امروزه هنگامی که درباره اندیشه یا آموزه ای اسلامی سخن به میان می آید که پسوند اسلامی بر آن نهاده شود پرسش رایجی بلافاصله مطرح می گردد که کدام اسلام و کدام قرائت و تفسیر از اسلام؟

سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
 گاه با تحلیل معرفت شناسانه نسبی گرا و تفکیک نومن از فنومن، بجای سخن گفتن از وحی و کلام شارع مقدس، از تعدد قرائت ها و برداشت های متفاوت سخن به میان می آورند.صرف نظر از این نکته کلیدی و توضیح در باب نادرستی نسبیت معرفت دینی، دو نگرش کاملا متفاوت در روزگار گذشته و حال در باب اسلام رواج داشته و دارد.
نگرش «اسلام جامع نگر» که در قرون متمادی توسط اندیشمندان و متفکران اسلامی مورد توجه و بازسازی قرار گرفته و نگرش «اسلامی گزینش گر» که در دهه اخیر رواج یافته است.
اسلام جامع نگر با پیش فرضهای کلامی در باب حجیت کلام خدا و پیشوایان دین، مجموعه آیات و روایات پیامبر و امامان معصوم را پس از وثوق به صدور و جهت آن در دایره متون دین قرار می دهد و از هیچ آیه و روایت صحیح السند و موثقی فروگذار نمی کند. در مقابل آن اسلام گزینش گر است که به دلایل سست و واهی نسبت به پاره ای از آموزه های دینی بی مهری نشان می دهد و بخش مهمی از روایات را از دایره متون دین خارج می سازد.
مفسران جامع نگر در مقام فهم گزاره های دینی به قواعد زبان شناسی و مفاهیم الفاظ و مقدمات و مبادی قطعی تمسک می جویند و در کسب معرفت دینی قطعی از پیش فرضهای ظنی بهره نمی گیرد به همین دلیل از تفسیر دین حداقلی در امان اند و لکن مفسران گزینش گر بدون رعایت احتیاط و توجه به روش صحیح فهم دین، تمام دستاوردهای علوم تجربی و ظنی را در تفسیر متون دین ریزش می دهند و بر این اساس انتظارات محدود خویش را از دین درک می کنند و بدون توجه به ناتوانی خود از درک کامل نیازهای دینی بشر به محدود کردن قلمرو دین می پردازند.طرفداران اسلام گزینش گر، معارف دینی را کاملا متاثر از خصلتهای درونی مفسران و قائم به رنگ و شخصیت آنها می دانند به گونه ای که معیار تشخیص صحت و سقم سره از ناسره را از داوران می ستانند و در مقابل مدافعان اسلام جامع نگر دقیقا پذیرای معیار صحت و سقم معارف دینی اند و فهم دینی را عینی و واقعی نه ذهنی و شخصی می شناسند.در اسلام گزینش گر سکولاریزم را بر پیوند دین با دنیا ترجیح می دهند و آن را تنها نسخه درمان دردهای جوامع می دانند و ایدئولوژی کردن دین را نمی پذیرند و همچون باطنی گرایان دوران اولیه و ثانویه اسلام، تنها به چهره عبادی و شخصی دین توجه می نمایند.
و لکن اسلام جامع نگر میان دین و دنیا، دین و سیاست، دین و مسایل اجتماعی، دین و توسعه، دین و امنیت، دین و اقتصاد، پیوندی ناگسستنی قایل است.
اسلام جامع نگر به حس و عقل بی مهری نشان نمی دهد و برای پاسخ هر پرسشی به جستجوی درون دینی نمی پردازد، رشد و تکامل علمی و عقلانی را سودمند می داند، «علم و دین » و «عقل و ایمان » را دو بال برای توسعه دنیا و سعادت آخرت می شمارد ولی تئوری پردازان اسلام گزینش گر به پاره ای از آموزه های دینی ادبار نشان می دهند و بدون توجه به بنیادهای فکری و نظری غرب، تابع دربست ابعاد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن روزگار می گردند.
حال برای تبیین دقیق این مطلب که اسلام جامع نگر منشا پیدایش انقلاب اسلامی ایران شده است ناچاریم به شاخصه های اصلی آن دو نقش آنها در شکل گیری انقلاب اشاره ای گذرا داشته باشیم.

