پرسش: مگر امام خميني مخالف ورود سپاه به بازار اقتصاد نبود؟ مگرمخالف دخالت سپاه در سياست نبود؟ مگر مخالف ورود نيروي نظامي به لبنان يا كشورهاي ديگر نبود؟

دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶ - ۰۰:۰۰
 
دخالت سپاه در سياست
الف) دخالت سپاه در اقتصاد:
در اين مورد جواب شما منفي است.خير حضرت امام مخالفتي با دخالت سپاه در فعاليت هاي اقتصادي و ورود به عرصه سازندگي نداشت. توضيح اينكه برابر اصل 147 قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي نيروهاي مسلح موظفند كه با حفظ آمادگي رزمي خود در برنامه هاي اقتصادي اجتماعي و فرهنگي دولت جمهوري اسلامي مشاركت كنند، كه در همين دوران اول انقلاب و دوران جنگ تلاش هاي گسترده اي را سپاه از ابتدا انجام مي داد تا بتواند در كنار برقراري امنيت و پدافند داخلي در امر توسعه هم تلاش هايي را داشته باشد. ولي گستردگي فعاليت هاي سازندگي سپاه بعد از جنگ بود كه با تشكيل قرارگاه سازندگي تلاش هاي گسترده اي را در زمينه راه سازي خطوط انتقال آب و گاز و اسكله سازي، ساختمان سازي، صنعت، كشاورزي و سد سازي، حمل و نقل دريايي و فعاليت هاي ديگري كه احساس نياز مي شد را انجام داده است. با تشكيل بسيج سازندگي به فرمان مقام معظم رهبري در نيروي مقاومت بسيج شكل ديگري از همكاري سپاه و بسيج در امر سازندگي كشور انجام شد. در همين بخش لازم است به فعاليت هاي امدادرساني كه سپاه در حوادث غير مترقبه انجام داده است اشاره اي كرد. زلزله هاي رودبار و منجيل و زلزله هاي كوچكي كه در سال هاي مختلف به وقوع پيوست، در خراسان، اردبيل، قزوين و جاهاي ديگر و به خصوص در حادثه دلخراش زلزله بم، سپاه توانست در همان ساعات اوليه با حضور گسترده و سريع خود و مديريت كردن بحراني كه به وجود آمده بود و به خصوص با ايجاد پل هوايي بين بم و ساير شهرها انتقال مجروحين و بعد از آن آوار برداري و كمك در امدادرساني به مردم تلاش چشمگيري را انجام دهد. قرارگاه سازندگي خاتم الانبياء نيز در پروژه هايي وارد مي شود كه اولاً براي كشور اهميت حياتي داشته باشد و ثانياً ساير شركت ها از انجام دادن آن عاجز بوده و يا با شرايط مالي چندين برابر حاضر به انجام آن باشند.

ب) دخالت سپاه در سياست:
در اين مورد جواب شما مثبت است بدين صورت كه حضرت امام ورود سپاه به عرصه حزب و بازي هاي سياسي را ممنوع دانسته است. توضيح اينكه حضرت امام بعنوان بزرگ منادي اسلام سياسي در دنياي كنوني، از اسلامي سخن گفتند كه مي تواند تمام سعادات دنيوي و اخروي بشر را تامين و او را به نيك روزي رهنمون گردد در حال كه تا قبل از ايشان اسلام به عنوان ديني مطرح بود كه تنها به بعد فردي افراد جامعه توجه كرده و نسبت به زندگي اجتماعي آنان فاقد برنامه مي باشد و هر چه هست بايد در دنياي شرق و غرب جستجو و از آن تبعيت نمود. امام در جايي صريحا قسم ياد كرده و مي فرمايند:« و اللَّه اسلام تمامش سياست است‏» (صحيفه امام ج‏1 ص 270).
ايشان شعار جدايي دين از سياست را شعاري استعماري دانسته و ابراز مي دارند:«شعار سياست از دين جداست، از تبليغات استعمارى است،كه مى‏ خواهند ملت هاى مسلمان را از دخالت در سرنوشت خويش باز دارند. در احكام مقدس اسلام، بيش از امور عبادى در امور سياسى و اجتماعى بحث شده است» و بر اين ادعاي خود به سيره نبوي اشاره و تاكيد مي دارند:«روش پيامبر اسلام نسبت به امور داخلى مسلمين و امور خارجى آن ها، نشان مى ‏دهد، كه يكى از مسئوليت هاى بزرگ شخص رسول اكرم (ص) مبارزات سياسى آن حضرت است» (صحيفه امام ج‏5 ص 185).
