
نمونه هايي از مشورت پيامبر(ص) با مردم چنين است:
1. در منابع تاريخي آمده است، در جريان جنگ بدر وقتي پيامبر اكرم(ص) در منطقۀ بدر، پشت چاه، اردو زد، حباب بن منذر از آن حضرت پرسيد: آيا انجام اين كار بر اساس وحي الاهي بود يا نظر خود را اجرا كردي؟ پيامبر(ص) فرمود: «رأي من چنين بود.» حباب گفت: نظر من اين است كه چاه آب را عقب خود قرار دهيم تا در صورت عقب نشيني، چاه آب را از دست ندهيم. پيامبر(ص) نيز اين پيشنهاد را پذيرفت و محل استقرار نيروها را به مكان جديد تغيير داد.[3]2. آن حضرت، همراه تعدادي از اصحاب خود به قصد مكه، از مدينه خارج شد و فردي را براي تفتيش در ميان مشركان قريش فرستاد. پس از مدتي همان شخص، خبر آورد كه قريش، قصد ممانعت از سفر عمره شما را دارند. پيامبر(ص) فرمود: «اشيروا ايها الناس علي»؛ «اي مردم! به من مشورت بدهيد» در اين ميان، ابوبكر برخاست و گفت: «اي رسول خدا! ما به قصد زيارت خانۀ خدا از مدينه خارج شديم و نمي خواهيم خون احدي را بريزيم. پس به سوي خانۀ خدا رهسپار شويم؛ اگر مخالفت و ممانعت ورزيدند، آنها را مي كشيم» پيامبر(ص) فرمود: «امضوا علي اسم الله...»؛[4] به نام خدا عبور كنيد.
3. هنگام نزول آيۀ شريفۀ «اي كساني كه ايمان آورده ايد، هنگامي كه مي خواهيد با رسول خدا نجوا كنيد، قبل از آن صدقه اي بدهيد، اين براي شما بهتر و پاكيزه تر است و اگر توانايي نداشته باشيد، خداوند آمرزنده و مهربان است»،[5] پيامبر(ص) در بارۀ تعيين مقدار صدقه كه در آيه مشخص نشده است با حضرت علي(ع) مشورت كرد.[6]
4. همچنين پيامبر گرامى اسلام(ص) در جنگ احد – همان طور كه در پرسش آمده- نظر اكثريت را قاطع دانست و خروج از شهر را بر قلعه دارى و جنگ تن به تن در داخل شهر مدينه ترجيح داد.[7]
5. پيامبر اكرم(ص) در غزواتي مانند غزوه خندق نيز با سلمان فارسي مشورت كردند و نظر او را پذيرفتند.[8]
----------------------------------------
[1]. آل عمران، 159: «وَ شاوِرْهُمْ فى الاَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ الله يحب الْمُتَوَكِّلِينَ».
[2]. «إِنَ رَسُولَ اللَّهِ(ص) كَانَ يَسْتَشِيرُ أَصْحَابَهُ ثُمَّ يَعْزِمُ عَلَى مَا يُرِيد»؛ شيخ حرّ عاملى، وسائل الشيعه، ج 12، ص 44، مؤسسة آل البيت عليهم السلام، قم، چاپ اول، 1409ق.
[3]. ابن هشام، عبدالملك، السيرة النبويه، تحقيق: السقا، مصطفى، الأبيارى، ابراهيم، شلبى، عبد الحفيظ ، ج 1، ص 620، دارالمعرفة، بيروت، بي تا.
[4]. ابن كثير، أبو الفداء اسماعيل بن عمر، البدايه و النهايه، ج 4، ص 173، دارالفكر، بيروت، 1407ق.
[5]. مجادله، آيه 12: «يا ايها الذين امنوا اذا ناجيتم الرسول فقدموا بين يدي نجويكم صدقه ذلك خير لكم و اطهر فان لم تجدوا فان الله غفور رحيم».
[6]. حسكاني، عبيد الله بن عبدالله، شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، محقق و مصحح: محمودى، محمدباقر، ج 2، ص 315، التابعة لوزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامي، مجمع إحياء الثقافة الإسلامية، تهران، چاپ اول، 1411ق.
[7]. طبرسى، فضل بن حسن، إعلام الورى بأعلام الهدى، ج 1، ص 176، مؤسسه آل البيت(ع)، قم، چاپ اول، 1417ق؛ سبحاني، جعفر، فروغ ابديت (تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم)، ص 531، بوستان كتاب، قم، چاپ بيست و يكم، 1385ش.
[8]. ر.ك: ابن سعد هاشمي بصري، محمد، الطبقات الكبرى، تحقيق: عطا، محمد عبد القادر، ج 2، ص 51، بيروت، دار الكتب العلمية، چاپ اول، 1410ق؛ شيخ مفيد، محمد بن محمد، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج 1، ص 95 و 96، كنگره شيخ مفيد، قم، چاپ اول، 1413ق.
منبع : پرسمان