1- دین به مثابه ایدئولوژی

اسلام به عنوان یک دین، علاوه بر ایمان به خدا و آخرت با ارایه قوانین و دستورات دینی در راستای تنظیم حیات دنیوی مطالب ارزشمندی را بیان نموده است که با ساماندهی آن آموزه های نظری و دستورات عملی می توان به نظام حقوقی اسلام، نظام تربیتی اسلام، نظام سیاسی اسلام، مکتب اقتصادی اسلام و...دست یافت شایان ذکر است که منظور از ایدئولوژی، دستگاه سیستمی و منظمی است که از اهداف و اصول اسلامی تشکیل شده و نیازهای فرهنگی و اجتماعی و تربیتی بشر را به استمداد عقل و تجربه پاسخ می دهد.

1- 1. دین اسلام و اقتصاد

استاد مطهری در باب پیوند اسلام با اقتصاد می نویسد: اسلام دو پیوند با اقتصاد دارد: مستقیم و غیر مستقیم.پیوند مستقیم اسلام با اقتصاد از آن جهت است که مستقیما یک سلسله مقررات اقتصادی درباره مالکیت، مبادلات، مالیات، حجرها، ارث، هبات، صدقات، وقف، مجازاتهای مالی در زمینه ثروت و غیره دارد...پیوند غیر مستقیم اسلام با اقتصاد از طریق اخلاق است.در این هت برخی مذاهب دیگر نیز کم و بیش چنین می باشند.اسلام مردم را توصیه می کند به امانت، عفت، عدالت، احسان، ایثار و منع دزدی، خیانت، رشوه، همه اینها در زمینه ثروت است. 
مکتب اقتصاد اسلامی جهت تحقق خود، اهداف خاصی را بیان کرده است که چگونگی اجرای این اهداف به مقتضیات زمان و مکان و تغییر اوضاع و شرایط، تفاوت پیدا می کند.
آیات و روایات، اهداف اقتصاد اسلامی را به دو جنبه سلبی و ایجابی تقسیم می کنند: آیاتی که به جنبه سلبی توجه دارند به نفی داشتن مال و ثروت به عنوان هدف نهایی اشاره دارند و آیاتی که بیانگر جنبه ایجابی می باشند به استقلال، خود کفائی، اقتدار، رشد و توسعه اقتصادی، عدالت اجتماعی، تحکیم ارزشهای معنوی و اخلاقی، عنایت می ورزند.- 1- 1) آیات مربوط به جنبه سلبی اهداف مکتب اقتصاد اسلامی
المال و البنون زینة الحیوة الدنیا و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثوابا و خیرا املا .(کهف، 46)
مال و پسران زیور زندگی دنیایند و نیکیهای ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر امید بهتر است.
یا ایها الذین آمنوا لا تلهکم اموالکم و لا اولادکم عن ذکر الله و من یفعل ذلک فاولئک هم الخاسرون. (منافقون، 9)
ای کسانی که ایمان آورده اید اموال و اولادتان شما را از یاد خدا مشغول نسازد و کسی که چنین کند زیانکار است.

2- 1- 1) آیات مربوط به جنبه ایجابی اهداف مکتب اقتصاد اسلامی

الف: توازن و تعادل اقتصادی
و لا تجعل یدک مغلولة الی عنقک و لا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا (اسراء، 9)
و دستت را بسته به گردن قرار نده و نه، به تمامی، آنرا باز نگه دار، پس آن وقت تهی دست به حالت ملامت بنشین.
ب: استقلال و عدم وابستگی اقتصادی
و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا (نساء، 141) و هرگز خدا راهی برای کافران علیه مؤمنان قرار نمی دهد.
ج: عدالت
لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط (حدید، 25)
ما پیامبران را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم به عدالت قیام نمایند.
د: توسعه اقتصادی
امام باقر (ع) می فرماید: من طلب الرزق من الدنیا استعفافا عن الناس و توسیعا علی اهله و تعطفا علی جاره لقی الله عز و جل یوم القیامه و وجهه مثل القمر لیلة البدر (فروع کافی، ج 5، ص 78)
کسی که دنیا را برای بی نیازی خود از مردم و گشایش بر خانواده اش و ابراز محبت به همسایه اش طلب کند خداوند عز و جل را در روز قیامت ملاقات می کند در حالیکه چهره او همچون قرص کامل ماه نورانی است.