حضرت امام، قويا بر اين باورند كه اسلام قبل از اين كه ديني معنوي و عبادي باشد ديني سياسي است:«اسلام دين سياست است قبل از اينكه دين معنويات باشد» (صحيفه امام ج‏6 ص467). ايشان در جايي ديگر موضوع دخالت در امر سياست را از آموزه هاي تمام انبياء الهي دانسته و فرموده اند:« مسئله دخالت در سياست در رأس تعليمات انبياست» (صحيفه امام ج‏15 ص 213).
اما نكته اي كه در اين ميان مورد توجه و امعان نظر است اين كه امام ورود و دخالت در سياست را بر حسب طبقات اجتماعي، متفاوت مي دانند بگونه اي كه اين امر را براي علما از واجبات، براي نيروهاي مسلح (اعم از ارتش، سپاه، بسيج و ساير نيروهاي نظامي و انتظامي)، را ممنوع و غيرشرعي دانسته اند. آنچه در انديشه سیاسی امام قابل توجه است اين كه امام اصل آگاهي سياسي را براي تمامي طبقات و گروه هاي اجتماعي امري لازم و ضروري مي دانند اما نسبت به برخي از گروه ها كه نقش آن داراي حساسيت ويژه اي مي باشد مانند نيروهاي مسلح؛ آنان را از ورود و دخالت در مباحث سياسي و هرگونه تحزب منع نموده اند در عين حالي كه بر آگاهي سياسي نسبت به ايشان تاكيد دارند.
ايشان خطاب به نيروهاي مسلح مي فرمايند:« قواى مسلح از هر قشرى كه هستند، در حالى كه بايد داراى ديد سياسى باشند و هرگز كوركورانه عمل نكنند، نبايد در امورى كه سياست بازان در آن دخالت دارند داخل شوند» ( صحيفه امام ج‏14 ص 71). ايشان در ذيل همان سخن، به دلايل اين امر اشاره و فرموده اند:« زيرا اگر در امور سياسى وارد شوند:
1. كسانى كه در فن سياست ورزيده شده ‏اند بين آنان اختلاف ايجاد كرده.
2. هر گروه از آنان را به يك طرف كشيده و شيرازه ارتش ... از بنيان به هم مى ‏زنند.
3. نتيجه نهايى خود را كه اسارت كشور است به دست مى‏ آورند.
4. از خدمت به ميهن عزيز خود بازمانده.
5. به سوى شرق يا غرب كشيده خواهيد شد.
6. شما را به يك گروه نزديك و از يك گروه دور مى‏ سازد و شما را نسبت به يك قشر ملت بدبين مى‏ كند.»
امام با ديد الهي و فرانگري كه نسبت به مسايل مختلف داشتند حتي در پايان عمر شريف خود نيز از اين موضوع غافل نگشته و در وصيت نامه الهي - سياسي خود بر عدم ورود و دخالت قواي مسلح در مباحث سياسي و پرهيز از هرگونه تحزب تاكيد نموده و بيان مي دارند كه:«وصيت اكيد من به قواي مسلح آن است كه همان‌طور كه از مقررات نظام، عدم دخول نظامي در احزاب و گروه ها و جبهه‌ها است به آن عمل نمايند؛ و قواي مسلح مطلقاً، چه نظامي و انتظامي و پاسدار و بسيج و غير اين ها، در هيچ حزب و گروهي وارد نشده و خود را از بازي هاي سياسي دور نگه دارند. در اين صورت مي‌توانند قدرت نظامي خود را حفظ و از اختلافات درون گروهي مصون باشند» (وصيت نامه امام بخش ل).
