اكنون در پروژه دين نوين جهاني به زعم اين كانون ها در آستانه ثمر دهي قرار دارد. كان ون هاي اسلامي خاورميانه به دليل ارائه ساختارهاي اجتماعي براي پيروان اسلام، كه تبلور كامل آن در نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران خود را نشان مي دهد، مانع اصلي تحقق طرح هاي كلان اقتصادي و سياسي در قالب برنامه هاي نظم نوين جهاني است. پروژه دين نوين جهاني كه قلب ماهيت كانون هاي اسلامي خاورميانه در عين حفظ ظاهر و پوشش آنها را هدف خود قرار داده است مي تواند اين مانع بزرگ در راه تحقق اهداف كانون هاي سرمايه دار آنگلوساكسون را از ميان بردارد.

هدف فراماسون ها از تشكيل دين نوين جهاني:

يكي از اهداف فراماسون ها حذف دين از جغرافياي فكر و زندگي بشر و جايگزيني ارزش هاي ديگر به جاي آن است. ماسون ها سعي مي كنند در يك فرآيند طولاني مدت و طي مراحلي به اين هدف دست يابند. در مرحله اول چنين القاء مي كنند كه دين امر مطلوبي است و هركس دين نداشته باشد حق ورود به لژ فراماسونري و عضويت اين سازمان را ندارد ولي در مرحله دوم با ترويج پلوراليزم ديني در صدد كم رنگ جلوه دادن دين حق بر آمده و سرانجام به انكار اصل دين و پذيرش ماترياليزم و الحاد مي پردازد. شهيد مطهري در اين باره مي فرمايند هنگامي كه يك نهضت اجتماعي اوج مي گيرد و جاذبه پيدا مي كند و مكتب هاي ديگر را تحت الشعاع قرار مي دهد، پيروان مكتب هاي ديگر براي رخنه كردن در آن مكتب و پوساندن آن از درون، انديشه هاي بيگانه را كه با روح آن مكتب مغاير است وارد آن مكتب مي كنند و آن مكتب را به اين ترتيب از اثر و خاصيت مي اندازند و يا كم اثر مي كنند... نفوذ و نشر انديشه هاي بيگانه... خطري است كه كيان اسلام را تهديد مي كند (كتاب نهضت هاي اسلامي در صد ساله اخير ( ص 90 ـ 92 )همان گونه كه ذكر شد فرقه ماسوني در مرحله دوم براي نابودي دين با طرح تكثرگرايي ديني تلاش مي كند حقانيت مطلق اسلام را زير سوال ببرد و سطح آن را در كنار اديان تحريف شده و حتي انحرافي و دست ساخت بشر، پايين بياورد تا زمينه اي فراهم شود كه بتوانند در مراحل بعدي آن را از ميان بردارد

پلوراليزم و تكثر گرايي ديني

يكي از اهداف مياني فراماسون ها پلوراليزم ديني است تا زمينه را براي از ميان برداشتن همه اديان بويژه اسلام فراهم كنند. وقتي اعتبار اسلام در حد اعتبار اديان تحريف شده و انحرافي پايين آورده شود، عملا ارزش اسلام و آموزه هاي آن زير سوال رفته است. در همين راستا ماسون ها ادعا مي كنند فراماسونري مادر همه اديان و مذاهب جهان است. نويسنده كتاب صبح مي نويسد: لژ اسكاتلند آمريكا معتقد است كه تمام اديان و مذاهب جهان از فراماسونري سرچشمه گرفته و در همين لژ تابلويي براي نشان دادن اين موضوع نقاشي شده كه به وسيله اشكال و علائم فراماسونري به اصطلاح ثابت مي كند كه تمام مذاهب از مواهب فراماسونري برخوردار گرديده­اند!( كتاب صبح، به نقل از گزارش سفر ميرزا صالح شيرازي به كوشش همايون شهيدي ص 358) از سوي ديگر ماسون ها سعي دارند نظريات آن ها در مورد موضع ضد ديني و تفكرات الحادي آن ها، به مطبوعات سرايت نكند، بلكه به عكس براي جذب همه طرفداران اديان سعي مي كنند با تبليغ پلوراليزم ديني چنين وانمود كنند كه طرفدار دين و ارزش هاي الهي هستند آن هم تمام اديان الهي! يكي از اين افراد عضو فراماسون در پاسخ به اين پرسش خبرنگار كه مي پرسد: در بين افكار عموم، بي­ديني و لامذهبي ماسون ها شايع است؟ مي گويد: نه خير اشتباه است. مسأله كلا برعكس جلوه داده شده، ما براي قبول عضو شرايطي داريم و اولين شرط هم، ديانت فرد است. يعني كسي كه معتقد به خداي متعال و قدرت لايزال او نباشد نمي تواند وارد جرگه ما شود. در صورتي كه اين فرد ملحد و لامذهب باشد، نمي توانيم او را بپذيريم. سپس بر اين اصل پلوراليستي تاكيد مي كند و مي گويد البته مي تواند مسيحي، موسوي (كليمي)و يا مسلمان باشد. ( مباني فراماسونري، يحيي هرون ص 195 به نقل از نشريه نكته، ش 40، ص 31) اين درحالي است كه ماسون ها رسما دين را انكار كرده و پيروان خود را به پذيرش فراماسونري كه آن را فلسفه واحدي مي دانند كه در سراسر دنيا جريان پيدا خواهد كرد، دعوت مي كنند آن ها مي گويند ماسوني دين نيست بلكه يك فلسفه است برحسب ماهيت حقيقي بايستي برتر از مؤسسات ديني واقع شده باشد. ( همان، ص 199 ، نشريه شرق بزرگ، ش 19، ص 17)