3- 1- 1) و اما در باب اصول اقتصادی،

اسلام هم به آزادی فعالیت اقتصادی قایل است و هم به محدودیتهایی از جمله جلوگیری از احتکار و اجحاف در نرخ گذاری، مکاسب محرمه و حرمتهای اخلاقی تاکید می ورزد.
برای نمونه:
و لقد مکناکم فی الارض و جعلنا لکم فیها معایش قلیلا ما تشکرون (اعراف، 10)
شما را در زمین مکان دادیم و برای شما در آنجا معیشتها قرار دادیم ولی اندک سپاس می گذارید.
لا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل الا ان تکون تجارة عن تراض منکم (نساء 29)
اموال همدیگر را به ناروا مخورد مگر آنکه داد و ستدی با تراضی یکدیگر از شما اطفال [انجام گرفته] باشد.
4- 1- 1) با توجه به آموزه های دینی مذکور روشن می گردد که بی عدالتیهای اقتصادی، فاصله طبقاتی، کاهش دستمزد کارگران، تنزل ارزش قیمت نقره و پول که جملگی مورد نهی شارع مقدس واقع شده است، در نارضایتی اقتصادی مردم مؤثر می افتد.خانم کدی در این باره می نویسد: جا به جاییهای اقتصادی و سیاسی که در اثر تماس با غرب در ایران به وجود آمد از جمله شامل زوال اکثر صنایع دستی ایران، تبدیل بافندگان فرش به کارگرانی که برای دستمزد ناچیزی کار می کردند، تنزل بهای صادرات ایران در مقابل بهای واردات از اروپا و افت وحشتناک قیمت نقره، که پول رایج ایران بود.این پدیده ها، به همراه مشکل ایجاد یک بازرگانی مستقل از اروپا و نیز عدم امکان ایجاد کارخانه های تحت حمایت دولت، نارضایتی روز افزون اقتصادی مردم و در نتیجه ناخشنودی نسبت به رقبای اروپایی را موجب شد. 
نمونه دیگر تاثیر آموزه های مکتب اقتصاد اسلامی بر حرکتها و جنبشهای انقلابی، مربوط به سومین مسافرت ناصر الدین شاه به اروپا در سال 1889 می باشد.این مسافرت به تشویق وزیر مختار انگلیس در ایران، سر هنری درومند ولف انجام گرفت.هدف ولف از تشویق شاه به این سفر گسترش هر چه بیشتر منافع مالی انگلستان در ایران بود که تا حدود زیادی به موفقیت رسید.یکی از امتیازاتی که شاه در انگلستان امضا کرد اعطای حق ایجاد یک بنگاه بخت آزمایی و یا قرعه کشی در ایران بود که ملکم خان نیز از آن جانبداری می کرد.وقتی شاه به ایران مراجعت کرد با مخالفت وسیعی در مورد اعطای امتیاز بخت آزمایی رو به رو شد که بعضا از طرف افراد متدینی بود که قمار بازی را به حسب دستورهای قرآن حرام می دانستند.شاه امتیاز مزبور را لغو کرد. 
قصه تحریم تنباکو نمونه دیگری از نگرش جامع نگرانه به دین اسلام بود.شاه در بهار 1890 امتیاز، تولید، فروش و صادرات تنباکو ایران را به ترغیب و لف به یک تبعه انگلیس واگذار کرد در بهار سال 1891 زمانی که مامورین شرکت تنباکو، به ایران وارد شده و زمانهای معینی را برای فروش تمام تنباکوی تولیدی به شرکت اعلام داشتند، اعتراضات عمومی به امتیاز مزبور شروع شد.در دسامبر 1891 جنبش تنباکو به نحو اعجاز انگیزی اوج گرفت و به یک تحریم عمومی بر ضد فروش و استعمال این محصول انجامید. تحریم مزبور را حتی همسران شاه و غیر مسلمان نیز مراعات می کردند تحریم فوق بنا بر فتوایی بود که شخص میرزای شیرازی صادر کرده بود.
دولت در اوایل 1892 مجبور شد کل امتیاز مزبور را لغو کند.
 