بنابراين مي توان گفت امام به خاطر حفظ منافع و امنيت كشور، دخالت نيروهاي نظامي و انتظامي و به تعبيري كليه قواي مسلح كشور در احزاب سياسي و بازي هاي سياسي را به صلاح ندانسته و آنان را از اين امر، شديدا برحذر داشته اند هر چند آگاهي سياسي براي اين نيروها، امري اجتناب ناپذير مي باشد. براي تكميل جواب، پاسخ حجت الاسلام «علي سعيدي» نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران به نامه چندي پيش قائم مقام موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام(ره) كه در آن شبهاتي درباره عملكرد سپاه و بسيج در قبال حوادث پس از انتخابات مطرح شده بود، خدمتتان ارائه مي شود:
«1- بسياري از مسائلي كه در فضاي سياسي جامعه در مورد سپاه و بسيج از سوي برخي گروه هاي سياسي مطرح مي گردد بر اين مبنا استوار است كه سپاه يك نيروي صرفاً نظامي بوده و غير از نظامي گري هيچ گونه نقش ديگري را نبايد ايفا نمايد. صدر نامه شما كه در آن نسبت به موضع گيري هاي فرماندهان، روحانيون و مسئولان عقيدتي سياسي و اينجانب ايراد وارد شده، متأثر از همين ديدگاه است. آيا واقعاً سپاه يك سازمان انقلابي صرفاً نظامي است؟! اگر چنين است پس اين تهديدات غيرنظامي با ماهيت نيمه سخت و نرم عليه انقلاب اسلامي، جمهوري اسلامي و آرمان هاي حضرت امام (ره) را چه كسي بايد پاسخگو باشد؟! آيا سپاه براي مقابله با تهديدات، داراي رسالت، مأموريت و وظيفه نمي باشد؟! رجوع به قانون پاسخ اين سوالات را مي دهد؛ برابر نص صريح قانون اساسي، (اصل 150) فلسفه وجودي و ماندگاري سپاه پاسداران انقلاب اسلامي «نگهباني از انقلاب و دستاوردهاي آن» است. شك نمي توان كرد كه ايفاي اين نقش و مأموريت مستلزم شناخت و بصيرت خانواده بزرگ سپاه (سپاه و بسيج) از انقلاب، دستاوردهاي ارزشمند آن، آسيب ها و تهديداتي كه متوجه آن بوده و يا خواهد بود، راه هاي مقابله با مخاطرات و تهديدات و همچنين هوشياري و آمادگي مستمر، عالمانه و موثر براي دفاع همه جانبه در عرصه هاي مختلف است. همين خصوصيت، سپاه را از نيروهاي مسلح متمايز مي كند.
2- به استناد فصل اول اساسنامه سپاه پاسداران مصوب (15/6/1361) مجلس شوراي اسلامي، «سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نهادي است تحت فرماندهي عالي رهبر معظم انقلاب كه هدف آن نگهباني از انقلاب اسلامي، دستاوردهاي آن و كوشش مستمر در راه تحقق آرمان هاي الهي و گسترش حاكميت قانون طبق قوانين جمهوري اسلامي ايران و تقويت بنيه دفاعي جمهوري اسلامي از طريق همكاري با ساير نيروهاي مسلح و آموزش نظامي وسازماندهي نيروهاي مردمي مي باشد.»
3- بر اساس قوانين (قانون اساسي و قوانين مصوب مجلس شوراي اسلامي)، نيروهاي مسلح و از جمله سپاه تحت فرماندهي معظم كل قوا بوده و تدابير معظم له در خصوص اين نيروها در حكم قانون مي باشد. در سند رسالت سپاه كه به تصويب فرماندهي معظم كل قوا رسيده و به سپاه پاسداران ابلاغ شده، بر دفاع از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن در برابر تهديدات سه گانه سخت، نيمه سخت و نرم به عنوان رسالت سپاه تصريح شده است.
فصل دوم اساسنامه سپاه پاسداران در قالب 10 ماده و دو تبصره به تشريح مأموريت سپاه، حيطه و چگونگي انجام آن اشاره دارد و «مبارزه قانوني با عوامل و جريان هايي كه در صدد خراب كاري، براندازي نظام جمهوري اسلامي و يا اقدام عليه انقلاب اسلامي ايران مي باشند»، «مبارزه قانوني با عواملي كه با توسل به قوه قهريه درصدد نفي حاكميت قوانين جمهوري اسلامي باشند»، «پرورش و آموزش اعضاء سپاه طبق تعاليم و موازين اسلامي مبتني بر رهنمودهاي ولايت فقيه در زمينه هاي عقيدتي، سياسي و نظامي در جهت كسب توان لازم به منظور انجام مأموريت هاي محوله» و «برنامه ريزي، سازماندهي، اداره و فرماندهي و اجراي آموزش هاي عقيدتي، سياسي و نظامي اعضاء بسيج مستضعفين بر طبق موازين اسلامي» از جمله مقرره هاي اين فصل هستند.
