موسي در برابر فرعون آيات و معجزات زيادي نمايان كرد تا او را به خشوع وا دارد. از جمله آنكه عصايش را به صورت اژدها در آورد؛ يا از دستش فروغي همچون خورشيد ‌تاباند. اما فرعون همه اين معجزات را سحر و جادو خواند و ساحران كشورش را به مقابله با موسي دعوت كرد.

چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
قوم بني اسرائيل
داستان قوم بني اسرائيل و حضرت موسي و عيسي با اين قوم را مي خواستم و وجه شبه داستان هاي اين قوم با امت اسلامي
يكي از پرتكرار ترين داستان ها در قرآن كريم داستان حضرت موسي و بني اسرائيل است.
داستان زندگي حضرت موسي (ع)؛ درمورد تاريخ ولادت حضرت موسي(ع) اختلاف نظر است . 1-برخي معتقدند ولادت حضرت موسي 3748 سال پس از هبوط حضرت آدم(ع) بود. واز موسي تا عيسي 1643 سال فاصله بود. از حضرت عيسي تا پيامبر اسلام 660 سال فاصله بود. بنابراين حضرت موسي(ع)1643 سال قبل از ميلاد مسيح متولد شده اند.(تاريخ انبيا , اميري پور ص263 به بعد.) 2-حضرت موسي عليه السلام بين قرن‌هاي 13 تا 15 پيش از ميلاد مسيح در مصر به دنيا آمد. نام پدرش بر اساس تورات عمرام است كه در عربي به صورت عمران در آمده است. نام مادر موسي را نيز يوكابد يا يوكبد نوشته‌اند.(طبري، تاريخ الامم و الملوك،ترجمه: پاينده، تهران، اساطير،چ5،‌ 1375ش، ج1، ص294.) حضرت موسي عليه السلام از پيامبران اولوالعزم و ملقب به كليم الله است. او پيامبر و رهبر قوم يهود بود كه ايشان را از مصر و از اسارت مصريان بيرون آورد. خداوند به وسيله او دين يهود را در كوه طور سينا به بني اسرائيل ارزاني داشت. نام حضرت موسي 136 بار در قرآن مجيد ذكر شده و در بيست سوره از او سخن گفته شده است. بخشي از زندگي موسي با استناد به آيات قرآن نقل مي‌شود: فرعون مصر خوابي ديده بود كه طفلي در بني اسرائيل به دنيا خواهد آمد كه حكومت او را نابود خواهد ساخت. بنابراين دستور داده بود همه‌ي فرزندان پسر بني اسرائيل را هنگام تولد بكشند. مادر موسي او را از بيم كشته شدن بر اساس الهام الهي در صندوقي نهاد و در رود نيل انداخت. آسيه همسر فرعون او را ديد و از آب گرفت. موسي به امر الهي هيچ پستاني به دهان نمي‌گرفت تا اينكه مريم خواهر موسي، مادرش را به عنوان دايه به خاندان فرعون معرفي كرد. بدين ترتيب موسي در خاندان فرعون ولي در دامن مادر خودش پرورش يافت. موسي در نوجواني، در حادثه‌‌اي، هنگام دفاع از مردي از بني اسرائيل يك قبطي را به ضرب مشت كشت. سپس از مصر به مدين گريخت، در آنجا به خانه شعيب راه يافت و با دختر حضرت شعيب عليه السلام ازدواج كرد. شعيب مهر دخترش را ده سال خدمت موسي در خانه آنان قرار داد. موسي پس از پايان دوره خدمتگزاري‌اش، با همسرش، صفورا، عازم مصر شد. در وادي ايمن طور، در شبي سرد كه راه گم كرده بود، با ديدن نور تجلّي الهي، هدايت يافت و به رسالت مبعوث شد. او ماموريت يافت به مصر برود و فرعون را به توحيد و خداپرستي دعوت كند. او از خداوند درخواست كرد كه برادر كاردان و سخنورش، هارون عليه السلام، را نيز به دستياري او در انجام رسالت بگمارد، و خداوند پذيرفت. موسي در برابر فرعون آيات و معجزات زيادي نمايان كرد تا او را به خشوع وا دارد. از جمله آنكه عصايش را به صورت اژدها در آورد؛ يا از دستش فروغي همچون خورشيد ‌تاباند. اما فرعون همه اين معجزات را سحر و جادو خواند و ساحران كشورش را به مقابله با موسي دعوت كرد. ساحران شكست خوردند و به خداي موسي ايمان آوردند. كم كم بني اسرائيل به موسي ايمان آوردند اما فرعون نمي‌گذاشت آنها از مصر به شام هجرت كنند. به دعاي موسي بلاهايي بر فرعونيان نازل شد. موسي عليه السلام بني اسرائيل را كوچاند و فرعونيان كه در تعقيب ايشان بودند در بحر احمر غرق شدند. حضرت موسي عليه السلام سرانجام در 120 يا 126 سالگي در شب بيست و يكم رمضان درگذشت و در كوه نبأ يا نبو به خاك سپرده شد. 