2- 1) دین و سیاست

ادغام دین و سیاست در اسلام از زمان شخص حضرت محمد (ص) آغاز شد و با قوانین سیاسی و حقوقی جهت خاصی پیدا کرد. پس از هجرت پیامبر از شهر مکه و ورود به مدینه، سیاست عملی پیامبر به صورت حکومت ظاهر گشت و او رهبری سیاسی و در عین حال دینی جامعه خویش را بر عهده داشت. 
تاریخ اسلام شاهد جنبشها و حرکتهای سیاسی فراوانی بوده است که منشا دینی و اسلامی داشته است.قبل از بیان نمونه های تاریخی به مبانی تفکر سیاسی در متون دینی اسلام توجه می کنیم.
1- 2- 1) خلافت الهی انسان
وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض (نور 55) خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند وعده داده است که حتما آنان را در این سرزمین جانشین (خود) قرار دهد.
2- 2- 1) امامت و رهبری
و جعلنا هم ائمة یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصلوة و ایتاء الزکوة و کانوا لنا عابدین (انبیاء 73) :
و آنان (پیامبران) را امامان (و پیشوایانی) قرار دادیم که به فرمان ما هدایت می کردند و به ایشان انجام دادن کارهای نیک و بر پا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستنده ما بودند.
امام حسین (ع) در مقام تبیین امامت و حاکمیت سیاسی می فرماید:
فلعمری ما الامام العامل بالکتاب و القائم بالقسط و الدائن بدین الحق
بر جانم سوگند امام جز کسی که به کتاب خدا عمل می کند، و به قسط و عدالت قیام می نماید و راه حق را می پیماید، نیست.
حضرت علی بن موسی الرضا (ع) نیز چنین به توصیف امامت می پردازد:
ان الامامة خلافة الله و خلافة رسوله...ان الامام زمام الدین و نظام المسلمین و صلاح الدنیا و عز المؤمنین، الامام اس الاسلام الناهی و فرعه السامی...الامام عالم بالسیاسة، مستحق للرئاسة، مفترض الطاعة، قائم بامر الله، ناصح لعباد الله
امامت، خلافت و جانشینی خدا و پیامبرش است...امام زمامدار دین است و نظام بخش مسلمین اوست که دنیای مردم را آباد می کند و به مؤمنین عزت می بخشد.امام بنیان اساسی دین، رشد دهنده و فزاینده، شاخه ها و ثمرات دین به وسیله امام ظاهر می شود، امام آگاه به سیاست و شایسته زمامداری است اطاعت از او واجب است و بپادارنده امر خدا و دلسوز بندگان اوست.
احادیث فراوانی در باب رهبری و حاکمیت علمای اسلام تاکید داشته اند از جمله احادیث ذیل:
قال رسول الله: اللهم ارحم خلفائی (ثلاث مرات) و قیل یا رسول الله من هم خلفائک؟ قال الذین یاتون من بعدی و یروون حدیثی و سنتی و یعلمونها الناس من بعدی 
درود خدا بر جانشینان من باد سؤال شد ای رسول خدا چه کسانی اند جانشینان شما فرمود آنان که پس از من می آیند و حدیث و سنت مرا روایت کنند و مردم را تعلیم می دهند.
امام علی (ع) فرمودند
العلماء حکام علی الناس 
علماء حاکمان بر مردمند.
امام حسین (ع) فرمودند:
مجاری الامور بید العلماء بالله الامناء علی حلاله و حرامه زمام امور مردم به دست عالمانی است که علمشان از سرچشمه وحی گرفته شده باشد و امین بر حلال و حرام خدا باشند. 
امام صادق (ع) فرمود:
ینظر ان من کان منکم ممن قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا فلیرضوا به حکما فانی قد جعلته علیکم حاکما 
مردم باید دقت کنند و از میان کسانی که احادیث ما را روایت کنند و در حلال و حرام ما دقت کنند و احکام ما را بشناسند به حکم او راضی باشند من او را بر شما حاکم قرار دادم.
امام عصر (عج) در توقیع شریف فرمودند:
و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها الی رواة حدیثنا (احادیثنا) فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله
در حوادث و پیشامدها به روایان حدیث ما رجوع کنید زیرا آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدایم.
3- 2- 1) مسئولیت انسان