4- به استناد مفاد حكم انتصاب به عنوان نماينده ولي فقيه در سپاه اولويت هاي ماموريت اينجانب در تصدي اين مسئوليت، تعميق معرفت ديني و ارتقاي بصيرت سياسي آحاد سپاه و بسيج است.
5- ماده 27 اساسنامه و مأموريت و وظايف مصوب دفتر (معاونت) سياسي نمايندگي ولي فقيه در سپاه به اشراف خبري - تحليلي بر محيط داخلي، منطقه اي و بين المللي، آگاه سازي سياسي و اطلاع رساني، ارتقاي سطح معرفت و بصيرت سياسي گستره مأموريتي سپاه به بهره گيري از شيوه ها و ساز و كارها در راستاي عمق بخشي آگاهي ها و ارتقاي بينش و بصيرت سياسي است.
با توجه به آنچه به طور مختصر در خصوص رسالت سپاه و نقش نمايندگي ولي فقيه در سپاه ذكر گرديد، بايد كار ويژه هاي سپاه در سال هاي اخير را ارزيابي نمود و درباره آن قضاوت كرد. اينجانب و تمامي فرماندهان و مسئولان سپاه به ديدگاه هاي حضرت امام (ره) در خصوص عدم ورود نظاميان به عرصه منازعات سياسي واقف بوده و ديدگاه هاي رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مد ظله العالي) در اين موضوع را كاملاً منطبق بر ديدگاه هاي حضرت امام (ره) دانسته و خود را ملزم و متعهد به رعايت آن مي دانيم.
مشكل اصلي در برداشت هاي نادرست عده اي از ديدگاه هاي حضرت امام (ره) است. برداشت هايي كه بر اساس آن سپاه را همانند ارتش، يك نيروي صرفاً نظامي دانسته و اين برداشت با حقايق و واقعيت ها مغايرت دارد. انقلاب اسلامي از سال هاي بعد از جنگ تحميلي تا به امروز با «تهاجم فرهنگي، شبيخون فرهنگي، قتل عام فرهنگي، تهديدات نرم و جبهه ناتوي فرهنگي دشمنان» مواجه بوده و اين تهديدات نرم بيست سال گذشته، اكنون به مرحله «جنگ نرم» رسيده كه رهبر معظم انقلاب اسلامي در تحليل وضعيت كنوني مي فرمايند: «ما با جنگ نرم دشمنان مواجه هستيم» آيا سپاه براي مقابله با اين جنگ نرم، وظيفه اي دارد يا نه؟ عده اي مسائل داخلي كشور را به رقابت سياسي بين دو جناح يا جريان سياسي خلاصه مي كنند و بر اساس آن اقدامات سپاه را جناحي پنداشته و بر اساس همين تحليل نادرست به سپاه انتقاد مي كنند.»[1]

ج) فرستادن نيروي نظامي به لبنان و ديگر كشورها:
اين موضوع داراي ابعاد مختلفي است كه نياز به بررسي دقيق دارد.
اول اينكه حضرت امام در مواقع مختلفي از اعزام نيروي نظامي براي دفاع از مستضعفين جهان سخن رانده است. «جنگ ما جنگ عقيده است، و جغرافيا و مرز نمى‏ شناسد.»[2] «البته ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجى و بين الملل اسلامى‏ مان بارها اعلام نموده ‏ايم كه درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستيم. حال اگر نوكران امريكا نام اين سياست را توسعه طلبى و تفكر تشكيل امپراتورى بزرگ مى‏ گذارند، از آن باكى نداريم و استقبال مى‏ كنيم. ما درصدد خشكانيدن ريشه‏ هاى فاسد صهيونيزم، سرمايه دارى و كمونيزم در جهان هستيم. ما تصميم گرفته ‏ايم، به لطف و عنايت خداوند بزرگ، نظام هايى را كه بر اين سه پايه استوار گرديده ‏اند نابود كنيم؛ و نظام اسلام رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه و آله و سلم - را در جهان استكبار ترويج نماييم. و دير يا زود ملت هاى در بند شاهد آن خواهند بود. ما با تمام وجود از گسترش باج خواهى و مصونيت كارگزاران امريكايى، حتى اگر با مبارزه قهرآميز هم شده باشد، جلوگيرى مى‏ كنيم. ان شاء اللَّه ما نخواهيم گذاشت از كعبه و حج، اين منبر بزرگى كه بر بلنداى بام انسانيت بايد صداى مظلومان را به همه عالم منعكس سازد و آواى توحيد را طنين اندازد، صداى سازش با امريكا و شوروى و كفر و شرك نواخته شود. و از خدا مى‏ خواهيم كه اين قدرت را به ما ارزانى دارد كه نه تنها از كعبه مسلمين، كه از كليساهاى جهان نيز ناقوس مرگ امريكا و شوروى را به صدا درآوريم.»[3] « ما مى‏ گوييم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستيم. ما بر سر شهر و مملكت با كسى دعوا نداريم. ما تصميم داريم پرچم «لا اله الّا اللَّه» را بر قلل رفيع كرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوريم. آرى، ديروز روز امتحان الهى بود كه گذشت. و فردا امتحان ديگرى است كه پيش مى‏ آيد. و همه ما نيز روز محاسبه بزرگترى را در پيش رو داريم.»[4].