داستان قوم بني اسرائيل؛ بني اسرائيل به فرزندان و نوادگان حضرت يعقوب پيامبر (عليه السلام) گفته مي‌شود. اسرائيل واژه‌اي عبري به معناي بنده خدا و نيز لقب حضرت يعقوب است. از اين رو به فرزندان و نوادگان آن پيامبر بزرگ الهي «بني اسرائيل» گفته مي‌شود. با رفتن حضرت يوسف به مصر و سپس هجرت حضرت يعقوب و ديگر فرزندانش به آنجا و فراوان‌شدن تعداد نوادگان آن پيامبر، بني اسرائيل به صورت خانداني پر جمعيت در مصر درآمد. اين جمعيت كه فرزندان و نوادگان دوازده پسر حضرت يعقوب بودند، به دوازده گروه يا دوازده سبط بني اسرائيل شناخته مي‌شدند كه در قرآن كريم از آنان با عنوان «اسباط» ياد شده است. امير مومنان عليه السلام فرمود:«يوسف عليه السلام به هنگام مرگ، بني اسرائيل را نزد خود فرا خواند و مصائب و گرفتاري‌هايي را كه در آينده براي آنها رخ مي‌داد بيان كرد؛ آنگاه به ظهور و بعثت حضرت موسي عليه السلام در ميان بني اسرائيل بشارت داد.» بني اسرائيل ساليان دراز زير شكنجه فرعون بودند تا اين كه حضرت موسي عليه السلام آنان را از عذاب فرعون رهانيد و از سرزمين مصر بيرون برد؛ ولي بني اسرائيل در غياب حضرت موسي به پرستش گوساله سامري روي آوردند و مورد خشم خداوند قرار گرفتند؛ و چنين شد كه به مدت چهل سال در بيابان سينا سرگردان ماندند. (سوره مائده ،آيه2).
درباره بني اسرائيل كتابهاي فراواني نوشته شده است و شما مي توانيد به آنها مراجعه كنيد.
داستان زندگي حضرت عيسي (ع)؛ حضرت عيسي در بيت لحم زاده شد. اين شهر در هشت كيلومتري اورشليم واقع شده است و حدود هزار سال قبل از ميلاد، داوود پادشاه در آن به دنيا آمده و بزرگ شد بود. سال ولادت حضرت عيسي تقريبا آغاز تاريخ ميلادي است. از احوال حضرت عيسي در دوره بلوغ و آغاز جوانيش در اناجيل و روايات رسمي چيزي مذكور نيست. قرآن مجيد به برخي از معجزات عيسي در كودكي، از قبيل زنده كردن پرنده هايي كه از گل ساخته بود و سخن گفتن در گهواره، اشاره مي كند. هنگامي كه عيسي به سي سالگي رسيد، به بشارت دادن آغاز كرد. تعليم اساسي او دو بخش داشت: 1. توبه كنيد؛ يعني از گناه دست برداريد و به سوي خدا برگرديد. 2. ولايت و سرپرستي خدا (ملكوت آسمان) را بر زندگي خود پذيرا شويد.
تا زماني كه حضرت عيسي به عنوان يك پيامبر در مورد نزديك شدن ملكوت آسمان پيشگويي مي كرد، مشكلي با مردم نداشت و پذيرش پيام او چشمگير بود. بسياري از كساني كه به آن حضرت ايمان مي آوردند، يقين داشتند كه وي به زودي پادشاه يك آرمانشهر خدايي خواهد شد. رهبران يهود هنگامي با حضرت عيسي به مخالفت برخاستند كه مشاهده كردند وي آرزوي آنان براي قيام يك مسيح فاتح را برنمي آورد و از سوي ديگر او بر ضد ناهنجاريهاي اخلاقي و رفتارهاي ناپسند آنان به ستيز برخاسته است. حضرت عيسي مسيح رهبران ديني خودپسند، رياكار و دنياپرست را به شدت سرزنش مي كرد. همين امر آنان را برانگيخت تا براي نابودي آن حضرت توطئه و اقدام كنند.