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم و اذا اراد الله بقوم سوءا فلا مرد له و مالهم من دونه من وال (رعد 11)
در حقیقت خدا حال قومی را تغییر نمی دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند و چون خدا برای قومی آسیبی بخواهد هیچ برگشتی برای آن نیست و غیر از او حمایتگری برای آنان نخواهد بود.
4- 2- 1) اصل مشورت
و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین (آل عمران، 159)
مؤمنان را در امر (اجتماعی) به مشورت بگیر پس آنگاه که اراده کردی بر خدا توکل کن که خداوند متوکلان را دوست دارد.
5- 2- 1) ظلم زدایی
لا تظلمون و لا تظلمون (بقره، 279)
نه ستم می کنید و نه ستم می بینید.
و لا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله من اولیاء ثم لا تنصرون (هود 113)
و به کسانی که ستم کرده اند متمایل مشوید که آتش به شما می رسد و در برابر خدا برای شما دوستانی نخواهد بود و سرانجام یاری نخواهید شد.
6- 2- 1) تحقق و گسترش عدالت
ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل (نساء، 58)
خدا به شما فرمان می دهد که سپرده ها را به صاحبان آنها رد کنید و چون میان مردم داوری می کنید، به عدالت داوری کنید.
ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی و ینهی عن الفحشاء و المنکر و البغی یعظکم لعلکم تذکرون (نحل 90)
در حقیقت، خدا به دادگری و نیکوکاری و بخشش به خویشاوندان فرمان می دهد و از کار زشت و ناپسند و ستم باز می دارد به شما اندرز می دهد.باشد که پند گیرید.
7- 2- 1) مبارزه حق علیه باطل
بل نقذف بالحق علی الباطن فیدمغه فاذا هو زاهق، و لکم الویل مما الویل مما تصفون (انبیاء، 18)
بلکه حق را بر باطل فرو می افکنیم، پس آن را درهم می شکند و بنا گاه آن نابود می گردد.وای بر شما از آنچه وصف می کنید.
8- 2- 1) نفی استکبار
و قال الذین لا یرجون لقاءنا لو لا انزل علینا الملائکة او نری ربنا لقد استکبروا فی انفسهم و عتوا عتوا کبیرا (فرقان، 21)
و کسانی که به لقای ما امید ندارند، گفتند «چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند یا پروردگارمان را نمی بینیم؟» قطعا در مورد خود تکبر ورزیدند و سخت سرکشی نمودند.
9- 2- 1) استضعاف
ان الذین توفیهم الملائکة ظالمی انفسهم قالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی الارض قالوا الم تکن ارض الله واسعة فتهاجروا فیها فاولئک ماویهم جهنم و ساءت مصیرا (نساء، 97)
کسانی که بر خویشتن ستمکار بوده اند [وقتی] فرشتگان جانشان را می گیرند، می گویند در چه [حال] بودید؟ پاسخ می دهند: ما در زمین از مستضعفان بودیم می گویند مگر زمین خدا وسیع نبود تا در آن مهاجرت کنید پس آنان جایگاهشان دوزخ است و دوزخ بد سرانجامی است.
10- 2- 1) حکومت و زمامداری
ما انزل الله بها من سلطان ان الحکم الا الله امر الا تعبدوا الا ایاه (یوسف، 40)
خداوند دلیلی بر [حقانیت] آنها نازل نکرده است فرمان و حکم رانی جز از آن خدا نیست دستور داده جز او را نپرستید.
و من لم یحکم بما انزل الله فهو اولئک هم الکافرون...هم الظالمون...هم الفاسقون (مائده، 44 و 45 و 47)
و کسانیکه به موجب آنچه خداوند نازل کرده داوری و حکم نکنند آنان کافرانند...آنان ستمگرانند...آنان نافرمانند.
11- 2- 1) حاکمیت خداوند و انبیاء
قل اللهم مالک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء بیدک الخیر انک علی کل شی ء قدیر (آل عمران، 26)
بگو بار خدایا، تویی که فرمانفرمایی، هر آن کس را که خواهی، فرمانروایی بخشی و از هر که خواهی، فرمانروایی را بازستانی و هر که را خواهی، عزت بخشی و هر که را خواهی، خوار گردانی همه خوبیها به دست توست و تو بر همه چیز توانایی.
و اتاه الله الملک و الحکمه و علمه مما تشاء (بقره، 251)