دوم اينكه دخالت نظامي در ساير نقاط جهان بايد مطابق موازين بين المللي باشد و در قضيه لبنان نيز ماجرا اينگونه بود كه
الياس سركيس رئيس جمهور لبنان در پيامي به همه دولت‌ها و مجامع جهاني درخواست امداد نظامي، غذايي، دارويي و ساير اقلام حياتي نمود و هيچ‌كس جز ايران خميني به اين فرياد امدادخواهي لبيك نگفت. جمعي از بلندپايه ‌ترين مسئولين سياسي - نظامي جمهوري اسلامي ايران براي بررسي اوضاع و شرايط مظلومين منطقه در حالي وارد كشور سوريه شدند كه پايتخت آن به طور مستقيم زير بارش گلوله‌هاي توپخانه صهيونيست‌ها قرار داشت و وضعيت فوق‌العاده، تمام شهر را دربر گرفته بود. اعضاي اين هيأت عبارت بودند از: دكتر علي اكبر ولايتي وزير خارجه، سرهنگ سليمي وزير دفاع، محسن رضائي فرمانده سپاه پاسداران، محسن رفيق دوست مسئول تداركات سپاه پاسداران، سرهنگ علي صيادشيرازي فرمانده نيروي زميني ارتش و احمد متوسليان فرمانده تيپ 27 حضرت رسول (ص) در معيت حجت الاسلام علي اكبر محتشمي پور سفير ايران در سوريه قرار داشتند. هيأتي كه بر حسب دستور امام (ره) و ابلاغيه شوراي عالي دفاع جمهوري اسلامي ايران به رياست رئيس جمهور وقت آيت‌ا... خامنه اي به سوريه اعزام شده بود. (منبع، ص 8-757 و منبع ش 2 ص 276)
سوريه در ابتدا به متحد سنتي خود، روسيه شوروي متوسل شد تا از سوريه حمايت كند، اما با پاسخ سرد و امتناع‌آميز قطب كمونيسم جهاني مواجه شد پس به ناگزير دولت سوريه با استيصال از تمام كشورهاي عربي و اسلامي درخواست كمك فوري براي دفع تجاوزارت اسرائيل به عمل آورد، اما تنها كشوري كه به اين مددخواهي پاسخ داد جمهوري اسلامي بود. (منبع ش 2 ص 276).
آيت الله خامنه اي رئيس جمهور وقت و رئيس شوراي عالي دفاع، طي پيامي به حافظ اسد رئيس جمهور سوريه، ضمن اظهار تأسف از اين تهاجم نوشت: امروز وقت آن است كه امكانات انساني، تسليحاتي، تبليغاتي، سياسي و اقتصادي جهان اسلام عليه تجاوزات مكرري كه نسبت به حريم مستضعفان صورت مي گيرد، بسيج شود. جمهوري اسلامي ايران با وجود اينكه در جنگ است اعلام مي كند كه در حد توان، قواي خويش را وقف دفع حملات رژيم اشغالگر قدس به جنوب لبنان خواهد كرد (كيهان،17/3/61).