طبق تعاليم اناجيل، عيسي مصلوب شد، روي صليب مرد و او را دفن كردند. پس از سه روز، خدا او را از مرگ برخيزاند. وي چندين بار براي شاگردان خود ظاهر شد، سپس به آسمان رفت. (آشنايي با اديان بزرگ، حسين توفيقي)
سرگذشت بنى‏اسرائيل و حوادث تاريخى آن، در موارد متعددى از روايات و آيات قرآن تكرار شده است كه دليل آن اين است كه:
اولًا براى بنى‏اسرائيل( كه همان فرزندان يعقوب‏عليه السلام هستند) پيامبران بسيارى مبعوث شده‏اند همانند يعقوب، يوسف، موسى و عيسى‏عليه السلام و بنابراين پيامبران زيادى در بين آنان مبعوث گشته و حوادث زيادى در تاريخ آنها به وقوع پيوسته است كه حاوي نكات و مسائل پر ارزشي براي آيندگان مي باشد.
ثانياً شباهت هاي بسياري ميان حوادث و تحولات پيش آمده براى بنى‏اسرائيل با امت اسلام وجود دارد. در روايات نيز آمده است: هر آنچه بر بنى‏اسرائيل گذشت و براى آنان پيش آمد، دقيقاً براى مسلمانان نيز پيش خواهد آمد.
از جمله ويژگي بني اسرائيل دشمني، لجبازي، مادي گرايي و حس گرايي بوده كه اين خصيصه در كفار زمان پيامبر (ص) و جوامع امروزي نيز بوده و هست و قرآن و روايات قصه هاي آنها را تكرار كرده اند، تا مردم زمان هاي ديگر عبرت گيرند و دچار اين نوع بدبختي نشوند.
همانطور كه ذكر كرديم شايد بتوان گفت: علت توجه مكرر قرآن و روايات به زندگي حضرت موسي (ع) و قوم بني اسرائيل به دليل سرنوشت پر فراز و نشيب اين قوم و شباهت بيش از حدِ مقاطعِ زندگي آنها با حيات مسلمانان است.
به عنوان نمونه: داستان جنگ بدر در اسلام شباهت زيادي به سرنوشت همراهان طالوت (ع) دارد. بنابر شواهد تاريخي، تعداد مجاهدان هر دو سپاه، سپاه طالوت و سپاه پيامبر اكرم (ص) 313 نفر بوده و هر دو مقابل تعداد زيادي از مشركان به مبارزه پرداختند و در نهايت پيروز شدند. قرآن و روايات به داستان طالوت و همراهانش اشاره مي‏كنند و پايمردي و صبر آن گروه اندك را در مقابل گروه زيادي از كافران مي‏ستايد تا الگو و نمونه‏اي براي مسلمانان باشد.
بنابراين، ذكر تاريخ بنى‏اسرائيل در موارد متعدد، بدون حكمت و جهت نيست. از سوي ديگر تكرار داستان بنى‏اسرائيل حتي در سوره‏هاى قرآن نيز متفاوت است و هر تكراري جنبه خاص خود و هدفي خاص به خود را دنبال مي كند. به طور مثال در سوره هاي مكى به شكلي و در سوره هاي مدنى تكرارش به صورتي متفاوت است. در سوره‏هاى مكى، تأكيد بيشتر بر روى برخورد موسى‏عليه السلام با فرعون و اطرافيان او است اما در سوره‏هاى مدنى، عموماً از رابطه موسى‏عليه السلام با بنى‏اسرائيل و مشكلات اجتماعى و سياسى آنان صحبت شده است بنابراين تكرار آيات و برخى از داستان‏ها، بجا بوده و در هر جايي داراى حكمت خاصى است.
در پايان گفتنى است قوم بنى‏اسرائيل نمادى از يك جامعه بشرى است كه بهانه‏جويى، نافرمانى، راحت‏طلبى را به نمايش گذاشته و داستان آنها عبرت‏آموز است، از اينرو سرگذشت بنى‏اسرائيل، نماد اتمام حجت بر بشريت است.
منبع:پرسمان

پربازدیدها

پربحث‌ها