اومانيسم و انسان‎گرايي

دريكي از اصول فراماسونري، اومانيسم و انسان‎گرايي است. از نظر فراماسون‌ها اصالت با انسان است و بايد انسان به جاي خدا بنشيند؛ آن چه بايد ما در صدد تحقق آن باشيم خواست و اراده انسان است و بس . !
يكي از معروف‌ترين اومانيست‌هاي قرن ۱۴، پيكور دلاميراندولا است كه در سال ۱۴۸۹توسط پاپ اينوسنت هشتم به‌عنوان مروج عقايد بدعت گذارانه محكوم گرديد. او در كتاب خود «نتيجه‌گيري فلسفي كاباليست و الهيات» نوشته بود: «در جهان چيزي بالاتر از ستايش بشر وجود ندارد.» (يحيي هارون، مباني فراماسونري، ص۷۰)
امروزه ماسون‌ها عقايد بدعت‌گذارانه ميراندولا را بسيار بي‌پرده‌تر بيان مي‌كنند. به‌عنوان نمونه، در يك جزوه محلي ماسوني آمده است: «جوامع ابتدايي ضعيف بودند و به خاطر اين صفت به نيروها و پديده‌هاي اطرافشان مقام ربوبيت مي‌دادند. اما ماسونري تنها به انسان چنين مقامي مي‌دهد.»(همان)
جي دي باك در كتاب «فراماسونري اسرارآميز» تصريح مي‌كنند: «تنها خدايي كه فراماسونري قبول دارد انسان است… بنابراين انسان تنها خداي موجود است.» (همان) در همين راستا مجله ماسون ترك طي تحليلي، فراماسونري را يك دين اومانيست معرفي كرده مي‌نويسد: در واقع فراماسونري يك نوع مذهب بلكه يك دين اومانيست است و دين جعلي به ستايش انسان سفارش مي‌كند نه خدا.
«ما هميشه اذعان مي‌كنيم كه بالاترين كمال مطلوب فراماسونري در عقايد اومانيزم قرار دارد. ( همان، به نقل از مجله ماسون ترك) تفكر انسان محور و اومانيستي در فراماسونري به حدي پر رنگ است كه آن‌ها به جاي عشق به خدا و كار براي او، عشق به انسان را ترويج مي‌كنند. يحيي هارون در اين باره مي‌نويسد « ماسون‌ها اعتقاد دارند همه كارها بايد فقط به خاطر انسانيت انجام گيرد نه رضاي خدا. “او سپس با نقل مطلبي از كتاب لژ تركيه مي‌نويسد: «اساس اخلاق ماسوني عشق به انسانيت است و خوب بودن به خاطر خواسته‌اي در آينده، منفعت، پاداش و بهشت، از روي ترس از ديگري، عرف ديني يا سياسي، نيروهاي ناشناخته ماوراء طبيعي… را كاملا مردود مي‌داند. تنها از خوب بودن به خاطر عشق به خانواده، كشور، انسان‌ها و انسانيت حمايت و تمجيد مي‌كند. اين يكي از مهم‌ترين اهداف تكامل فراماسونري است. عشق به مردم و خوب بودن بدون انتظار پاداش، رسيدن به اين سطح، تحول عظيمي است. “(همان، ص ۷۳) يحيي هارون در كتاب خود هدف نهايي ماسون‌ها را تخريب دين و نابودي آن ذكر مي‌كند و اظهار مي‌دارد: “هدف نهايي ماسونري اين است كه مي‌خواهند دين را به‌طور كامل تخريب كرده، جهاني اومانيست براساس تقدس انسانيت ايجاد كنند.
آن‌ها مي‌خواهند نظم نويني براساس غفلت بنا كنند كه در آن مردم، خدايي كه آن‌ها را آفريده انكار كنند و به خود مقام ربوبيت بدهند. اين هدف و فلسفه وجودي ماسونري است. نشريه ماسوني آينه اين وضعيت را «معبد عقايد» نام نهاده است. (همان، ص ۸۲) در همين راستا ماسون‌ها مي‌خواهند از تمام جهان معبدي بسازند. اما معبد مورد نظر آن‌ها معبد دين واقعي نيست بلكه معبد اومانيزم است و رؤياي آن‌ها جهاني است كه در آن انسانيت پرستش شود؛ مردم به‌طور كامل از دين حقيقي روي بگردانند و فلسفه اولوسيونيت تنها فلسفه حقيقي قلمداد گردد. در نوشته‌هاي ماسوني مراسم عجيب و غريب كه به اين منظور طراحي شده، چنين توصيف گرديده است. «امروز يك دين جهاني متولد مي‌شود، به آرامي مي‌تواند شعور را به معناي واقعي كلمه ارضا كند… به موازات دين جهاني، اخلاقياتي متناسب با اين جهان‌بيني ايجاد خواهد شد… چنين ديني انسان‌ها را در جهان متحد خواهد ساخت. اين دين فراماسونري است. اين دين از طريق قلب‌ها منتقل خواهد شد… (همان، ص ۱۹۱) در اين جريان كه اومانيزم پابه پاي تفكر الحادي به پيش مي‌رود .” (قاسم روانبخش، وعده صادق)
منبع:پرسمان

پربازدیدها

پربحث‌ها