امام خميني(ره) در پيامي ضمن محكوم كردن حمله اسرائيل به جنوب لبنان و سوريه با آوردن كلمه استرجاع در ابتداي پيام، نارضايتي خود را از سكوت و بي‌تفاوتي كشورهاي اسلامي ابراز داشت. پيامي كه در 17 خرداد 1361 منتشر شد: من كلمه مباركه استرجاع را نه براي جنايات اسرائيل و شهادت و آسيب بسياري از مسلمانان مظلوم جنوب لبنان عزيز مي‌گويم، گرچه آن هم استرجاع دارد و نه براي شهرها و روستاهاي آن كشور اسلامي كه بدست جنايتكار رژيم صهيونيستي كافر اسرائيل، اشغال و خراب شده است، گرچه آن هم استراجاع دارد، و نه براي آواره شدن هزاران خواهر و برادر آن محيط مظلوم اسلامي گرچه آن هم استرجاع دارد.... بلكه براي بي‌تفاوتي كشورهاي اسلامي يعني حكومت هاي آن ها استرجاع مي‌كنم و ايكاش فقط بي‌تفاوتي بود. من استرجاع براي پشتيباني بسياري از حكومت ها از اسرائيل و صدام اين دو ولد نامشروع آمريكا مي كنم. من و هر مسلماني در هر جا هست بايد استرجاع كنيم براي كمك‌هاي مادي و معنوي دولت‌هاي كشورهاي اسلامي به آمريكاـ رأس جنايتكاران و اسرائيل و بعث عفلقي كه پياده كننده منويات شوم آمريكا و صهيونيسم جهاني است .
هيئت اعزامي ج.ا ايران كه در روز يكشنبه 16 خرداد 61 (يك روز پس از تهاجم) به سوريه اعزام شده بود پس از بررسي اوضاع و شرايط جبل سوريه و لبنان در جلسه مربوطه شوراي عالي دفاع كه در دفاتر امام (ره) در پنجشنبه 20 خرداد 61 تشكيل گرديد گزارش نهايي خود را ارائه داد و اعلام كرد كه: اسرائيل بر اكثر نقاط جنوب لبنان مسلط شده است و سوريه نمي‌تواند وارد جنگ شود .
پس از اين گزارش بود كه شوراي عالي دفاع تصميم به كمك به جبهه لبنان را آغاز كرد، آن هم در قالب اعزام نيرو به جبهه لبنان و سوريه. به اين ترتيب شوراي عالي دفاع با تأييد امام تصميم به اعزام نیروی نظامي به جبهه سوريه و لبنان را اتخاذ كرد بدين نحو اولين گروه از نيروهاي اعزامي در 21 خرداد 61 اعزام شد اولين هواپيماي كمك عازم سوريه شد.
جلسه دوم در يكشنبه 30 خرداد 61 در دفتر امام با حضور رئيس جمهور و رئيس شوراي عالي دفاع رئيس مجلس فرماندهي سپاه (محسن رضايي)، نيروي زميني ارتش (شهيد صياد شيرازي) وزير خارجه (دكتر ولايتي) و وزير دفاع (سرهنگ سليمي) برگزار گرديد.
سرهنگ سليمي و دكتر ولايتي پس از آنكه جلسه سران در دفتر رياست جمهوري در مورخه چهارشنبه 26 خرداد تشكيل شد و تصميم به اعزام هيأت بلندپايه سياسي - نظامي به سوريه را اتخاذ كرد در مورخه پنجشنبه 27 خرداد به سوريه اعزام و پس از بازگشت در همان روز يكشنبه 30 خرداد در جلسه بيت امام شركت كردند و اعلام نمودند كه: سوريه مايل به جنگ است ولي بايد مطمئن به كمك كشورهاي اسلامي باشد آنها از تركيه هم اجازه گرفته‌اند كه بتوانيم كمك‌هاي انسان دوستانه به سوريه منتقل كنيم .
نيروهاي اعزامي ج.ا ايران عبارت بودند بخشي از تيپ محمد رسول‌ا...(ص) و نيز بخشي از نيروهاي تيپ 58 تكاور ذوالفقار ارتش به فرماندهي حاج احمد متوسليان بودند كه براي اعزام به لبنان توسط شوراي عالي دفاع انتخاب شدند.