و خداوند به او (داود) پادشاهی و حکمت ارزانی داشت و از آنچه می خواست به او آموخت.
12- 2- 1) مقابله با دشمنان خدا
و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم و آخرین من دونهم لا تعلمونهم الله یعلمهم (انفال، 60)
و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبابهای آماده بسیج کنید تا با این [تدارکات] با دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان] دیگری را جز ایشان که شما نمی شناسید و خدا آنان را می شناسد - بترسانید.
13- 2- 1) جهاد در راه خدا
ان الذین امنوا و الذین هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله و الله غفور رحیم (بقره، 218)
آنان که ایمان آورده و کسانی که هجرت کرده و در راه خدا جهاد نموده اند آنان به رحمت خدا امیدوارند و خداوند آمرزنده و مهربان است.
انما المؤمنون الذین امنوا بالله و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فی سبیل الله اولئک هم الصادقون (حجرات، 15)
در حقیقت، مؤمنان کسانی اند که به خدا و پیامبر او گرویده و شک نیاورده و با مال وجانشان در راه خدا جهاد کرده اند اینانند که راست کردارند.
14- 2- 1) تاکید بر تشکیلات دینی
و من یتول الله و رسوله و الذین امنوا فان حزب الله هم الغالبون (مائده، 56)
و هر کس خدا و پیامبر او و کسانی را که ایمان آورده اند ولی خود بداند [پیروز است چرا که] حزب خدا همان پیروز مندانند.
15- 2- 1) نفی تسلط بیگانگان
و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا (نساء 141)
و خداوند هرگز بر زیان مؤمنان، برای کافران راه تسلطی قرار نداده است.
16- 2- 1) استقامت سیاسی و اجتماعی
و کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل الله و ما ضعفوا و ما استکانوا و الله یحب الصابرین (آل عمران، 146)
و چه بسیار پیامبرانی که همراه او توده های انبوه، کارزار کردند و در برابر آنچه در راه خدا بدیشان رسید، سستی نورزیدند و ناتوان نشدند، و تسلیم [دشمن] نگردیدند و خداوند شکیبایان را دوست دارد.
یا ایها الذین امنوا ان تطیعوا الذین کفروا یردوکم علی اعقابکم فتنقلبوا خاسرین (آل عمران، 146)
ای کسانی که ایمان آورده اید اگر از کسانی که کفر ورزیده اند اطاعت کنید شما را از عقیده تان باز می گردانند و زیانکار خواهید گشت.
17- 2- 1) صلح خواهی اسلام
فان اعتزلوکم فلم یقاتلوکم و القوا الیکم السلم فما جعل الله لکم علیهم سبیلا (نساء، 90)
پس اگر از شما کناره گیری کردند و با شما نجنگیدند و با شما طرح صلح افکندند، دیگر خدا برای شما راهی [برای تجاوز] بر آنان قرار نداده است.
18- 2- 1) اجرای حدود الهی
الذین ان مکنهم فی الارض اقاموا الصلوة و آتو الزکوة و امرو بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الامور (حج، 41)
همان کسانی که چون در زمین به آنان توانایی دهیم نماز بر پا می دارند و زکات می دهند و به کارهای پسندیده وامی دارند و از کارهای ناپسند باز می دارند و فرجام همه کارها از آن خداست.
19- 2- 1) نفی تبعیض
ان فرعون علا فی الارض و جعل اهلها شیعا یستضعف طائفة منهم ابناءهم و یستحیی نساءهم انه کان من المفسدین (آل عمران، 4)
فرعون در سرزمین [مصر] سر برافراشت و مردم آن را طبقه طبقه ساخت طبقه ای از آنان را زبون می داشت: پسرانشان را سر می برید و زنانشان را [برای بهره کشی] زنده بر جای می گذاشت که وی از فساد کاران بود.
20- 2- 1) وظایف مردم در نظام اسلامی
یا ایها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم من شی ء فردوه الی الله و الرسول ان کنتم تؤمنون بالله و الیوم الاخر ذلک خیر و احسن تاویلا (نساء، 59)
ای کسانی که ایمان آورده اید، خدا را اطاعت کنید.
منبع:پرسمان

پربازدیدها

پربحث‌ها