سران صهيونيسم و آمريكا، هرچند كه مقدمات توطئه خود يعني درگير كردن نيروهاي مسلح ايران در جبهه لبنان را موفق مي‌يافتند اما به شدت از شكسته شدن جو كاذب تبليغاتي خود درباره نيروهاي ايراني به هراس افتاده و از خطر ريشه‌يابي تفكر جهادي و انديشه اسلام ناب محمدي (ص) در قالب تفكر خميني (ره) در ميان نسل جوان لبناني و فلسطيني در وحشت و هراس به سر مي‌بردند، خاصه آنكه حاج احمد و نيروهايش از همان بدو ورود با جديت بي‌نظيري اقدامات خود را به ويژه در تمامي حوزه ها آغاز كردند. اهم اين اقدامات را چنين مي توان بر شمرد:
1. برگزاري جلسات متعدد نظامي با سران عالي رتبه نظامي سوريه مانند رفعت اسد برادر حافظ اسد. هدف از اين جلسات يافتن راهكارهاي مناسب براي اقدام نظامي بر عليه اسرائيل بود.
2. تشكيل تيم هاي متعدد اطلاعات و شناسائي براي نفوذ در عمق مناطق اشغالي و جمع آوري اطلاعات تاكتيكي از وضعيت نظامي دشمن صهيونيستي و نيز تهيه برآورد اطلاعاتي از نيروهاي نظامي اسرائيل و شناسائي نقاط ضعف و آسيب پذيري آن. لازم به ذكر است كه تيم هاي شناسائي ايراني در عمق هايي از مناطق اشغالي نفوذ و رخنه نمودند كه سوريها هيچگاه جرأت آن را نيافتند و لذا موجب تحسين و شگفتي آنها شد. جالب آنكه حاج احمد خود در بسياري از اين شناسائي ها حضوري فعال داشت و در اين مسير كارهاي خارق‌العاده‌اي را به ثبت رسانده بودند كه در دل تاريخ مكتوم مانده است .
3. ترسيم وضعيت ترتيب نيروي ارتش اسرائيل در جوار مرزهاي سوريه بر اساس گزارش هاي تيم هاي اطلاعاتي..
4. طراحي استراتژي نبرد با اسرائيل با جزئيات دقيق استراتژيكي، عملياتي و تاكتيكي توسط حاج احمد بر اساس اطلاعات جمع آوري شده تيم هاي اطلاعات و شناسائي و نيز متناسب با ترتيب نيروي دشمن.
5 . فراهم ساختن مقدمات آموزش انقلابيون مسلمان و شيعه لبناني در پادگان زبداني و نيز راه اندازي كمپ هاي آموزشي در منطقه بعلبك و دره بقاع لبنان.
اميد مبارزه با اسرائيل اما خيلي زود رنگ باخت چه اينكه نيروهاي ايراني و نيز مقامات سياسي تهران دريافتند كه سوري‌ها قصد جنگ نداشته و با آوردن بهانه هاي گوناگون وقت كشي مي كنند و بيشتر در پي آن هستند تا از نيروهاي ايراني به عنوان وجه‌المصالحه و برگ برنده در پشت ميز مذاكرات بهره برند و در واقع آنها در فكر تنها چيزي كه نيستند جنگ با اسرائيل است.
در اين زمان بود كه وضعيت جبهه سوريه - لبنان چند شاخصه كلي را به نمايش مي‌گذارد:
1. پي بردن رهبري نظام جمهوري اسلامي ايران به نيت اسرائيل از حمله به لبنان. در واقع هدف اصلي از اين اقدام دور كردن ذهن تهران از جبهه‌هاي جنگ و مشغول داشتن آن به جبهه لبنان بوده است.
2. گرفتن زمان و فرصت مناسب براي بازسازي ارتش بعث عراق كه در فتح خرمشهر به كلي نابود شده بود. در اين فرصت دول عربي با طرح مبهم مباحثي چون آتش‌بس و پرداخت غرامت در كنار جنگ لبنان به دنبال اخذ فرصت بودند تا تمام حاميان رژيم بعث ديگر بار ماشين جنگي عراق را كه در فتح خرمشهر منهدم شده بود از نو بازسازي نمايند آن هم با حضور مستقيم كارشناسان نظامي از اتحاد جماهير شوروي گرفته تا آمريكا، فرانسه، ‌انگليس و ....
3. عدم وجود اراده به جنگ در دولت سوريه و بازي سياسي با تهران بر سر نيروهاي اعزامي و عدم همكاري با اين نيروها من جمله عدم در اختيار گذاردن سلاح در دسترس آنها.
4. بسته شدن دالان هوايي تركيه بر روي پروازهاي نظامي تهران و از بين رفتن امكان ارسال نيرو و تجهيزات.
اين همه موجب شد تا حضرت امام در جلسه با حضور رئيس جمهور (آيت‌ا... خامنه‌اي) و رئيس مجلس (هاشمي رفسنجاني) اعلام كند كه: با حضور ما در آن جبهه با شرايط موجود مخالفت دارند و معتقدند كه عرب ها جنگ جدي نخواهند كرد و درگيري بيشتر ما باعث مي‌شود كه در جبهه جنگ با عراق دچار وقفه مي‌شويم و در آنجا هم به جايي نرسيم و در نهايت ايشان با اين امر موافقت كردند كه اگر به طور جدي از طرف سوريه جنگ شد، شركت كنيم.
حضرت امام (ره) در بياناتي راهبردي در روز 30 خرداد 1361 در جمع گروه كثيري از علما و ائمه جمعه پرده از طرح شيطاني دشمن برداشته و چنين فرمودند:« ... آمريكا مي‌دانست كه ما و ملت ما نسبت به لبنان حساسيت داريم و نسبت به اسرائيل هم از آن طرف حساسيت داريم. اين دام را آمريكا درست كرد، يعني آن نوكر خودش را فرستاد به اينكه حمله كند به لبنان و آن همه خسارت وارد كند و آن همه جنايات. و ما مي‌دانيم كه اگر ميليون ها جمعيت از بين بروند و يك مطلبي براي ‌آمريكا حاصل بشود و يك نفعي برسد، مي‌گويد همه بروند از بين اين را ما از ابر قدرت‌ها شناخته‌ايم. آنها در فكر اين نيستند كه در لبنان به زن و بچه مردم و به بلاد و اين مستمندان و بيچارگان چه مي‌گذرد، آنها دنبال اين هستند كه صدام را در اين طرف سر جاي خودش نگه دارند و ايران را كه از نظر آن ها خيلي اهميتش بيشتر از لبنان و جاهاي ديگر است براي آنها محفوظ بماند. اين نقشه اين است كه بگين را وادار كند به اينكه تو حمله كن به لبنان، لبنان كه تو حمله كردي، ايران حساسيت نسبت به او دارد و همه قوايش را متمركز مي‌كند در اينكه تو را از بين ببرد و اگر ايران از جنگ عراق غافل بماند، عراق كار خودش را انجام مي‌دهد و ايران در اينجا هم نمي‌تواند كاري بكند نقشه اين است».
حضرت امام (ره) با فراست و زيركي خويش با طرح استراتژي راه قدس از كربلا مي‌گذرد با تأكيد بر اولويت جبهه جنگ با عراق و مقدم داشتن آن، و درك اين مهم كه ايران توان جنگ هم زمان در دو جبهه را ندارد دستور بازگشت نيروهاي بلاتكليف از سوريه را صادر فرمودند. [5]
نتيجه: جمع ميان اين دو مورد اين نتيجه را مي تواند داشته باشد كه حضرت امام در دخالت نظامي در كشورهاي ديگر را به شرط درخواست رسمي آن كشورها منعي نمي ديدند و حتي استراتژي نظام را بر كمك همه جانبه به كشورهاي مستضعف جهان قرار داده اند. اما جايي كه خود آن ملت و دولت مورد ستم، تمايلي براي دخالت ايران نداشته باشند، هرگونه دخالتي نوع خواهد بود. بنابراين سطح دخالت ها را دولت هاي مبدأ مشخص مي كند و اين يك قاعده مسلم و پذيرفته شده بين المللي نيز هست. بسياري از دخالت هاي قدرت هاي بين المللي در ساير كشورها از جمله كشورهاي اسياي جنوب شرق و عربي منطقه نيز بر پايه همين اصل و به درخواست همين دولت ها انجام مي گيرد.

[1] http://www.sobhesadegh.ir/1388/0440/M09.HTM
[2] صحيفه امام ج‏21 پيام به ملت ايران در سالگرد كشتار خونين مكه (قبول قطعنامه 598)
[3] همان
[4] همان
[5] براي مطالعه منابع رك: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8707240805 و http://farsnews.com/newstext.php?nn=8803181103
نام سایت:پرسمان/اندیشه سیاسی

پربازدیدها

پربحث‌ها